موضوعات ‌مرتبط: اجتماعی دفاع مقدس

a/148082 :کد

معمای زمان گذشته و آینده در امر جنگ

محمد درودیان

  ﺳﻪشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۸ — ۱۰:۴۴
تعداد بازدید : ۳۵۱   
 تحلیل ایران -معمای زمان گذشته و آینده در امر جنگ

با فرض دوگانگی میان ادراک و رفتار در زمان گذشته با زمان آینده و چگونگی استفاده از دستاوردها، رویکرد و روش‌های کنونی در مطالعات جنگ ایران و عراق که بیشتر تاریخی، فرهنگی و نظامی است، نیاز به بازبینی دارد.

طرح مسئله

با فرض اینکه تجربه گذشته در نگرش به آینده تأثیر دارد و در عین حال آینده الزاماً شبیه به گذشته نیست، اهمیت و کارکرد هرگونه مطالعه درباره جنگ ایران و عراق، بعنوان تجربه گذشته، تابع فهم از منطق حاکم بر تکرارپذیری و یا تکرارناپذیری جنگ در آینده است. بهمین دلیل در این بررسی نسبتِ میان ادراک از تجربه جنگ با عراق، با ادراک از مشخصه‌های جنگ در آینده، بمثابه یک معمای دوگانه، مورد پرسش است.

با فرض دوگانگی میان ادراک و رفتار در زمان گذشته با زمان آینده و چگونگی استفاده از دستاوردها و درس‌های جنگ گذشته برای پاسخ به نیازهای آینده، رویکرد و روش‌های کنونی در مطالعات جنگ ایران و عراق که بیشتر تاریخی، فرهنگی و نظامی است، نیاز به بازبینی دارد. هم اکنون کارکرد تاریخ نگاری جنگ تنها به تشریح و تحلیل جزئیات وقایع گذشته محدود شده است. بررسی‌های فرهنگی ناظر بر مطالعه الگوهای ارزشی و رفتاری در صورت وقوع جنگ است و بررسی‌های نظامی بیشتر تحلیل عملیات‌های نظامی است که در گذشته واقع شده است. با وجود اهمیت مطالعات و بررسی‌های انجام شده، از این طریق به تنهایی نمی‌توان جنگ آینده را با استفاده از امر تجربه شده در گذشته، ادراک و برای مواجهه با آن، تمهیدات لازم را پیش بینی کرد. با این توضیح، چشم انداز مطالعات جنگ و نسبت آن با آینده، از طریق پاسخ به این پرسش روشن می شود که؛ آیا منطق وقوع جنگ آینده و ابعاد آن، همانند گذشته تکرارپذیر است؟

تجزیه و تحلیل

1- جنگ برابر نظریه کلاوزویتس به دلیل «اصطکاک»، یک امر پویا و به همین دلیل محاسبه ناپذیر و خلاقانه است. زیرا دستیابی به پیروزی با استفاده از ابزار و روش ها، همچنین ضرورت استفاده از غافلگیری، نیازمند متفاوت بودن الزامات عمل در آینده با امر تجربه شده در گذشته است. جنگ در کلیّت، شاکله و استفاده از ابزار نظامی، شبیه گذشته است، ولی منطق وقوع جنگ و چگونگی تغییر در نظم جاری، همچنین ابزار و ابعاد ویرانگریِ جنگ، متفاوت با گذشته است. جنگ موجب تغییر در نظم جاری و مناسبات حاکم، با پذیرش ریسک استفاده از ابزار نظامی برای تأمین اهداف می شود. تفاوت ها در اندیشه، اراده، رفتار و روش‌ها، به دلیل حرکت از وضعیت صلح آمیز برای تغییر در مناسبات و استفاده از ابزار نظامی برای تأمین اهداف است.

2- روح و اراده جنگ با نظر به آینده، از طریق تغییر در وضعیت حاکم است، هر چند بهانه آن با تاکید بر اختلافات جاری و یا گذشته باشد. در واقع منشاء جنگ، محاسبات و مخاطرات آینده و نه اختلافات گذشته است. بحران و جنگ به معنای ظهور نیروهای جدید، تابع امید و انتظار برای ایجاد امر امکان‌پذیر در آینده است. بعبارت دیگر؛ بحران و جنگ، تقابل میان ثبات و تغییر است. نیروهای امنیتی و نظامی برای ثبات و امنیت در برابر تغییر قرار دارند. برآیند مواجهه دو نیروی ثبات‌بخش و تغییردهنده، موقعیت‌ساز و تعیین کننده چگونگی وضعیت های حال و اینده است که متفاوت با امر واقع شده در گذشته خواهد بود.

3- احتمال تکرارپذیری جنگ آینده، همانند جنگ گذشته، با هدف و ماهیت جنگ بعنوان یک امر خلاقه و غافلگیر کننده، در تناقض است و اگر چنین بود، امکان جلوگیری از جنگ، با مدیریت بحران و خصومت، فراهم می شد، حال آنکه جنگ هم اکنون در تاریخ زندگی اجتماعی، به بخش تکرارپذیر تبدیل شده است. بنابراین مطالعه جنگ با روش تاریخی، فرهنگی و نظامی در بستر امر تجربه شده در گذشته، حتی اگر موجب فهم از علت ها و چگونگی پیروزی‌ها و شکست‌ها، همچنین ابعاد فرهنگی و نظامی شود، نمی تواند به تنهایی راهنمای مناسبی برای فهم از جنگ بعنوان یک امر خلاقانه در آینده شود. زیرا جنگ آینده، امر متمایز و متفاوت با گذشته است و در نتیجه با مطالعات تاریخی، فرهنگی و عملیاتی قابل فهم نیست.

4- ادراک از چگونگی تحقق امر خلاقانه در آینده، به معنای امر متفاوت با گذشته‌ی تکرار شده، مستلزم گسست از امر تجربه شده در گذشته است. این موضوع دلیل روشنی برای تاکید بر این مسئله است که، نباید بر اساس امر تجربه شده در گذشته، قدرت دفاعی- تهاجمی را برای آینده سامان داد، زیرا منطق امر خلاقانه در جنگ، بمعنای تکرارناپذیری جنگ در آینده است که مطالعه و سناریو پردازی در باره آن، متفاوت با روشهای کنونی مطالعه جنگ است. معمای دوگانه در مواجهه با امر تجربه شده در گذشته و چگونگی استفاده از آن در مواجهه با امر آینده که هنوز متعیّن در زمان و مکان نشده است، این مسئله است که؛ «فهم جنگ» از طریق امر تجربه شده در گذشته قابل درک است، در حالیکه جنگ بعنوان یک امر خلاقانه و تکرارناپذیر، با تجربه گذشته متفاوت است و از این طریق قابل ادراک نیست و نیاز به روشهای دیگری دارد. با فرض معمای دوگانگی زمان گذشته با آینده در مسئله جنگ آینده، به لحاظ روش شناسی برای مطالعه و اقدام در برابر جنگ آینده چه باید کرد؟

نتیجه گیری

تصوّر از مفهوم جنگ تابیع تجربه جنگ است در حالیکه جنگ بعنوان یک امر خلاقانه در آینده، ناظر بر منطق تکرارناپذیری جنگ است و کارکرد مطالعات تاریخی، فرهنگی و عملیاتی که به گذشته محدود شود، پاسخگوی نیازهای آینده نخواهد بود. بنابراین یا باید رویکرد و روش مطالعات تاریخی که بصورت مستند و نقلی با تاکید بر جزئیات دنبال می شود، تغییر کند، و یا اینک «جنگ پژوهی» جایگزین «تاریخ پژوهی» شود.

                               

  محمد درودیان
  نویسنده،مورخ و پژوهشگر و نظریه‌پرداز دفاع مقدس
  آدرس ایمیل : m.doroodian@yahoo.com
  آدرس سایت/وبلاگ: http://www.m-doroodian.ir
تاریخ جنگ     تاریخ نگاری جنگ                


  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :