موضوعات ‌مرتبط: سیاسی تحلیلی

a/101 :کد

روزگار سپری شده مردمان ریش سفید در سیاست؟

رضا نصیری حامد

  پنجشنبه ۰۸ آبان ۱۳۹۳ — ۰۰:۰۰
تعداد بازدید : ۳۱۲   

جامعه سیاسی برآمده از مجموعه نیروها و گروه هایی است که هرچند در کلیات و اصول خاصی مشترک و سهیم هستند، با این حال به لحاظ سلایق خویش دارای خطوط تمایز و تفکیک مشخصی نیز هستند که ریشه در باورها و نگرش‌های متفاوت و مختلف این گروهها و البته منافع آنها دارد؛ منافع تنها دستاوردهای مادی و ملموس نیست و لذا ترجیحات و ارزش های هر گروه و دسته ای را نیز می توان در زمره منافع آنها برشمرد. نظام های ارزشی و مبتنی بر ایدئولوژی و مرامی خاص چون در سطح کلان بر دسته ای از اصول و ارزش های خاص تأکید وافر دارند، از این رو برآنند که همه و یا اکثریت نیروها و افراد به ویژه افراد و گروههایی که در زمره معتقدان اصلی به نظام سیاسی قرار دارند، از ویژگی یکپارچگی خاصی برخوردار باشند اما با این حال تفکیک و تمایز نیروهای سیاسی نیز چیزی است که در عمل رخ می دهد. البته وحدت در کلیات برای هر جامعه ای مطلوب و خواستنی است اما باور و رعایت به تفکیک و تمایز گروهها و دسته های فعالان سیاسی را نیز نباید یکسره منفی و مختل کننده وحدت کلی مطلوب جامعه برشمرد. در واقع به شرطی که قواعد و بسترهای بازی سیاسی نهادینه شده باشد، از تکثر و تنوع گروه بندی های سیاسی باید استقبال نموده و آن را به لحاظ شکوفا شدن ظرفیت های مختلف جامعه دارای موهبتی بی همتا برشمرد. این مهم مستلزم آن است که علاوه بر شکل گیری و تکوین نهادها و ساختارهای لازم در این خصوص، سنتی از کاربرد عملی و عینی رقابت و تلاش سیاسی نیز نهادینه شده باشد و حتی شاید مهم تر از وجود نهادمندی های لازم، آن است که وجدان جمعی خاطره و روایت مناسب و مطلوبی از این قبیل فعالیت های حزبی و گروهی متنوع داشته باشد و از این رو جوامعی که با وجود انجام برخی از فعالیت های سیاسی در آنها چندان از شرایط آن زمان و نتایج آن رضایت خاطری نداشته باشند و نتوانند آن را در چارچوب دیدگاه های خویش توجیه و تبیین نمایند، به احتمال زیاد از چنین امری نیز استقبال نخواهند نمود. خطر تقلیل و فروکاستن کثرت برآمده از بطن اجتماع به وحدت اندیش های تصنعی در حوزه سیاسی در چنین جوامعی دور از ذهن نیست و بسیار محتمل است که چنین دگردیسی مهمی چشم بر واقعیات بسیاری بپوشاند و با روش پاک کردن صورت مسئله عملاً موضوعات چالش برانگیز را به بوته فراموشی سپارد. البته نمی توان اذعان نکرد که این شیوه برای مشروعیت افزایی و یا ایجاد انسجام و یکپارچگی است و از سوی بسیاری از نظام های سیاسی به کار می رود. هر چه نظام سیاسی خواهان تمرکزگرایی ایدئولوژیک بیشتر و افزون تری باشد، میل آن به وحدت سازی ولو با تأکید و استفاده از هنجارهای غیر رسمی هم بیشتر خواهد بود. یکی از  این شیوه ها که عمدتاً مسلک و اسلوبی سنتی و شکل گرفته در گستره زمانی است، شیوه مبتنی بر نوعی استفاده از منزلت و سرمایه اجتماعی بزرگان و زعمای قوم و به اصطلاح پذیرش ریش سفیدی ایشان است. البته در قرائت های ملایم تری از وحدت اندیشی همچون مدل کمابیش متداول در کشورمان که میل کامل به برساختن وحدتی تحمیلی نداشته و بر عکس وجود تنوعاتی از رقابت سیاسی را در حد و اندازه های کنترل شده ای از آن می پذیرد، فعالیت زعمای قوم و ریش سفیدی ایشان عموماً  جایگزین و نیز نفی کننده فعالیت حزبی و گروهی نیست بلکه در بهترین حالت می تواند به عنوان مکمل فعالیت حزبی به شمار آید گویی که گاهی میل و تمایل در برخی بزنگاه ها و مواقع خاص بر این قرار می گیرد که تا حد امکان مصلحت بزرگتر مورد تشخیص و اصرار این بزرگان خواسته های احزاب مربوطه را تحت الشعاع قرار دهد. اما سخن بر سر مطلوبیت و نیز امکان چنین امری است که تا کجا شدنی و تا به چه میزان محقق شدنی است.

اگر توافقی ولو ضمنی بر سر مباحث فوق وجود داشته باشد، می توان از موضوع حزب و تفاوت آن با جبهه در دسته بندی های بین گروه های سیاسی نام برد که در مقاطع مختلفی از تاریخ معاصر کشورمان نیز نمودهایی داشته داست؛ مهم ترین و مشهورترین آن را می توان در همکاری تا حدود زیادی موفق تشکیل جبهه ملی برای ملی شدن نفت برشمرد. چنین تشکلی معمولاً برای دوران گذار و یا زمان و هدف خاصی بنیان گردیده و بسیار هم محتمل است که پس از سپری شدن آن موضوع خاص هر یک از اینها به دنبال فعالیت سیاسی در قالب دلخواه و طبق اصول و موازین خاص خود باشند و این یعنی همان فعالیت حزبی که چون در درجه نخست وجه استقلالی و متمایز آن برجستگی و نمود دارد، گاهی برای وحدت اندیشان و دعوت کنندگان به وحدت به ویژه بزرگان و سالخوردگانی که نقش پدران و بزرگان و زعمای قوم را بر عهده دارند، دغدغه خاطر می شود که مبادا اسباب تفرقه و چنددستگی میان نیروهای به تعبیری خودی یک نظام و سیتم سیاسی را فراهم آورد. با عنایت بدین موارد همان گونه که اشاره شد، در کنار و گاهی نیز فراتر و افزون تر از رقابت و شرایط خاص سیاسی و رقابت های مترتب بر آن، ریش سفیدی بیشتر مبتنی بر نوعی احترام به پیشکسوتان وادی سیاسی و گروه های سیاسی است. آیا با وجود دسته بندی های متداول و بلکه متکثر پیوسته ای که افراد را بیش از هر زمان و موقعیت دیگری در موقعیت و شرایط ناشی از لزوم فعالیت در قالبی مشخص و معین قرار می دهد تصمیم گیری را بر عهده ایشان می نهد، همچنان می توان از مقوله ریش سفیدی سخن گفت یا اینکه روزگار این دسته از مردمان سپری شده است؟ جواب هر چه باشد نباید آن را از منظر نوعی بی اعتمادی و یا در نظر نگرفتن تلاش ها و زحمات بزرگان و پیشکسوتان این وادی در نظر گرفت بلکه سخن در آن است که سلایق حتی درون یک دسته و بخش از فعالان سیاسی تا بدانجاست و شرایط چنان مستلزم این وضعیت است که خود به خود نوعی تمایز میان این گروهها دیده می شود. نمونه مشخص این مسئله شرایط اصول گرایان از جمله در حدود یک دهه اخیر وضعیت است. در انتخابات ۱۳۸۴ نظر به تعدد کاندیداهای متعلق به جبهه اصول گرایان، ریش سفیدی یکی از بزرگان این اردوگاه یعنی حجه الاسلام و المسلمین ناطق نوری مطرح شد و از قضا طیفی که پشت سر یکی از فعالاترین کاندیداهای این طیف قرار گرفته بود، و در نهایت هم با جدا شدن از جبهه اصلی اصول گرایان برنده انتخابات شد، از این ریش سفیدی استقبال ننموده و به تعبیر برخی ها بازی درون گروهی این طیف را بر هم زدند. می شد همان زمان این برداشت را داشت که گویی رقابت سیاسی در منظر نیروهای همفکر و همجهتی همانند اصول گرایان نیز مقتضی تقسیم بندی های جدید شده است که فراتر از ریش سفیدی بزرگان می رود. یک نکته ظریف هم این است که چه بسا کسانی از عنوان و کارت بازی گروهی جا افتاده استفاده نمایند و با این حال تمایل به همراهی با همه منویات آن گروه نداشته باشند در چنین شرایطی اگر ریش سفیدی نتواند وحدت و تجمیعی مصنوعی بین گروه ها ایجاد نماید، ظاهراً چندان ضرری نکرده است. وضعیت اصول گرایان در سال ۱۳۸۸ شرایطی خاص بود و بیشتر به سبب وجود یک دیگریِ خاص و البته جدی تا حدود زیادی با اجماع بر سر همان گزینه ای که از قضا هنجار ریش سفیدی را در ۴ سال قبل چندان ارج و منزلاتی ننهاده بود،  فیصله یافت. هر چه زمان از وقایع بعد از انتخابات آن دوران گذشت، میزان واگرایی این گروه از جریان اصلی اصول گرایان مشخص شد و گذشته از آن خوانش ها و برداشت های متفاوتی نزد جبهه اصول گرایان درباره حوادث و اتفاقات ۱۳۸۸و تفسیر آنها شنیده شد. تفاوت برخی از این برداشت ها تا آن اندازه بود که برخی در قبال خوانش کسی همچون علی مطهری آن را از حیطه و گستره اصول گرایی خارج دانستند با آنکه مطهری و همفکران وی گروه و نگرش خاصی در این مورد شکل دادند، با این حال شرایط لازم برای ریش سفیدی در نزد ایشان تا حدودی غایب بود. در این میان در سالیان اخیر مرحوم حبیب ا… عسگر اولادی تلاش هایی داشت که البته دامنه ریش سفیدی او را تا حد و اندازه ای فراتر از جبهه اصول گرایان و در مجموع نیروهای نظام پیگیری و جستجو می نمود که آن نیز در درجه نخست لااقل از سوی طیف های اگر نگوییم تند حداقل فعال تر اصول گرایی به حاشیه رانده شد و شاید تعبیر بهتر این باشد که فرصت و مجال آن را نیافت که اصول و مبادی خویش را به شکل کاملی تبیین نماید. در یکی از آخرین نمونه ها این قضیه نیز می توان از تلاش های مرحوم آیت ا… مهدوی کنی به ط.ور مشخص در انتخابات ۱۳۹۲ سخن به میان آورد که آن نیز با تصمیات جداگانه ای که برخی از کاندیداهای اصول گرا فارغ از مصلحت سنجی کلیت اردوگاه اصولگرایان اتخاذ نمودند، نیمه تمام ماند و با آنکه ایشان بالشخصه چیزی را عیان نکردند، ولی برخی گفته ها و شنیده ها ناشی از دلخوری ایشان از چنین حرکاتی داشت. در جریات تحولات بشری حتی در مورد تحولات کنونی و فعلی که هم اینک در حال به وقوع پیوستن هستند، باید زمان بگذرد تا بتوان قضاوتی جامع و مانع نمود ولی اگر روایت مذکور در این سطور درست و قریب به صواب بوده باشد، در آن صورت حداقل باید از شکاف ناگزیری یاد نمود که بین آمال و آرزوهای مبتنی بر وحدت همه جانبه بین طیف های مختلف جریان اصول گرایی با واقعیت موجود بین ایشان که تفاوت های ناگزیر ایشان را در موضوعات مختلف سیاسی باز می تاباند، وجود دارد و اگر هم مطلوب و خوشایند نباشد، لااقل قابل کتمان نیست. این امر البته می تواند درباره هر گروه و دسته دیگری هم به مورد آزمون گذاشه شود که ریش سفیدی و دسته بندی های داخل گروهی تا چه میزان قابل جمع شدن هستند. اصلاً شاید زمانه و تقاضاها فرق کرده باشد.

 

* پژوهشگر علوم سیاسی

                               

  رضا نصیری حامد
  پژوهشگر علوم سیاسی
  آدرس ایمیل : r.nasirihamed@ut.ac.ir
  آدرس سایت/وبلاگ:
  از همین نویسنده : سرعت مطمئنه در اطلاع رسانی
تحلیلی                    


  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :