موضوعات ‌مرتبط: اجتماعی کتابخوانی

a/107377 :کد

کتاب

هفته کتاب و رنگ و بویی دیگر

  یکشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۵ — ۱۰:۱۵
تعداد بازدید : ۱۹۲   
 تحلیل ایران -هفته کتاب و رنگ و بویی دیگر

هفته کتابِ امسال هم، فردا پایان می‌یابد. شاید درگیر نبودن مردم با برنامه‌ها، مهمترین نقطه ضعف این مناسبت در بیش از دو دهه برگزاری‌اش باشد هر چند از خروجی چند سال اخیر آن، بوی تغییر می‌آید.

هفته کتابِ امسال هم، فردا پایان می‌یابد. شاید درگیر نبودن مردم با برنامه‌ها، مهمترین نقطه ضعف این مناسبت در بیش از دو دهه برگزاری‌اش باشد هر چند از خروجی چند سال اخیر آن، بوی تغییر می‌آید.

 

به گزارش تحلیل ایران ، هفته کتاب که نام مجموعه مراسمی است که از سال ۱۳۷۲ هر ساله بین روزهای ۱۰ تا ۲۴ آبان (به مدت یک هفته) به ابتکار و هدایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای ترویج کتاب و کتابخوانی برگزار می‌شود، چند سالی است «رنگ و بویی دیگر» به خود گرفته است.

 

اگرچه مبتکران این مناسبت از همان آغاز، اهداف گسترده‌ای برای این مناسبت قائل بودند، اما به جرئت می‌توان گفت تا همین چند سال پیش، هفته کتاب عمدتاً به جای اینکه مجالی برای برداشتن گام‌های عملی برای رسیدن به این اهداف و یا دست کم نزدیک شدن به آنها باشد، بهترین فرصت برای وزارتخانه‌ها و دستگاه‌ها و نهادهای مختلف بود تا گزارش کاری بدهند؛ لابد از مهربانی‌شان با یار مهربان.

 

به راستی در این بیست و چند دوره، هفته کتاب، تا چه میزان در «تقویت بنیه فرهنگی کشور»، «توسعه، هدایت و رونق اقتصاد نشر در کشور»، «تشویق مردم به کتاب و کتابخوانی و ایجاد عادت به مطالعه در آنها»، «کمک به حل مشکلات و تنگناهای تولید و توزیع کتاب»، «تجهیز کمی و کیفی کتابخانه‌ها و افزایش ظرفیت‌های فرهنگی کشور»، موثر بوده است؟

 

محض اطلاع بد نیست بدانیم که وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی، سازمان تبلیغات اسلامی، هیأت امنای کتابخانه‌های عمومی، جهاد دانشگاهی، کانون فرهنگی و هنری مساجد، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، مؤسسه خانه کتاب، اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران و انجمن‌ها و تشکل‌های صنفی حوزه نشر و کتاب، و ... تنها تعداد اندکی از نهادهایی هستند که با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در اجرای برنامه‌های این مناسبت، همکاری دارند.

 

شاید درگیر نشدن متن مردم با برنامه‌های هفته کتاب، مهمترین نقطه ضعف آن در سال‌های متمادی برگزاری این مناسبت در کشور باشد. اما به نظر می‌رسد این شیوه چند سالی است در دستور کار مجریان هفته کتاب قرار گرفته است و شاید در صورت استمرار این روند، آن وقت شاهد برپایی جشن ملی کتاب در سراسر کشور باشیم؛ جشنی که مردم، مجری و صاحب اصلی آن هستند نه دستگاه‌ها و وزارتخانه‌ها و ...

 

اگر بخواهیم به شیوه‌ای قیاسی و نه استقرایی، به دستاوردهای برگزاری برنامه‌های «هفته کتاب» در بیش از دو دهه گذشته، با تمرکز بر برندسازی این مناسبت، نگاهی بیندازیم، باید اعتراف کنیم که هفته کتاب برخلاف رویدادهایی مانند فستیوال فیلم فجر و یا نمایشگاه کتاب تهران و امثالهم، بعد از بیست و چند دوره، هنوز تبدیل به «برند» نشده است؛ تب و تابی که در ایام سرد بهمن‌ماه میان بخش‌های مختلف مردم به سبب برگزاری فستیوال فیلم فجر در سینماهای شهر، و یا التهابی که در ایام اردیبهشتی سال به بهانه برپایی نمایشگاه کتاب تهران، دیده می‌شود، مثال‌هایی برای نشانه کردن این موضوع است.

 

 اگر بخواهیم به سخن اصلی این گفتار بازگردیم، هدف اصلی هفته کتاب، ترویج کتاب و کتابخوانی در گستره ملی است یعنی مخاطبین اصلی برنامه‌های هفته کتاب، باید همه مردم ایران باشند که در این خصوص، باید اذعان کرد کارهایی که مردم با آنها در برنامه‌های هفته کتاب درگیر می‌شوند، هنوز انجام نشده است و سهم آنها در بهترین حالت، صرفاً به عنوان مصرف کننده برنامه‌های هفته کتاب، دیده شده است.

 

در نظر بگیرید اگر خود مردم، مجری هفته کتاب باشند و خودشان هم استفاده کننده، چه اتفاقی می‌افتد!؟ همان کاری که ما در کشورهای اروپایی و آمریکایی و بسیاری از کشورهای آسیایی می‌بینیم؛ امروز دیگر ساز و کار بسیاری از جشنواره‌ها، خودجوش و از طریق خود مردم، طرح‌ریزی می‌شود و نتیجه‌اش را هم خود مردم رقم می‌زنند نه انبوه پوشه‌های انبارشده گزارش کار.

 

ناگفته پیداست که سهم نهادها و دستگاه‌های دولتی و ارگان‌هایی که به نحوی از بودجه عمومی و بیت‌المال استفاده می‌کنند، در رونق بخشیدن به این فعالیت‌ها، با حمایت‌های گوناگون مادی و معنوی که خواهند کرد، قابل انکار نیست اما هدف باید مردمی کردن این برنامه‌ها و تبدیل آنها به نوعی اتفاق عمومی باشد، ضمن اینکه حمایتی هم اگر صورت می‌گیرد، باید در جهت تامین همان اهداف باشد.

 

در این مجال، اشاره به چند ایده ابتکاری که در سال‌های اخیر کیلد خورده است، و همچنین برنامه‌های حمایتی که در همان مسیر ترویج کتابخوانی میان مردم به مرحله اجرا درآمده است، ضروری می‌نماید و امید به تداوم آنها، ضروری‌تر.

 

طرح ابتکاری احمد مسجدجامعی با عنوان «کتابگردی» که در آن از آحاد مردم دعوت می‌کند تا در یکی از روزهای هفته کتاب، به کتابفروشی‌ها بروند و کتاب بخرند، یکی از همان ایده‌ها است.

 

البته ناگفته پیداست دولتی شدن و در واقع مصادره این ایده‌ها، پاشنه آشیل‌شان است چرا که عملاً آنها را از حیّز انتفاع، ساقط و تبدیل به نمایش رژه مسئولان دولتی و غیردولتی در کتابفروشی‌ها می‌کند.

 

مهر نوشت: برگزاری جشنواره تقدیر از افراد و گروهای مروج کتابخوانی با بیش از ۱۰ هزار برنامه در نقاط مختلف کشور، تزریق بخش قابل توجهی از یارانه‌های حوزه نشر (حدود ۱۵ میلیارد تومان) به بدنه این صنعت و مشخصاً کتابفروشی‌ها از طریق اجرای طرح‌هایی مانند کتابفروشی به وسعت ایران، عیدانه کتاب، تابستانه کتاب و پائیزه کتاب و با مشارکت حدود صدها کتابفروشی در نقاط مختلف کشور، تکه‌های دیگری است از این پازل در حال تکمیل؛ پازلی که قطعه‌های آن تک، تک ایده‌ها و طرح‌ها و برنامه‌هایِ مردمی هستند و تصویر کامل آن نیز، همان جشن ملی کتاب در کشور.

                               



  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :