موضوعات ‌مرتبط: سیاسی بین الملل

a/136972 :کد

بازگشت روسيه به سپهر جهاني قدرت

ناصر محمدي

  دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۶ — ۲۳:۰۵
تعداد بازدید : ۵۷۱   
 تحلیل ایران -بازگشت روسيه به سپهر جهاني قدرت

بنياد خيريه ي کارنگي براي صلح بين المللي به بازگشت روسيه به سپهر جهاني قدرت پرداخت و ابزارسياست گذاري را که مسکو درسالهاي اخير بکار گرفته تاعناصر نظم بين المللي آمريکايي را تضعيف کند،مورد بررسی قرارداد.

 در اين گزارش تحليلي به قلم پل استرانسکي و ريچارد سوکولسکي آمده است: « از سال 2012 تاکنون ، روسيه تلاشي پيچيده ، داراي منابع خوب و کافي و تاکنون موفق براه انداخته است تا نفوذ خود را در دنيا با هزينه ي آمريکا و ديگر کشورها گسترش بدهد. براي اين منظور ، روسيه چندين هدف را دنبال مي کند که از آن جمله مي توان به موارد زير اشاره کرد: بدنام کردن دموکراسي و تضعيف نظم بين المللي ليبرال به سرکردگي آمريکا بويژه در مکان هايي که از گذشته در دايره ي نفوذ آمريکا قرار داشته اند ، ايجاد دودستگي و نفاق در ميان نهادهاي سياسي و امنيتي غرب ، به نمايش گذاشتن بازگشت روسيه به عنوان ابرقدرتي جهاني ، تقويت مشروعيت ولاديمير پوتين (رئيس جمهور) در داخل روسيه ، و تقويت منافع بازرگاني ، نظامي و انرژي روسيه. گرچه اقدام هاي خارجي روسيه اغلب فرصت طلبانه است اما اين کشور در نظر دارد جهاني چند قطبي ايجاد کند که در آن به ايفاي نقشي برجسته تر بپردازد. تشکيلات امنيت ملي مسکو خيلي گسترده از اين دست اندازي بين المللي پشتيباني مي کند و به عنوان يکي از ويژگي هاي ايستاي سياست خارجي روسيه ماندگار خواهد بود. واشنگتن و هم پيمانانش بايستي اقدام هاي روسيه را با دقت و مورد به مورد، داوري و قضاوت کنند و هر گاه لازم باشد در هماهنگي پاسخ بدهند.


دستور کار بين المللي کرملين
· مسکو براي اعمال نفوذ و گسترش جاي پاي خود در صحنه ي جهاني بر ابزار مالي ، انرژي ، تجاري ، سايبري ، اطلاعاتي ، نظامي و ديپلماتيک نسبتا ارزاني تکيه کرده است.


· کرملين از خطاهاي غرب و شدت گرفتن احساسات ضد تشکيلاتي در اروپا و آمريکا شمالي به سود خود بهره جويي کرده است.


· روسيه به تلاش خود ادامه مي دهد تا خلاء هاي قدرت را که در نتيجه ي سياست خارجي « نخست آمريکا» ي دونالد ترامپ ، رئيس جمهور آمريکا بر جا مي ماند پر کند.طراحي و اجراي واکنشي کارآمد به فعاليت هاي روسيه در صحنه ي جهاني چالش برانگيز است. براي اين منظور ، سياست گذاران آمريکا بايد چهار نکته ي مهم را در نظر داشته باشند:


الف - پرسش هاي ابتدايي را طرح سازند: اقدام هاي روسيه چگونه بر منافع آمريکا و اهداف سياست خارجي روسيه اثر مي گذارد؟ فعاليت هاي روسيه در برخي حوزه ها به منافع آمريکا آسيب مي زند اما در حوزه هاي ديگر بيشتر نمادين بوده است تا داراي ماهيت واقعي. فعاليت روسيه را نبايد با موفقيت اين کشور تلفيق کرد.


ب - هزينه ها و مزايا را بسنجند: رويکرد روسيه نتايج درهمي داشته است. سرمايه گذاري اين کشور در خاورميانه به خوبي جواب داده اما در اروپا ، اقدام هاي روسيه سبب شده است دولت هاي غربي در برابر اين کشور بسيج شوند. نکته ي قابل توجه در اينجاست که مسکو در مقايسه با غرب منابع کمتري در اختيار دارد ، با مشکلات داخلي بسيار جدي روبروست و هم پيمان واقعي ندارد.


ج - از واکنش بيش از اندازه دوري کنند: يک يک فعاليت هاي روسيه ، تهديدي براي نظم بين المللي آمريکايي يا امنيت آمريکا به شمار نمي آيند. واشنگتن و هم پيمانانش دست کم بايد تاکتيک هاي مسکو را افشا سازند. واکنش هاي شديد و قويتر هنگامي توجيه دارد که منافع مهم آمريکا و هم پيمانانش از سوي روسيه تهديد مي شود - و زماني که واشنگتن ابزاري واقع گرايانه و پايدار در اختيار دارد که با کمک آن و بدون دامن زدن به مشکلات بتواند بلندپروازي هاي مسکو را ناکام بگذارد.


د - از مشارکت ها به عنوان اهرم استفاده و از اتخاذ رويکرد يکسان دوري کند: براي برخورد با ماجراجويي روسيه راه حل استاندارد و مشخصي وجود ندارد. واشنگتن نبايد اين بار را به تنهايي به دوش بکشد بلکه بايد راهبردهايي فراخور اوضاع در همکاري با ديگر بازيگران بيانديشد تا در برابرعمليات نفوذ روسيه بازدارندگي ايجاد و آن را مهار سازد و در صورت لزوم اين عمليات را وادار به عقب نشيني کند.


مقدمه
آمريکا و اروپا در دوره ي پس از جنگ سرد توجه چنداني به تلاش هاي روسيه براي گستردن نفوذ سياسي ، اقتصادي و نظامي در خارج از اين کشور نداشتند. غرب اين تلاش ها را بقاياي جنگ سرد مي ديد و در درجه ي نخست به همسايگان روسيه محدود مي شود و در ديگر بخش ها و کشورهاي دنيا يا وجود ندارد و يا کارآمد نيست. آثار به جا مانده از فروپاشي شوروي سابق ، چالش هاي داخلي پيش روي روسيه و ابراز تمايل مسکو براي يکپارچه شدن با غرب سبب شد منافع کرملين و ظرفيتش براي اعمال نفوذ در سپهر جهاني محدود شود و غرب هم تمايل چنداني به سياست خارجي روسيه و فعاليت هايش در دنيا نشان ندهد. اما پس از بازگشت ولاديمير پوتين به رياست جمهوري در سال 2012 پس از چهار سال وقفه در مقام نخست وزيري ، روسيه در تلاشي گسترده ، پيچيده و داراي منابع خوب که به ايده ي بسياري از ناظران به شکل شگفت آوري کارآمد بوده براي گسترش دامنه ي نفوذ خود در جهان اقدام کرده است.

 

مسکو براي پيش بردن منافع گوناگون خود به طيف گسترده اي از ابزار ديپلماتيک ، نظامي ، اطلاعاتي ، سايبري ، تجاري ، انرژي و مالي تکيه کرده است تا نظام هاي سياسي ، نگرش هاي عمومي و تصميم سازان نخبه را در اروپا ، خاورميانه ، آفريقا ؛ آسيا و آمريکاي لاتين تحت تاثير و نفوذ خود قرار بدهد. اين اهداف عبارتند از: نخست و مهم تر از همه ، تضعيف نظم بين المللي ليبرال به سرکردگي آمريکا و هماهنگي در غرب ، تقويت مشروعيت داخلي پوتين با به نمايش گذاشتن جايگاه روسي همچون ابرقدرتي جهاني ، تقويت منافع خاص بازرگاني ، نظامي و انرژي روسيه و به خاک ماليدن بيني آمريکا در مناطقي که از گذشته حوزه ي نفوذ آمريکا بوده اند.کرملين اين تلاش را در واکنش به اعتراض هاي مردمي گسترده در مسکو در سال 2012 آغاز کرد چرا که به نظر مي رسيد از اين موضوع اطمينان دارد که ابتکار عمل هاي غرب براي گسترش دموکراسي زمينه تحريک چنين اعتراض هايي را فراهم آورده تا روسيه را بي ثبات و ايده تغيير رژيم در اين کشور را ترويج کنند.

 

در سال 2014 ، پس از آنکه روسيه در اقدامي غير قانوني ، شبه جزيره کريمه را از اوکراين جدا و جنگي اعلام نشده ضد اين کشور براه انداخت اين حمله ي متقابل شدت گرفت و کيفيت تازه اي پيدا کرد.مسکو تلاش مي کند چهره ي بين المللي دموکراسي غربي را تخريب کند ، به تنش هاي داخلي بين نهادهاي سياسي - امنيتي غرب دامن بزند و حوزه ي نفوذ روسيه را در دنيا به هزينه ي آمريکا و هم پيمانانش و با استفاده از خطاهاي آنان گسترش بدهد. براي نخستين بار پس از فروپاشي شوروي سابق ، آمريکا با روسيه اي روبروست که به گفته ي باراک اوباما ، رئيس جمهور پيشين آمريکا ، ديگر تنها يک قدرت منطقه اي نيست بلکه قدرتي است که خيلي پرتلاش دارد براي گسترش دامنه ي نفوذ و حضورش در دنيا گام بر مي دارد. يافتن نمونه هاي فعاليت روسيه در صحنه ي جهاني ساده است اما ارزيابي انگيزه ها ؛ پيامدها و کارآمدي چنين فعاليتي کار ساده اي نيست.

 

به سختي مي توان گفت آيا رفتار روسيه با هدف تضعيف نظم ليبرال اقتصادي - سياسي به سرکردگي آمريکا اتفاق مي افتد و يا در درجه ي نخست براي تقويت جايگاه داخلي پوتين و ايجاد فرصت هاي اقتصادي براي هواداران او طراحي مي شود. به همين ترتيب ، طراحي واکنشي يکپارچه و کارآمد از سوي آمريکا به افزايش فعاليت روسيه در سطح جهاني چالش برانگيز است. يکي از مناطقي که روسيه تلاش مي کند نفوذ جهاني دوران شوروي سابق را در آن باز يابد جنوب غرب آسيا و بويژه در افغانستان است. افزايش بي ثباتي در افغانستان بويژه در مرز شمالي اين کشور به بخشي از نگراني هاي عمده ي روسيه تبديل شده است. کرملين از خيلي پيشترها درباره چشم انداز اقدام نظامي آمريکا در افغانستان به ديده ترديد مي نگريسته و با چين ، ايران و پاکستان همراه شده و ميزباني گفتگوهاي عاليرتبه بر سر امنيت در افغانستان را بدون آمريکا و ناتو به عهده گرفته است. به نظر مي رسد اين اقدام هاي ديپلماتيک با هدف به حاشيه راندن واشنگتن طراحي شده اند. علاوه بر شدت بخشيدن به فعاليتش در افغاستان ، مسکو همچنين به تعامل بيشتر با پاکستان رو آورده و در عوض اسلام آباد نيز از تماس هاي روسيه با طالبان پشتيباني کرده است.

 

شکي وجود ندارد که روسيه موضع ژئوپليتيکي خود را در خاورميانه و شمال آفريقا بهبود بخشيده است اما دوام داشتن رويکرد او پرسشي است که پاسخ آن روشن نيست. نمونه ي بارز اين موضوع ، موفقيت مسکو در جلوگيري از سقوط رژيم اسد ( دولت بشار اسد ، رئيس جمهور سوريه) است که با همکاري ايران اتفاق افتاده و بدين ترتيب روسيه در تعيين نتيجه ي نهايي جنگ داخلي در سوريه نقشي اساسي برعهده دارد.از سوي ديگر ، تمايل روسيه براي محافظت و پيشبرد منافع مهمي که با ايران دارد سبب خواهد گسترش نفوذش در منطقه با مشکل روبرو شود. اگر چه همکاري مسکو - تهران ، ملک سلمان ، پادشاه آل سعود را از سفر به روسيه و تلاش براي کاستن از اختلاف هاي دو کشور بر سر ايران بازنداشت.

 

اين سفر نشان داد که سعودي ها هم اکنون به اين نتيجه رسيده اند که بايد با روسيه بر سر مسائل منطقه اي همکاري کنند حتي اگر مشارکت رياض - مسکو به اين زودي ها اتفاق نيافتد.در ضمن ، چشم انداز پيش روي روسيه براي گسترش روابط با کشورهاي جنوب شرق آسيا مبهم است و به نظر مي رسد بيشتر بستگي به اين داشته باشد که آمريکا و چين در منطقه دست به چه اقدام هايي مي زنند. اگر واشنگتن به دور شدن از اين منطقه ادامه بدهد آنچنانکه درباره مشارکت آنسوي اقيانوس آرام (تي پي پي) اتفاق افتاد آنگاه فرصت هاي تازه اي براي مسکو خلق خواهد شد. آمريکا هر زمان امکان داشته باشد بايد براي تقسيم کردن بار رويارويي با اقدام هاي روسيه گام بردارد. با وجود اينکه دولت ترامپ براي همکاري چندجانبه و برخورد با مسکو علاقه ي چنداني ندارد اما هنگامي که شرايط مهيا شد واشنگتن بايد راهبردي فراخور بيانديشد و در همکاري با هم پيمانان ، شرکا ، کشورهاي نزديک و سازمان هاي منطقه اي براي ايجاد بازدارندگي و مهار تلاش هاي روسيه در جهت تضعيف منافع آمريکا و غرب وارد عمل شود و اگر لازم شد مسکو را وادار به عقب نشيني کند.

                               

  ناصر محمدي
  پژوهشگر علوم سیاسی
  آدرس ایمیل : nasser.t747@gmail.com
  آدرس سایت/وبلاگ:


  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :