موضوعات ‌مرتبط: سیاسی تحلیل ایران

a/136934 :کد

هجمه های آمریکا علیه ایران، بسترسازی برای اقدامات بعدی ترامپ

تحلیل ایران

  یکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶ — ۲۱:۴۸
تعداد بازدید : ۱۷۶   
 تحلیل ایران -هجمه های آمریکا علیه ایران، بسترسازی برای اقدامات بعدی ترامپ

تمامی این هجمه ها علیه ایران به خصوص با دخالت دادن ایران در مساله پرتاب موشکی انصارالله یمن به این دلیل صورت می گیرد تا درصحنه بین الملل و افکار عمومی، تهران را عامل بی ثباتی منطقه خاورمیانه معرفی کنند.

عبدالرحمن فتح الهی  نوشت: نیکی هیلی، نماینده و سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد روز پنجشنبه 14 دسامبر در نشست خبری در مقر آژانس اطلاعات وزارت دفاع ایالات متحده در نزدیکی واشنگتن با هدف ارائه آن چه به زعم خود شواهد غیرقابل انکاری از اقدامات بی ثبات کننده ایران در خاورمیانه و جهان و یافته های جدیدی در ارتباط با اجرای قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت نامیده بود با نمایش برخی قطعات و لاشه به تعبیر خود موشک ساخت ایران سعی داشت دخالت تهران در مساله شلیک موشک انصارالله یمن به فرودگاه ملک خالد ریاض در 4 نوامبر دوباره در سطح افکار عمومی با تحریک رسانه ها مطرح کند. نمایشی که البته با واکنش برخی مقامات پنتاگون هم مواجه شد و آنها گفتند که اظهارات هیلی را تایید نمی کنند.

 

سازمان ملل نیز قبلا گفته بود که مدرکی دال بر ایرانی بودن موشکی که به ریاض شلیک شده ندارد. به نظر می رسد نمایش هیلی را باید تلاش جدی این کشور برای ایران هراسی و زمینه ای برای فروش سلاح به منطقه و نیز ایجاد فضای خبری موازی برای تحت الشعاع قرار دادن فضای ضد آمریکایی بعد از علام به رسمیت شناختن بیت المقدس به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی از سوی ترامپ که هنوز هم ادامه دارد، باشد. البته در این راستا کشته شدن علی عبدالله صالح و تغییر بازی قدرت در یمن را نیز نباید از یاد برد. اما به واقع اهدف پشت پرده این نمایش 14 دسامبر نیکی هیلی چیست؟ چرا دوباره نقش ایران در مساله یمن و به خصوص دخالت در شلیک موشکی 4 نوامبر به فرودگاه ملک خالد ریاض مطرح شد؟ این مساله می تواند چه تاثیری بر سیاست های منطقه ای ایران داشته باشد؟ پاسخ به این سوالات و پرسش هایی از این دست را در گفت وگویی با سید علی خرم، سفیر و نماینده دائم اسبق جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد در ژنو، سفیر اسبق جمهوری اسلامی ایران در جمهوری خلق چین و لیبی و نماینده ویژه اسبق رئیس جمهور نزد رؤسای جمهور سنگال، گینه و گامبیا در کمیته صلح سازمان کنفرانس اسلامی  جویا  شده ایم که در ادامه می خوانید:

 

بعد از شلیک موشکی انصارالله یمن به فرودگاه ملک خالد ریاض در 4 نوامبر شاهد شکل گیری موج اول هجمه ها علیه ایران با کلیدواژه دخالت ایران در ساخت، انتقال و حتی پرتاب موشکی 4 دسامبر بودیم که محوریت هجمه ها در دور اول بر عهده ریاض بود. اما با گذشت تقریبا 40 روز خانم نیکی هیلی، نماینده ایالات متحده در سازمان ملل نیز با نمایش به زعم خود تکه ای از موشک پرتاب شده توسط انصار الله در یک نشست خبری در مقر آژانس اطلاعات وزارت دفاع ایالات متحده، آن (موشک) را ساخت ایران معرفی کرد تا به این وسیله موج دوم این هجمه ها این بار با محوریت آمریکا و خود نیکی هیلی رقم بخورد. در سایه این دو دور هجمه علیه ایران، ارزیابی شما از این جریان ضد ایرانی در طول این 40 روز به خصوص نمایش پنج شنبه 14 دسامبر خانم هیلی چیست؟

 

چنانی که شما هم اشاره کردید حرکت خانم نیکی هیلی بیشتر از هر چیزی شبیه به یک شوی سیاسی بود که دولت ترامپ یا تندروهای کابینه او قصد دارند موضوع ایران را در شرایط کنونی در صحنه بین الملل بار دیگر ملتهب کنند که در سایه آن اگر ترامپ قصد انجام عملی را با حمایت ریاض و تل آویو داشت در تفکر بین الملل و عرصه جهانی توجیهی برای این اعمال وجود داشته باشد. به عبارت دیگر تمامی این هجمه ها علیه ایران به خصوص با دخالت دادن ایران در مساله پرتاب موشکی انصارالله یمن به این دلیل صورت می گیرد تا در صحنه بین الملل و افکار عمومی، تهران را عامل واقعی بی ثباتی منطقه خاورمیانه معرفی نمایند. پس تلاش اخیر خانم هیلی با این نمایش، ایجاد یک جو و فضاسازی علیه ایران بود. اما این فضاسازی پیشتر توسط عوامل اروپایی و مخالفین داخلی ترامپ گوشزد شده بود. چنانی که دو ماه قبل بارها اعلام شده بود که کابینه ترامپ در یک برنامه ریزی با همراهی عربستان به دنبال ایجاد هجمه های شدید علیه تهران به بهانه دخالت ایران در پرتاب موشکی یمن است.

 

در نتیجه این که موشک های پرتاب شده به سمت عربستان در چه شرایطی بوده است؟ آیا موشک های مورد نظر اساسا متعلق به ایران است؟ اگر این موشک ها متعلق به ایران است، در چه زمانی این موشک ها به یمن ارسال شده، آیا قبل از وقوع جنگ بوده و یا بعد از آن؟ و سوالتی فراوان دیگر و مهمتر از آن پاسخ به سوالاتی از این دست نیاز به بررسی دقیق و تحقیق کارشناسی شده دارد و نمی توان با ادعاهای واهی ایران را متهم به دخالت در امود سایر کشورها کرد. جدای از این مساله سخنگوی کاخ الیزه (کاخ ریاست جمهوری فرانسه) قبلا این نکته را مورد استنباط قرار داده بود و سازمان ملل نیز در راستای این اظهار نظر فرانسویان اعلام کردند که نمی توان اثبات کرد تهران دخالتی در انتقال و یا پرتاب موشکی یمن به عربستان داشته است. بنابراین تمام رفتارهای خانم هیلی در یک پایگاه نظامی و نمایش بخشی از به قول خود موشک ساخت ایران برای دخالت دادن تهران در این مسائل باعث تمسخر خود خانم هیلی شده است، چرا که او نه کارشناس نظامی است و نه پژوهشگر مسائل امنیتی؛ بلکه او نماینده ایالات متحده در سازمان ملل متحد است و باید در چارچوب تعریف شده وظایف خود عمل کند. لذا این دست از اقدامات نشان از این دارد که خانم هیلی نه آشنایی به مسائل امنیتی و نظامی دارد و نه شناخت درستی از وظایف محوله اش. اگر خانم هیلی به حدود خود آشنا بود دخالتی در امور نظامی و امنیتی نمی کرد. لذا در مجموع ارزیابی من از این هجمه ها، چه با محوریت عربستان و چه با محوریت آمریکا با اقدامات خانم هیلی و اظهارات او، تلاش های از پیش شکست خورده ای است که ترامپ برای فضاسازی علیه ایران انجام می دهد.

 

اگر بخواهیم از همین منطق غیر عقلانی ریاض و واشنگتن  استفاده کنیم یقینا متهم اصلی که در خصوص کشتار مردم یمن زیر سوال خواهد رفت، آمریکا است، چرا که بمباران هر روزه مردم یمن و تمام جنایات جنگی عربستان در این کشور با جنگ افزارهای آمریکایی صورت می گیرد.بر اساس قطعنامه 2216 و محاصره یمن عملا این کشور هیچ گونه ارتباطی با دنیای خارج ندارد. لذا در سایه این مساله ادعای قاچاق، ترانزیت و یا ادعای کمک به پرتاب موشک انصارالله به عربستان و امارات توسط ایران عملا زیر سوال خواهد رفت. آیا با چنین منطقی می توان افکار عمومی بین الملل را به اقناع علیه تهران رساند؟

 

در راستای این نکته شما عملا هیچ پاسخ منطقی و عقلانی از سوی ریاض و واشنگتن به این سوالات داده نشده است. مضاف بر این دلیل باید به دیگر مسائل هم در خصوص غیر منطقی بودن ادعاهای آمریکا وعربستان اشاره داشت. مثلا این که احتمال دارد موشک های ساخت ایران از منابع دیگری غیر از خود تهران در اختیار یمنی ها قرار گرفته باشد. هم چنین امکان دارد که این موشک ها قبل از آغاز تنش ها و در دوران مناسبات دو همسایه که بسیار عادی است در قالب قرارداد واگذار شده باشد. یا این که اساسا خود یمنی ها در یک پروسه مهندسی معکوس اکنون به توان ساخت موشک دست یافته اند. لذا تمامی این نکات در حوزه حقوق بین الملل نمی تواند تبعاتی را متوجه تهران کند تا از آن طریق بتوانند بر افکار عمومی جهانی اثرات خود را داشته باشد.

 

هم چنانی که خود ایران اکنون توان ساخت موشک اسکات بی را که طراحی و ساخت اولیه آن متعلق به روسیه است، را دارا است. اما اکنون برای استفاده و یا تولید این موشک توسط ایران نمی توان هیچ اتهامی را در بعد حقوقی متوجه مسکو کرد. لذا اگر بخواهیم از همین منطق غیر عقلانی ریاض و واشنگتن  استفاده کنیم یقینا متهم اصلی که در خصوص کشتار مردم یمن زیر سوال خواهد رفت، آمریکا است، چرا که بمباران هر روزه مردم یمن و تمام جنایات جنگی عربستان در این کشور با جنگ افزارهای آمریکایی صورت می گیرد. در این راستا حتی می توان انگلستان و آلمان را هم زیر سوال برد و آنان را در بعد حقوقی به چالش کشید. از همین رو است که برلین و لندن اکنون در صدد محدود کردن ارسال تسلیحات به ریاض هستند، چرا که این تسلیحات مستقیما در جنگ علیه یمن استفاده می شود و می تواند برای آنان مسائلی را در جامعه جهانی پدید آورد. لذا در صورت جدی شدن هجمه ها تمامی این مسائل می تواند از طریق تهران به عنوان دفاع از خود در برابر این حجم از تخریب وجهه ایران استفاده شود و یقینا با چنین منطق روشن و شفافی در محاکم بین المللی ادعاهای واهی آمریکا وعربستان زیر سوال خواهد رفت. اما همان طور که قبلا هم گفتم تمام این اقدامات علیه ایران در راستای فضاسازی برای واکنش های بعدی آمریکا است.

 

پنج شنبه هفته گذشته مجلس نمایندگان آمریکا طرحی با عنوان شفاف سازی فروش و واگذاری هواپیماهای مسافربری به ایران را چه در قالب قرارداد فروش 80 فروند هواپیمای بوئینگ به ارزش 16.6 میلیارد دلار و چه در قالب معامله تهران با شرکت ایرباس به ارزش 18 تا 20 میلیارد دلار را به بهانه استفاده تهران از این هواپیماها برای ارسال و جابه جایی تسلیحات و نیروهای نظامی در کشورهای منطقه مانند عراق، سوریه، لبنان و یمن تصویب کردند. در راستای آغاز موج دوم حملات علیه تهران و نیز تصویب این طرح، شما چه سناریوی را برای ایران و برجام متصورید؟

 

ابتدا باید گفت که طرح مجلس نمایندگان آمریکا ناظر بر ممنوعیت و یا حتی محدودیت فروش و واگذاری هواپیمای مسافربری به ایران نیست. بلکه دال بر نظارت بیشتر بر این واگذاری ها است. لذا اگر ممنوعیت و یا محدودیتی در کار بود می توانست نقض برجام تلقی شود. این طرح وزارت خرانه داری آمریکا را موظف می کند که هر 6 ماه یک بار گزارشی در خصوص نحوه استفاده ایران از هواپیماهای واگذار شده ارائه دهد که در صورت تخطی تهران مبنی بر استفاده از این هواپیماها برای انتقال تسلیحات نظامی و یا نیروهای مسلح به دلیل حمایت از تروریسم، ایران تحت تعیقب قضایی و تحریم مجدد قرار گیرد. بنابراین آمریکا با اقداماتی از این دست در مجلس نمایندگان آمریکا و نیز رفتار خانم هیلی در حال پیمودن راهی اشتباه است که برآیند آن فشار بیشتر بر تهران، البته در زمینی غیر از مسائل هسته ای و با شعار تنش زا بودن صنعت موشکی و توان دفاعی ایران و یا به بهانه حقوق بشر است.

 

اما در هر صورت پس از واگذاری هواپیماها از سوی بوئینگ و یا ایرباس لازم است که شرکت های هواپیمایی داخلی دقت لازمه را در خصوص نحوه استفاده از آنها را داشته باشد تا بهانه های واهی به دست واشنگتن برای اعمال فشارداده نشود. هر چند که ترامپ علیرغم میل خود توان لغو تصمیمات بارک اوباما را در خصوص برجام را ندارد. اما سعی دارد تا جایی که امکان دارد در این مسیر کارشکنی خود را داشته باشد. مانند کارشکنی در بازپس دادن بخشی از بدهی های ایران و یا دخالت بیشتر برای کنترل هواپیماهای واگذار شده به ایران. با توجه به تمامی نکات یاد شدن به نظر می آید که آمریکا و شخص ترامپ در حال اقناع جامعه داخلی آمریکا و صحنه بین الملل علیه تهران با بهانه واهی نقش تنش زای ایران در منطقه و جهان به منظور بستر سازی اقدامات بعدی خود است.برجام مانع پرداختن ایران به سیاست خارجی و بهبود مناسبات خود با همسایگان نشد، بلکه برعکس خود همسایگان به خصوص عربستان برجام را تهدیدی علیه خود تلقی کرد. لذا بعد از انعقاد برجام ریاض به همراه تل آیو به شکل بسیار پررنگ و بی سابقه ای تنش های خود با ایران را افزایش دادند.

 

با توجه به این که تمام تلاش سیاست خارجی دولت یازدهم به خصوص در دو سال اول متوجه برجام بود نوعی کم کاری و نادیده گرفتن بهبود مناسبات ایران با همسایگان صورت گرفت. اکنون در سایه وضعیت نامطلوب سیاست خارجی ایران در ارتقای مناسبات با برخی از همسایگان به خصوص عربستان سعودی، وزارت امور خارجه در بستر واقعیت های امروز منطقه باید چه سیاستی را در دیپلماسی دولت دوازدهم در پیش گیرد که ضمن حفظ عزت بتوان به سمت کاهش تنش ها گام برداشت؟

 

در ابتدا باید گفت که با بخشی از سوال شما در خصوص نادیده گرفتن مناسبات با همسایگان در سیاست خارجی دولت یازدهم به دلیل توجه به برجام مخالفم. ببینید در دولت یازدهم تمام تلاش ها صرف برجام نشد که این مساله سبب مغفور ماندن توجه به بهبود مناسبات با همسایگان شود. چرا که تمام ریشه های خصومت عربستان با ایران به همین برجام باز می گردد. چون در سایه انعقاد برجام و ترمیم جایگاه تهران در جامعه بین الملل و نیز بهبود روابط ایران با اروپا و آمریکا، هم عربستان سعودی و هم اسرائیل احساس نگرانی و تهدیدی جدی را در ارتقای جایگاه ایران پس از ظهور برجام دیدند. ریاض سال ها از تنش تهران با واشنگتن امتیازات خود را برده است. لذا یقینا برجام تهدیدی جدی برای سیاست های کلان آل سعود به شمار می رود. از همین رو نیز همواره تلاش خود را برای از میان بردن دستاوردهای برجامی ایران و عدم بهبود مناسبات دیپلماتیکی تهران با جهان داشته اند. در این خصوص شما را به مصاحبه چند وقت پیش جان کری وزیر امورخارجه سابق آمریکا  حواله می دهم.

 

در این گفت وگو کری اعلام کرد که در خصوص مذاکره با ایران سراغ سه شخصیت در خاورمیانه رفتیم، مرحوم ملک عبدالله پادشاه سابق سعودی، حسنی مبارک و بنیامین نتانیاهو؛ اما هرسه در یک اعلام موضع مشترک بیان کردند که به جای مذاکره با ایران باید این کشور را با موشک کروز از بین برد. در ادامه کری اعلام کرد که برخی از کشورهای خاورمیانه از شروع پروسه مذاکرات و به نتیجه رسیدن آن احساس نگرانی و تهدید می کردند. بنابراین می بینید که برجام مانع پرداختن ایران به سیاست خارجی و بهبود مناسبات خود با همسایگان نشد، بلکه برعکس خود همسایگان به خصوص عربستان برجام را تهدیدی علیه خود تلقی کرد. بعد از انعقاد برجام ریاض به همراه تل آیو به شکل بسیار پررنگ و بی سابقه ای تنش های خود با ایران را افزایش دادند. یقین بدانید که اگر ایران در مسائلی مانند تنش های یمن و یا سوریه با آمریکا به توافقاتی دست یابد عربستان و اسرائیل به مراتب این تنش ها را علیه ایران افزایش خواهند داد.

 

پس نباید تحلیل اشتباهی در این خصوص داشته باشیم. در این راستا اکنون ریاض به دنبال ایجاد تنش در روابط مثبت میان ایران با کشورهای اروپایی است که بعد از برجام این روابط بسیار سازنده و گرم شده است. البته با حضور ترامپ در آمریکا و نیز برسر کار آمدن ملک سلمان در عربستان و همچنین  ولیعهدی محمد بن سلمان، جریانات ضد ایرانی بسیار تند تر از گذشته پی گرفته می شود. مگر این که ریاض به این نتیجه برسد که تهران برای وجود آنان مشکل و یا تهدیدی را پدید نمی آورد. چنانی که در سال 1369 هجری شمسی و پس از حمله صدام به کویت که قصد گسترش حملات به عربستان را داشت به یک باره ریاض به سمت تهران گرایش یافت و از مرحوم هاشمی رفسنجانی در مکه، مدینه وجده دعوت کرد.

 

لذا باید همواره این ریشه دشمنی عربستان با ایران را در هر دوره ای مد نظر قرار دهیم. بنابراین تمامی این مسائل نه متوجه شخص حسن روحانی و نه متوجه محمد جواد ظریف در دولت یازدهم است، بلکه چه در آن زمان و چه اکنون تمامی تلاش دولت های یازدهم و دوازدهم تا این برهه کاهش تنش، احترام متقابل و افزایش سطح همکاری های و مناسبات دیپلماتیکی با همه همسایگان خود من جمله عربستان سعودی بوده است. اگر در این مسیر برخی در داخل کشور با اشتباهات خود مانند حمله به سفارت عربستان سبب ایجاد شرایطی خصم آلود شده اند، نباید آن را با روند رسمی دیپلماسی ایران یکی دانست، چرا که مواضع رسمی جمهوری اسلامی ایران در دولت های یازدهم و دوازدهم تقابل با عربستان سعودی، امارات متحده عربی و هیچ کشور دیگری نیست.    

 

 

 
 
 
 
                               

  تحلیل ایران
  تحریریه تحلیل ایران
  آدرس ایمیل : info@tahlileiran.ir
  آدرس سایت/وبلاگ:
  از همین نویسنده :


  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :