موضوعات ‌مرتبط: سیاسی بین الملل

a/127090 :کد

چرایی قطع روابط عربستان و امارات وبحرین با قطر

ناصر محمدي

  ﺳﻪشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۶ — ۰۰:۲۸
تعداد بازدید : ۴۹۹   
 تحلیل ایران -چرایی قطع روابط عربستان و امارات وبحرین با قطر

اختلاف میان عربستان و قطر پس از هک و انتشار سخنان امیر قطر، شیخ تمیم بن حمد آل ثانی، بالا گرفت که وی از ایران، حماس، حزب الله و البته اسرائیل حمایت کرده ومی گفت که دونالد ترامپ درقدرت باقی نخواهد ماند.

البته دولت قطر این سخنان را تکذیب کرد، اما علی رغم این تکذیبیه، العربیه عربستان و اسکای نیوز امارات به پخش کردن این فایل پرداختند و جنگی رسانه ای با قطر به راه انداختند.از سوی دیگر، ایمیل سفیر امارات در آمریکا هم هک شد و نشان داد که او لابی های زیادی علیه قطر و کویت در آمریکا انجام داده است. واکنش عربستان و حامیانش به قطر بسیار عجیب و غیرقابل باور بود. شاید هیچ تحلیل گری دیروز چنین واکنشی را از سوی عربستان  پیش بینی نمی کرد. این واکنش بیش از پیش نشان می دهد که حکام عربستان منطقه و جهان را کارتونیزه می بینند. نگاهی که در نهایت خاورمیانه و خود عربستان قربانیان اصلی آن خواهند بود.این گونه واکنش ها از سوی عربستان البته جدید نبود، در مارچ 2014 نیز عربستان، بحرین و امارات بدلیل آنچه دخالت قطر در امور داخلی اشان نامیدند، سفیرانشان را از قطر فراخواندند. در همان زمان، عربستان قطر را به بستن تمام راه های هوایی و زمینی و دریایی تهدید کرده بود. 8 ماه زمان لازم بود تا این کشورها دوباره سفیرانشان را به قطر بازگردانند.


در رابطه با ریشه اختلاف عربستان و قطر باید یاد آور شد که قطر و عربستان پس از شروع بهار عربی روی اسب های متفاوتی شرط بندی کردند. قطر منابع زیادی روی اخوان المسلمین در سراسر خاورمیانه و شمال آفریقا صرف کرده بود اما عربستان اخوان المسلمین را یک خطر برای مشروعیت خود در جهان عرب می دید و مخالفان اخوان را در جهان عرب تقویت می کرد، مخالفانی از دو سر طیف؛ سلفی ها و سکولارها. در مصر، سوریه، فلسطین و حتی یمن این اختلافات بصورتی عریان خود را نشان داد. در مصر، مرسی مورد حمایت اخوان، ترکیه و قطر برکنار و به جرم ارتباط با قطر به حبس ابد محکوم شد؛ در سوریه افراد وابسته به قطر در ائتلاف علیه داعش منزوی شده و کنار گذاشته شدند؛ در فلسطین، قطر ارتباط نزدیکی با حماس برقرار کرد و همزمان عربستان به سمت فتح چرخید و بالاخره در مساله یمن هم هرچند قطر عضوی از ائتلاف عربستان است، اما همیشه ساز مخالف زده و مقامات عربستانی حتی قطر را به حمایت از حوثی ها متهم می کنند! و با همه این تفاسیر این سوال مطرح است که ایران کجای این بازی است؟


اگر عمان را کنار بگذاریم، روابط ایران با قطر را می توان بهترین و نزدیکترین روابط با یک کشور عربی عضو GCC دانست. بطوری که قطر همواره ایران را بخشی از راه حل منطقه می دانسته و بارها بر این تاکید کرده، همانطور که در سخنرانی هک شده نیز این نکته گفته شده است. بطوری که قطر و ایران در سال 2010 توافقنامه همکاری برای تقویت امنیت و علیه تروریسم امضا کردند. در سال 2008 قطر تنها کشور عضو شورای امنیت سازمان ملل بود که به قطعنامه ظالمانه 1969 که ایران را بخاطر غنی سازی تحریم می کرد رای منفی داد، قطعنامه ای که چین و روسیه به آن رای مثبت داده بودند. همچینین اولین کشور عربی که از برجام حمایت کرد و اعلام کرد برجام منطقه را امن تر خواهد کرد قطر بود. پس از پیروزی دکتر روحانی نیز امیر قطر 2 بار به او زنگ زده و با رئیس جمهور ایران صحبت کرده است.قطر در تمام این مدت به اصطلاح رایج سعی کرده بود هم از توبره بخورد و هم از آخور. امیر جوان قطر سعی داشته هم روابط با تهران را حفظ کند و هم روابط با عربستان را. اما به نظر می رسد کاسه صبر حاکمان عجول و کم تجربه عربستان به سر آمده و دیگر حاضر نیستند این وضعیت را تحمل کنند. آنها قطری می خواهند که همانند سودان و امارات و بحرین کاملا نقش پیرو را بازی کند. تهدیدهای لفظی قطر را مجبور به پیروی از این راه نکرد، باید دید این تهدید عملی که بسیار جدی است و امنیت ملی قطر را حتی در عرصه اقتصادی با چالش های بزرگ مواجه خواهد کرد، باعث تغییر روش قطر خواهد شد و یا اثر معکوس داشته و باعث نزدیک شدن قطر به ایران می شود.


آن چیز که قطعی است، این واقعیت است که ایران نباید حمایت ظاهری جدی از قطر بکند که به ضرر قطر در دنیای عرب تمام خواهد شد. اما سیاست تفرقه انگیزی در میان اعراب، بهترین استراتژی برای ایران در دنیای پرآشوب خاورمیانه است. حرف های زیبا و ایده آلیستی همانند بهبود روابط با عربستان و جلوگیری از بازی استکبار برای اختلاف میان مسلمانان، جز کارتونی دیدن سیاست منطقه نیست. منافع ملی ایران و منافع شیعیان در منطقه باید سنگ بنای سیاست ایران در خاورمیانه جدید باشد با توجه به موارد فوق یکی از احتمالات آینده در خصوص نوع بازیگری قطری ها در منطقه این است که این کشور با تغییر کلی در راهبرد خود به سمت جبهه مقاومت به محوریت ایران حرکت کند.

به چند دلیل این سناریو کمترین احتمال ممکن را در نوع تصمیم گیری قطری ها دارد:

1- ادامه روند موجود به معنای تقابل با دول غربی بالاخص ایالات متحده هم است.

قطری ها خوب می دانند حرکت به سمت تهران باعث تشدید وضع موجود می شود که کاخ سفید این موضوع را برنمی تابد. فراموش نکنیم که دول عربی به مثابه بازیگرانی هستند که جهت دهی آنها توسط بازیگر اصلی یعنی آمریکا مشخص می شود. لذا واشنگتن نخواهد گذاشت که دوحه در دامان ایران قرار گیرد.

2- با شرایط ایجاد شده، مرزهای دریایی  و زمینی قطر  با کشور های عربی همسایه اش بسته شده و تنها راه باقیمانده ایران است. این در حالی است که مطابق برخی آمار ۸۰درصد  مبادلات اقتصادی قطر از طریق این مرزها تحقق می یابد. چنانچه این تنشها ادامه پیدا کند، دوحه قادر به تامین مایحتاج خود نخواهد بود. نکته این که قطر در حال آماده سازی خود برای جام جهانی ۲۰۲۲ هم است.

3- قطری ها قبلا طعم کودتا را در کشورشان از سوی سعودی ها چشیده اند. چرا که برخی از فرماندهان ارتش قطر متمایل به سعودی ها هستند. بنابراین سعی خواهند کرد اندکی فیتیله را پایین بکشند.





 

                               

  ناصر محمدي
  پژوهشگر علوم سیاسی
  آدرس ایمیل : nasser.t747@gmail.com
  آدرس سایت/وبلاگ:


  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :