موضوعات ‌مرتبط: سیاسی بین الملل

a/120469 :کد

شکل گیری ناتوی عربی در منطقه و اهداف پشت پرده آن

ناصر محمدي

  ﺳﻪشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۵ — ۰۷:۱۴
تعداد بازدید : ۵۱۱   
 تحلیل ایران -شکل گیری ناتوی عربی در منطقه و اهداف پشت پرده آن

کشورهای عربی برای جلوگیری از نفوذ بیشتر ایران دست به دامان کشورهای اروپایی شده‌اند.

 
نفوذ جمهوری اسلامی ایران در منطقه سبب شده است تا هم کشورهای عربی و هم کشورهای غربی احساس شکست کنند،این مسئله از آنجا بسیار با اهمیت است که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا اعتقاد دارد سیاست خود را بر پایه نگاه به درون بنیان نهاد. این به معنای کاهش توجه آمریکا به منطقه است؛ از این رو کشورهای عربی برای جلوگیری از نفوذ بیشتر ایران دست به دامان کشورهای اروپایی شده‌اند.


در چند ماه اخیر خلیج فارس شاهد تحولات بسیار مهمی بوده است که برخی از این تحولات از نگاه رسانه‌ها چندان جدی گرفته نشده‌اند؛ اما می‌توانند سبب تغییرات مهمی در خلیج فارس شوند. اولین خبر مربوط به بازگشت انگلیس به خلیج فارس پس از چهار دهه می‌شود. چند ماه پیش انگلیس پایگاه دریایی جدید خود را در بحرین افتتاح کرد. این پایگاه نظامی دریایی اولین پایگاه دائمی بریتانیا در خلیج فارس طی ۴۰ سال گذشته است و این کشور قصد دارد حدود ۶۰۰ نیروی نظامی را در این پایگاه مستقر کند. نیروهای ویژه امنیتی نیز از این پایگاه که در بندر «مِنا سلمان» بحرین واقع شده است، برای مقاصد خود استفاده می‌کنند. این خبر از آنجا اهمیت دارد و مورد توجه کارشناسان قرار گرفته که انگلیس همواره یکی از کشورهای بحران‌ساز در منطقه بوده است.


بیشتر کارشناسان معتقدند، با توجه به نگاه ترامپ در سیاست خارجی(که بیشتر تأکید کرده است از کشورهای عربی در صورت دریافت پول حمایت می‌کند) کشورهای عربی دست به دامان انگلیس شده‌اند.دومین جز به تأسیس مرکز فرماندهی ناتو در کویت مربوط می‌شود که اواخر هفته گذشته منتشر شد. این مرکز فرماندهی طی نشستی با حضور «ینس استولتنبرگ»، دبیر کل ناتو و در چارچوب طرح ابتکاری نشست استانبول برای همکاری بین کشورهای عرب خلیج فارس و ناتو تأسیس شده است. دبیر کل ناتو در این نشست مدعی شد، این مرکز در نوع خود نخستین مرکزی است که «با هدف ایجاد همکاری در ثبات منطقه در بلند‌مدت» در منطقه خلیج فارس تأسیس شده است. وی افزود: مرکز مذکور برای همکاری بین ناتو و شرکای آن در خلیج فارس در همه زمینه‌ها، به ویژه در زمینه جنگ علیه تروریسم فعال و پویا خواهد بود. نکته جالب در این باره این است که ناتو با شعار مبارزه با تروریسم به خلیج‌فارس قدم نهاده است؛ در حالی که این سازمان همواره عامل جنگ در منطقه بوده است.


مروری بر کارنامه پر از جنگ ناتو نشان می‌دهد، این کشور به هر جایی که وارد شده، ناامنی و کمک به رشد تروریست‌ها را به همراه داشته است. پس از آغاز جنگ افغانستان و جنگ عراق در سال‌های ۲۰۰۱ و ۲۰۰۳ نیروهای ناتو در چهارچوب جنگ علیه تروریسم، حوزه فعالیت‌های خود را به داخل مرزهای این دو کشور گسترش دادند که سبب نابودی زیرساخت‌های این کشورها و فراهم شدن زمینه برای رشد تروریست‌ها شد. لیبی نیز مهم‌ترین نمونه در این زمینه است که ناتو و آمریکا به آن حمله و قذافی را برکنار کردند. اکنون از لیبی تنها یک نام وجود دارد و کشور عملاً چند پاره شده و داعش بر بخش‌هایی از آن مسلط شده است. پس از گذشت دو سال از انقلاب لیبی و سقوط حکومت دیکتاتور «معمر قذافی»، ثروت نفتی لیبی از سوی آمریکا و ناتو کنترل می‌شود.


آمریکا و متحدانش به ویژه انگلیس و فرانسه، تحت پوشش قطعنامه سازمان ملل درباره «منطقه پرواز ممنوع» و «حفاظت از غیر نظامیان» لیبی به این کشور وارد شدند؛ اما نسبت به زمان حکومتی قذافی اکنون غیر نظامیان بیشتری زیر «حفاظت» آمریکا و ناتو جان خود را از دست داده‌اند. از سوی دیگر به گزارش روزنامه آمریکایی وال استریت واشنگتن به دنبال تشکیل ائتلافی نظامی شبیه به ناتو علیه ایران با متحدان عربی خود است،ائتلافی که برای مقابله با ایران دشمن مشترکشان، با اسرائیل تبادل اطلاعاتی خواهد داشت. «ائتلاف مذکور کشورهایی از قبیل عربستان سعودی و امارات عربی متحده که به صورت اعلانی دشمنان اسرائیل هستند و همچنین مصر و اردن که از مدتهای قبل معاهدات صلح با اسرائیل دارند را شامل خواهد شد.امکان آن وجود دارد که دیگر کشورهای عربی هم به ائتلاف بپیوندند».


ائتلاف مذکور برای کشورهای عربی، شبیه به ناتو یک مولفه دفاع متقابل خواهد داشت که بر مبنای آن، «با حمله به یک کشور عضو، به مثابه حمله به همه اعضا تلقی خواهد شد. به گفته مقامات(عربی)، آمریکا فراتر از پشتیبانی محدود کنونی اش به ائتلاف به رهبری سعودی در جنگ با حوثی های مورد حمایت ایران در یمن،  از ائتلاف (نظامی کشورهای عربی در مقابل ایران) حمایت نظامی و اطلاعاتی خواهد کرد اما نه آمریکا و نه اسرائیل، بخشی از این پیمان دفاعی متقابل نخواهند بود. در این زمینه نقش اسرائیل احتمالا جمع آوری اطلاعاتی خواهد بود و نه آموزش یا اعزام پیاده نظام. آنها اطلاعات و اهدافی که باید هدف قرار گرفته شود را فراهم خواهند کرد.اینها مواردی است که اسرائیلی‌ها در آن تبحر دارند.


از سویی عربستان سعودی و امارات عربی متحده در ازای موافقت با تشکیل این ائتلاف ضد ایرانی، خواستار کنار زدن قانون جاستا هستند؛ قانونی که امکان شکایت خانواده‌‎های قربانیان حملات 11 سپتامبر 2001 را ممکن کرده است. یک دیپلمات دیگر عربی هم تاکید کرده که ایده قرار دادن اخوان المسلمین در لیست گروه‌های تروریستی، ایده‌ای به منظور دادن انگیزه به مصر برای پیوستن به ائتلاف مذکور بوده است چرا که مقامات قاهره اخوانی‌ها را تروریست می‌دانند.دو مقام عربی به این روزنامه تاکید کردند که «یمن، اولین آزمون ائتلاف جدید خواهد بود. آمریکا کمک نظامی به کارزار علیه یمن را تشدید و دریای سرخ را امن خواهد کرد؛ دریایی که مسیر مهم کشتیرانی بین‌المللی و مورد تهدید جنگ بوده است. ماه گذشته حوثی ها حمله‌ای مرگبار به ناو جنگی سعودی در دریای سرخ ترتیب دادند. از سوی دیگرنمایندگان اماراتی و عربستانی در مذاکرات دو هفته اخیر خود با دولت ترامپ، توانمندی های امنیتی و اطلاعاتی اسرائیل را مورد تمجید قرار داده و تلویحا توافق کردند که در صورت تشکیل ائتلاف، (با اسرائیل) شراکت اطلاعاتی داشته باشند.


دیپلماتهای اماراتی و سعودی حتی به دولت ترامپ تاکید کردند در صورت توقف شهرک‌سازی‌ها در کرانه باختری و قدس شرقی، آنها برای همکاری علنی‌تر با اسرائیل فشار خواهند آورد. دیپلماتهای عربی همچنین همکاری با دولت آمریکا برای تشکیل ائتلاف ضد ایرانی را با به عدم انتقال سفارت واشنگتن از تل‌آویو به قدس منوط دانستند. همچنین مقامات عربی گفته‌اند که همین حالا هم به صورت محرمانه تبادل اطلاعاتی اسرائیل و عربستان سعودی درباره ایران و نیروهای نیابتی آن از قبیل حزب‌الله لبنان دارند.

ماهیت و جدیت شکل گیری ناتو 2 علیه ایران

در ارتباط با شکل گیری ناتو عربی ضد ایرانی در منطقه که از آن به عنوان ناتو 2 نیز یاد می شود، طی هفته های اخیر گزاره ها و گزارش های متفاوت و متعددی منتشر شده است. آخرین تحرکات مربوط به این مساله باز می گردد به سخنان چندی قبل اویگدور لیبرمن که طی آن کشورهای عربی را مخاطب قرار داده و آنها را به برای شکل دادن به این ائتلاف نظامی تشجیع کرده است. در همین رابطه تحلیلگران سیاست خارجی و متخصصان منطقه خاورمیانه بحث های خود را پیرامون این ائتلاف نظامی و اثرات و عواقب شکل گیری آن بر منطقه و کشورهای آن بیان کرده اند. از جمله «کنستانتین دوداروف» متخصص روس تبار خاورمیانه که معتقد است که چنانچه اسرائیل عربستان سعودی را متقاعد به ایجاد یک چنین ائتلافی علیه ایران سازد، این ائتلاف به معنی دردسرهای جدی برای روسیه و عربستان است. وی بیان می کند: پیشنهاد اسرائیل عربستان را بر روی یخ نازک می کشاند. هرچند وقتی پای ایران در میان باشد منافع اسرائیل و عربستان در یک راستا قرار می گیرد، با این حال هر دو کشور هنوز هم با یکدیگر در شرایط خصمانه و جنگی قرار دارند.


به عقیده وی، هنوز هم بسیاری از کشورهای عربی دیگر از حضور در یک ائتلاف نظامی که در آن عربستان و اسرائیل حضور داشته باشند، رضایتمند و خشنود نخواهند بود. وی می گوید: اگر این ائتلاف نظامی از سوی آمریکا اعلام می شد بسیار موثر تر بود. گفته های دوداروف در مورد ناتوی ضد ایرانی بعد از آن منتشر شده است که وزیر جنگ رژیم اسرائیل «آویگدور لیبرمن» در مصاحبه ای با نشریه Die Welt بیان کرد: زمان برای ایجاد ائتلافی متشکل از همه کشورهای معتدل منطقه خاورمیانه بر علیه تروریسم فرار رسیده است. منظور وی از تروریسم به صراحت ایران بود. وی بیان کرد که کشورهای «معتدل» عرب به این نتیجه و درک رسیده اند که ایران است که تهدید امنیتی برای آنها است و نه اسرائیل.


وی به صراحت بیان کرده است که ائتلاف نظامی جدید می تواند مدل سازی از ناتو باشد و گفت: یک ائتلاف واقعی باید تعهدات واقعی را نیز به دنبال داشته باشد. به ناتو نگاه کنید. شخص لیبرمن به شکل صریح تلاش کرده است تا کشورهای عرب را به این سمت هدایت کند. «توفیق عباسف» یکی از متخصصان روسی در مسائل ایران، با این حال بیان می کند که کشورهای عرب منطقه احتمالا تمایل زیادی برای ایجاد یک ائتلاف برای مقابله با وحشتی که از ایران دارند، خواهند داشت. وی می گوید: کشورهای حاشیه خلیج فارس به شدت از ایران در هراس هستند، ایران نسبت به آنها ثروت کمتری دارد و همچنین به لحاظ تسلیحاتی از آنها عقب تر است. اما نیروهای نظامی ایران بسیار موثرتر از کشورهای عرب است و همچنین زمانی که پای دیپلماسی در میان باشد ایران قدرت انعطاف بیشتری دارد.


با این وجود عباسف بیان می کند که این ائتلاف در صورت شکل گیری به دلیل اختلاف نظرهای داخلی میان کشورهای عرب از هم خواهد پاشید. وی همچنین تاکید می کند که ایجاد یک چنین ائتلاف نظامی تاثیر بسیار منفی بر وضعیت امنیت در خاورمیانه خواهد داشت و می تواند دردسرهای جدی برای روابط روسیه با این منطقه ایجاد کند. وی می گوید: ایران یک شریک واقعی و سودمند اقتصادی برای روسیه است. از سوی دیگر ارتباطات مسکو با رژیم اسرائیل نیز اهمیت دارد. به علاوه، عربستان سعودی نیز در تلاش برای جلب توجه و حمایت روسیه است. در نتیجه اگر یک چنین ائتلاف نظامی علیه ایران شکل گیرد، مسکو باید همه توان دیپلماتیک خود را برای جلوگیری از یک تعارض جدی در این میان به کار گیرد.


طرح تشکیل ائتلاف عربی- اسرئیلی علیه  ایران و به منظور همکاری اطلاعاتی بین عرب ها و اسرائیل در حالی است که آمریکا و اسرائیل در مورد تشکیل نشدن کشور مستقل فلسطین توافق کرده‌اند ،احمد ابوعلی کارشناس مسائل سیاسی و روابط بین الملل، تشکیل ائتلاف مزبور را بعید ندانست و گفت: موضوع نزدیک شدن روابط عربی و اسرائیلی در اصل اکنون جریان دارد.

عوامل مساعد تشکیل ائتلاف عربی- اسرائیلی

اول: نزدیک شدن روابط مصر و اردن به اسرائیل.

دوم: نگرانی کشورهای عرب خلیج فارس به ویژه عربستان از نفوذ ایران.

سوم: افزایش اختلاف بین دولت جدید آمریکا و ایران.

چهارم: از سرگیری روابط ترکیه و اسرائیل.

مدل‌سازی تقلیدی «ناتوی عربی» به‌عنوان یک پیمان‌نامه نظامی ـ بین چند کشور عربی به‌علاوه ترکیه ـ با همراهی آمریکا و اسرائیل در خاورمیانه و در تقابل با ایران امری انکارناپذیر است. در واقع استراتژیست‌های دولت جدید آمریکا این راهبرد را برای مقابله با به اصطلاح نفوذ منطقه‌ای ایران ـ و به زعم آنان برای حل بحران خاورمیانه ـ در منطقه طراحی کرده‌اند. در این نوع رویکرد متقابلانه دو کشور عربستان و ترکیه نقش بسزایی دارند. باید دید این شیوه ائتلاف عریان برای مقابله با ایران از کجا نشات می‌گیرد. اگرچه دو کشور عربستان و ترکیه به دنبال بازیابی یا بهتر بگوییم احیای قدرت منطقه‌ای خود هستند، اما مسئله فقط به اینجا ختم نمی‌شود. این دو کشور به دنبال آن هستند تا ایران را به عنوان بزرگترین و مهم‌ترین مانع استیلای هژمونیک منطقه‌ای از پیش‌رو بردارند. امری که به نوعی در جهت حفظ موجودیت اسرائیل در منطقه نیز ارزیابی می‌شود.


سخنان مسئولان سیاست خارجی و نظامی کشورهای آمریکا، اسرائیل، عربستان و ترکیه در کنفرانس امنیتی مونیخ که چندی پیش برگزار شد، عملاً آن را به حیاط خلوتی برای تهییج و تحریک جامعه جهانی علیه ایران تبدیل کردند. «مایک پنس»، معاون دونالد ترامپ ایران را اصلی‌ترین حامی تروریسم در جهان خواند. اظهارات او در همان کنفرانس توسط «عادل الجبیر»، وزیر امورخارجه عربستان سعودی تکرار شد و «آویگدور لیبرمان»، وزیر دفاع اسرائیل نیز هدف ایران را تضعیف موقعیت عربستان سعودی در منطقه و دامن زدن به تنش در خاورمیانه اعلام کرد.


«مولود چاووش‌اوغلو»، وزیر امورخارجه ترکیه نیز آشکارا دخالت‌های ایران در منطقه را محکوم کرد و برای همکاری با دولت اسرائیل چراغ سبز نشان داد. مسئله‌ مهم در اینجا تکرار منظومه اظهاراتی است که پیش از اینها هم مطرح شده بود و در واقع این اظهارات آنها تکرار حرف‌های گذشته‌شان بود و حرف تازه‌ای نداشتند که مطرح کنند، مگر همان ادعاهای واهی. باید دید تفاوت این سخنان با اظهارات قبلی این کشورها در چیست؟


تحلیل‌گران سیاسی حوزه بین‌الملل دو علت را در نظر گرفته‌اند؛


نخست اینکه، این سخنان کمابیش همزمان مطرح می‌شوند و به نظر نمی‌رسد امری تصادفی باشد و حکایت از گفت‌وگوها و مذاکراتی دارد که میان مسئولان دولت ترامپ و مسئولان کشورهای اسرائیل، عربستان و ترکیه اخیراً روی داده است. بخشی از این مذاکرات و گفت‌وگوها بازتاب رسانه‌ای نیز داشته است. از آن جمله است گزارش مذاکرات میان مسئولان دولت ترامپ و برخی از مسئولان کشورهای عربی بر سر ایجاد یک پیمان نظامی.


موضوع دومی را که به این نگرانی‌ها دامن می‌زند، باید در سیاست خارجی آمریکا پس از روی کار آمدن دونالد ترامپ پیدا کرد. سیاست خارجی این کشور ظرف یک ماهه اخیر دستخوش تحولی جدی شده است. بسیاری از مشاوران و مدیران وزارت امورخارجه یا از کار برکنار شده‌اند یا شخصاً به کار خود در تشکیلات جدید خاتمه داده‌اند. موضوع تشدید تحریم‌ها و مقابله قاطعانه‌تر با به اصطلاح نفوذ ایران در منطقه عملا در سایه همین تحولات پدید آمده‌اند. تغییر رویکرد آمریکا در قبال ایران، عملا بستر تغییر رویکرد قدرت‌های منطقه در قبال ایران را نیز فراهم آورده است. مهم‌ترین تغییر در لحظه کنونی، تند شدن لحن این کشورها در قبال ایران است.

کارشناسان سیاسی متفق‌القولند که سیاست دولت ترامپ به بهترین شکل خود را در ایده ایجاد پیمان نظامی کشورهای عربی نشان می‌دهد.گفت‌وگوهای اولیه بر سر ایجاد یک پیمان نظامی از نوع ناتو بین دولت ترامپ و مسئولان نظامی و امنیتی عربستان و امارات متحده صورت گرفته است. از دیگر اعضای احتمالی این پیمان نظامی از کشورهای مصر و اردن یاد می‌شود. در عین حال پیوستن سایر کشورها به «ناتو عربی» نیز منتفی نیست. این پیمان نظامی از همراهی و حمایت اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل و آمریکا نیز برخوردار خواهد بود. هدف از این پیمان نظامی، ایجاد همبستگی بین کشورهای عربی و سنی‌مذهب در برابر ایران و جلوگیری از آنچه که آنها نفوذ ایران در منطقه می‌خوانند، اعلام شده است. بر اساس این طرح، عملا وظیفه اصلی مقابله با «دشمن مشترک» به بازیگران محلی و متحدان منطقه‌ای آمریکا واگذار می‌شود.

 

                               

  ناصر محمدي
  پژوهشگر علوم سیاسی
  آدرس ایمیل : nasser.t747@gmail.com
  آدرس سایت/وبلاگ:


  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :