موضوعات ‌مرتبط: سیاسی تحلیلی

a/114912 :کد

اندیشه رهبرى

مرحله برپایى دولت اسلامى

  جمعه ۰۸ بهمن ۱۳۹۵ — ۱۱:۵۵
تعداد بازدید : ۳۳۷   
 تحلیل ایران -مرحله برپایى دولت اسلامى

در اندیشه رهبرى، دولت اسلامى دولتى است که عارى از: رشوه، فساد ادارى، ویژه خوارى، کم کارى، بى اعتنایى به مردم، حیف و میل بیت المال، میل به اشرافى گرى و امثال این ناهنجاریها باشد، دولت اسلامى محتوایى دارد .

به گزارش تحلیل ایران ، انقلاب اسلامى ایران با هدف حذف طاغوت و پایه گذارى نظام، دولت و جامعه اسلامى در داخل و برپایى تمدن اسلامى در دنیا پایه گذارى شده بود.

فرآیند انقلاب اسلامى و مراحل تحقق آرمان هاى آن، تا دستیابى به الگوى جامع انقلاب و در نهایت تشکیل تمدن اسلامى، از سوى مقام معظم رهبرى در فرآیندى پنج مرحله اى تبیین شده است. ایشان روند تکاملى انقلاب اسلامى را به پنج مرحله تقسیم فرمودند. «فرآیند تحقق انقلاب اسلامى همین طور، قدم به قدم به نتایج نهایى خود نزدیک می شود... این فرآیند یک فرایند طولانى و البته دشوار است که انسان به طور نسبى به آن اهداف نزدیک مى شود. اما تحقق آن ها خیلى طولانى است.» (12/9/80)


1 - مرحله ایجاد انقلاب اسلامى: بر این اساس مرحله اول از این فرآیند، پیروزى شکوهمند ملت ایران در مقابل رژیم منحوس پهلوى و «ایجاد انقلاب اسلامى» بوده است که هرچند کار بسیار مهم و پرهزینه اى بود، اما در مجموع نسبت به مراحل بعد جزو آسان ترین مراحل به شمار مى رود: «قدم اول که پرهیجان ترین و پرسرو صداتر از همه است، ایجاد انقلاب اسلامى است؛ کار آسانى بود، لیکن این آسان ترین است. این انقلاب اولین سخنش این بود که دوران حاکمیت ارزش هاى معنوى آغاز شده است. یک تحول بنیادین بر اساس یک سلسله ارزش ها» (همو، 23/2/79) «انقلاب بزرگ ما خصوصیاتى مخصوص به خود داشت. این خصوصیات که بارها هم در تحلیل هاى ملت ما و آشنایان با انقلاب تکرار شده، اولین بار در یک انقلاب مشاهده مى شد. تکیه به اسلام، هدف گیرى ایجاد حکومت اسلامى، تجدید نظر در مفاهیم سیاسى عالم مثل آزادى و استقلال و عدالت اجتماعى و چیزهاى دیگر و حرکت به سمت دنیا و جامعه اى که بر پایه ارزش هاى اسلامى بنا شده باشد.» (14/3/68)


2 - مرحله ایجاد نظام اسلامى: مرحله دوم از فرآیند تحقق آرمان هاى اسلامى در بستر انقلاب، تأسیس نظام اسلامى مى باشد. مقام معظم رهبرى تحقق این مرحله را به معناى اسلامى شدن هندسه عمومى جامعه دانسته اند. (12/9/80) در حقیقت با تدوین قانون اساسى انقلاب اسلامى که منشور اصلى و محورى جمهورى اسلامى است، ارکان جامعه اسلامى مهندسى شد، این قانون که تبلور ارزش هاى اسلامى است و منطبق با احکام اسلامى تدوین شده، به مثابه ستون فقرات نظام اسلامى است و مرکز اصلى سلسله اعصاب نظام اسلامى تلقى مى شود.


3 - مرحله ایجاد دولت اسلامى: اما مرحله سوم که مرحله اى حساس به شمار مى رود و از دو قدم پیشین دشوارتر است، «ایجاد دولت اسلامى» است. «تشکیل دولت اسلامى به معناى حقیقى، تشکیل منش و روش دولت مردان به گونه اسلامى است.»(21/9/79) البته منظور از دولت در اینجا تنها به معناى هیأت دولت و وزیران نیست، بلکه مجموعه کارگزاران حکومت را در بر مى گیرد.


4- مرحله ایجاد کشور اسلامى: پس از شکل گیرى دولت اسلامى، ثمره این دولت، تلالو و تشعشع نظام اسلامى خواهد بود. بدین معنا که کار ویژه اصلى دولت اسلامى، «ایجاد کشور اسلامى» مى باشد که خود مرحله چهارم فرآیند تحقق انقلاب اسلامى به شمار مى رود: «اگر دولت به معناى واقعى کلمه اسلامى شد، آن وقت کشور به معناى واقعى کلمه اسلامى خواهد شد، عدالت مستقر خواهد شد، تبعیض از بین خواهد رفت، فقر به تدریج ریشه کن مى شود، عزت حقیقى براى آن مردم به وجود مى آید، جایگاهش در روابط بین المللى ارتقاء پیدا مى کند، این مى شود کشور اسلامى. اگر این مرحله به وجود آمد، آنگاه براى مسلمانان عالم، الگو و اسوه مى شویم، لتکونوا شهداء على الناس.


5 - مرحله ایجاد تمدن اسلامى: اگر توانستیم این مرحله را به سلامت طیّ کنیم، آنگاه مرحله بعدی، ایجاد دنیای اسلام است.»(همان) به این ترتیب مرحله نهایى انقلاب و در حقیقت تحقق آرمانى ترین شعار انقلاب، «ایجاد دنیاى اسلام» و دستیابى به تمدن عظیم اسلامى خواهد بود: «از این مرحله [کشور اسلامى] که عبور کنیم بعدش دنیاى اسلام است. از کشور اسلامى مى شود دنیاى اسلام درست کرد، الگو که درست شد، نظایرش در دنیا به وجود مى آید.» (19/9/75) بر این اساس دوره فعلى انقلاب، مرحله برپایى دولت اسلامى است که دوره اى سخت و اى بسا زمان بر و نیز رهوارکننده دو مرحله بعدى است. در سالگرد پیروزى انقلاب توجه به این مقوله پاسخ سوالات فراوانى را روشن مى سازد. سوالاتى همچون: زنده بودن و استمرار انقلاب، روند سیر و جریان انقلاب، میزان موفقیت ها در تحقق اهداف انقلاب، مراحل باقیمانده و پیش روى انقلاب، چرایى اصرار بر حفظ روحیه انقلابى،.... و از همه مهم تر بایسته ها و الزامات دوره کنونى برپایى دولت اسلامى که مسؤولیت مسؤولان و مردم را یادآور مى شود.


الف) فرآیند تحقق اهداف اسلامى
همانگونه که اشاره شد موضوع دولت و کشور اسلامى براى اولین بار توسط امام خامنه اى در اوایل دهه هفتاد (12/11/70) در جریان گفت و شنود با میهمانان خارجى مراسم دهه فجر مطرح شد و پس از آن نیز همواره این نکته به اَشکال مختلف مورد تأکید معظم له قرار گرفته است، اما مطالبه جدى اهداف انقلاب اسلامى به سخنرانى تاریخ 21/9/79 در جمع مسؤولان و کارگزاران نظام مربوط مى شود که ایشان رسما فرآیند تحقق اهداف پنجگانه اسلامى یعنى؛ انقلاب اسلامى، نظام اسلامى، دولت اسلامى، جامعه یا کشور اسلامى و تمدن اسلامى را مطرح کردند.
رهبر معظم انقلاب اسلامى در ادامه کار نیز به طور مستمر و در مقاطع مختلف، ضرورت تحقق این اهداف را به مسؤولین اجرایى کشور گوشزد کرده اند، ازجمله؛ در تاریخ 21/9/80 و مجددا در تاریخ 6/8/83 در جریان دیدار با مسؤولان و کارگزاران نظام جمهورى اسلامى به طرح موضوع پرداختند، پس از آن براى نخستین بار در تاریخ 28/5/84 در خطبه هاى نماز جمعه تهران، در تاریخ 8/6/84 در دیدار با اعضاى هیأت دولت، در تاریخ 24/7/90 در دیدار دانشجویان کرمانشاه و در تاریخ 27/7/90 در اجتماع مردم کنگاور ضرورت توجه به این فرآیند را براى اقشار مختلف جامعه تشریح و سرانجام یکبار دیگر در تاریخ 6/6/92 در جریان دیدار رئیس جمهور و اعضاى هیأت دولت، به طرح این موضوع پرداخته اند، اما معنا و مفهوم این فرآیند چیست؟


*    گام اول - ایجاد انقلاب اسلامى
با اتکاء به تعابیر و بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى، در جریان 9 سخنرانى مورد اشاره و سایر رهنمودهاى ایشان در طى بیش از دو دهه گذشته، گام اول این فرآیند که با ظهور انقلاب اسلامى تحقق پیدا کرد، «دگرگونى بنیادین یا همان حرکت انقلابى و جنبش انقلابى است که نظام مرتجع را، نظام قدیمى را، نظام وابسته و فاسد را سرنگون مى کند و زمینه را براى ایجاد نظام جدید آماده مى سازد» و به عبارت دیگر «بناى ضایع و پوسیده و بدبُنیان رژیم استبدادى را از بین مى برد و زمینه را براى ایجاد نظام جدید آماده مى کند و پایه هاى غلط برچیده و پایه هاى درستى به جاى آن گذاشته مى شود»، ایشان با تأکید بر این که انقلاب الزاما همراه با زد و خورد و شلوغ کارى نیست، مى فرمایند: «هر تحولى هم معنایش انقلاب نیست، انقلاب آن جایى است که پایه هاى غلط برچیده مى شود و پایه هاى درستى به جاى آن گذاشته مى شود.»
به این ترتیب، با عنایت به بیانات ولایت، گام اول تنها یک دگرگونى ساده مانند دیگر انقلابهاى رخ داده در سایر کشورها نبوده، بلکه منظور از انقلاب اسلامى رخدادى است بنیادین که ضمن برچیدن رژیم فاسد طاغوت، در چارچوب مبانى اسلامى شکل گرفته و اصول اسلامى را جایگزین آن نموده است.


*    گام دوم- استقرار نظام اسلامى
گام دوم این فرایند به استقرار نظام اسلامى تعلق دارد، امام خامنه اى در تشریح این مرحله مى فرمایند: «نظام اسلامى یعنى طرح مهندسى و شکل کلى اسلامى را در جایى پیاده کردن، مثل این که وقتى در کشور ما نظام سلطنتى استبدادى، فردى، موروثى و اشرافى وابسته برداشته شد، به جاى آن نظام دینى، تقوایى، مردمى و گزینشى جایگزین مى شود؛ با همین شکل کلى که قانون اساسى برایش معین کرده، تحقق پیدا مى کند، یعنى نظام اسلامى.»
در بیاناتى دیگر نظام اسلامى را این گونه بیان مى کنند: «نظام اسلامى یعنى آن هویت کلى که تعریف مشخصى دارد، ملت و صاحبان انقلاب که مردم هستند، آن را انتخاب مى کنند. در مورد ما، مردم ما انتخاب کردند؛ جمهورى اسلامى ، جمهورى اسلامى یعنى نظامى که در آن مردم سالارى از اسلام گرفته شده است و با ارزشهاى اسلامى همراه است.» و در ادامه مى فرمایند: «نظام اسلامى یعنى ترتیب اداره کشور، همان گونه که اسلام گفته است،... قانون اساسى تنظیم شده، آرایش و چینش سیاسى به وجود آمد، مردم سالارى دینى بر این مملکت حاکم شد و مردم، مسؤولان کشور را، از رهبرى گرفته تا ریاست جمهورى تا دیگر مسؤولان، مستقیم یا غیرمستقیم انتخاب مى کنند، دین، مایه و پایه و محور قانون و اجرا در این کشور است، حرکت مردم به سمت اهداف و آرمانهاى دینى است، این معناى نظام اسلامى است.»
در بیان دیگرى، ایشان از هندسه عمومى جامعه اسلامى به عنوان نظام اسلامى تعبیر کرده اند و در تکمیل مطالب فوق در جایى دیگر، نظام اسلامى را معادل «منبع تقنین و معیار و ملاک اجرا و ارکان تصمیم گیرى در کشور و پایه گذارى اصولى ارکان حکومت یعنى قوه مجریه، قوه مقننه، رهبرى، قوه قضائیه و دیگر ارکان و تثبیت آن ها از طریق قانون اساسى» دانسته اند.
تعریف نظام اسلامى نیز از نگاه رهبر معظم انقلاب اسلامى در بردارنده مفاهیمى مانند؛ طرح مهندسى و شکل کلى اسلامى را در جایى پیاده کردن، نظامى که در آن مردم سالارى از اسلام گرفته شده است و با ارزشهاى اسلامى همراه است، ترتیب اداره کشور، همان گونه که اسلام گفته است، هندسه عمومى جامعه اسلامى به عنوان نظام اسلامى و مفاهیم مشابه آن مى باشد.


*    گام سوم- ایجاد دولت اسلامى
مقام معظم رهبرى با اشاره به محقق شدن دو گام اول یعنى بُروز انقلاب اسلامى و استقرار نظام اسلامى، ایجاد دولت اسلامى را سومین گام از فرآیند اهداف اسلامى معرفى مى کنند، اما اقدامات صورت گرفته در این مرحله را ناکافى دانسته و معتقدند که به علل مختلف، هنوز دولت اسلامى به معناى واقعى آن تحقق نیافته است و شاید به همین دلیل بیشترِ رهنمودهاى ایشان بر این مسأله یعنى ضرورت پرداختن به ایجاد دولت اسلامى به معناى واقعى آن متمرکز بوده است.


رهبر معظم انقلاب اسلامى در این مرحله، خودسازى مسؤولین را شرط اصلى و اساسى براى شکل گیرى دولت سازى اسلامى دانسته و بخش عمده توجه خود را معطوف رفتار و عملکرد دولتمردان و سایر کارگزاران نظام مى نمایند و مؤکدا این موضوع را مقدمه نهادسازى و ایجاد ساز و کارهاى لازم براى شکل گرفتن جامعه اسلامى معرفى کرده اند و لذا در تعریف دولت اسلامى، ویژگیهایى و شرایط خاصى را بر آن مترتب مى دانند که در بخشهاى بعدى به طور مشروح به آن پرداخته خواهد شد.


در یکى از این تعاریف، دولت اسلامى را این گونه توصیف کرده اند؛ «دولت به معناى عام، نه به معناى هیأت وزرا، یعنى قواى سه گانه، مسؤولان کشور، رهبرى و همه» و مجددا در تعریف عام دولت تأکید مى کنند که؛ «دولت نه [فقط]به معناى هیأت وزیران، یعنى مجموعه کارگزاران حکومت، یعنى من و شما.»


ایشان در تشریح وضعیت فعلى دولت اسلامى مى فرمایند: «امروزه دولت ما، یعنى مسؤولان قوه مجریه، قوه قضائیه، قوه مقننه، که مجموع این ها دولت اسلامى است، سهم خوبى از حقایق اسلامى و ارزشهاى اسلامى دارد، اما کافى نیست، اولش خود من» و در جایى دیگر اضافه مى کنند: «دولت اسلامى دولتى است که بتواند مقاصدى را که ملت ایران و انقلاب عظیم آن ها داشت، تأمین کند» و در ادامه رهنمودهاى قبلى با اشاره به نقش مهم مسؤولین در تحقق دولت اسلامى مى فرمایند: «این نظام فقط شکل نیست، محتوایى دارد، یعنى کارهایى باید در واقعیت زندگى مردم صورت بگیرد، تحقق این واقعیت ها در زندگى مردم، مردان و عناصر مؤمن و معتقد به خودش را که داراى صفات و خصوصیات لازم باشد مى طلبد، این مى شود دولت اسلامى، دولت اسلامى شامل همه کارگزاران نظام اسلام است، نه فقط قوه مجریه، یعنى حکومت گران و خدمتگذاران عمومى، این ها باید جهت گیرى ها و رفتار اجتماعى و رفتار فردى خود و رابطه شان با مردم را با معیارهاى اسلامى تطبیق دهند تا بتوانند به آن اهداف برسند، بعد هم باید آن جهت گیرى ها را مدّ نگاه خودشان قرار دهند و به سرعت به سمت آن جهت گیرى ها حرکت کنند.»


ایشان این موضوع را مجددا در سخنرانى دیگرى به این شکل یادآورى مى کنند: «معناى شعار دولت اسلامى این است که ما مى خواهیم اعمال فردى، رفتار با مردم، رفتار بین خودمان و رفتار با نظامهاى بین المللى و نظام سلطه ى امروز جهانى را به معیارها و ضوابط اسلامى نزدیک کنیم.»


البته ایشان علاوه بر تأکیدهاى مکرر در مورد ضرورت خودسازى مسؤولین براى ایجاد دولت اسلامى، به سایر ابعاد دولت سازى اسلامى یعنى اجزا و ارکان دولت و هم چنین نظامات ادارى نیز اشاره نموده و ضرورت نهادسازى و ایجاد سازوکار دولت سازى را این گونه متذکر مى شوند: «منظور از دولت اسلامى این است که بر اساس آنچه که در دوره ى تعیین نظام اسلامى به وجود آمد، یک قانون اساسى درست شد، نهادها و بنیانهاى اداره ى کشور و مدیریت کشور معین شد، این مجموعه ى نهادهاى مدیریتى دولت اسلامى است، در اینجا منظور از دولت فقط قوه مجریه نیست، یعنى مجموع دستگاههاى مدیریتى کشور که اداره یک کشور را بر عهده دارند، نظامات گوناگون اداره کننده ى کشور» و در تکمیل نکات قبلى در دیدارى دیگر اضافه مى کنند که: «دولت اسلامى یعنى سازوکارها و نهادسازى هاى لازم براى ایجاد آن جامعه ى اسلامى.»


همانگونه که قبلا اشاره شد، از آن جا که انقلاب اسلامى هم اکنون در این مرحله، یعنى مرحله دولت سازى اسلامى قرار دارد، لذا بیشتر رهنمودهاى امام خامنه اى بر بیان اهمیت، ضرورت، ویژگى ها و چگونگى اجراى این گام متمرکز بوده است، بر این اساس از مجموعه رهنمودهاى رهبرى چنین استنباط مى شود که اولا دولت فقط محدود به قوه مجریه نمى شود، بلکه همه قواى سه گانه و سایر نهادهاى حکومت اسلامى نیز مخاطب دولت اسلامى هستند، اما نکته مهم تر این است که ارکان و اجزاى مورد اشاره با وجود مسؤولین آن ها هویت پیدا مى کند، بنابراین مفهوم دولت اسلامى را باید ابتدا در رفتار و عملکرد مسؤولین نظام جستجو کرد و سپس سایر ابعاد آن ازجمله نهادسازى، نظامات ادارى و سایر الزامات را مورد توجه قرار داد.


بنابراین معناى واقعى دولت اسلامى از نگاه رهبر معظم انقلاب اسلامى (دامت برکاته) در مرتبه اول، دولتى است که مسؤولین آن از حداکثر معیارها و شاخصه هاى اخلاقى و رفتارى یک مسلمان واقعى برخوردار باشند.


*    گام چهارم- ایجاد کشور یا جامعه اسلامى
ایشان در سخنرانى هایشان، کشور و جامعه اسلامى را مترادف یکدیگر معرفى کرده و در توصیف ویژگى هاى این دو واژه مى فرمایند: «اگر دولت به معناى واقعى کلمه اسلامى شد، آنگاه کشور به معناى واقعى کلمه اسلامى خواهد شد، عدالت مستقر خواهد شد، تبعیض از بین خواهد رفت، فقر به تدریج ریشه کن مى شود، عزت حقیقى براى مردم به وجود مى آید، جایگاهش در روابط بین الملل ارتقاء پیدا مى کند، این مى شود کشور اسلامى.»


با تعبیر دیگر، ایشان در بیان مفهوم جامعه اسلامى مى فرمایند: «جامعه اسلامى یعنى چه؟ یعنى جامعه اى که در آن آرمانهاى اسلامى، اهداف اسلامى، آرزوهاى بزرگى که اسلام براى بشر ترسیم کرده است، تحقق پیدا کند، جامعه عادل برخوردار از عدالت، جامعه آزاد، جامعه اى که مردم در آن، در اداره کشور، در آینده خود، در پیشرفت خود داراى نقشند، داراى تأثیرند، جامعه اى داراى عزت ملى و استغناى ملى، جامعه اى برخوردار از رفاه و مبرا از فقر و گرسنگى، جامعه اى داراى پیشرفتهاى همه جانبه، پیشرفت علمى، پیشرفت اقتصادى، پیشرفت سیاسى و بالاخره جامعه اى بدون سکون، بدون رکود، بدون توقف و در حال پیشروى دائم، این آن جامعه اى است که ما دنبالش هستیم، البته این جامعه تحقق پیدا نکرده، ولى ما دنبال این هستیم که این جامعه تحقق پیدا مى کند.»
و این مفهوم را این گونه مورد تأکید قرار مى دهند: «همان جامعه اسلامى اى که من در کرمانشاه تصویر و تشریح کردم؛ آن عدالت، آن مردم سالارى به معناى واقعى کلمه، آن کرامت انسانى، آن آزادى اسلامى، با پیشرفت، با قدمهاى استوار ما، با خسته نشدن ما، با حفظ نور امید در دلهاى ما، به توفیق الهى به دست همین جوانان تحقق پیدا خواهد کرد.»


البته تحقق این هدف را مشروط به عوامل دیگرى دانسته و چنین بیان مى دارند: «اگر به توفیق الهى بتوانیم در این جهت [خودسازى] خود را کامل کنیم و قدمهایى را که بحمدالله تا امروز برداشته شده، کامل کنیم، آن وقت کشور اسلامى به همان شکلى که گفتیم، به وجود خواهد آمد.»
در تعریف رهبرى، کلید واژه هاى جامعه یا کشور اسلامى عبارتند از: عدالت، پیشرفت، پیشرفت علمى، پیشرفت اقتصادى، پیشرفت سیاسى، رفاه، مردم سالارى، کرامت انسانى، عزت حقیقى، عزت ملى و استغناى ملى، آرمانهاى اسلامى، اهداف اسلامى، آرزوهاى بزرگ، جامعه عادل، جامعه آزاد، جامعه اى بدون سکون، بدون رکود، بدون توقف، بدون تبعیض، مبرا از فقر و در حال پیشروى دائم و سایر واژه هاى مشابه دیگرى که شالوده و درون مایه یک جامعه اسلامى را تشکیل مى دهد.


*    گام پنچم- شکل گیرى تمدن اسلامى
از نظر مقام معظم رهبرى(دامت برکاته) حاصل و نتیجه قطعى ایجاد کشور و جامعه اسلامى، ارائه الگوى برترى است که منجر به پیدایش تمدن اسلامى خواهد شد و تصویر چنین جامعه اى را این گونه ترسیم مى کنند: «از کشور اسلامى مى شود دنیاى اسلامى [تمدن اسلامى] درست کرد، الگو که درست شد، نظایرش در دنیا درست خواهد شد.» البته ایشان یادآورى مى کنند که: «نمىشود توقع داشت که من و شما خود را اصلاح نکنیم، اما دنیا را اصلاح کرده باشیم» اما مجددا این نکته را یادآورى مى کنند که: «وقتى کشور اسلامى پدید آمد، تمدن اسلامى به وجود خواهد آمد، آن وقت فرهنگ اسلامى فضاى عمومى بشریت را فرا خواهد گرفت، این ها همه اش با مراقبت و با تقوا عملى است، تقواى فردى و تقواى جماعت و امت.» و این مهم همان نکته اى است ایشان از آن به عنوان هدف نهایى نام مى برند و مىافزایند: «جامعه اى که به عبودیت خدا مى رسد، یعنى به معرفت کامل خدا مى رسد، تخلق به اخلاق الله پیدا می کند، آن نهایت کمال انسانى است. بنابراین هدف نهایى آن است... خُب وقتى یک چنین جامعه اى به وجود آمد، زمینه براى ایجاد امت اسلامى، یعنى گسترش این جامعه هم به وجود خواهد آمد.»
ولى امر مسلمین؛ تحقق این اهداف را کارى طولانى و زمانبر و در عین حال امکانپذیر و شدنى مى دانند، اما بدیهى است، کسب این دستاورد بزرگ مستلزم آن است که مسؤولین محترم ضمن فراهم نمودن مقدمات و الزامات کار، وظیفه فوق العاده مهم خود در تطبیق حداکثرى با معیارهاى اسلامى را فراموش نکنند و مردم نیز همگام با مسؤولین ضمن خودسازى فردى، به هر شکل ممکن نقش خویش در مطالبه این اهداف را به درستى ایفا نمایند.


ب-     الزامات دولت اسلامى


*    ویژگى هاى دولت اسلامى


مقتداى مسلمین جهان، دستیابى به ویژگى هاى دولت اسلامى را مستلزم رفتار عملى دستگاه حاکمه و مسؤولین کشور در این جهت دانسته و معتقدند که تا بحال تلاشهاى فراوانى در این زمینه صورت گرفته، لیکن این اقدامات را ناکافى می دانند و مى افزایند: «اما دولت اسلامى اى که بتواند مقاصدى را که ملت ایران و انقلاب عظیم آن ها داشت، تأمین کند، دولتى است که در آن رشوه نباشد، فساد ادارى نباشد، ویژه خوارى نباشد، کم کارى نباشد، بى اعتنایى به مردم نباشد، میل به اشرافى گرى نباشد، حیف و میل بیت المال نباشد و دیگر چیزهایى که در یک دولت اسلامى لازم است.»


ایشان در بیان مفهوم رفتار عملى مى فرمایند: «معناى شعار دولت اسلامى این است که ما مى خواهیم اعمال فردى، رفتار با مردم، رفتار بین خودمان و رفتار با نظامهاى بین المللى و نظام سلطه ى امروز جهانى را به معیارها و ضوابط اسلامى نزدیکتر کنیم.»


رهبر معظم انقلاب نتیجه این رویکرد را حاکمیت اسلام واقعى و ارزشهاى والاى انسانى دانسته و مى افزایند: «اگر دولت به معناى واقعى کلمه اسلامى شد، آن گاه کشور به معناى واقعى کلمه اسلامى خواهد شد، عدالت مستقر خواهد شد، تبعیض از بین خواهد رفت، فقر به تدریج ریشه کن مى شود، عزّت حقیقى براى مردم به وجود مى آید، جایگاهش در روابط بین الملل ارتقاء پیدا مى کند، این مى شود کشور اسلامى.»


به این ترتیب در اندیشه رهبرى، دولت اسلامى دولتى است که عارى از: رشوه، فساد ادارى، ویژه خوارى، کم کارى، بى اعتنایى به مردم، حیف و میل بیت المال، میل به اشرافى گرى و امثال این ناهنجاریها باشد، به تعبیر رهبر انقلاب، متقابلا دولت اسلامى محتوایى دارد که مبتنى بر ارزشها و اصول و مبانى اسلامى است و تحقق آن ها در گرو رفتار و عملکرد مسؤولین نظام قرار دارد.


*    ویژگیهاى مسؤولان نظام اسلامى
همانگونه که در بخش هاى قبلى اشاره شد، از نظر رهبر انقلاب اسلامى رمز موفقیت در این مسیر، انقلابى بودن مسؤولین و نقش آفرینى مردم در انتخاب چنین مسؤولینى است. یعنى کسب کامل معرفتهاى اخلاقى و رفتارى از سوى مسؤولین، بنابراین در گام نخست، به کارگزاران نظام توصیه مى کنند که: «هر کدام از شما تلاش کنید که براى این مسؤولیتها خودتان را با الگوى اسلامى منطبق سازید، یعنى دینتان، تقوایتان، رعایتتان نسبت به حال مردم، رعایتتان نسبت به شرع، رعایتتان نسبت به بیت المال، اجتنابتان از خودخواهى ها و خودپرستى ها و رفیق بازى ها و قوم و خویش پرستى ها و اجتنابتان از تنبلى و بیکارگى و بى عملى و هوى و هوس و این چیزها مطابق با الگوى اسلام باشد، ..... ضوابط در دست همه ما هست امروز همه مان وظیفه داریم.»


ایشان تمسک به اهل بیت(ع) و تبعیت از سیره علوى را گام دیگرى براى موفقیت در این زمینه مى دانند و ضمن بیان اوصاف کارگزاران نظام اسلامى، مى فرمایند: «باید روح زندگى علوى یعنى عدالت، تقوا، پارسایى، پاکدامنى، پروایى در راه خدا و میل و شوق به مجاهدت در راه خدا را در خودمان زنده کنیم، باید به سمت این ها برویم، این کار اساسى ماست و به شما عرض کنم، در آن صورت کارآمدى جمهورى اسلامى هم مضاعف خواهد شد.»


تسنیم نوشت :ایشان با تواضع تمام، خودشان را نیز متذکر مى شوند و چنین بیان مى کنند: «من و امثال من اگر خودمان صادق باشیم، مى توانیم مردم را صادق بار بیاوریم. اگر خود ما اسیر هوى و هوس نباشیم، مى توانیم مردم را آزاد از هوى و هوس بار بیاوریم. اگر ما شجاع باشیم، مى توانیم مردم را شجاع بار بیاوریم. اگر من و امثال من اسیر هوى و هوس و دنبال طمع و بنده و ذلیلِ ترس و طمع خود بودیم، نمى توانیم مردم را با فضایل بار بیاوریم.»


اشاره شد که معیارهاى دولت اسلامى از دو زاویه قابل بررسى است، یکى ماهیت ساختارى ارکان و اجزاى دولت اسلامى که به اختصار توضیح داده شد و دیگرى ویژگیهاى اخلاقى و رفتارى مدیران و کارگزاران نظام اسلامى که با عنایت به بیانات مقام معظم رهبرى، اهم آن ها در مفاهیم ذیل خلاصه مى شوند؛ تقوا، عدالت، صداقت، پارسایى، پاکدامنى، بى پروایى و شجاعت و مجاهدت در راه خدا و رعایت شرع، رعایت بیت المال و رعایت مردم و هم چنین تطبیق دین و تقوا با الگوى اسلامى و در یک کلام، گزینش زندگى علوى و متقابلا اجتناب از تنبلى و بیکارگى و هوى و هوس، خودخواهى ها، ترس و بنده و ذلیلِ طمع بودن.

                               



  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :