موضوعات ‌مرتبط: اقتصادی مردم

a/152463 :کد

مردم سالاری یا ژنوساید مردمی

محمد حقیقی راد

  ﺳﻪشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۸ — ۰۸:۵۲
تعداد بازدید : ۲۴   
 تحلیل ایران -مردم سالاری یا ژنوساید مردمی

در چه زمانه عجیبی زندگی می کنیم که خداروشکر همه چیز در ایران بر وفق مراد است !!!!

در چه زمانه عجیبی زندگی می کنیم که خداروشکر همه چیز در ایران بر وفق مراد است !!!!
ما همه به ساز و برگ زندگی مدرن مجهزیم و توانسته ایم با سیاست های آب دوغ خیاری خود را به مرحله زندگی نباتی رسانیم و با افتخار در شعب ابیطالب زندگی کنیم بی آب ،بی برق و شایدم بی ذره ای ارفاق زندگی که از ما دریغش می کنند.
حال چرا در این تلخند روزگار سکوت اختیار و زبان را در کام خود گمگشته تاریخ کرده ایم و سخنی به عدالت نمی گوییم و به سر ما چه آمده است که همچون اسب اعساری به خدمت زندگی در آمده ایم و شده ایم پلی برای صعود افرادی که هوس زندگیشان ، هدف زندگیمان را گم کرده است؟
حال در این نوشتار به همه ی ابعاد ایجاد نارضایتی در کشور ما می پردازد و در صدد علت یابی مشکلات با زاویه ای خاص دارد که در آن اصطلاحی وجود دارد به نام "مود" که اشاره دارد به فرایند ذهنی افراد که بسیاری از رفتار روزمره انسان ها را شکل می دهد بطور مثال می گویند پیری اصلا به سن و سال نیست بلکه به تغییر "مود" است و ذهن یک فرد دچار تغییراتی می شود که می پذیرد پیر شده است و یا اینکه یک سلسله رفتاری را به حدی در خود نهادینه می کند که آن را به تدریج ملکه ذهنش می کند.
این مسئله وقتی خطرناک می شود که فرد دیگر تن به تغییر نمی دهد، بطور مثال دیده ایم که با وجود از بین رفتن برخی مشاغل چون نان خشکه ای، بسیاری از افراد هنوز در کوچه و خیابان مشغول جولان و کسب روزی اندک هستند چون به خود قبولاندند که سرنوشت همین است.
در کشور ما که مدیریت از جنس آزمون و خطاست بسیاری از مدیران چند دهه بر تارک امور در همه ی ابعاد و شئونات نشسته اند از تقنینی تا قضایی تا اجرایی و همچنان با تکنیک های قدیمی در شرف گره گشایی از مشکلاتی هستند که اصلا پاسخگوی نیاز امروز کشور نیست و اصرار بر حفظ آنها جز خسارت و ویرانی کشور نتیجه ای ندارد.
مدیریت های اتوبوسی و تیمی که در چند دهه اخیر شکل گرفته و آن را باید پوزخند به شایسته سالاری نامید، نیز یکی از "مود" های ذهنی است که بی توجه به نیازهای کشور در حال تولید خسارت و زیان برای کشور است.
مدیریت هایی که الویت اول آن شناخت و تعریف افراد در حلقه ی خودی های یا باند است و این افراد در هرکجای مدیریت و سیاست قرار گیرند اساسا مغزشان طوری شکل گرفته که تعریف راه حل مشکلات صرفا بر اساس توانمندی های اطرافیان و تکنیک های کهنه می باشد.
برای کشوری چون ما که از بسیاری از مراحل سیاسی و فرهنگی قدیم عبور کرده و مطالبات جدی در میان یکایک احاد جامعه نسبت به تمامی شئونات آن شکل گرفته برای خروج از مشکلات حاد ایجاد شده دو نیاز واجب امروز حس می شود، نخست مردم که باید به خود قبول کنند که دیگر نباید تحت هیچ شرایطی به فکر حل مشکلاتشان توسط آدم هایی باشند که چندین دهه رفتارهای یک شکل آنها را در خلاصه کردن جامعه ی ۸۵ میلیونی به افراد محدود پیرامون خلاصه کرده اند و جز خسارت چیزی به بار نیاوردند.
از سویی حکمرانان هم باید خود را برای پوست اندازی آماده کنند، حضور ۴۰ ساله ی برخی مدیران در شئونات مختلف کشور دیگر محلی از اعراب ندارد و امروز داریم می بینیم که راهکارها و اقدامات آنها نتوانسته مشکلات را از کشور حل کند در همین بعد نظامی که کشور توانسته جایگاهی در خاورمیانه بیابد شک نداشته باشیم که اگر جوانانی مثل تهرانی مقدم مجال نمی یافتند چیزی برای عرضه نداشتیم و حال باید پرسید چرا باید در ایران عزیز حادثه ای همچون اصابت موشک به هواپیمای اوکراینی از سوی پدافند هوایی خودی را داشته باشیم و آن را خطای انسانی بنامیم و باعث و بانی ان را مورد مجازات و مواخذه قرار ندهیم.
اکنون وقت آن فرا رسیده است که مقامات کشور با نگاهی به واقعیات کشور بپذیرند که برای حفظ کشور لباس گشاد مدیریت را از قامت نحیف افرادی که دچار "مود" ذهنی ناکارآمد هستند خارج کند. امروز نسل جوان از خود می پرسد که این وزرای ۴۰ ساله و این مدیران و طراحان ضعیف تا کی باید حفظ شوند؟!
آنچه اینجانب را دچار نگرانی می کند، این است که بحران ها دائما در حال بزرگتر شدن هستند و اقدامات دائما کم اثرتر و یک غفلت عجیب هم در بعد نظارتی و هم در بعد اجرایی می بینم. بطور مثال هم ILO و هم کارشناسان حوزه ی رفاهی و جمعیت شناسان بر این عقیده اند که صندوق های بازنشستگی در حال افول هستند و بحران در سال ۱۴۰۵ حتمی است و چالش بزرگی به نام حقوق بازنشستگان که اکنون هم وجود دارد به یک معضل ملی تبدیل می شود، اما به حدی "مود" مدیریت کشور در ایستایی قرار گرفته است که جز تماشا و زل زدن به چالش ها کاری نمی کند؟!
شاید بد نیست که به انبوهی از هشدارهای کارشناسان در مورد فرسایش خاک و لزوم آبخیزداری و ... نگاه کنیم که مورد توجه قرار نگرفت و همین می شود که امروز از زلزله کرمانشاه و تا سیل خوزستان ، لرستان و مازندران و حتی فقر سیستان

تبدیل به یک بحران می شود و من گمان دارم که سیر نگران کننده است.
متاسفانه بدترین جای کار اینجاست که به جای درک مشکل و پذیرش اشکال تصور بر سیاه نمایی شکل می گیرد و تا بحران شکل نگیرد و با چشمان حدقه زده بر آن نگاه نکنند، آرای جامعه شناسان و اقتصاد دانان و عالمان جامعه محلی از اعراب نمی یابد و این یکی از بدترین تراژدی هاست که متاسفانه با وجود تکرار مکرر سو مدیریت ها، چون " مود" ذهنی ثابت است، حل نمی شود. من گمان می کنم که بهترین مثل برای این یادداشت ضرب المثلی است که می گوید، همیشه مرگ برای پدر همسایه نیست و قطعا ما نیز در صورت تداوم ناکارآمدی ها و سو مدیریت ها دچار مشکلاتی دقیقا شبیه حکومت های دیگر می شویم؛ کافیست به بحران صندوق های بازنشستگی در یونان و آرژانتین و شیلی نگاه کنیم تا بفهمیم؛ زل زدن به چالش ها چه عواقبی برای کشورها به بار خواهد آورد‌ و بعنوان سخن پایانی باید از سران و مقامات ایران و بالاخص ریاست جمهور پرسید که آیا شما مملکت را اداره می کنید یا خدا نگهدار آنست؟زیرا که شما بجای اینکه در سیاستهای تان به فکر منفعت مردم و مردمسالاری بیشتر باشید ،سیاست های شما بیشتر شبیه ژنوساید مردم می باشد لطفا ذره ای هم به فکر مردم باشید.....

 

                               

  محمد حقیقی راد
  خبرنگار -کارشناسی ارشد حقوق بین الملل
  آدرس ایمیل : mohammad.Rad083@gmail.com
  آدرس سایت/وبلاگ:
  از همین نویسنده : کرونا و بحران جدید
مردم سالاری                    


  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :