موضوعات ‌مرتبط: اجتماعی دفاع مقدس

a/137977 :کد

تاریخ‌شفاهی‌ فرماندهان‌جنگ روایت‌اکنونی‌ ازگذشته یاپاسخ‌مسایل‌آینده

محمد درودیان

  یکشنبه ۰۸ بهمن ۱۳۹۶ — ۱۳:۱۳
تعداد بازدید : ۳۸۳   
 تحلیل ایران -تاریخ‌شفاهی‌ فرماندهان‌جنگ روایت‌اکنونی‌ ازگذشته یاپاسخ‌مسایل‌آینده

درگفتگو با فرماندهان چه چیزی برای پرسش و پاسخ اهمیت دارد و با چه روشی باید دنبال شود؟انچه ضرورت گفتگو را شکل داده و ارزش تاریخی-راهبردی ان را روشن می کند،و روش گفتگو متاثر از ان شکل خواهد گرفت،چیست؟

اشاره

   با فرض اینکه باید میان موضوع و روش تحقیق تناسب وجود داشته باشد، تاریخ شفاهی فرماندهان از نظر موضوع، نیازمند توجه به ملاحظاتی است که در این یادداشت مورد توجه قرار گرفته است. به نظرم توسعه و تعمیق روش تاریخ شفاهی و افزایش کارکرد آن در حوزه تاریخنگاری، به جای روش کلی و عام، مستلزم تمرکز بر موضوع است و این از ملاحظات تکنیکی- روشی در این حوزه است.

طرح مسئله

  فرماندهان و مسئولین جنگ به دلیل برخورداری از نقش اساسی در روند تحولات نظامی و سیاسی- اجتماعی، اطلاعات ارزشمندی را در اختیار دارند که بعنوان منابع تاریخی، برای تبیین رخدادهای جنگ ایران و عراق و تحولات آن، بی بدیل است.

نظر به توضیح یاد شده این پرسش وجود دارد که، در گفتگو با فرماندهان چه چیزی برای پرسش و پاسخ موضوعیت و اهمیت دارد و با چه روشی باید دنبال شود؟ بعبارت دیگر انچه ضرورت گفتگو را شکل داده و ارزش تاریخی- راهبردی ان را روشن می کند، و در نتیجه روش گفتگو متاثر از ان شکل خواهد گرفت، چیست؟

پرسش یاد شده در نگاه اولیه بداهت دارد، زیرا تصور می‌شود فرماندهان باید در برابر پرسش‌هایی که صورت می‌گیرد، از جنگ سخن بگویند، حال آنکه پیچیده‌گی بحث در تعریف از مسئله جنگ و روش گفتگو درباره ان است.

نظر به اینکه پیش فرض‌های ذهنی فرماندهان از جنگ و راویان تاریخ شفاهی، گزینش و چینش رویداها و روایت از وقایع و مسائل جنگ را شکل می‌دهد، بنابراین چگونگی استفاده از روش تاریخ شفاهی و پرسشگری در گفتگو با فرماندهان بسیار اهمیت دارد.

زیرا مباحث فرماندهان جنگ قابلیت دوگانه ای دارد؛ به این معنا که می تواند با توصیف رخدادها و نقش‌ها، یا نقد و بررسی مسائل اساسی جنگ همراه باشد.

جهت گیری و نتیجه گفتگوها را باید از درون دوگانگی؛ آشکارسازی مسائل اساسی جنگ یا توصیف وقایع، بمنظور صورت بندی از مسئله جنگ، انتخاب کرد. انجام این مهم، بر عهده مورخ تاریخ شفاهی، با استفاده از روش مناسب است.

 در حالیکه تاریخ شفاهی با فرماندهان بسیار ضروری است ولی توجه به ملاحظات رویکردی- روشی، بسیار اهمیت دارد. برای دستیابی به تعریف مناسب از تاریخ شفاهی و مهمتر از آن تعیین حدود و چارچوب آن در حوزه تاریخ نگاری جنگ ایران و عراق، از طریق تاریخ شفاهی با فرماندهان، ادامه بحث با اهتمام به نقد و بررسی این پرسش دنبال خواهد شد که: عناصر و شاکله اصلی تاریخ شفاهی با فرماندهان جنگ، کدام است؟

✔✔

نظر به اینکه تاریخ شفاهی برپایه «بازسازی حافظه تاریخی» با هدف دستیابی به شناخت بهتر از گذشته، با رجوع به منابع انسانی به جای اسناد مکتوب، صورت می گیرد، به همین دلیل منجر به ایجاد ظرفیت تولید اسناد درباره وقایع تاریخی، از طریق گفتگو با فاعل یا شاهد واقعه می شود. با توجه به اینکه گفتگو با تکیه بر ذهن و حافظه شخصی فرد صورت می‌گیرد، در نتیجه امکان وقوع برخی اشتباهات درباره زمان وقوع رخدادها و یا نادیده گرفتن نقش سایر عوامل و شخصیت‌ها، وجود دارد.

تاریخ شفاهی بر سه عنصر اساسی شامل: «روش شفاهی- راوی واقعه تاریخی- مورخ تاریخ شفاهی» استوار است. در ادامه بحث علاوه بر توضیح عناصر و مولفه‌های ناظر بر تاریخ شفاهی، در حوزه تاریخ نگاری جنگ ایران و عراق، تشابه و تمایز تاریخ شفاهی با تاریخ نگاری مکتوب، خاطره نگاری و مصاحبه، بررسی خواهد شد

روش شفاهی

تاریخ شفاهی به لحاظ روش تابع «موضوع» و «هدف» است. موضوع تاریخ شفاهی، وقایع تاریخی و نتایج و پیامدهای آن، با تأکید بر نقش و عاملیّت فرد است. هدف تاریخ شفاهی را می‌توان به ملاحظات ناظر بر تاریخ‌نگاری مستند و مکتوب نسبت داد.

به این معنا که روشن کردن زوایای پنهانی وقایع تاریخی و واکاوی موضوعات و مسائل آن، مهمترین هدف تاریخ‌نگاری به معنای عام و تاریخ شفاهی بطور خاص است. پیگیری هدف یاد شده در گفتگوی شفاهی با فرماندهان جنگ، چنانچه اشاره شد بر پایه اسناد تاریخی، زمان و مکان وقوع رخدادها انجام خواهد شد.

بنابر این تاریخ شفاهی گرچه از حیث هدف و موضوع با تاریخ نگاری مکتوب و از حیث روش با مصاحبه و گفتگو تشابه و تفاوت‌هایی دارد، ولی رویکردها و روش‌ها در پژوهش‌های تاریخی، تابع مبانی نظری و فلسفی*  است که در ادامه بحث به آن اشاره خواهد شد.

مطالعات تاریخی بمثابه تلاش روشمند برای شناخت «امر واقع در گذشته»، در واقع ناظر بر چگونگی و امکان پذیری «شناخت از واقعیت» است. این ملاحظه معرفت شناختی در هسته مرکزی مجادلات فلسفی و روشی، میان پست مدرنیستها و اثبات گرایان، در چارچوب فلسفه قاره ای و تحلیلی** قرار دارد.

استفاده از روش شفاهی در تاریخ پژوهی و خاطره گویی ، بمثابه روش تحقیق کیفی، بیشتر متاثر از مبانی فلسفی پدیدارشناسی و روش هرمنوتیک، بر مبنای «تجربه زیسته» است. در این روش گفتگو درباره امکان‌های تحقق یافته در وجود انسان، در مواجه با موقعیت‌های خاص تاریخی، مورد بررسی قرار می گیرد.

«فهم» در هرمنوتیک (تاویل و تفسیر) بر اساس زمینه مشترک مشاهده‌گر و مشاهده شده حاصل می شود.

تشابه و تمایز تاریخ شفاهی با تاریخ نگاری مکتوب، با توجه به تاثیر تفکر فلسفی در شکل گیری رویکرد و روش‌های تاریخی، قابل توجه است. در تاریخ نگاری مکتوب توصیف و بررسی واقعه بر اساس مستندات مکتوب، گفتارها و مشاهدات، به روش نقلی انجام می‌شود. در این نگرش واقعه صورت عینی دارد و در زمان و مکان تحقق یافته است، در حالیکه در تاریخ شفاهی پرسش از فاعل و تجربیاتش در نسبت با واقعه، موجب شکل‌گیری روایت جدیدی از واقعه می‌شود که برای فرد حاصل شده است. در تاریخ شفاهی، کالبد شکافی فهم و عمل فرد، در نسبت با واقعه، از منطق گفتگو پیروی می کند.

نظر به اینکه در تاریخ نگاری مکتوب، اسناد و مشاهدات به همراه مطالعات میدانی مورد توجه است، گاهی «گفتگو» با هدف تکمیل تحقیقات و برای رفع برخی نواقص اطلاعاتی- تحلیلی، در روند توصیف و تحلیل واقعه انجام می شود، در حالیکه در تاریخ شفاهی، «تجربه زندگی» فاعل و شاهد واقعه در نقطه ثقل روایت تاریخ  قرار می گیرد.

در تاریخ شفاهی ظرفیت گفتگو در تعامل دو جانبه «فاعل- گفتگو کننده» موجب حیات بخشی به واقعه می‌شود، حال آنکه به باور گادامر در نگارش مکتوب، وقایع به جملات تقلیل می‌یابد.

نظر به اینکه تاریخ شفاهی برپایه «بازسازی حافظه تاریخی» با هدف دستیابی به شناخت بهتر از گذشته، با رجوع به منابع انسانی به جای اسناد مکتوب، صورت می گیرد، به همین دلیل منجر به ایجاد ظرفیت تولید اسناد درباره وقایع تاریخی، از طریق گفتگو با فاعل یا شاهد واقعه می شود. با توجه به اینکه گفتگو با تکیه بر ذهن و حافظه شخصی فرد صورت می‌گیرد، در نتیجه امکان وقوع برخی اشتباهات درباره زمان وقوع رخدادها و یا نادیده گرفتن نقش سایر عوامل و شخصیت‌ها، وجود دارد.

این ملاحظه نگران کننده سبب می‌شود محدودیت‌ها و خطاهای حاصل از ذهن و حافظه تاریخی اشخاص، با چالش‌گری به هنگام گفتگو با فرد و یا گفتگوی تکمیلی با سایر اشخاصی که در واقعه نقش داشتند و همچنین استفاده از توضیحات در پاورقی کتاب، برطرف و یا حداقل کاهش داده شود. روش یاد شده بمعنای موضوع محوری در تاریخ شفاهی نیست، بلکه لازمه رویکرد پژوهشی- انتقادی در گفتگو، همچنین تعهد و پایبندی به مقابله با تحریفات و مبالغه‌گویی در روایت تاریخ است.

هم اکنون در حوزه تاریخ شفاهی با فرماندهان جنگ، دو روش قابل مشاهده است که حاصل دو برداشت متفاوت از هدف و کارکرد تاریخ شفاهی است. در دیدگاه اول تاریخ بمثابه واقعه و توصیف و بازسازی آن از سوی عمل کننده یا مشاهده‌گر، به روش شفاهی و با تکنیک‌های مصاحبه، انجام می‌شود. به این شکل که موضوعات مورد نظر قبل از مصاحبه و یا همزمان طرح و متقابلاً پاسخ‌ها به صورت روایت واقعه و تحلیل رخدادها، دریافت می‌شود.

دیدگاه دیگری وجود دارد که تاریخ را بمثابه یک متن و استفاده از روش شفاهی، بر پایه مفهوم «چالش- همدلی»، برای دستیابی به یک روایت زنده، قلمداد می‌کند. بنظر می‌رسد شیوه اول حاصل تفکر سنتی در تاریخ نگاری، با استفاده از مصاحبه است، در حالیکه روش دوم با ابتناه به نظریه فلسفی پدیدار شناسی و دانش هرمنوتیک، از طریق تاویل و نوعی مواجهه دیالکتیکی با متن است. با فرض اینکه هر متن و واقعه ای در پاسخ به یک پرسش و نیاز شکل گرفته است، تاریخ شفاهی از طریق «چالش- همدلی»، برای انکشاف پرسش پنهان شده در درون واقعه، برای فرد است.

بنابر در تاریخ شفاهی پرسش و چالشگری، نقطه آغاز دستیابی به افق مشترک است. با این توضیح جهت گیری پرسش در تاریخ شفاهی با فرماندهان جنگ، بر دو وجه متفاوت شامل «واقعه تاریخی و عاملیت فرد» استوار است.

جنگ از منظر واقعه تاریخی به دلیل گفتگو با فرماندهان ، باید در چارچوب هدف و نتیجه مورد توجه قرار گیرد، به این معنا که؛ آنچه در جنگ به عنوان هدف مورد انتظار بود، چرا تامین نشد؟ آنچه که صورت گرفت، چرا و چگونه حاصل شد؟

از منظر عاملیت فرد، باید میزان تاثیرگذاری تفکر سیاسی و اعتقادی فرماندهان سپاه، در ادراک و کنش در برابر واقعه مورد توجه قرار گیرد، به این معنا که؛ فرماندهان چه برداشتی از مفهوم سیاست، جنگ و امنیت داشتند و بر اساس چه تحلیلی از حوادث و تحولات، اقدام به واکنش می کردند؟

نظر به وجوه متفاوتی که در تاریخ شفاهی بر حسب رویکرد به تاریخ و روش تاریخنگاری وجود دارد مصاحبه در تاریخ شفاهی با دو رویکرد مختلف مورد توجه قرار گرفته است.چنانچه اشاره شد برخی مصاحبه را در چارچوب تاریخنگاری مستند و بعنوان تکمیل اسناد مکتوب و بعبارتی «شاهد گفتاری» در پاسخ به پرسش‌های پژوهشگر انجام می دهند و برخی دیگر از مصاحبه در چارچوب روش تاریخ شفاهی برای بازبینی و روایت جدید، بر محور عاملیت فرد استفاده می کنند. با توجه به اهمیت این موضوع در ادامه بحث به آن اشاره خواهد شد.

در تعریف مصاحبه گفته می شود، به معنای برقراری تعامل میان دو فرد یا بیشتر، از طریق ابزار کلامی و یکی از شیوه های دستیابی به معرفت است. مصاحبه با واژگانی مانند گفتگو، مناظره، مجادله و مناقشه ارتباط معنایی پیدا می‌کند.مصاحبه در واقع نوعی دیدار و رویارویی دو طرفه و کلامی برای بحث درباره موضوعات و مسائل مشخصی است که مورد توافق طرفین می باشد در این تبادل  یکی اطلاعات می دهد و دیگری نقش پرسشگر را دارد. در واقع مصاحبه- گفتگو، مدیریت یک دیدار است که به صورت هدفمند و روشمند، دنبال می شود. وجه تمایز این نوع مصاحبه با هر نوع گفتگو و دیدار، روشمندی و توافق بر هدف و موضوع است که چارچوب و حدود تعامل میان طرفین را تعریف و مشخص می کند.

مصاحبه و تکنیکهای آن برای شناخت، از نظر شیوه جمع آوری داده ها، روش کیفی است و بر رهیافت فلسفی تفسیری- تاویلی و پدیدارشناسی استوار است. در عین حال اگر مصاحبه بمثابه ابزاری شدن مکالمه برای توصیف، روایت و گزارش وقایع، در چارچوب رویکرد تاریخی اثبات گرایی قرار گیرد ، به شیوه یکسویه ای تبدیل خواهد شد که یکی می پرسد و دیگری پاسخ می دهد.

چنین روشی در استفاده از مصاحبه برای شناخت واقعه، چنانچه اشاره شد تابع الگوی فاعل / موضوع، در رویکرد واقعه محوری، در تاریخ نگاری مکتوب است. پرسش‌گری در مصاحبه با هدف به سلطه در آوردن موضوع، از طریق طرح پرسش دنبال می شود، در حالیکه در تاریخ شفاهی، گفتگو درباره یک تجربه، با ایجاد فرصت برای آشکار سازی وجوه و ابعاد مختلف حقایق و واقعیتها دنبال می شود که، به دلیل تجربه آن از سوی عمل کننده و نه تعین عینی در جهان بیرونی، مورد توجه است.

به عبارت دیگر موضوعات و رخدادها از حیث تجربه درونی فرد، برای گفتگو مورد توجه قرار می گیرد، زیرا در هسته مرکزی تاریخ شفاهی، تعامل برای فهم مجدد، از طریق «چالش- همدلی» قرار دارد.

«همدلی» در تاریخ شفاهی حاصل تعلق مشترک به موضوع است که از طریق گفتگو آشکار و حاصل می‌شود. وجه تمایز مصاحبه برای به سلطه در آوردن موضوع با گفتگو برای دستیابی به معانی مشترک در همین ملاحظه است. روش «چالش‌گری» در تاریخ شفاهی از طریق طرح پرسش، به لحاظ روش شناختی متأثر از رویکرد انتقادی است.

در پارادایم انتقادی هدف در تحقیق و گفتگو آشکارسازی و افشای رویداد، تبدیل نا آگاهی و درک نامناسب، به آگاهیِ آگاهی بخش است. همچنین «همدلی» در تاریخ‌شفاهی، با این فرض پیگیری می‌شود که گفتگو بمنزله تلاش برای فهم از جهانی است که فرد در آن زیسته است. بعبارت دیگر گفتگو به منظور رمز گشایی از «جهان خودزیسته» انجام می‌شود.

همدلی و تعامل، افق های طرفین گفتگو را در هم ذوب و یکسان می کند، زیرا نظام معنایی مشترکی که وجود دارد، از این طریق برای طرفین کشف می شود. با این توضیح عناصر مکالمه در گفتگوی تاریخ شفاهی، نظام معنایی را که بر محور واقعه جنگ با عراق شکل گرفته، بازسازی و آشکار می کند.

وجه دیگری از پرسشگری در تاریخ شفاهی، برپایه شکاف میان حال با گذشته قابل توضیح است. به گفته گادامر آنچه زمان حال را شکل می دهد، پشتیبان فرایندی است که موجب شکاف با گذشته است.

نظر به اینکه در زمان واقعه همیشه با نوعی پیش داوری مواجه هستیم ، در نتیجه با گذشت زمان، منطق و ضرورت باز بینی از نقطه عزیمت حال به گذشته، شکل می گیرد. از این حیث چالشگری در واکاوی گذشته و آشکار سازی پیش داوری های پیشین و انحلال آن در بازبینی و تاویل جدید، نقش بسزایی دارد. برپایه توضیحات یاد شده «ساختار فهم» از طریق همدلی- چالش‌گری، با توجه به گذشت زمان، بازبینی و اصلاح می شود.

✔✔


هم اکنون در حوزه تاریخ شفاهی با فرماندهان جنگ، دو روش قابل مشاهده است که حاصل دو برداشت متفاوت از هدف و کارکرد تاریخ شفاهی است. در دیدگاه اول تاریخ بمثابه واقعه و توصیف و بازسازی آن از سوی عمل کننده یا مشاهده‌گر، به روش شفاهی و با تکنیک‌های مصاحبه، انجام می‌شود. به این شکل که موضوعات مورد نظر قبل از مصاحبه و یا همزمان طرح و متقابلاً پاسخ‌ها به صورت روایت واقعه و تحلیل رخدادها، دریافت می‌شود.
دیدگاه دیگری وجود دارد که تاریخ را بمثابه یک متن و استفاده از روش شفاهی، بر پایه مفهوم «چالش- همدلی»، برای دستیابی به یک روایت زنده، قلمداد می‌کند. بنظر می‌رسد شیوه اول حاصل تفکر سنتی در تاریخ نگاری، با استفاده از مصاحبه است، در حالیکه روش دوم با ابتناه به نظریه فلسفی پدیدار شناسی و دانش هرمنوتیک، از طریق تاویل و نوعی مواجهه دیالکتیکی با متن است. با فرض اینکه هر متن و واقعه ای در پاسخ به یک پرسش و نیاز شکل گرفته است، تاریخ شفاهی از طریق «چالش- همدلی»، برای انکشاف پرسش پنهان شده در درون واقعه، برای فرد است

راوی واقعه

دومین عنصر اساسی در تاریخ شفاهی، راوی واقعه تاریخی است. در تاریخ شفاهی راوی واقعه، نقشی همانند مورخ در تاریخ نگاری مکتوب دارد.

با این تفاوت که مورخ متکی بر اسناد تاریخی و بر اساس پیش‌فرض‌های خود به گزینش وقایع و تأویل و تفسیر آنها اقدام می‌کند، در حالیکه راوی واقعه در تاریخ شفاهی، بر اساس حافظه شخصی و نقشی که در وقوع رخدادها و یا مشاهده آنها داشته، وقایع را گزینش و روایت می‌کند. پیش داوری و گزینش وقایع، وجه مشترک مورخ در تاریخ‌نگاری و راوی در تاریخ شفاهی است. علاوه بر این تاریخ‌نگاری مکتوب و تاریخ شفاهی هر دو به لحاظ نوشتار و گفتار، بیانگر انطباق کامل با واقعیت و همچنین بمعنای تمامیت واقعه نیست.

نقش محوری راوی در تاریخ شفاهی، موجب توجه به تمایز و تشابه تاریخ شفاهی با خاطره گویی شده است. در تاریخ شفاهی نقطه عزیمت برای گفتگو با راوی، نسبت وی با واقعه تاریخی است، به همین دلیل در تاریخ شفاهی الزام به زمان و مکان قابل مشاهده است، در حالیکه در خاطره‌گویی، آنچه برای فرد واقع شده و احساسات درونی اش مورد اهتمام است. بنابر این در خاطره گوئی نقش فرد و احساسات درونی اش نقطه عزیمت است ، چنانچه در زندگینامه نویسی خودنوشت یا دیگر نوشت ،انجام می شود.

در عین حال خاطره گویی با تاریخ شفاهی علاوه بر تشابه در روش شفاهی، در برخی موضوعات نیز ، از جمله توجه به چرخش های اساسی در اندیشه و عمل فرد، تشریح و تحلیل تحولات محیطی و تاثیر آن بر زندگی فکری- عملی فرد و برخی موارد دیگر، به هم نزدیک است. خاطره گویی بیشتر فرد محور است و به حوزه عمل و ذهنیات فرد، تاکید دارد و لذا منطق خاطره گوئی از درون به بیرون، شکل می گیرد و چندان به زمان و مکان التزام ندارد ، در حالیکه تاریخ شفاهی بیشتر به حوزه عمل اجتماعی و حافظه تاریخی فردی و جمعی تاکید دارد ، لذا روایت تاریخی بر محور واقعه و با التزام به زمان و مکان از نقطه عزیمت بیرونی، بمنظور واکاوی نقش فرد، در نسبت با واقعه شکل می‌گیرد. بعبارت دیگر خاطرگویی بر محور تمایلات و تعلقات فرد است در حالیکه تاریخ شفاهی، روایت تاریخی بر محور واقعه، در نسبت با عاملیت فرد است. خاطره‌گویی متکی بر ذهن و در بردارنده حالات درونی فرد است، ولی تاریخ شفاهی روایت واقعه، متکی بر حافظه تاریخی فرد است.

برپایه ملاحظات یاد شده، خاطره‌گویی و زندگینامه نویسی به دلیل تعلق به نقش فرد، با نوعی مبالغه گویی و تاکید بر نقش مثبت و محوری شخص استوار است. از این حیث می تواند با تاریخ شفاهی در توضیح نقش فرد در واقعه نزدیکی داشته باشد.

مسئله قابل توجه در تاریخ شفاهی و خاطره‌گویی این است که در روش شفاهی، ملاحظات ناظر بر خاطره‌گویی، در صورت چالش‌گری در واکاوی نقش فرد، مانع از توافق برای ادامه گفتگو خواهد شد و با منطق حاکم بر خاطره‌گویی در تناقض است، در حالیکه در تاریخ شفاهی ضرورت‌های حاکم بر پژوهش تاریخی، مستلزم چند و چون برای واکاوی وقایع تاریخی است، به همین دلیل ظرفیت چالش‌گری در تاریخ شفاهی برای جلوگیری از هر گونه سندسازی تاریخی و یا تحریف وقایع ، وجود دارد، در حالیکه در خاطره گویی نمی توان از روش چالشگری استفاده کرد.

تعامل و همدلی در تاریخ شفاهی بر محور وقایع شکل می گیرد و برای بازبینی یک تجربه ضروری است، در حالیکه در خاطره گویی تعامل و همدلی موجب تقویت نقش محوری فرد و پرورش آن خواهد شد. دشواری‌ها و ظرافت‌های یاد شده در چالشگری و همدلی با توجه به تاریخ شفاهی با فرماندهان جنگ ایران و عراق، دو چندان می شود.

در عین حال مسئله فرماندهان و جامعه ایران در زمان جنگ، عمل در درون واقعه بود، امروز با گذشت زمان و آشکار شدن برخی واقعیات، فهم پیشین نیاز به بازبینی دارد.

بر پایه ملاحظه یاد شده دو موضوع اساسی در باره نسبت «زمان در روایت» و تعیین «نقطه آغاز روایت» نیاز به بررسی دارد. هرگونه توضیحی در این زمینه بر اساس تشابه و تمایز خاطره گوئی ،زندگینامه نویسی و تاریخ شفاهی و مفروضاتی که وجود دارد، استوار است:

1-خاطره‌گویی توضیح درباره تک موقعیت‌های خاص افراد است، بنابراین التزام چندانی به زمان تاریخی برای توضیح موقعیت‌ها وجود ندارد.همچنین آغاز خاطره تابع ادرک از موقعیتی است که به زمان و مکان معنا داده است. بنابراین در خاطره‌گویی التزام به پیوستگی و تسلسل تاریخی و خطی، کمتر مشاهده می شود.

2- زمان در زندگینامه نویسی خود نوشت یا دیگر نوشت تابع منطق تولد- زندگی- مرگ، با تمرکز بر خلق و خو، شخصیت و رفتار فرد، بمثابه کلید فهم یک زندگی است. تلاش برای توضیح شیوه زندگی انسان موجب تعریف زمان ، براساس دوره تولد- زندگی و مرگ و در نتیجه تعیین نقطه آغاز و پایان روایت می شود.

3- زمان در تاریخ شفاهی تابع منطق واقعه است که بر اثر تلاقی با عاملیت فرد، موقعیت‌هایی را برای فرد ایجاد می‌کند. بنابراین ایجاد ارتباط خطی بین یک موقعیت با موقعیت بعدی، مفهوم زمان همچنین نقطه آغاز روایت را تعریف و تعیین می‌کند. نادیده گرفتن این ملاحظه موجب هضم و مفقود شدن عاملیت فرد در زمان تاریخی واقعه و در نتیجه واقعه محوری در تاریخ شفاهی، در نتیجه موجب نادیده گرقتن نقش فرد خواهد شد.

هم اکنون درباره انتخاب زمان آغاز روایت در تاریخ شفاهی با فرماندهان، به دلیل رویکردهای مختلف، منجر به ظهور اختلاف نظر شده است. با توجه به اینکه گفتگو با فرماندهان تاکید بر «عاملیّت در مواجهه با جنگ» است، این ملاحظه از یکسو موجب فاصله گرفتن از تاریخ‌نگاری واقعه محور می‌شود و به جای تمرکز بر نحوه وقوع واقعه، بر عاملیت فرد (فرمانده) و چگونگی عمل در برابر واقعه تمرکز می‌شود، از سوی دیگر تمرکز بر «عمل در جنگ» موجب فاصله گرفتن از سایر حوادث زندگی فرد ازجمله آنچه پیش از این بر زندگی او گذشته، خواهد شد.

با این توضیح بر پایه پیش فرضهای موجود از وقوع جنگ ، در چارچوب پیوستگی جنگ با انقلاب، مناسب است نقطه آغاز روایت راوی واقعه از جنگ، از زمان پیروزی انقلاب آغاز شود.البته ملاحظه یاد شده تنها برای فرماندهان سپاه مناسب است که فاقد پیشینه نظامی، همانند فرماندهان ارتش هستند.

در این چارچوب طرح پرسش از فرماندهان سپاه از یکسو بر جزییات وقایع تمرکز دارد و از سوی دیگر ناظر بر ورود به جهان ذهنی آنها خواهد بود. در واقع از این طریق تلاش می شود تا آشکار شود، آنچه از سوی یک فرمانده بیان می‌شود ناظر بر چه ملاحظات سیاسی، اجتماعی، اعتقادی و نظامی است؟ آیا همان ادراک اولیه است یا بر اساس گذشت زمان بازبینی و اصلاح شده است؟ تا چه اندازه تعلق به خود، موجب خود ستایی و یا نادیده گرفتن سایر اشخاص ، وقایع و موقعیتها شده است؟

مورخ تاریخ شفاهی

سومین عنصر موثر در تاریخ شفاهی، فرد «گفتگو کننده» و در واقع همان مورخ تاریخ شفاهی است.***

نظر به اینکه تاریخ شفاهی، راوی محور است بهمین دلیل انتخاب روش مناسب در مدیریت گفتگو و تعیین چارچوب و محورهای بحث ، باید از سوی مورخ تاریخ شفاهی تعین و هدایت شود.

بعبارت دیگر جهت گیری چالشی در گفتگو یا تمرکز بر جزئیات واقعه و مدیریت حافظه راوی تاریخ شفاهی، از سوی مورخ صورت می گیرد. در عین حال سامان دهی و انسجام روایت واقعه تاریخی، تحت تاثیر تعامل، همدلی و تواناییهای مشترک راوی و گفتگو کننده، شکل خواهد گرفت.

در غیر این صورت گفتگو با پراکنده‌گویی، مبالغه و تحریف از مسیر اصلی خارج خواهد شد. بر اساس همین ملاحظه آشنایی مورخ تاریخ شفاهی با ابعاد فکری- شخصیتی راوی واقعه و مهمتر از آن اشراف بر موضوع مورد گفتگو، ضروری و اجتناب ناپذیر است.

همچنین آشنایی و تسلط مورخ تاریخ شفاهی با روش و تکنیک‌های گفتگو و برخورداری از تجربه لازم برای گفتگو، موجب روشمندی در گفتگو و سامان‌دهی روایت کامل، روان و منسجم از واقعه خواهد شد. ضمن اینکه از روش آزمون- خطا و در نتیجه از دست دادن برخی فرصت‌ها، جلوگیری خواهد کرد.

برای گفتگو با برخی فرماندهان ازجمله سردار غلامعلی رشید، دو روش فردی یا جمعی وجود دارد. برخی بر روش «گروه مرکز» یا همان روش جمعی تأکید می‌کنند. چنین ملاحظه ای با این فرض مطرح می شود که در صورت گفتگوی جمعی و طرح پرسش‌های بیشتر و در نتیجه جامعیت در بحث، امکان دریافت داده‌ها و تحلیل‌های بیشتری درباره نقش سردار رشید در جنگ، فراهم خواهد شد.

بدون تردید گفتگوی جمعی با فرماندهان از جمله سردار رشید، از امتیاز برجسته ای برخوردار است، زیرا به شکل گسترده تری، داده ها تولید خواهد شد، ولی استفاده از این روش با پیامدها و نتایجی همراه است که باید به آن توجه کرد. گفتگوی جمعی مستلزم انسجام و توافق فکری در میان گفتگوکنندگان است. زیرا این روش بر محور موضوعات در درون گروه شکل می‌گیرد. مهمتر از آن این روش باید در هنگام گفتگو، از سوی یک فرد مدیریت شود و سایر اشخاص تنها حضور نظارتی داشته باشند، در غیر اینصورت پرسش‌های پراکنده، روند گفتگو و در نتیجه انسجام روایت تاریخی را بر هم خواهد زد.

در واقع ضرورت روایت روان و منسجم از واقعه، از جمله ملاحظاتی است که گفتگوی جمعی با یک فرد را در معرض ابهام و تردید قرار می‌دهد. بنظر می‌رسد این روش برای بحث درباره مسائل اساسی و چالش‌برانگیز، در مقایسه با تاریخ شفاهی بر محور روایت از واقعه تاریخی، مناسبتر است.

مورخ تاریخ شفاهی به هنگام گفتگو، علاوه بر تعین چارچوب بحث و پیگیری موضوعات ، پرسشها را از متن واقعه و در مسیر گفتگو ،با تاکید بر نقش عملی- فکری راوی واقعه پیگیری خواهد کرد.مهمتر آنکه، شکل‌دهی افق مشترک برای تعامل و همدلی، در سامان دهی روایت روان و منسجم از واقعه ضروری است.

در واقع پیگیری گفتگو در چارچوب روش «چالش- همدلی»، مستلزم مدیریت گفتگو با رعایت تعامل، برای پیشبرد بحث استنظر به اینکه ماهیت گفتگو، ناظر بر تعامل کلامی درباره موضوعات و مسائل تاریخی است، بنابراین حفظ امانت در تبدیل گفتگو به متن، باید مورد توجه قرار بگیرد.

در گفتگوهایی که به هر دلیل دسترسی به راوی واقعه و اصلاح متن وجود ندارد، رعایت امانت در تبدیل گفتگو به متن و ویرایش آن بسیار دشوار است. در غیر این صورت از طریق دسترسی و ارسال متن نهایی، باید متن از سوی راوی واقعه بازخوانی و مورد تایید قرار گیرد

 

 * مفهوم تاریخ و تاریخنگاری جدید یعنوان یکی از حوزه های معرفت شناسی ، نسبت وثیقی با فلسفه غرب دارد که به شکل اجمالی به آن اشاره خواهد شد.

** فلسفه تحلیلی ،فلسفه آکادمیک حاکم بر کشورهای آنگوساکسون است.برتراند راسل و جرج ادوارد مور از فیلسوفان کمبریج بنیان گذار فلسفه تحلیلی محسوب می شوند. فلسفه قاره ای محدود به قاره اروپا است و بیشتر در کشورهای آلمان و فرانسه شکل گرفته و گسترش یافته است.

*** اخیرا از کسانی که اهتمام به کار تاریخ شفاهی دارند به عنوان «شفاهی کار» نام برده می شود. به نظر می رسد این اقدام بیشتر برای سهولت در سخن گفتن است در حالی که عنوان شفاهی کار مناسب نیست و ناظر بر نوعی عمل گرایی بدون اندیشه است، حال آنکه عنوان «مورخ تاریخ شفاهی» به مثابه تاکید بر اندیشه ورزی و روشمندی در مطالعاتی تاریخی است.

برای نگارش این متن از منابع زیر استفاده شده است:

1-       گئورک ایگرس - 1389- تاریخ نگاری در سده بیستم - ترجمه عبدالحسین آذرنگ - انتشارات سمت

2-       کیت جیکنز-1384-باز اندیشی تاریخ- ترجمه ساغر صادقیان-نشر مرکز

3-       احمد محمد پور 1389 روش در روش انتشارات جامعه شناسان

4-       احمد محمدپور- 1390 روش تحقیق کیفی ضد روش 1 انتشارات جامعه شناسان

5-       جرمی بلک،رونالدم، مک رایلد- بهار1390-مطالعه تاریخ- ترجمه دکتر محمدتقی ایمان‌پور- دانشگاه فردوسی مشهد

6-       سایمون کریچلی 1378 فلسفه قاره ای ترجمه خشایار دیهیمی نشر ماهی

7-       هربرت اسپیگلبرگ 1391 جنبش پدیدار شناسی درآمدی تاریخی جلد اول و دوم ترجمه مسعود علیا انتشارات مینوی خرد

8-       امداد توران 1389 تاریخمندی فهم در هرمنوتیک گادامر انتشارات بصیرت

9-       پل ریکور، زندگی در دنیای متن، شش گفتگو، یک بحث 1373 ترجمه بابک احمدی نشر مرکز

10-  مایکل استنفورد 1386 درآمدی بر تاریخی پژوهی ترجمه دکتر مسعود صادقی انتشارات سمت

11-  کتابِ ماهِ تاریخ و جغرافیا ویژه تاریخ شفاهی اردیبهشت 1392 شماره 180

12-  کتابِ ماهِ تاریخ و جغرافیا آذر 1391 شماره 175

13-  کتابِ ماهِ تاریخ و جغرافیا مهر 1390 شماره 161

14-  ماهنامه اطلاعات حکمت و معرفت ویژه فلسفه تحلیلی اردیبهشت 1390 شماره 62

15-  سایت تاریخ شفاهی -  www.oral-history.ir

                               

  محمد درودیان
  نویسنده،مورخ و پژوهشگر و نظریه‌پرداز دفاع مقدس
  آدرس ایمیل : m.doroodian@yahoo.com
  آدرس سایت/وبلاگ: http://www.m-doroodian.ir


  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :