موضوعات ‌مرتبط: اجتماعی حوادث

a/10075 :کد

0

اعتراف وحشتناک قاتل ۱۷ ساله/ ماجرای درگیری مرگبار در قصابی

  دوشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۴ — ۰۷:۴۶
تعداد بازدید : ۳۲۲   
 تحلیل ایران -اعتراف وحشتناک قاتل ۱۷ ساله/ ماجرای درگیری مرگبار در قصابی

پسر قصاب محله که در درگیری با پرتاب چاقوی قصابی دوست خود را به قتل رسانده بود با تلاش ماموران آگاهی به دام افتاد.

پسر قصاب محله که در درگیری با پرتاب چاقوی قصابی دوست خود را به قتل رسانده بود با تلاش ماموران آگاهی به دام افتاد.
به گزارش تحلیل ایران ، ساعت ۱:۳۰ بامداد مورخه یک شهریور ۹۴ و از طریق مرکز فوریت های پلیسی ۱۱۰، یک فقره کشف جسد مجهول الهویه متعلق به جوانی حدودا ۲۰ ساله در میدان تبائین به کلانتری ۱۷۰ کهریزک اعلام شد.

با حضور مأموران کلانتری در محل و انجام بررسی‌های اولیه مشخص شد که این جوان به علت اصابت ضربات متعدد جسم تیز به قسمت های مختلف سر، گردن و سینه به قتل رسیده است.

با اعلام خبر کشف جسد به پلیس آگاهی، تیم بررسی صحنه جرم اداره دهم و تشخیص هویت پلیس آگاهی تهران بزرگ در محل کشف جسد حاضر شدند؛ در همان بررسی های اولیه مشخص شد که جنایت در محل دیگری رخ داده و عامل یا عاملین جنایت اقدام به انتقال جسد به محل کشف جسد کرده‌اند.

با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع قتل عمـد و به دستور رئیس شعبه ۱۰۱ دادگاه کهریزک، پرونده جهت رسیدگی در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.

همزمان با آغاز تحقیقات جهت شناسایی هویت جسد، اعضای یک خانواده با مراجعه به پایگاه نهم پلیس آگاهی و تشکیل پرونده با موضوع فقدان افراد عنوان داشتند که پسر ۲۰ ساله آنها بنام «محمدرضا . ب» در مورخه ۳۱ مرداد ۹۴ از منزل خارج و دیگر مراجعتی به محل سکونت خود نداشته است.

بلافاصله مشخصات جوان فقدانی با مشخصات جسد کشف شده در منطقه کهریزک مطابقت داده شد و کارآگاهان اداره دهم موفق به شناسایی هویت جسد ناشناس شدند که خانواده فقدانی نیز پس از حضور در پزشکی قانونی، جسد محمدرضا را مورد شناسایی قرار دادند.

با شناسایی هویت جسد، کارآگاهان در دومین مرحله از رسیدگی به پرونده به تحقیق از دوستان و افراد مرتبط با مقتول پرداخته و طی چندین نوبت دعوت از دوستان مقتول به یکی از آنها بنام سعید . الف ( ۱۷ ساله ) مشکوک شدند که بر روی قسمت مختلف بدنش آثار ناشی از درگیری وجود داشت، ضمن آنکه برابر تحقیقات بعمل آمده مشخص شد که مقتول در مورخه ۳۱ مرداد ۹۴ به همراه سعید بوده است؛ با هماهنگی مقام قضائی این شخص دستگیر شد و جهت ادامه تحقیقات در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.

سعید در اظهارات اولیه به کارآگاهان عنوان کرده بود: ۳۱ مرداد ۹۴ به همراه مقتول در پارک بودم اما در پایان شب از یکدیگر جدا شدیم و من به خانه آمدم و پس از آن دیگر از مقتول هیچ خبری ندارم فقط زمانی که قصد جدا شدن از یکدیگر را داشتیم، محمدرضا عنوان کرد که قصد دارد تا به منطقه شورآباد برود تا شخصی بنام مهرداد را ملاقات کند.

در ادامه تحقیقات، سعید که در خصوص چگونگی ایجاد جراحت های بر روی قسمت مختلف بدن و همچنین علت بهم ریختگی و داشتن حالت پریشان خود در شب حادثه - بنا بر اظهارات بدست آمده از اهالی محل که وی را در شب حادثه با حالتی پرشان و بهم ریخته مشاهده کرده بودند- پاسخ قانع کننده ای ارائه نکرده بود، سرانجام ۱۵ شهریور ۹۴ لب به اعتراف گشود و به ارتکاب جنایت اعتراف کرد.

سعید در خصوص شب جنایت به کارآگاهان گفت: «۳۱ مرداد ۹۴ به همراه مقتول در پارک نشسته بودیم؛ چند دقیقه‌ای نشستیم تا اینکه در ساعت ۳۰ دقیقه بامداد با محمدرضا خداحافظی کرده و به مغازه پدرم رفته تا یخچال مغازه را خاموش و مغازه را ببندم؛ ناگهان متوجه حضور یک نفر در پشت سر خود در مغازه شدم که این شخص مرا به سمت عقب مغازه هل داد.

ادامه داد: محمدرضا بود؛ ابتدا فکر کردم که دارد شوخی می کند اما ناگهان چاقو را از روی تخته مغازه برداشت و ضربه ای را به سمت سینه ام پرتاب کرد !! که من خود را به عقب کشیدم اما با این وجود قسمتی از چاقو به سینه ام برخورد کرد؛ پس از آن مجدداً ضربه ای دیگر این بار به سرم زد که سر و صورتم پر از خون شد.

او گفت: با مقتول درگیر شدم و قصد فرار داشتم اما نمی توانستم؛ نفهمیدم چطور چاقو را از دستش گرفتم و به سمتش بردم تا فرار کنم؛ خیلی ترسیده بودم، گیج بودم، متوجه نبودم که دارم چه کار می کنم؛ چند ضربه چاقو به سمت مقتول پرتاب کردم اما نفهمیدم که چاقو چطور وارد بدنش شد؛ فقط می خواستم فرار کنم که دیدم محمدرضا افتاد روی زمین، در آن موقع بود متوجه شدم که چه کار کردم.

متهم افزود: مانده بودم که چه کار کنم، سر و صورت و تمامی لباس هایم خون آلود شده بود البته نه خون مقتول بلکه خون خودم بود. به سرعت به خانه رفتم و ماشین پدرم را برداشته و مجددا به مغازه بازگشتم؛ جنازه مقتول را سوار صندلی عقب ماشین کردم و جنازه را به محل کشف جسد منتقل کردم. ماشین و سپس مغازه را تمیز کردم و پس از آن به خانه رفتم و خودم را شستم. آن شب تمام شد تا اینکه توسط آگاهی دستگیر شدم.»

سرهنگ کارآگاه آریا حاجی زاده معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ با اعلام این خبر به خبرنگار مهر گفت: با توجه به اعتراف صریح متهم به ارتکاب جنایت، قرار بازداشت موقت از سوی مقام قضائی صادر شد و متهم جهت انجام تحقیقات تکمیلی و مشخص شدن علت و انگیزه درگیری منجر به جنایت در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است.

منبع : مهر

                               

نیروی انتظامی     حوادث     پلیس     قتل        


  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :