موضوعات ‌مرتبط: اجتماعی دین و اندیشه

a/99133 :کد

دستهای بیعت...

ميلاد جهانتاب

  ﺳﻪشنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۵ — ۰۲:۴۰
تعداد بازدید : ۱۳۶   
 تحلیل ایران -دستهای بیعت...

غدیر، نام اقیانوس بی‌کرانی است که افق در افق، با آسمان نسبت دارد و موج در موج، هم‌آغوش عرش است، غدیر دستهای گره خورده فراوان بیعت است.

چیست این بهار خجسته؟ چیست این لحظه شگفت زیبا، زیبای شگفت؟ انگار این شگفتی تنها در آسمان نیست؛ گویی کره زمین را هاله‌ای از انوار سبز، احاطه کرده است!

 

گویی تکامل واپسین زمین، در حال شکل‌گیری است! این تنها معجزه نوروز نیست؛ این تنها شکوه آغازین بهار نیست؛ این نور، برای آسمانیان، آشناتر از زمینیان است.

 

امروز، روز تمام زیبایی‌هاست؛

روز تبلور عشق در تمام آینه‌هاست؛ روز زیبای «ولایت» است؛ روز تکامل مادی و معنوی آفرینش.

 

امروز، روز شکوفایی ولایت در قاموس خلقت است؛ یک روز «توحیدی» زیبا که ترجمان «عدل» الهی در قامت «امامت» است؛ ترجمان صداقتِ «معاد» در بلاغتِ «نبوت»، نتیجه تلاش هزاران پیام‌آور الهی.


صدای دلنشین حضرت جبرئیل علیه‌السلام است و جان مشتاق حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌و‌آله.


ندای وحی، جان و تن حضرت را می‌آشوبد و تبسمی دل‌نشین، بر لب‌های مبارکش می‌نشیند. احساسی سبک و شعف‌ناک، سراسر وجودش را فرا گرفته است.«کیست مولا، آنکه آزادت کند!»


اینک زمان، آغاز دیگری را تجربه می‌کرد. فصلی تازه در حال شکفتن و تبلوری تازه در حال شکل گرفتن بود؛ آغاز فصل عشق، فصل ارادت، فصل زیبای ولایت؛ فصلی که می‌طلبید دست‌های حضرت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله را برای توسل؛ برای دعا: دعایی به زیبایی اجابت: «اللهم وَالَ مَن وَالاهُ و عَادِ مَن عاداهُ، وانصُرْ مَن نَصَرَهُ، وَاخْذُلْ مَن خَذَلَهُ»


اندک اندک جمع‌ها به هم پیوست؛ نجواها به زمزمه‌های بلند بدل شد؛ آن‌گاه، چشم‌ها فراتر از نگاه‌ها به چهره زیبا و متبسّم پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله دوخته شد.

 

سکوت؛ سکوتی در نهایت زیبایی، آسمان و زمین را در بر گرفت. اینک، پیام‌آور خوبی‌ها بود و پیامی دیگر؛ پیامی که باعث شادمانی اهل دل و غمگینی نفاق‌پیشگان بود، پیام؛ پیام‌آور مهربانی به همه رسید.

 

اینک کائنات باید شاهد پیوند «امامت و نبوت» می‌شدند؛ پیوندی که انوار آن، با گره خوردن دست‌ها در همدیگر، تمامی آسمان و زمین را در برگرفت و ذره ذره هستی، شروع به تسبیح ذات اقدس باری‌تعالی کردند.


اینک خداوند، آرمانی‌ترین اندیشه را به پیامبر خویش ارزانی داشته بود؛ اندیشه‌ای که در جهان خاکی، تحولی عظیم و در جهان افلاکی، ذوقی سلیم، برای عبادت حضرت پرورگار به وجود می‌آورد. گویی هنگام عاشقانگی‌ها بود؛ هنگام به وجد آمدن تمامی سلول‌ها، با ذکر «یا علی».


فرمود: هر کسی را که من مولای اویم، علی مولای اوست؛ مولایی که شما را از بند خودپرستی‌ها آزاد خواهد کرد؛ «کیست مولا؟ آنکه آزادت کند».


هر دو دست، نشان عظمت همدیگر بودند؛ عظمتی که خداوند، آن را در ادیان دیگر بشارت داده بود؛ بشارت امامت و حکومت صالحین بر زمین! بشارت فصلی که عدالت الهی را در نقطه نقطه زمین مستقر کند. بشارت ولایت مولا امیر المؤمنین، عدل مجسم خداوند در زمین.


چه زیبا گفت رسول مهربانی بخند علی و دستی را که بالا می‌برم، ایستاده نگه دار! تا تاریخ زیر سایه آن بخندد، تا فردا از سر انگشت‌های تو اجازه ورود بگیرد، تا عشق حق داشته باشد از این همه باران بی‌وقفه‌ای که بر این دل‌های خسته باریدیم، بگوید!

 

حالا رنگین کمان چشم‌های تو معنای همه باران‌هاست؛ حالا منم و دست‌های تو و تویی دست نیاز این خاکِ مشتاق!


آن سوتر از برکه، در صحرا غلغله برپاست؛ شاد باش گویان از راه می‌رسند؛ امّا کائنات به تهنیت مردی می‌آید که صبوری سال‌های سخت فردا از چشم‌هایش هویداست و به همه دشنه‌هایی که در راهند با لبخندی به وسعت این کویر می‌نگرد...


بگذار سکوت علی پایانی باشد بر همه زخم‌های تاریخ؛ امّا فریاد آسمان از همین دقایق جاری برمی‌خیزد.

 

لبخند بزن علی! عید لبخند است، هر چند دلت اندوه کوه‌ها و سکوت چاه ها را بکشد... لبخند بزن مولا! لبخند بزن امام! لبخند...

                               

  ميلاد جهانتاب
 
  آدرس ایمیل :
  آدرس سایت/وبلاگ:
  از همین نویسنده :


  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :