موضوعات ‌مرتبط: اجتماعی تحلیلی

a/113 :کد

«شمر زمانه¬ات را بشناس» اما…

رضا نصیری حامد

  جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳ — ۰۰:۰۰
تعداد بازدید : ۲۷۹   

تاریخ در معنای متداول و عمومی آن سرگذشت و تاریخچه جمعی ما انسانها به صورت مشترک و به هم پیوسته است. در واقع تاریخ چیزی است که از مرزهای فردی و شخصی و نیز گروهی درمی¬گذرد تا نمودار بخشی از حیات پیشین جامعه انسانی باشد. از این رو تاریخ در انحصار و مالکیت طیف و گروهی خاص نبوده و همگان به انحاء مختلف در آن احساس اشتراک دارند. اهمیت این امر تا بدانجاست که مقولات کلان و مهمی چون هویت ملی بر اساس همین پیشینه مشترک استوار می¬شوند. افراد نه تنها گذشته مشترک را به عنوان منبعی برای مشروعیت¬ بخشی شرایط کنونی شان می پذیرند، بلکه خواسته یا ناخواسته و نیز آگاهانه و یا ناخودآگاه در مواقع متعددی از زندگی خویش به این پیشینه استناد می¬کنند. در این بازگشت به گذشته تاریخی گاهی مصادره به مطلوب نمودن هایی نیز رخ می دهد که ضامن توجیه برخی از الزامات شرایط و موقعیت¬های کنونی ایشان است. این مقوله را فی نفسه و در بدو امر نه می توان مثبت دانست و نه منفی برشمرد. در واقع منطق تثبیت یافته گذشته در قالب گفتمانی خاص سبب می شود که وضعیت زمانه ای که اینک گذشته است، در قالب هایی فراتر از رخدادهای تاریخی و در اشکالی از بار ارزشی آنها همچون حق و باطل و … نمود می یابد. در واقع وجود وفاق بر حقانیت و اصالت عده ای و نفی برخی دیگر سبب می گردد که مشابهت سازی های متعددی بین موقعیت آنها با شرایط ما در زمان کنونی انجام گیرد و این امر به توجیه ما و نفی جایگاه رقیب بینجامد. تاریخ صرفاً بیان وقایعی که در گذشته رخ داده و برای همیشه تمام شده باشند، نیست چرا که نسبت بین ما و آنها همچنان باقی و برقرار است با این حال دال ها و مضامین تاریخی گاهی همچون مقولات شناوری هستند که کسی آنها را در انحصار و استخدام خویش درنیاورده است و قابلیت تفاسیر متعدد را دارند. بنابراین جای شگفتی نیست که نسبت انسانها با تاریخ بیش از هر چیز و مقدم بر همه آنها، نسبت استخدام مفاهیم و نیز درسها و نکات تاریخی در خدمت منویات و دانسته¬های خودشان است؛ از این رو انسانها تمایل دارند با توجه به شاکله و بنیان معرفتی و شناختی خود، تاریخ را از آنِ خویش سازند و حداقل یک منبع مشروعیت بخش برای کردار و رویه خویش ارائه نمایند. اما الزامات تاریخی و دامنه تفسیر و برداشتی که از رخدادها و وقایع اتفاق افتاده می توان داد، هر اندازه هم که مبتنی بر سند و داده های مقتن و محکم بوده باشد، باز نمی تواند تنها در قید و بند تفسیر و برداشت گروه و دسته و یا گفتمانی خاص منحصر گردد به واقع پویایی محیط انسانی این امکان را به جریانات انسانی می بخشد که تفسیر و برداشت ناظر به هدف خویش را از آن رخداد و واقعه خاص ارائه نموده و منابع معرفتی خویش را از این نظر غنی¬تر سازند. برای نمونه رژیم پهلوی هم در سطح رسمی ایام محرم و صفر را با برگزاری مراسمی رسمی و باشکوه گرامی می داشت اما از سوی انقلابیون اسلامی که البته دامنه آن نیروهای غیر مذهبی ولی مبارزی همچون خسرو گلسرخی ها را نیز در برگرفت، تفسیری دیگرگونه و متفاوت از حادثه کربلا و عاشورا ارائه شده و از جمله در انقلابی علیه همان سیستم موجود به کار گرفته شد.
آیا می توان مردمان را از احساس تعلق در خصوص تاریخی که بر ایشان و همکیشان آنها گذشته است، منع نمود؟ آیا استناد به تاریخ برای فهم موقعیت¬های کنونی و فهم دوستی و دشمنی کنونی نادرست است؟ اینها و خیلی از سوالات دیگر از موضوعات ناگزیری هستند که در نسبت خویش با تاریخ و بیان تفسیری از آن باید مورد بحث و بررسی قرار داد با این حال مجال و فرصتی کافی برای طرح آنها در این نوشتار مهیا نیست در عوض در اینجا بی آنکه داعیه مجال و نیز بضاعت بررسی این مهم در میان باشد و نیز به دور از اینکه چنین امری را به کلی منفی و مذموم و یا مثبت و ممدوح برشماریم، بر آنیم که در قضاوت و مقایسه تاریخی مان با گذشته و مشابهت سازی با گذشته باید اندکی احتیاط بیشتری به خرج داد. نفس این کار آگاهی و البته تأمل و دقت می طلبد مخصوصاً که با پیش کشیدن چنین مقایسه ای ناخواسته دیگران را نیز به حضور در چنین میدانی و انجام مقایسه هایی مشابه و مطابق با منویات خویش فراخوانده ایم. ایام محرم و صفر هر سال بخشی از این آسیب در قالب برخی از قضاوت های شتابزده رخ می نمایاند عده ای استناد به حادثه عاشور و نبرد حق و باطل در آن عرصه را با بازنمایی خویش به رقابت ها و اختلافات معمول و متداول سیاسی و اجتماعی روز تقلیل می دهند و ابایی از اسیب های مترتب بر آن که کمترین آن سوء استفاده از این مضامین والاست، ندارند. علاوه بر این آیا به مجرد اینکه خود ما از چنین قیاس ها و تمثیل هایی استفاده می کنیم، برای دیگران هم این حق را قائل هستیم که او نیز از موقعیت ما در تاریخ مشابهت سازی نماید و با منطق خویش ما را محکوم نماید؟
به مصداق بیلبوردی که در یکی دو سال اخیر در سطح شهر در نظاره مان قرار می گیرد و البته به درستی خاطرنشان مان می سازد که شمر زمانه را نیز باید بشناسیم، در عین حال و به موازات تلاش برای شناخت شمر و در دل گرفتن کینه وی به یاد داشته باشیم که سرور آزادگان و مقتدای شهدای کربلا حضرت امام حسین علیه السلام به دفعات و مکرر به فکر جذب بودند و بارها برای سپاهیان دشمن خویش با صحبت های مستدل خویش اتمام حجت نمودند. دامنه رحمت ایشان از این نیز فراتر رفته و کسانی را که منزوی و یا حتی معترض غیر معاند نسبت به اوضاع جامعه و مسلمانان بودند در برمی گرفت چنانکه خود ایشان را به نام فرا می خواند و تازه ندای فرازمانی ایشان همواره در گوش همگان طنین انداز شده است که کسی بتواند ایشان را یاری نماید(هل من ناصر ینصرنی؟). حاشا که امام در این مسیر کسی را به زور و یا از روی ناچاری به همراه خویش آورده باشد که اگر هم کسی آمده باشد، فرصت برای او تا آخر مهیاست که برگردد و جان به سلامت ببرد کما اینکه از سوی دیگر نیز زمینه برای امثال حرّ بنی یزید ریاحی ها مهیاست تا به جبهه حق بپیوندند.
الغرض در اینکه از مولای خویش و از هر مقتدای حقی پیروی نموده و سعی درهمانند نمودن خود با ایشان باید کنیم، حرف نیست ولی در اینکه در بحبوحه بسیاری از مسائلی که نیازمند تدبیر، مصلحت اندیشی و نیز اتخاذ تصمیم درست و منطقی آن هم از قضا بین پیروان یک جبهه حق است، با اهدافی کوته نظرانه و عمدتاً آلوده به اغراض سیاسی و دنیوی به برچسب زنی به دیگرانی که با ما همفکر نیستند، اقدام کنیم کاری است که به دور از شأن و مقام یک انسان معتقد به نظر می رسد مگر اینکه باورو اعتقادمان نیز همچون وسیله ای برای اثبات منزلت سیاسی مان شود که در آن صورت باید در مفهوم و مصادیق تقوای سیاسی تجدید نظری جدی شود…
نقد صوفی نه همه صافی بی غش باشد ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد

                               

  رضا نصیری حامد
  پژوهشگر علوم سیاسی
  آدرس ایمیل : r.nasirihamed@ut.ac.ir
  آدرس سایت/وبلاگ:
  از همین نویسنده : سرعت مطمئنه در اطلاع رسانی
تحلیلی                    


  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :