موضوعات ‌مرتبط: سیاسی حوزه خاورمیانه

a/126578 :کد

سفرمنطقه‌ای ترامپ به عربستان درچارچوب سازماندهی نظم منطقه‌ای جدید

ناصر محمدي

  شنبه ۰۶ خرداد ۱۳۹۶ — ۲۳:۰۸
تعداد بازدید : ۴۹۰   
 تحلیل ایران -سفرمنطقه‌ای ترامپ به عربستان درچارچوب سازماندهی نظم منطقه‌ای جدید

حضور دونالد ترامپ در عربستان به عنوان اولین مقصد سفرهای خارجی او از زمان روی کار آمدنش در آمریکا، بدون شک تاثیراتی در معادلات منطقه خواهد گذاشت.

حضور دونالد ترامپ در عربستان به عنوان اولین مقصد سفرهای خارجی او از زمان روی کار آمدنش در آمریکا، بدون شک تاثیراتی در معادلات منطقه خواهد گذاشت. آمریکا از سال 2010 و همزمان با آغاز اعتراضات داخلی کشورهای مسلمان شمال آفریقا وارد مرحله جدیدی از ایفای نقشه هایش در خاورمیانه شد. این کشور تلاش کرد از جهت دادن به درخواست ها و مطالبات مردم تونس، لیبی، مصر، سوریه و عراق اهداف خود را در این منطقه استراتژیک محقق سازد. با این حال خط قرمز کاخ سفید اعزام نیروی نظامی به خط مقدم نبرد در زمان بروزجنگ های داخلی این کشورها بود. رهبران آمریکا کماکان درگیر بحران افغانستان هستند و علی رغم هزینه بیش از یک تریلیون دلاری در این کشور نتوانسته به نتیجه دلخواه خود در شکل دادن به تحولات سیاسی وامنیتی کابل دست یابد. موضوع دیگر آنکه بحث تداوم حضور و یا خروج نظامیان آمریکایی از افغانستان هم تبدیل به مساله‌ای شده که با تغییر دولت ها در کاخ سفید تصمیمات متفاوتی برایش اتخاذ می شود که این نشان از سردرگمی سیاست خارجی آمریکا در افغانستان دارد. بر این اساس، برنامه واشنگتن در پیشبرد اهدافش در شمال آفریقا، سوریه و عراق استفاده از توان و ظرفیت های داخلی این کشورها بنا شد که در این رابطه ترامپ با رویکرد تاجرماآب خود به نظر می رسد بیش از اوباما در اجرای این سیاست مصمم است. او در زمان تبلیغات انتخاباتی اش نیز خطاب به تمامی متحدین آمریکا در شرق آسیا، قاره اروپا و همچنین خاورمیانه اعلام کرد باید این کشورها خودشان هزینه تامین امنیت‌شان را بپردازد و بیش از این باری بر دوش ایالات متحده نباشند. در این راستا اولین گام در حوزه کره جنوبی برداشته شد. سئول در ماه آوریل سال جاری استقرار سامانه موشکی تاد را آغاز کرد. بنابراین قابل پیش بینی بود که هدف اصلی سفر ترامپ به عربستان هم در انتقال هزینه های نظامی فعالیت های آمریکا در خاورمیانه به عهده اعراب باشد. رئیس جمهور جدید در برنامه های تبلیغاتی خود نشان داد که بیش از بیرون آمریکا، دغدغه داخل کشورش را دارد و لذا درصدد است با قدرت مانور خارجی واشنگتن، به وعده هایش در کاهش بیکاری، ارتقا وضعیت معیشت و رفاه مردم ایالات متحده جامه عمل بپوشاند. اما تامین پول این اقدامات باید از جیب همپیمانانش به ویژه کشورهای عربی باشد که با برخورداری از پترودلار، وابستگی امنیتی نیز به آمریکا دارند. از این رو ترامپ سخنرانی در جمع 37 کشور مسلمان و به میزبانی ملک سلمان را بهترین فرصت بازاریابی برای جمعیتی بالغ بر 500 میلیون نفر و مهمتر از همه به هزینه دیگران می دانست. او با آگاهی از قدرت اثرگذاری سخنان رئیس جمهور آمریکا در جمع کشورهای مسلمان همسو با کاخ سفید و با پشتوانه تجربه بهره گیری از کوچکترین فرصت های اقتصادی، مطالبی را مطرح کرد که منافع زیادی برای خزانه ایالات متحده خواهد داشت. ترامپ با بیان قرارداد 110 میلیارد دلاری نظامی با عربستان و تاکید بر نقشی که چنین توافقاتی می تواند در تامین امنیت و تحقق صلح داشته باشد، انگیزه‌ای برای خریدهای تسلیحاتی سایر کشورها ایجاد کرد. اما این تمام ماجرا نبود. در جریان این سفر مقامات شرکت های مهمی همچون جنرال الکتریک ترامپ را همراهی می کردند که نتیجه آن عقد قراردادهایی به ارزش 15 میلیارد دلار با عربستان به منظور افزایش بازدهی بخش تولید برق این کشور بود. ورود شرکت های آمریکایی در ساختارهای استراتژیکی همچون تولید برق تنها در منافع اقتصادی خلاصه نمی شود.


این مساله به معنای نفوذ ایالات متحده در حساسترین حوزه های امنیتی عربستان نیز خواهد بود. ترامپ امیدوار است عربستان الگویی برای برقراری رابطه دیگر کشورهای مسلمان با آمریکا باشد. در این صورت واشنگتن در اجرای سیاست های جدیدی که در پیش گرفته از جمله استقرار در خطوط مرزی کشورهای منطقه موانع سیاسی و نظامی اندکی خواهد داشت. بزرگنمایی ایران به عنوان برهم زننده ثبات و رواج افراط گرایی اگرچه اقدام تازه ای از سوی آمریکایی ها به شمار نمی رود، اما در فضای کنونی موقعیتی برای جلب همراهی منطقه در همکاری با پروژه نوظهور این کشور خواهد بود. رئیس جمهور آمریکا کماکان خواهان ورود بیشتر اعراب در سیاست های ضد ایرانی کاخ سفید است. زیرا تنها در صورت عملیاتی شدن چنین فراخوانی، تحقق برنامه استقرار در مرزها مانند آنچه در مرز اردن و سوریه رخ داد، آسانتر و کم هزینه تر خواهد بود و اتفاقی که در منطقه مرزی تنف به وقوع پیوست، دور از انتظار خواهد بود. ضمن آنکه این سیاست موجب پراکندگی توان نظامی سوریه و عراق می شود و از قدرت پیشروی آنها می کاهد. ایجاد همگرایی در میان اعراب با نشان دادن خطر گسترش نفوذ ایران در تحولات منطقه، بر سرعت شکل دادن به تحولات یمن و بحرین نیز اثر می گذارد. واشنگتن شاهد بروز اختلافی نگران کننده دریمن میان عربستان و امارات متحده عربی بر سر تسلط بر شهر سوق الجیشی عدن است. نکته مهم آنکه آمریکا در این مسیر، خواهان مقاومتی تمام و کمال در برابر ایران است. زیرا هرگونه مماشات می تواند معادلات را به ضرر سیاست های کاخ سفید تغییر دهد. براین اساس در هنگام ذکر نام گروه های تروریستی ترامپ اسم حماس را هم عنوان کرد، در حالی که پیش از این رهبران حماس با پذیرش مرزهای 1967 قدمی در به رسمیت شناختن تجاوزات اسرائیل برداشته بودند. لذادر شرایطی که وضعیت میدانی سوریه و عراق به نفع غرب و حامیان تروریست ها نیست، تقویت قطب بندی شیعه و سنی از یک سو و جمهوری اسلامی ایران و سایر کشورهای مسلمان از سوی دیگر احتمال نفوذ بیشتر دولت ترامپ را در گسل مذکور با کمترین هزینه برای واشنگتن فراهم می کند.

ابلاغ دکترین جدید آمریکا برای منطقه


ترامپ با نگاه اقتصادی و بازرگانی که نسبت به سیاست خارجی آمریکا در منطقه بحران خیز خاورمیانه دارد، سعی دارد از هر فرصتی برای معامله و کسب منافع اقتصادی و سیاسی بلند مدت استفاده کند و با توجه به حجم بالای انباشت ذخایر ارزی کشورهای عربی منطقه و وجود بحران‌های تروریستی و سیاسی در بین کشورهای عربی از این فرصت برای جذب این منابع ارزی به منظور بازسازی اقتصاد آمریکا و بالا بردن رشد اقتصادی و ایجاد اشتغال استفاده کند.

در این خصوص سیاست ترامپ در خاورمیانه براساس چند محور مهم تعریف شده است:

1. حمایت و تقویت موجودیت رژیم صهیونیستی


2. گسترش روابط اقتصادی با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و نفت خیز


3. مبارزه با گروه‌های تروریستی غیر همسو با سیاست‌های آمریکا و گروه‌های جهادی و مردمی در فلسطین و لبنان


4. توسعه سیاست ایران هراسی در کشورهای منطقه و گرفتن امتیاز از کشورهای منطقه


5. مذاکره و معامله با روسیه و چین براساس منافع مشترک و تثبیت برتری آمریکا در حوزه‌های انرژی و نظامی در خاورمیانه


در این خصوص چند نکته مهم جزو اولویت‌های سیاسی ترامپ در خاورمیانه است. اول عقد قرار دادهای بلند مدت با ارقام بالا جهت حمایت از موجودیت رژیم‌های فعلی کشورهای عربی که در این خصوص قرارداد 350 میلیارد دلار با عربستان به عنوان بزرگترین قرارداد تاریخ منعقد شده است که 110 میلیارد دلار آن صرف خرید تجهیزات نظامی و بازسازی ارتش عربستان می‌شود. مقامات عربستان سعودی هدف از انعقاد این قرارداد را مقابله با ایران اعلام کرده‌اند که این امر اهمیت نقش ایران در خاورمیانه را نشان می‌دهد. در سفر به عربستان و ملاقات با سران کشورهای اسلامی و عربی در واقع فرصتی برای آمریکا است که سیاست‌های نوین خود در منطقه را به اطلاع سران این کشورها برساند.


در صورتیکه کشورهای منطقه همسو با سیاست‌های جدید ترامپ نباشند درانزوا قرار خواهند گرفت و به همین جهت عربستان به عنوان برادر بزرگ کشورهای منطقه نقش واسطه و حامی سیاست‌های جدید آمریکا در منطقه را دارد و آقای ترامپ نیز متعهد به حمایت از خاندان فعلی عربستان است که در این راستا می‌توان گفت، سفر فعلی ترامپ  به عربستان در واقع حل و فصل اختلافات موجود گذشته است. از جمله این اختلافات که در جامعه آمریکا مطرح است مسئله دخالت اتباع عربستانی در واقعه 11 سپتامبر است که ترامپ از این موضوع نیز به عنوان اهرمی برای عقد قرارداد 350 میلیارد دلاری استفاده کرده تا به اینصورت این پرونده کاملاً راکد بماند.سفر ترامپ به فلسطین اشغالی و ملاقات با سران آن رژیم و محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین از اهمیت بسیار بالایی در شرایط فعلی منطقه برخوردار است. در واقع ترامپ با هدف نزدیک کردن نظرات مقامات رژیم صهیونیستی و فلسطین به منظور تحقق یک صلح دائمی با هدف تضمین امنیت رژیم صهیونیستی وارد این منطقه می‌شود.در شرایط فعلی مثلث آمریکا، کشورهای عربی به رهبری عربستان با رژیم صهیونیستی کامل شده و در واقع سیاست مشترک جهت اجرایی کردن برنامه‌ها در حال تدوین و تکمیل است. از جمله موارد مورد نظر موضوع برکناری بشار اسد در سوریه و ایجاد دولت وحدت ملی در آن کشور، خلع سلاح حزب الله و هدایت آن به عنوان یک حزب سیاسی، تغییر حاکمیت در یمن براساس  منافع عربستان، محدود کردن حضور ایران در عراق و خاورمیانه و شمال آفریقا که مهمترین محورهای مورد توافق این مثلث می‌باشد. در این راستا تشکیل ناتو عربی متشکل از ارتش سران کشورهای عربی و برخی از مزدوران کشورهای آفریقایی و سایر مناطق جهان که به عنوان یک تحول استراتژیک در معادلات منطقه‌ای نقش آفرینی خواهد کرد. فروش تجهیزات نظامی به عربستان و کشورهای منطقه و اظهارات آقای رکس تیلرسون وزیر خارجه آمریکا مبنی بر اینکه فروش هرگونه تجهیزات نظامی به کشورهای عربی ممکن می‌باشد و از ناتو عربی حمایت کرده، نشان دهنده این واقعیت است که کشورهای عربی و رژیم صهیونیستی به یک توافق مهم در خصوص توسعه همکاری‌های اقتصادی، سیاسی، نظامی و امنیتی دست یافتند و منتظر فرصتی جهت اعلام رسمی آن می‌باشد. از سوی دیگر این کشورها جهت مقابله با ایران، حزب الله و سایر گروه‌های جهادی به یک توافق مهم رسیده‌اند و سفر آقای ترامپ به منطقه در واقع شروع عملیاتی کردن توافقات منطقه است. به نظر می‌رسد ائتلاف عربی، صهیونیستی،‌ آمریکایی که اخیراً علیه جمهوری اسلامی ایران، حزب الله و گروه‌های جهادی در ریاض تشکیل شده، چالشی بزرگ در مسیر توسعه دیپلماسی  سیاسی و تنش زدایی دولت دوازدهم خواهد بود و با توجه به سیاست‌هایی که علیه کشور از سوی توطئه گران در منطقه در حال انجام است.تصمیم گیری در خصوص نحوه تعامل با این توطئه‌ها شاید در بخش‌هایی خارج از اختیارات و توان دولت باشد و نیازمند اتخاذ تصمیمات ملی است و به همین جهت اتحاد ملی و منافع محوری موضوعی است که بایستی تمام احزاب و جریانات سیاسی در راستای منافع ملی اتحاذ کنند چرا که در شرایط جاری اجماع دشمنان علیه کشور در منطقه در حال تشکیل است که هر گونه اشتباه و استراتژی سیاسی می‌تواند بحران ساز باشد.

ازمنظردیگرسفر منطقه‌ای دونالد ترامپ به عربستان و اسرائیل بر اساس نشانه‌هایی از گسترش نظامی‌گری، تهدید و ایجاد ائتلاف علیه ایران همراه بوده است. گرچه محور اصلی سفر دونالد ترامپ به عربستان مربوط به فروش تسلیحات متعارف زمینی، هوایی، دریایی و سیستم ضدموشک است، اما ریک تیلرسون وزیر امور خارجه آمریکا در ریاض به این موضوع اشاره دارد که ایران باید آزمایش موشکی خود را متوقف سازد.


بیان چنین رویکردی نشان می‌دهد که وزیر امور خارجه آمریکا با ادبیات شبه تهدید به استقبال دولت جدید و انتخابات فراگیر ایران می‌آید.الگویی که مبتنی بر نشانه‌هایی از تهدید دیپلماتیک بوده و می‌تواند به حوزه‌های دیگری از روابط منطقه‌ای ایران و ایالات متحده تسری یابد. بیان چنین رویکردی از سوی تیلرسون به مفهوم آن است که ایالات متحده از سیاست تبعیض راهبردی در محیط منطقه‌ای بهره می‌گیرد؛ سیاستی که نشانه‌های آن را می‌توان در گسترش بحران‌های منطقه‌ای و خشونت‌هایی دانست که عربستان در محیط منطقه‌ای به کار گرفته است. در چنین شرایطی است که عربستان علاوه بر انجام مذاکرات نظامی و امنیتی دوجانبه با آمریکا، زمینه برگزاری دیدارهایی را در ریاض به وجود آورده که محور اصلی آن را می‌توان گسترش ائتلاف با آمریکا و مقابله با ایران در محیط منطقه‌ای دانست. قرارداد تسلیحاتی عربستان و آمریکا تلاشی برای مقابله با قدرت منطقه‌ای ایران و روح جنبش‌های انقلابی در منطقه محسوب می‌شود. الگوی رفتاری ترامپ در محیط امنیت منطقه‌ای خاورمیانه و غرب آسیا تابعی از الگوی رفتاری و اهداف عمومی سیاست منطقه‌ای ایالات متحده خواهد بود.فروش تسلیحات به کشورهای محافظه‌کار منطقه، حمایت از امنیت اسرائیل، مشارکت تاکتیکی و عملیاتی با کشورهای عرب محافظه‌کار را می‌توان در زمره الگوهای نسبتا ثابت آمریکا در محیط منطقه‌ای دانست. سفر منطقه‌ای ترامپ به عربستان و اسرائیل نماد جهت گیری راهبردی آمریکا و الگوی رفتاری تیم سیاست خارجی و امنیتی دونالد ترامپ را منعکس می‌سازد.سفر ترامپ به عربستان و اسرائیل به مفهوم آن است که اولویت‌های سیاست خارجی، امنیتی و راهبردی ایالات متحده در دوران جدید ماهیت منطقه‌ای دارد. عربستان در زمره کشورهای منطقه‌ای محسوب می‌شود که قابلیت لازم برای هدایت موج محافظه‌‌کاری علیه قدرت منطقه‌ای ایران را داراست. در نگرش ترامپ و تیم راهبردی آمریکا، فروش تسلیحات به عربستان و کشورهای منطقه‌ای گام اول نظم منطقه‌ای جدید محسوب می‌شود.فروش تسلیحات آمریکایی به عربستان نه‌تنها برای دونالد ترامپ و ساختار میلیتاریستی ایالات متحده به عنوان منشا درآمد اقتصادی از طریق همکاری با کشورهای صادرکننده نفت محسوب می‌شود، بلکه چنین اقدامی به مفهوم آن است که عربستان در آینده نقش موثرتری برای مقابله با موج انقلابی منطقه‌ای ایفا می‌کند. روندی که عربستان از سال 2011 به بعد در دستور کار قرار داده، با اهداف منطقه‌ای ایالات متحده در دوران دونالد ترامپ هماهنگی دارد.


سفر منطقه‌ای ترامپ به عربستان دارای آثار و پیامدهای راهبردی خواهد بود. قرارداد 300 میلیارد دلاری تسلیحاتی را که بخش اول آن به میزان 110 میلیارد دلار نهایی شده است، می‌توان به عنوان تلاشی برای محدودسازی قدرت راهبردی ایران در منطقه بویژه سوریه، عراق، یمن و لبنان دانست. کارگزاران سیاست خارجی و امنیتی آمریکا در دوران ترامپ، روند محدودسازی ایران در محیط منطقه‌ای را از طریق گسترش همکاری‌های تاکتیکی با عربستان، ترکیه و اسرائیل آغاز کرده‌اند. همکاری‌های راهبردی ترامپ و عربستان را می‌توان در چارچوب سازماندهی نظم منطقه‌ای جدید تبیین کرد. فروش تسلیحاتی آمریکا به عربستان بیانگر این واقعیت است که سیاست امنیتی و راهبردی آمریکا در فرآیند موازنه منطقه‌ای ایران ماهیت نامتقارن و خارج از حوزه سرزمینی دارد. در چنین شرایطی آمریکا تلاش دارد تا موقعیت خود را از طریق ائتلاف منطقه‌ای علیه ایران ارتقا دهد. کنفرانس ریاض نماد چنین فرآیندی در سیاست امنیتی و راهبردی آمریکا محسوب می‌شود. موضوعاتی همانند فروش تسلیحات، بازدارندگی کشورهای منطقه در برابر قدرت موشکی ایران از طریق فروش سیستم ضدهوایی تاد،‌ مبارزه با تروریسم و آینده سیاسی کشورهای بحران‌زده منطقه‌ای همانند سوریه را می‌توان اصلی‌ترین نشانه‌های کنش راهبردی آمریکا و عربستان در محیط منطقه‌ای دانست.کشورهای یاد شده تلاش دارند تا نظم محافظه‌کارانه جدیدی را در غرب آسیا ایجاد کنند که معطوف به مقابله با موج‌های کنش انقلابی و مقاومت منطقه‌ای باشد. ترامپ تلاش دارد تا مقابله با گروه‌های تکفیری را از طریق کارگزاران سیاست منطقه‌ای همانند ترکیه و عربستان پیگیری کند. اعزام نیروهای نظامی عربستان به خاک سوریه به‌عنوان یکی از نشانه‌های چنین سیاستی در فضای موازنه تهدید منطقه‌ای خواهد بود. محور اصلی سیاست امنیتی و راهبردی مایک پومپئو را می‌توان مقابله با گروه‌های تروریسم تکفیری دانست. پومپئو همانند دونالد ترامپ بر این اعتقاد است که رهبران سیاسی کشورهای منطقه‌ای همانند عربستان فاقد هرگونه کنترل مؤثر بر کارکرد گروه‌های تروریستی هستند. چنین رویکردی به‌مفهوم آن است که سیاست منطقه‌ای آمریکا در برخورد با ایران مبتنی بر محدودیت‌های راهبردی بیشتری در سال 1396 خواهد بود. در چنین شرایطی، محدودیت‌های راهبردی علیه دولت عملگرای حسن روحانی افزایش خواهد یافت. بخش قابل توجهی از کارگزاران راهبردی کابینه ترامپ در زمره منتقدان اصلی قابلیت موشکی ایران نیز محسوب می‌شوند. ایالات متحده در چهار دهه گذشته همواره تلاش داشته تا زمینه‌های لازم برای کاهش قدرت تاکتیکی، عملیاتی، اقتصادی و راهبردی ایران را به‌وجود آورد. دونالد ترامپ در سفر منطقه‌ای خود به عربستان و اسرائیل درصدد است تا زمینه‌های ارتقای قدرت بازیگرانی را به وجود آورد که ائتلاف علیه ایران را در دستور کار قرار داده‌اند. آمریکا از الگوی محدودسازی قدرت ایران توسط بازیگران منطقه‌ای بهره گرفته و چنین فرآیندی را براساس سازوکارهایی همانند ارتقای قدرت نظامی بازیگران منطقه‌ای در موازنه با ایران ادامه می‌دهد.تضادهای سیاسی و امنیتی کشورهای عربی با ایران تحت تاثیر نظامی‌گری منطقه‌ای گسترش خواهد یافت. بالطبع در مقابله با شکل گیری ناتوی عربی توسط آمریکا در منطقه بار مقابله با جمهوری اسلامی ایران دولت روحانی، در چهار سال آتی، باید در حوزه  جهان اسلام و به ویژه در ارتباط با شورای همکاری خلیج فارس، آفریقا، اندونزی و مالزی، بیشتر از پیش تلاش کند و همه  توان دیپلماسی خود را صرفا در حوزه  اروپا به کار نگیرد. با وجود تمام سیاه نمایی های عربستان سعودی و آمریکا، هنوز هم فضاها و فرصت های طلایی بسیاری برای تقویت روابط ایران با کشورهای عربی و دیگر کشورهای جهان اسلام وجود دارد و ایران، مقتدرتر از آن است که مقهور ضیافت های پرزرق و برق ریاض شود. نگاهی به ساختار قدرت در عربستان سعودی و رفتارهای این کشور در جهان اسلام، نشان می دهد که عربستان با وجود برخورداری از تمکن مالی بالا؛ هیچ گاه از منظر فکری و جایگاه استراتژیک، نمی تواند به اندازه  ایران، ترکیه و حتی پاکستان، توان اثرگذاری بر معادلات منطقه و جهان را به دست بیاورد.

 

                               

  ناصر محمدي
  پژوهشگر علوم سیاسی
  آدرس ایمیل : nasser.t747@gmail.com
  آدرس سایت/وبلاگ:


  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :