موضوعات ‌مرتبط: سیاسی افغانستان

a/149204 :کد

حضور در قتلگاه مزار شریف پس از 13 سال

روایت سفیر پیشین از روز سیاه مزار شریف

  جمعه ۱۸ مرداد ۱۳۹۸ — ۲۲:۴۵
تعداد بازدید : ۶۷   
 تحلیل ایران -روایت سفیر پیشین از روز سیاه مزار شریف

؛ این حادثه و داغ بجامانده از آن مرا بر آن داشت که تصمیم حضور خانواده های شهدا به مزار شریف و بازدید از قتلگاه فرزندانشان را با استاد عطا، والی قدرتمند بلخ در میان بگذارم. ایشان هم با طیب خاطر پذیرفتند.

هفدهم مرداد ۱۳۷۷ ساعاتی پس از آن که طالبان به دنبال پیشروی‌های خود در شمال افغانستان شهر مزارشریف را به تصرف خود درآوردند، چند نفر که به نظر می‌رسید از افراد وابسته به این گروه شبه نظامی هستند ، وارد کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در این شهر شدند و افراد حاضر در ساختمان کنسولگری را به شهادت رساندند.

 

در سالروز این حادثه تاسف بار ،دکتر حسین مالکی سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در افغانستان در یادداشتی نوشت: ابتدا روز خبرنگار را به همه خبرنگاران دلسوز و کم توقع کشورمان در اقصی نقاط کشور تبریک عرض میکنم و یاد همه شهدای گرانقدر خصوصا شهیدان صارمی و خزاعی عزیز را که جسورانه لحظات و حوادث تاریخی را در پیچیده ترین شرایط افغانستان و سوریه به دنیا مخابره کردند و برای همیشه جاودان ماندند گرامی باد.

 

بی شک شهدای گرانقدر مزار شریف در زمره مظلوم ترین شهدای تاریخ انقلاب محسوب میشوند، نحوه شهادت همه عزیزان به طرز فجیعی در اتاقک چهار متری در زیر زمین، قصور برخی نسبت به جابجایی به موقع دیپلمات‌ها و موارد دیگری که دال بر مظلومیت بیشتر این عزیزان دارد.

 

وقتی که سفیر بودم در سفر به مزار شریف بازدیدی از قتلگاه دلاور مردان این مرز و بوم داشتم و با جمعی از شاهدان عینی این صحنه دلخراش صحبت کردم که مطالبشان دل انسان را کباب می‌کرد. آنها از جسارت برخی شهدا در آخرین لحظات عمرشان سخن فراوان گفتند. شهید صارمی عاشقانه در لحظات آخر نیز دست از مخابره حضور طالبان و مزدوران پاکستانی در داخل کنسولگری به تهران بر نمی‌داشت.

 

از شهید گرانقدر سردار سرلشکر ناصری می‌گفتند که علیرغم نفوذ زیادش در مزار شریف که به‌راحتی میتوانست از کنسولگری خارج شود و جانش را نجات دهد اما ترجیح داد در واپسین لحظات عمر با برکتش در کنار دوستانش باشد.

 

از شهید نجیب و پرکار ناصر ریگی سرپرست کنسولگری لب گشودند که مرتب با آقای دکتر (ب) در تهران صحبت میکرد که طالبان وارد مزار شریف شده اند و هر آن ممکن است به کنسولگری حمله کنند، لذا اجازه دهد تا فرصتی باقیمانده دیپلمات‌ها را از کنسولگری خارج کنند. ولی افسوس که به علت قصور و عدم پاسخ به موقع مسئولین وقت وزارت خارجه این فاجعه بوجود آمد.

 

از گفته های شاهدان محلی که با سوز حرف می‌زدند متاثر شدم و نیز توضیح  صحنه هایی که فرزندان ایرانی را داخل اتاقک چهار متری بردند و حتی وساطت برخی بزرگان شهر مبنی بر بیگناهی دیپلماتها و زیر پا گذاشتن قوانین بین المللی را هم نپذیرفتند و کینه توزانه به رگبار بستند و مظلومانه شهید کردند؛ این حادثه و داغ بجامانده از آن مرا بر آن داشت که تصمیم حضور خانواده های شهدا به مزار شریف و بازدید از قتلگاه فرزندانشان را با استاد عطا، والی قدرتمند بلخ در میان بگذارم. ایشان هم با طیب خاطر پذیرفتند، حتی قرار شد یکی از میادین شهر را به اسم شهدای مزار نامگذاری کنند.

 

علاوه بر آن در بازگشت به کابل با رئیس جمهور افغانستان و دیگر مقامات ارشد کشور هماهنگ نمودم که مشکلی از هر جهت از امنیت خانواده ها و دیگر گرفتاری‌های غیر منتظره بوجود نیاید. و همچنین موضوع به تهران به ارگانهای ذیربط پیشنهاد دادم. که ابتدا برخی از این پیشنهاد غافلگیر شدند که آیا بعد از ١٣ سال مگر میشود چنین خاطره ای را آن هم در یک کشور  بحرانی دو باره زنده نمود!؟

 

پس از مدتی مورد موافقت مسئولین مربوطه قرار گرفت. اما وزیر محترم وقت خارجه و برخی از دوستان ملاحظات آنچنانی داشتند. ولی وقتی این خبر در بین خانواده ها پخش شد، موجی از شادی و استقبال باعث شد که خانواده ها مرتب با سفارت تماس بگیرند و لحظه شماری برای این حضور تاریخی داشته باشند.

 

جالبترین تماس از دختر کوچک سردار شهید ناصری از مشهد بود که واقعا بنده و همه همکاران سفارت را منقلب نمود؛ زهرا خانم ناصری که در شش‌ماهگی بابا را از دست داده بود و در حسرت دیدار پدر مانده بود با حالتی خاص پشت تلفن، گفت: آقای سفیر خیلی خوشحالم منو دعوت کردید، من که پدرم را ندیدم ولی تنها آرزویم این بود که فقط محل شهادت پدرم را پس از سیزده سال ببینم و ....

 

به هر حال این سفر جذاب و پر ماجرا با همه مشکلات و حساسیت‌هایش (هماهنگی‌های دیپلماسی، تدارک قریب به پنجاه نفر از خانواده ها کوچک و بزرگ، اما و اگرهای در تهران در مورد این دیدار تاریخی ودیگر موارد مشابه ) انجام گرفت. در واقع تمامی تلاش سفارت و کنسولگریمان در مزار شریف و همچنین مقامات سیاسی و امنیتی دولت افغانستان این بود که این حضور معنوی و حساس خانواده ها به نحو شایسته ای بدون کوچترین دردسری انجام پذیرد.

 

زیباترین صحنه ها در این سفر که از نزدیک شاهد بودم. نماز خواندن مادران و همسران شهدا در آن اتاقک محل شهادت عزیزانشان بود، و شکر خداوند متعال که بقول اغلب مادران عزیز پس از سالها انتظار حالا احساس آرامش میکنند.

 

مقامات سیاسی و امنیتی و علمای شیعه و سنی ولایت بلخ و مزار شریف در چند روزی که خانواده های شهدای ایرانی مهمانشان بودند سنگ تمام گذاشتند. حضور مادران و فرزندان شهدا در محافل مردمی، شبهای شعر و چندین برنامه فرهنگی و اجتماعی خاطره انگیز بود. به قول والی ( استاندار ) بلخ حضور سه روزه خانوادهای ایرانی خصوصا در محل شهادت فرزندانشان، فرماندهان آلمانی و فرماندهان ناتو که مستقر در مزار شریف هستند را متاثر نمود که این نشانه‌ای است از فرهنگ غنی شهادت در جامعه ایرانی که سالهاست این نظام و انقلاب را در مقابل همه توطئه های دشمنان بیمه نموده است.

 

سالها بعد همکاران و مدیران همراهم در سفارت از این واقعه تاریخی و حضور پر رنگ این کاروان معنوی بعنوان بزرگترین و زیباترین خاطره از دوران ماموریت شان یاد نمودند. یاد همه همه شان بخیر و گرامی باد.

 

                               



  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :