موضوعات ‌مرتبط: اجتماعی فرهنگ و هنر

a/1817 :کد

نگاهی به داستانهای جدید نظام الدین مقدسی

یونس صادقی

  پنجشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۳ — ۰۰:۰۰
تعداد بازدید : ۹۰۰   
 تحلیل ایران -نگاهی به داستانهای جدید نظام الدین مقدسی

نظام الدین مقدسی نویسنده ای از دیار جنوب است .شهری کوچک در جنوب فارس. جامعه ای کوچک و به تبع آن سنتی که به قول خودش هیچگونه تنوع فکری را برنمی تابد.

نظام الدین مقدسی نویسنده ای از دیار جنوب است .شهری کوچک در جنوب فارس. جامعه ای کوچک و به تبع آن سنتی که به قول خودش هیچگونه تنوع فکری را برنمی تابد.کنجکاوی ذهنی و شور زیاد او برای خواندن جایی برای یک زندگی معمولی باقی نمی گذارد و شاید همین بود که وی دانشگاه و رشته تاریخ را واگذاشت تا بتواند بیشتر مطالعه کند. مطالعات او در تاریخ و فلسفه و ادبیات داستانی و شعر همگی او را به سمت نویسندگی کشاند.

 اما قبل از نویسندگی او دو مجموعه شعر منتشر کرد . بد نیست با نگاهی به این دو مجموعه سمت و سوی فکری او را دریابیم . مجموعه اول با عنوان «مرگ آینه» که از نشر همسایه منتشر شده است با شعر بلند و روایی اسپارتاکوس شناخته می شود. اسپارتاکوس برده ای که برمی آشوبد و سعی در بر انداختن نظام برده داری دارد اما شکست می خورد. این شعر که در سبک نیمایی است نشان دهنده ی تفکر و نوع دید و همچنین دغدغه ی فکری آن سالهای نویسنده است. شاید هم نوعی نگاه به تاریخ است که با ظلم آغشته است و شاعر سعی در بازتاب آن دارد.

در این مجموعه، شاعر نگاهی ناامیدانه به انسان دارد. همچنانکه در شعر تماشای غروب نیز از انسان به عنوان عامل اصلی دردها و رنجهای طول تاریخ نام می برد . مجموعه دوم با عنوان «اشکی برای عشق» با شعر نیمایی و روایی بلند گیلگمش شناخته می شود. این شعر هفتاد در صد کتاب را در بر می گیرد . گیلگمش همان افسانه بابلی این بار به گونه ای روایت می شود که در پایان نگاه مأیوسانه شاعر همراه با توصیفات تاریک از زندگی همچون یک نتیجه گیری فلسفی خواننده را از رنجی که انسانها آفریده اند و تنها خود مسئول آن هستند آگاه می کند.

 مطالعات فلسفی شاعر نیز در این میان نقش دارد و شاید شعر گیلگمش ساخته ی ذهنیتی باشد که فلسفه ی اگزیستانسیالیسم سارتر بیشترین تأثیر را بر او داشته است. مقدسی که به قول خودش هیچگونه راهنما یا مشوقی در زندگی ادبی خود نداشته پی در پی افکار جدیدی را می پذیرد و دوباره از آن خسته شده به تفکری جدید پناه می برد. شاید با همین دو شعر اسپارتاکوس و گیلگمش است که پی می برد ذهنش بیشتر روایی است تا توصیفی.

 یعنی بیشتر می تواند روایت کند و روایت یعنی همان داستان . پس به سمت داستان می آید و نویسندگی را شروع می کند. اگر معتقد باشیم که دو نوع رویکرد فلسفی در داستان نویسی وجود دارد یعنی رویکرد درونمایه ای و رویکرد زبانی، می توان گفت با بررسی و خوانش داستانهایش او در طیف اول قرار می گیرد. هر چند گاهی در داستانهای کوتاهش از فلسفه ی زبان به عنوان تکنیک استفاده می کند و با تکنیکهای چند صدایی و فرا داستان و بینامتنیت آشناست اما نمی توان با این مثالهای اندک او را در در طیف دوم نویسندگان قرار داد.  

آثار پیشین سه گانه نظام الدین مقدسی همچون مجموعه داستان «یک مغول خوب» و «مریلا» و رمان «سه حنجره ی گنگ» امتیازاتی دارند و کاستیهایی. در داستان مریلا که شاخص ترین داستان مجموعه است ما با دغدغه ی دینی نویسنده روبرو هستیم .

هر چند در روایت این داستان بلند عشق حرف اول را می زند اما در لایه های بعدی داستان پی در پی با سئوالات اخلاقی و دینی مواجه می شویم که نویسنده همچون سرعت گیرهایی در مسیر داستان قرار داده و ما را مجبور به آرام گرفتن و تفکر درباره ی رفتار اخلاقی و غیر اخلاقی می کند. در پایان می خوانیم که مریلا کاملاً تغییر کرده و از راهبه ای به معشوقه ای تنزل می یابد. نویسنده توانسته است در لفافه نگاه فلسفی خود به مریلا و سپس انسان به طور کلی را بیان کند. و آن افول اخلاقیات است .

 هر چند عشق در این داستان یک عشق پاک است اما همین که مریلا نمی تواند در مقابل آن پیروز شود و از عشق به عیسی مسیح به عشق جسمانی می رسد نشان افول است. در رمان سه حنجره ی گنگ ما با پیرنگ جدیدی مواجه نیستیم . هیچ روایت جدیدی وجود ندارد و عشق دو پسر به یک دختر بارها در داستانهای ایرانی و خارجی تکرار شده است . اما چرا این رمان به عنوان یکی از رمانهای متفاوت سال 91 شناخته می شود ؟

پاسخ در زبان روایت است . زبانی که به کار برده شده بسیار شاعرانه است. اگر تعریف جدیدی که از خلاقیت می شود را قبول داشته باشیم یعنی آفریدن دوباره ی روایتهای قبلی با زبان و لحنی تازه پس می توان گفت این خلاقیت در رمان وجود دارد. اما نگارنده معتقد است مقدسی نتوانسته است در این رمان به جز روایت شاعرانه کار دیگری انجام دهد.

 شخصیتهای رمان انگار هیچ تفاوت دیدگاهی یا فکری با هم ندارند . همان قدر که کیوان عاشق است سیاوش هم عاشق است. دیالوگهای هر دو یکسان و همسطح است. پایان داستان و اینکه کیوان از خیانت پنهان خود به سیاوش پشیمان می شود نیز چیز تازه ای نیست و اگر این زبان غلیظ شاعرانه نبود که در خدمت روایت است هیچ از روایت باقی نمی ماند. شاید هر خواننده ی حرفه ای رمان دوست داشته باشد نگاهی عمیق و یا تفکری دیگرگون در لابه لای سطور بیابد. اما انگار مقدسی در این رمان شاعر است نه نویسنده. در مجموعه داستان یک مغول خوب ما با داستانهای خوبی روبرو هستیم . هر چند تم هر داستان و فضا متفاوت است.

در خود داستان کوتاه یک مغول خوب با یک بینامتنیت روبرو میشویم که انگار واقعا پرده از یک دروغ تاریخی بر می دارد. در داستان زندگی در متن با فرا داستان روبرو هستیم . این تکنیک به خوبی در دل روایت نشسته است. این مجموعه داستان امتیازات زیادی دارد و نگارنده آن را اثری ماندگار در کارنامه نویسندگی مقدسی می داند.  اکنون اما می خواهیم چهار اثر جدید او که به تازگی منتشر شده اند را بررسی کنیم .

این آثار به ترتیب عبارتند از «کلاه پیکاسو» ، «شرارت» ، «خانم روبرت» و «عشق مدرن». سه اثر اول رمان و اثر آخر مجموعه داستان است . در مجموعه داستان عشق مدرن ما با داستانهایی از نوع دیگر و فضایی جدید نسبت به آثار قبلی روبرو هستیم. امتیاز این مجموعه داستان استفاده از تکنیکهای جدید داستان مدرن امروزی است . به طوری که می توان کتاب عشق مدرن را متفاوت از مریلا و سه حنجره ی گنگ فرض کرد .

هر چند در آنجا نیز کما بیش مقدسی توانسته است مخاطبان حرفه ای برای خود جذب کند . اگر بخواهیم مثال بزنیم دو داستان این مجموعه یعنی عشق مدرن و شباهت دلیل خوبی هستند برای حرفه ای خواندن این داستانها. مقدسی در این داستانها از عنصر فراداستان استفاده کرده و به خوبی نیز در آن موفق است. درونمایه ی هر دو داستان آرایشی ملایم از فلسفه بر چهره دارد. در عشق مدرن شخصیت اصلی موفق می شود نویسنده ی سنتی و کلاسیک را راضی کند که خود را کنار بکشد. آنوقت خود شخصیت داستان خود و معشوقه را بسیار متفاوت می نویسد. نکته اینجاست که در پایان روایت ما درگردیسی نسلها را حس می کنیم. نسلی که فقط به خود فکر می کند و آن اخلاقمداری گذشته چندان اهمیتی برایش ندارد.

در داستان شباهت نویسنده ناگهان با شخصیت داستانی خود برخورد می کند و در یک رستوران با هم صحبت می کنند. در رمانها می توان رمان شرارت را مثال زد که کما بیش از سبک رئال جادویی و گاهی سوررئال استفاده شده است. رمان کلاه پیکاسو نیز نمونه ای از سوررئال است. هر چند تنها خوانندگان حرفه ای کتاب و منتقدان می توانند این موارد را دریابند و به آن اشاره کنند. مقدسی دررمان خانم روبرت که رمانی مکان محور است و در اهواز اتفاق می افتد سعی در کنکاش ذهنی و نوعی رفتارشناسی شخصیتهاست .

واکنش شخصیتها به موقعیتی که ناگهان در آن قرار می گیرند بیشتر مد نظر است تا تکنیکهای زبانی. اکنون می توان این نویسنده را نویسنده ای پر کار دانست. با انتشار یک باره ی این چهار جلد اثر داستانی باید منتظر بود که او کارهای بعدی خود را در سالهای آینده به نمایش بگذارد . البته وی قبل از داستانهایش دو مجموعه شعر از انتشارات قصیده سرا منشر کرد . اما به مرور دریافتیم که او شعر را رها کرده و تنها داستان کار می کند .

اگر بخواهیم نوعی دغدغه ی فلسفی را در آثار داستانی این نویسنده جستجو کنیم شاید خواندن رمان شرارت بهترین نمونه باشد . در این رمان که شاید بتوان با احتیاط آنرا رمانی فلسفی دانست نویسنده در مورد شرارت انسانها و اینکه چگونه این شرارت از میان برود ، با خلق شخصیتهایی با مخاطب گفتگو می کند. مقدسی در این رمان نظریات اخلاقی چند فیلسوف از جمله جان لاک و هابس و لایب نیتس را با هم مقایسه می کند .

هر چند نظریه ی هابس برجسته تر نشان داده شده است اما این تاریک بینی مطلق درباره ی ذات انسان به چالش کشیده می شود و در پایان می بینیم که این نظریه شکست می خورد . مقدسی که در داستانها و شعرهایش نشان داده است خوشبین نیست در این رمان ما را با یک وحشت عمیق در مورد ماهیت انسان روبرو می کند و هر مخاطبی را به فکر می اندازد. اما هیچگاه حتی در پایان رمان خود نظریه ای نمی دهد تا خوانندگان بتوانند هر شخصیت و یا تفکری که خوشایندتر است را برگزینند . در کتابهای قبلی از جمله رمان سه حنجره ی گنگ نیز او موضوع عشق را از زاویه های مختلف و دید شخصیتهای اصلی و فرعی در میان می گذارد .اما جانمایه ی اصلی نوشته های او هیچکدام نیست . شاید اکنون که تمام نویسندگان به تکنیکهای زبانی و فرم گرایانه در داستانها رو آورده اند وی محتوا را مهم تر دانسته و بر آن پافشاری می کند .

با این وجود نمی توان گفت نوع روایت او از لحاظ فرم تکراری است . پس جانمایه ی روایتها و دغدغه ی نویسنده را نه در فرم گرایی بلکه در به اندیشه در آوردن محتواست . نوعی عمیق کردن روایت . به گونه ای که روایت بتواند ذهن خواننده را به عمق یک موضوع ببرد.شخصیتها دارای پتانسیل نیکی زشتی شرارت و عشق هستند .

پس فضای تمام روایتهای مقدسی خاکستری است .با همه ی این حرفها نگارنده بر این باور است که اگر مقدسی بخواهد در آثار بعدی خود نیز همین رویه را دنبال کند تنها طیفی از خوانندگان را خواهد داشت . او می بایست محتوای مدرن روایتهایش را به سمت زبانی مشخص ببرد تا این زبان شناسنامه ی تمام آثار او باشد.

دغدغه ی اصلی او برای روایت هر چه باشد از نگاه خواننده پنهان خواهد ماند.زیرا خواننده نه برای فلسفیدن بلکه برای خواندن روایتی جذاب رمانی را برای خواندن برمیگزیند.این را تمام نویسندگان می دانند و به آن آگاهند . پس ما به عنوان خواننده ی آثار نظام الدین مقدسی تنها او را روایتگری پرکار می دانیم که شاید بتواند در این غوغای انتشار کتاب جایی برای خود داشته باشد . زبانی مشخص و نگاهی برآمده از دنیاهای مدرن .

*نظرات نویسنده گزارش لزوما مورد تایید تحلیل ایران نیست.

                               

  یونس صادقی
  پژوهشگر و کارشناس ارشد تاریخ جهان
  آدرس ایمیل :
  آدرس سایت/وبلاگ:
  از همین نویسنده :


  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :