موضوعات ‌مرتبط: سیاسی تحلیلی

a/100493 :کد

0

دولت های نیابتی آمریکا و رقابت های منطقه ای

  چهارشنبه ۰۷ مهر ۱۳۹۵ — ۰۰:۳۰
تعداد بازدید : ۲۷۵   
 تحلیل ایران -دولت های نیابتی آمریکا و رقابت های منطقه ای

امپراتوری سازی آمریکا به پشتیبانی رژیم های منطقه ای، به خصوص در خاورمیانه، آسیا و آمریکای لاتین متکی است.

امپراتوری سازی آمریکا به پشتیبانی رژیم های منطقه ای، به خصوص در خاورمیانه، آسیا و آمریکای لاتین متکی است. این رژیم های نیابتی نقش نظامی ارزشمندی را برای تضمین کنترل بر مناطق، جمعیت ها و قلمروهای همسایه انجام می دهند.

 

به گزارش تحلیل ایران امپراتوری سازی آمریکا به پشتیبانی رژیم های منطقه ای، به خصوص در خاورمیانه، آسیا و آمریکای لاتین متکی است. این رژیم های نیابتی نقش نظامی ارزشمندی را برای تضمین کنترل بر مناطق، جمعیت ها و قلمروهای همسایه انجام می دهند.


اما در روزگار اخیر ما شاهد بوده ایم که در همین نیابتی ها نیز تمایلی نسبت به سیاست های توسعه طلبانه– برای دنبال کردن مینی امپراتوری های خودشان-  در حال شکل گیری است.


هم اکنون رژیم های نیابتی با دنبال کردن جاه طلبی های محلی یا منطقه ای خود اختلاف نظرهای جدیدی با واشنگتن پیدا کرده اند. طی مدتی که امپراتوری آمریکا مجبور شده است در مواجهه با باخت های طولانی اش دست به صرفه جویی یا عقب نشینی بزند، مجموعه کاملا جدیدی از کشمکش ها ظهور کرده اند. مناطق جنگی پسا امپراتوری  نقاط تمرکز جدید هستند. رژیم های نیابتی امپراتوری معمولا در حال در دست گرفتن ابتکار عمل در مواجهه با رقبای منطقه ای شان هستند. در مواردی نیز این نیابتی های رقیب، «استادان» آمریکایی خودشان را به کناری می رانند و جاه طلبی های منطقه ای خودشان را به پیش می برند.


گسست امپراتوری تحت سیطره آمریکا که با خاتمه جنگ ها و کشمکش ها بسیار فاصله دارد، تقریبا بی هیچ شکی به جنگ های محلی بسیاری به بهانه «خودمختاری» یا «دفاع از خود» یا حفاظت از برادران نژادی خود- همانند نگرانی ناگهانی آنکارا نسبت به ترکمن های سوریه- منجر خواهد شد.

در ادامه برخی از مشهودترین این نمونه ها را مورد بررسی قرار می دهیم:


خاورمیانه: کشمکش ترکی- کردی- سوری


در طول سال های گذشته رژیم ترکیه در خط مقدم جنگ برای سرنگون کردن دولت بشار اسد در سوریه قرار داشته است.


ترک ها به عنوان نیابتی های آمریکا عمل کرده اند؛ آنها پایگاه های نظامی، تدارکات، آموزش و حفاظت های لازم را در کنار مبادی ورودی برای تروریست های وهابی برون مرزی فراهم کرده اند که در خدمت جاه طلبی های امپریالیستی آمریکا عمل می کنند.


 وقتی داعش قلمرویی را برای خود تصرف کرد و مقاصد آمریکا را مورد هدف قرار داد، واشنگتن هرچه گذشت بیشتر به  متحدان خود که عمدتا جنگجویان سکولار کرد بودند روی آورد. نیابتی های کرد واشنگتن قلمروهایی را هم از اسلام گرایان ضد آمریکایی و هم دولت ملی سوریه - به عنوان بخشی از دستور کار دراز مدت نژادی- ناسیونالیستی خودشان - بازپس گرفتند.


ترکیه که پیروزی های کردها در شمال سوریه را به عنوان سرمشقی برای نیروهای کرد خودمختار در داخل ترکیه می دید، دست به مداخله نظامی زده و با اعزام تانک ها، هواپیماهای جنگی و ده ها هزار سرباز به سوریه جنگی را برای قلع و قمع کردهای سوری نیابتی آمریکا به راه انداخت! ترکیه در این حمله دست به پیشروی زد و به بهانه جعلی مبارزه با داعش قسمتی از خاک سوریه را تصرف کرد. اما در واقع ترکیه  یک «منطقه امن» پهناور و مستعمراتی را برای کنترل کردها ایجاد کرده است.


رژیم اوباما در واشنگتن نسبت به این اقدام ترکیه اعتراض کرد، اما به طور کلی تمایلی به مداخله نداشت، در حالی که ترک ها، کردها را از  زادگاهشان در شمال سوریه در کارزاری وسیع برای پاکسازی نژادی بیرون می راندند. به این ترتیب جنگ ترکیه-کردها- سوری ها آغاز شده و اوضاع و شرایط کاملا از کنترل آمریکا خارج است.


هدف آمریکا برای برسرکارآوردن یک رژیم دست نشانده در سوریه ناکام مانده است، به جای آن ترکیه بخشی از خاک سوریه را به تصرف خود درآورده و کردها به جای بیرون راندن تروریستها، برای کسب خودمختاری ملی در برابر ترک ها دست به مقاومت زده و دمشق را با تهدیدی دیگر نسبت به حاکمیت ملی خود مواجه کرده اند.


این جنگ منطقه ای بی رحمانه که عمدتا توسط آمریکا و عربستان سعودی آغاز شده، نشان داده است که امپراتوری خاورمیانه ای آمریکا تا چه اندازه کوچک شده است.


آسیا: ژاپن، ویتنام، فیلیپین و کشمکش با چین


امپراتوری آمریکا در آسیا شاهد ساختن و ویران کردن دولت های نیابتی بوده است. بعد از جنگ جهانی دوم آمریکا، ژاپن، پاکستان، کره جنوبی، تایوان، فیلیپین، استرالیا و نیوزیلند را به عنوان دولت های نیابتی در تلاش برای تحت فشار گذاشتن و غلبه بر چین، کره شمالی و ویتنام با خود همراه کرد.


 مرکزیت راهبرد «محور آسیای» اوباما- کلینتون را مشارکت ترانس پاسیفیک شکل می دهد، اقدامی منحصر به فرد برای «متحد کردن» کشورهای آسیای تحت کنترل آمریکا به منظور منزوی کردن و تقلیل دادن نقش چین در آسیا.


 نیابتی های اصلی پس از جنگ جهانی دوم شامل کره جنوبی، فیلیپین و ژاپن پایگاه های نظامی، سرباز و پشتیبانی تجهیزاتی و لجستیک را فراهم کردند. ویتنام این جدیدترین «نیابتی در حال شکل گیری»، با وجود مرگ میلیون ها ویتنامی در طول جنگ آمریکا در هندوچین، از ورود تسلیحات پنتاگون که به سوی چین نشانه رفته اند استقبال می کند.


اگرچه اکثر نیابتی های آسیایی همچنان به حمایت های شفاهی از «دستورکار چین هراسانه» واشنگتن ادامه می دهند، اما آنها این کار را بر اساس شرایط خود انجام می دهند؛ یعنی از برانگیختن غضب اقتصادی چین اکراه می ورزند. در  طول کنفرانس اخیر آسه آن در لائوس(2016) این کشورها در برابر فشار واشنگتن برای محکوم کردن چین با وجود صدور حکم «دادگاه بین المللی» بر علیه ادعاهای ارضی پکن در دریای جنوب چین مقاومت کردند. به نظر می رسد که توانایی آمریکا برای اثرگذاری بر رخدادها از طریق «تریبونال های بین المللی» این کشور که در اروپا واقع هستند، تضعیف شده باشد. آمریکا نمی تواند راهبرد «محاصره» اقتصادی ترانس پاسیفیک خود را به دلیل مقاومت های داخلی و خارجی به اجرا بگذارد. در عین حال روابط نیابتی جدیدی شکل گرفته اند.


آلت دست های نیابتی در توکیو با مخالفت های ضد نیابتی فزاینده ای از سوی مردم ژاپن در مورد نقش کشورشان به عنوان یک پایگاه هوایی پرافتخار آمریکایی مواجه اند. در نتیجه توکیو با دقت راهبرد ضد چین خود را با شکل دهی پیوندهای اقتصادی عمیق تر با دولت های نیابتی جدید یا کوچک در هندوچین- فیلیپین و میانمار- دنبال می کند. ژاپن در مسیر توسعه روابط خود با این رژیم های نیابتی ضعیف تر، عملا زمینه را برای سیاست های اقتصادی و نظامی مستقل از آمریکا فراهم می کند.


شایان ذکر آنکه فیلیپین در دوره رئیس جمهور جدید خود دوترت، با وجود اینکه روابط نظامی نیابتی نواستعماری اش با واشنگتن به قوت خود باقی است، روابط بهتری را با چین دنبال می کند. جاروجنجال های رسانه های غربی بر سر سیاست های «حقوق بشری» دوترت، برخاسته از عدم توافق امپریالیستی واشنگتن با سیاست خارجی مستقل این کشور نسبت به چین است.


هند اگرچه به دنبال برقراری مناسبات نزدیک تری با آمریکاست و حتی همکاری مشترک نظامی با پنتاگون را پیشنهاد کرده، اما این کشور که مشتاق ورود به اقتصاد عظیم چین است، در حال امضای توافقنامه های تجاری و سرمایه گذاری حتی بزرگ تر از پیش با چینی هاست.


به عبارت دیگر نیابتی های آسیایی واشنگتن اولا اهداف مستقل خود را گسترش داده اند، ثانیا سپهرهای عمل مستقلی را برای خود تعریف کرده اند و ثالثا در مقابل اقدامات آمریکا برای تحمیل توافقنامه های تجاری مقاومت کرده اند.


نشانه بارز افول «قدرت نیابتی» آمریکا، «بی رغبتی» موجود در میان نیابتی های واشنگتن برای نشان دادن خصومت آشکار با پکن است. بلندگوهای مالی واشنگتن- نیویورک (نیویورک تایمز، واشنگتن پست، وال استریت جورنال) از سر خشم موعظه های قلدرانه ای را با توسل به  گمنام ترین و حاشیه ای ترین شخصیت ها از جمله یک سیاستمدار هنگ کنگی جزء، یک «مرد مقدس» تبتی تبعیدی  از کار افتاده و یک گله تروریست اویغوری ترتیب می دهد!


نیابتی های کم دوام واشنگتن در آمریکای لاتین


یکی از مهم ترین جنبه های امپراتور سازی آمریکا این است که این کشور با چه سهولتی توانسته نیابتی های تضمین شده ای را در آمریکای لاتین به دست آورد... و نیز اینکه آنها با چه سرعتی در حال تضعیف شدن هستند!


در طول سه دهه گذشته آمریکا به رژیم های نظامی نیابتی تکیه داشت که در دهه گذشته ساقط شدند و جای خود را به دولت های مستقل دادند. این دولت ها در حال حاضر با موج جدیدی از نیابتی های نئولیبرال جایگزین شده اند؛ مجموعه ای رنگارنگ از دلقک های الوات و نخبه که قادر به تشکیل یک منطقه امپراتوری محور  پایدار نیستند.


یک امپراتوری مبتنی بر دولت های نیابتی از لحاظی یک تناقض محسوب می شود. نیابتی های آمریکای لاتینی آنچنان به حمایت های بیرونی وابسته اند که فاقد محبوبیت و ریشه های توده ای داخلی هستند. اقتصادها و سیاست های اجتماعی کاملا نئولیبرال آنها، قادر به برانگیزش توسعه صنعتی که برای رشد اقتصاد لازم است، نیستند. نیابتی های آمریکای لاتینی چیزی جز تاراجگرانی صرف و عاری از مهارت های کارآفرینی تاریخی ژاپنی ها و ایدئولوژی ناسیونالیستی منضبط ترک ها نیستند


از این نظر نیابتی های امریکای لاتینی شباهت زیادی با طبقه الیگارشی حاکم فیلیپین دارد: آنها تسلیم را موعظه و فرمانبرداری را ترویج می کنند. همزمان با به چالش کشیده شدن امپراتوری آمریکا از سوی نیروهایی قدرتمند- مثل چینی ها در آسیا و کشمکش های داخلی- بی ثباتی در میان نیابتی ها و چرخش های سیاسی در آنها در حال ظهور است؛ مثل ظهور پدیده ترامپ در ایالات متحده.


نتیجه گیری


فارس نوشت : جنگ های امپریالیستی ادامه پیدا می کند...اما بی ثباتی داخلی، نفی سیاست های امپریالیستی از سوی توده ها، کشمکش های منطقه ای و جنگ های ملی نیز به شدت افزایش می یابد. افول امپراتوری این تهدید را در خود دارد که عصری از جنگ های بین نیابتی ها و کشمکش های چندگانه آغاز شود که ممکن است به نفع امپراتوری آمریکا باشد یا نباشد. جنگ عده ای معدود علیه عده ای زیاد، در حال تبدیل شدن  به جنگ عده ای زیاد علیه عده ای زیاد است. ولی گزینه های پیش رو در مواجهه با این چرخش های تاریخی کدامند؟


تنها ظهور جنبش های توده ای سازمان یافته و برخوردار از اجماع طبقاتی حقیقی است که می تواند پاسخ مثبتی را برای توفان پیش رو به دست بدهد.

                               



  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :