موضوعات ‌مرتبط: سیاسی تحلیلی

a/175 :کد

رژيم آل خليفه و بحران مشروعيت

رضا مهرعطا

  پنجشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۳ — ۰۰:۰۰
تعداد بازدید : ۴۲۹   

آغازسخن:

آل خليفه از شاخه هاي قبيله " عتوب " يا " آل عتوب " در شبه جزيره عربستان محسوب مي شوند که از قرن 18 ميلادي از " نجد " به کويت و سپس بحرين مهاجرت کرده و به دليل ضعف حکومت مرکزي ايران بالاخص در دوران قاجاريه و سلطه بريتانيا بر شبه قاره هند و خليج فارس توانستند بر بخشي از شبه جزيره قطر و سپس بحرين مسلط شوند.

اوج ضعف و افول حکومت مرکزي ايران در دوران قاجاريه و در زمان ناصرالدين شاه سبب شد تا اعراب حاشيه جنوبي خليج فارس که عمدتاً از دزدان دريايي به حساب مي آمدند، طي قراردادهاي 1861 و 1867 تحت الحمايه بريتانيا درآيند تا اين روباه پير بتواند اين اعراب را مديريت کرده و در آينده در خليج فارس جهت تضعيف و تحت فشار قرار دادن ايران از آنجا استفاده نمايد.

شبه جزيره بحرين نيز از جمله شيخ نشين هايي بود که مورد سياستگذاري جمعيتي بريتانيا واقع شد و آنان سعي کردند تا وزنه نژاد عرب را در اين شبه جزيره بيشتر نمايند و علي رغم مخالفت مردم بحرين، بريتانيا موفق به اجراي قراردادهاي تحت الحمايگي شد تا با فراغ بال بيشتري به اجراي سياست هاي خود در بحرين بپردازد.

در همين ايام، آل خليفه نيز از اواخر قرن 19 ميلادي با حمايت انگليسي ها، بر بحرين حکمراني کردند؛ تا پيوند محکم آنان حتي تا به امروز و عصر حاضر ادامه پيدا کند. بي شک جو ايران هراسي و اتکاء به قدرتهاي فرا منطقه اي از جمله بريتانيا از همان ابتداي قراردادهاي تحت الحمايگي با شيوخ بحرين و ديگر شيخ نشين هاي خليج فارس سياستي بود که بريتانيا آنرا به اجرا در آورد.

نکته مهم در بافت جمعيت بحرين، وجود اکثريت 77% جمعيت شيعه در اين کشور است که حاکميت سني آل خليفه بر اين اکثريت حکومت مي کند، بطوريکه فرهنگ تشيع در بحرين پس از عراق و ايران، سومين و عظيم ترين حوزه علميه شيعه را به خود اختصاص داده است و وجود يک حکومت متمايل به وهابيت عربستان و متکي به قدرتهاي استعماري از جمله بريتانيا، با فرهنگ اکثريت اين کشور يعني فرهنگ شيعه همخواني ندارد و اين منشاء مبارزات مردم بحرين جهت حضور در حاکميت قدرت سياسي، عليه آل خليفه بوده است و آغاز بيداري اسلامي از سال 2011 ميلادي، سبب بروز خشونت ها و اعتراض هاي گوناگون عليه حاکميت ديکتاتوري آل خليفه بوده است؛ بطوريکه اين اعتراض ها در هر دوره از انتخابات پارلماني در اين کشور تداوم و شدت داشته است.

استقلال بحرين و آغاز اعتراضات عليه رژيم آل خليفه

پس از خروج بريتانيا از شرق سوئز و خليج فارس در اوائل دهه 1970 ميلادي، مسئله شيخ نشين هاي عربي حاشيه جنوب خليج فارس و استقلال آنان به يک مسئله جدي ميان ايران و بريتانيا تبديل شد و بريتانيا خواهان اين نبود که ايران بر قسمت جنوبي خليج فارس مسلط گردد لذا شيخ نشين هاي خليج فارس مانند امارات متحده عربي، قطر و بحرين بايد تا قبل از خروج کامل بريتانيا استقلال پيدا مي کردند با توجه به حاکميت ايران بر بحرين، بريتانيا از يک سده قبل (قرن 19) بافت جمعيتي اين شيخ نشين را عربي کرده بود تا از لحاظ فرهنگي آنان خود را از ايران جدا بيندازد لذا اين اقوام نرم افزاري بريتانيا در زمان خروج از خليج فارس در بحرين جواب داد تا شاه ايران در زمان پهلوي دوم که خود به قدرت هاي غربي وابسته بود با بريتانيا توافق کرد تا موضوع حاکميت بحرين به داوري بين المللي گذارده شود؛ و دبير کل وقت سازمان ملل متحد اوتانت با فرستادن گيچاردي مأمور سازمان ملل پس از تحقيقات به عمل آمده مسئله رفراندوم را در بحرين مطرح کرد و پس از رفراندوم و رأي گيري بحرين در مي 1970 به استقلال رسيد.

اما حاکميت آل خليفه در بحرين مشکلي بود که پس از استقلال بحرين، گريبان اين شيخ نشين را گرفت چرا که بريتانيا نيز مايل نبود تا در شيخ نشين هاي خليج فارس شيعيان قدرت را در دست داشته باشند و گماردن آل خليفه به عنوان پادشاه اين شيخ نشين خود از اقدامهايي بود که بريتانيا جهت حفظ توازن و نظم منطقه اي در بعد فرهنگي و سياسي، در بحرين، انجام داد تا اقليت سني بر اکثريت شيعه در اين کشور حکمراني نمايند.

عمده اعتراضات مردمي بحرين عليه رژيم آل خليفه از 1970 تا 2011 ميلادي در زمينه هاي تبعيض فرهنگي، مذهبي، خصوصاً در مورد شيعيان مشکلات اقتصادي و افزايش دست مزدها و پايان دادن به تسهيلات نظامي و سياسي به ايالات متحده آمريکا و انگليس بود که رژيم آل خليفه بدون در نظر گرفتن خواسته هاي مردم و اکثريت، به سياستهاي خودکامه خود ادامه داد و حمايت هاي عربستان سعودي، آمريکا و انگليس سبب گرديد تا عصر حاضر آل خليفه با روشهاي خشونت آميز و ديکتاتوري بر سر قدرت بماند؛ بي شک وقوع انقلاب اسلامي در ايران در سال 1979 ميلادي، که الگو بخش ملتهاي مسلمان منطقه بود، پايه هاي حکومت آل خليفه را لرزاند و از همان ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي، آل خليفه احساس مي کرد که حکومت ديکتاتوري آن با چالش و خطر سقوط مواجه است.

نکته مهم، تحت فشار قراردادن شيعيان بحرين توسط رژيم آل خليفه بود که وقوع انقلاب اسلامي در ايران، آغاز حرکت آزادي خواهي توسط شيعيان کشور عليه رژيم ديکتاتور آل خليفه به حساب مي آمد تا اين حکومت عليه رژيم آل خليفه تداوم پيدا کند.

بيداري اسلامي و نگراني رژيم آل خليفه از سقوط

همزمان در اوايل سال 2011 ميلادي دومينوي تغييرات و تحولات سياسي در تونس، مصر و ليبي انجام شد و اين دومينو به بحرين نيز تسري پيدا کرده و انقلاب بحرين نيز در حال وقوع بود، انقلابي که با وجود سرکوبگري رژيم آل خليفه با کمک متحد قديمي و ديرينه آن يعني عربستان سعودي بطور موقت خاموش گشت اما اين بيداري مانند آتش زيرخاکستر هر زمان منتظر شعله ور شدن مجدد مي باشد.

مردم بحرين با اکثريت بيش از 70% جمعيت شيعه، به دنبال احقاق حقوق خود از جمله تعيين سرنوشت، حق حاکميت و مشارکت در حکومت هستند، به طوريکه در جريان بيداري اسلامي اين حرکت به يک جنبش اجتماعي، سياسي و انقلاب منجر شد.

رژيم آل خليفه نيز در جريان بيداري اسلامي، به اقدامات خشونت باري عليه مردم و شيعيان دست زد از جمله سرکوب مردم از طريق نظامي، تخريب مساجد شيعيان، بازداشت و اعدام فعالان سياسي از جمله اين اقدامات در اين سه سال اخير از جريان بيداري اسلامي بوده است؛ اقدامات ضد حقوق بشري که با اغماض و چشم پوشي سردمداران و مدعيان حقوق بشر يعني انگليس و آمريکا مواجه بوده است.

اما نکته مهم سياست فرافکني آل خليفه در مواجه با قيام هاي مردمي در بحرين بوده و آنان ايران را متهم به دخالت در امور داخلي اين کشور کردند؛ اتهامي که بيشتر از سر ناچاري و درماندگي مي باشد. اما نبايد از اين نکته غافل شد که قيام مردمي بحرين بر گرفته از آموزه هاي انقلاب اسلامي است که خطر سقوط آل خليفه و حتي ديگر کشورهاي کوچک و آسيب پذير حاشيه جنوبي خليج فارس را در پي خواهد داشت چرا که اگر مهره دومينوي بحرين زده شود، بي شک اين قيام ها دامن مابقي کشورها از جمله همسايه شرقي خود يعني عربستان سعودي را خواهد گرفت.

بحران جانشيني در آل خليفه، حضور شيعيان در پارلمان بحرين و اثرگذاري در حوزه سياست اين کشور، تبعيض در عدالت رفتاري آل خليفه با مردم بحرين، بحران اقتصادي و مالي از جمله مواردي است که آينده سياسي اين شيخ نشين را با مشکلات فراواني مواجه خواهد کرد.

از طرفي آل خليفه براي فرار از مشکلات پيش روي خود، بطور نماديني انتخابات پارلماني را برگزار خواهد کرد تا مقداري از فشارهاي سياسي از داخل و خارج را کم نمايد و همچنين حضور قدرتهاي استعماري نظير انگليس براي مشاوره و کمک هاي سياسي به رژيم آل خليفه جهت مديريت بحران در اين شيخ نشين را بيشتر خواهد کرد، از طرفي هراس عربستان و مابقي کشورهاي حاشيه جنوبي خليج فارس با حاکميت هاي سني، وهابي از اين است که بحرين به عراق دومي براي آنان تبديل گردد و اين منافعي است که در جهت منافع قدرت هاي استکباري از جمله آمريکا و انگليس هم جهت مي باشد.

انتخابات فرمايشي و ژست دموکراسي آل خليفه

برگزاري انتخابات پارلماني فرمايشي در نوامبر سال 2014 ميلادي در بحرين و برگزاري همه پرسي به ظاهر با شکوه، سبب شد تا رژيم آل خليفه در يک اقدامات عمليات رواني و در جهت تحکيم موقعيت خود، آمار غير واقعي را در انتخابات فرمايشي هفته اخير به نمايش بگذارد.

انتخابات مجلس در بحرين در حالي برگزار گرديد که مجلس منتخب مردم که متشکل از 40 نماينده است هيچ اختيارات، اثرگذاري در حوزه سياست ندارد و تنها مجلس شورا يا عوام است که نمايندگان آن از سوي آل خليفه شيخ عيسي انتخاب مي شوند و از اختيارات قانوني برخوردارند و مسلماً اکثريت آنان سني و از نظر فکري به آل خليفه نزديک مي باشند.

اين در حالي بود که شيعيان بحرين اين انتخابات را تحريم کردند و نوع سرکوب آل خليفه نيز در ادامه سياست هاي فرافکني خود در اقدامي انتقام جويانه منزل شيخ عيسي قاسم را مورد يورش قرار دادند تا انگشت اتهام به طور غير مستقيم ايران را نشانه رود.

بايد توجه کرد که با وجود اکثريت شيعه در بحرين، فقط 17 نماينده از شيعيان در مجلس منتخب هستند و اغلب وزارت خانه هاي اين کشور در تصرف خاندان آل خليفه و اهل سنت مي باشد.

علي رغم تبليغات رژيم آل خليفه براي مشارکت مردم در انتخابات، استقبال سردي از اين انتخابات به عمل آمد و مردم بحرين با اين نافرماني مدني، اعتراض گسترده خود را به حاکميت آل خليفه نشان دادند تا بر حکام بحرين بفهمانند که بيداري اسلامي هنوز نمرده و تا پايان رسيدن نتايج مورد دلخواه مردم بحرين ادامه خواهد داشت.

استمداد از انگليس براي حفظ حکومت آل خليفه

همزمان شدن شکست سياسي آل خليفه در انتخابات و حضور مجدد انگلستان در بحرين بي شک اين موضوع را در اذهان تداعي مي کند که آل خليفه به دنبال ياري جستن از متحد ديرين خود يعني انگلستان براي رهايي از اين بن بست سياسي است؛ انگلستان با امضاي توافقنامه نظامي با دولت بحرين پس از 3 سال دوري از اين شبه جزيره مجدداً به اين کشور باز مي گردد. به نقل از وزير دفاع انگليس، با امضاي توافقنامه امنيتي ميان بريتانيا و بحرين، بريتانيا يکبار ديگر براي طولاني مدت در خليج فارس مستقر خواهد شد. مايکل فالون هدف از تأسيس پايگاه دريايي در بندر سلمان بحرين، برقراري ثبات در منطقه خليج فارس اعلام کرد و در کنار ناوگان پنجم دريايي آمريکا، با تأسيس پايگاه جديد در اين بندر، انگليس نيز در کنار آمريکا، دولت بحرين را در ثبات و امنيت خليج فارس ياري خواهد کرد.

باتوجه به قيام مردم و شيعيان پس از دوران بيداري اسلامي و شکننده بودن حاکميت آل خليفه، حضور بريتانيا در بحرين در بعد نظامي و سياسي، اين پيام را مي دهد که آنان براي مداخله نظامي و سياسي براي حفظ حاکميت آل خليفه و سرکوب مخالفان آماده اند و تاريخ نشان داده است که هر زمان بريتانيا به کشوري نزديک شده بايد منتظر دسايس و تفرقه افکني آنها بود.

بي شک آمريکا و بريتانيا نمي خواهند که بحرين به سرنوشت عراق دموکراتيک گرفتار شود، چرا که به صورت حکومت شيعيان بر بحرين در منطقه، ما شاهد عراقي ديگر که به ايران نزديک خواهد شد، شاهد خواهيم بود.

پایان سخن:

سابقه حاکمیت ال خلیفه با بریتانیا پیوند خورده ومنافع بریتانیا نیز در حضور ال خلیفه درمسند قدرت است وهرگونه انتخابات امرانه وفرمایشی که دراین کشور صورت گیرد، باید به نفع ال خلیفه تمام شود .لذا انتخابات چند هفته اخیر نیز در راستای این سیاست شده و حضور مسلط و مجدد سنی ها و خانواده ال خلیفه درهمین راستا می باشد چراکه بریتانیا به همراهی آل خلیفه قصد دارند این انتخابات را دموکراتیک معرفی نمایند و از طرفی در فاصله اندک بریتانیا با بحرین توافقنامه امنیتی امضاء می رساند تا از خطرات محیطی (داخل وخارج) محفوظ بماند.یعنی صدای مخالفت ها بالخص شیعیان را خاموش نماید . بنابراین حکومت ال خلیفه به مانند سایر شیوخ منطقه بدنبال گرفتن ژست دموکراتیک است تا مدعیان حقوق بشراز جمله متحد دیرین خود یعنی بریتانیا را با خود همراه سازد .

 

                               

  رضا مهرعطا
  پژوهشگر علوم سیاسی
  آدرس ایمیل : Momtad2011@yahoo.com
  آدرس سایت/وبلاگ:


  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :