موضوعات ‌مرتبط: اقتصادی ایران

a/1840 :کد

یارانه حق مسلم ما نیست!

رضا نصیری حامد

  یکشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۳ — ۱۲:۵۱
تعداد بازدید : ۷۲   
 تحلیل ایران -یارانه حق مسلم ما نیست!

یارانه در واقع مبلغی است به عنوان پرداخت مابه التفاوت قیمت تمام شده چیزی با قیمتی که به مشتری عرضه می شود. دولتها با پرداخت این مبلغ از کاسته شدن توان خرید مردم جلوگیری می کنند.

 اگر به سیاق دوران تحصیل در امتحان آخر ثلث و یا ترم مان و یا حتی در پیک های شادی که به واقع شادی بخشِ! ایام نوروز ما به ویژه روز سیزده بدر می شد، از ما می پرسیدند که یارانه چیست، چه می کند و مثلاً با ذکر مثال توضیح دهید. در پاسخ جزو حداقل جواب هایی که می شد داد، این بود که یارانه در واقع مبلغی است به عنوان پرداخت مابه التفاوت قیمت تمام شده چیزی با قیمتی که به مشتری عرضه می شود. دولتها با پرداخت این مبلغ از کاسته شدن توان خرید مردم جلوگیری می کنند.

آنچه به عنوان حقیقتی تلخ در ورای این عمل نیک وجود دارد، آن است که این امر مخلّ تولید و نیز شفافیت و رقابت کامل در اقتصاد بوده و حتی اگر در زمان هایی خاص و ویژه مثل بحران های اجتماعی و یا درگیری در جنگ قابل توجیه بوده است و همگان و یا به تعبیری نخبگان و اهل علم بر لزوم آن وقوف داشته اند، با سپری شدن آن ایام و به ویژه احساس ضرورت برای حذف آن و ارائه کالاها به قیمت واقعی آنها فلسفه وجودی آن نیز از بین رفته و از این رو باید تدبیری دیگر اندیشید.

در امور اجتماعی نابرابری ها و اختلافات بسیاری وجود دارد که برخی طبیعی و برخی دست ساخته بشرند با این حال از بین بردن همه آنها نه ممکن و نه درست است از این رو گرچه مساوات ارزش مهمی در زندگی اجتماعی انسان در طول تاریخ داشته است، اما ارزش اجتماعی برتر زندگی آدمیان در حیات اجتماعی شان به گواه اغلب اندیشه ورزی های عمیق و نیز آموزه های دینی و معنوی، عدالت است. عدالت و ریشه آن عدل را عبارت از وضع و قرار دادن هر چیز در جایگاه و موقعیت شایسته خویش دانسته اند.

عدالت چون به استحقاق دریافت کننده صورت می گیرد، لازمه اش از قضا با توجه به تنوعات اجتماعی آن است که کاملاً بالسویه و با تساوی کمّی در خصوص همه اقدام نکند. در چنین وضعیتی اگر بر فرض مناسبات نابرابر موجود، بدتر و شدیدتر نشوند، در نگاهی خوش بینانه در همان موقعیت پیشین باقی خواهند ماند و بالطبع کمکی هم به رفع تبعیض و نابرابری ها نخواهد شد.

 برای مثال پرداخت یارانه ها و موضوع هدفمندی در این خصوص را می توان ذکر نمود. امروزه در اغلب محافل و تحلیل های اقتصادی کشورمان سخن از شناسایی دهک ها و اقشاری است که به سبب دارا بودن و داشتن تمکن مالی مناسب، نیازی به دریافت مبلغ فوق ندارند و چون مرحله خودحذفی در جریان حرکتی که پیش از این انجام شد، به نتایج چندان رضایت بخشی منجر نشد، لذا به ناچار این بار خود دولت باید اقدام به شناسایی این اقشار نموده و تصمیم ولو تلخ خویش را به اجرا بگذارد.

البته باید تصدیق کرد بخش مهمی از تلخ بودن این امر بیشتر به سبب ذهنیت افراد درباره حق خود دانستن هر چیزی است که دولت توزیع میکند، است و گرنه بسیاری از طبقات و اقشار جامعه ما نیازی بدین مبلغ ماهانه ندارند و از قضا ارائه تسهیلات دولتی به شکلی دیگر به ایشان مفیدتر خواهد بود.

 به واقع موضوع یارانه ها و هدفمندی آن را باید از منظر منافع ملی مشاهده نمود. در یک برداشت کلی و موجز، منافع ملی چیزی است که فراتر از مطالبات و خواسته های گروه ها، افراد و یا حتی نهادها و دستگاه های خاص یک کشور مربوط به سرنوشت جمعی همگان بوده و از این رو نباید آن را به بهای برجسته نمودن مطالات و منویات گروهی و منطقه ای نادیده انگاشت. منافع ملی نقطع اوج اجماع و توافق عقلانی مردمان یک سرزمین مخصوصاً نخبگان و مدیران آن است. اگر جامعه مان به آن مقدار از آگاهی و فهم اجتماعی نائل شده باشد که دریافت یارانه را به مثابه حق مسلم خود نگیرد، می توان در این مسیر گام هایی برداشت.

 بله این مدعای این نوشتار است که معتقد است محافظه کاری های برخی مسئولان و نیز آمادگی و مهیا شدن برای انتخابات پیش رو و البته روحیه خاص ما مردم که گاهی احساس می شود متأسفانه مهیای شنیدن وقایع نبوده و لذا اجرای آنها را برای خودمان سخت و دشوار می سازیم، باعث می شود در بیان صریح موضع گیری مان در یان قبیل امور نیز به انحراف کشیده شویم و از آن بدتر تصمیم گرفته شده را که به هر حال تلخی ها و ناملایماتی را نیز به همراه دارد، به فلان گروه و دسته نسبت بدهیم.

به طور زوشن و صریح باید گفت در واقع همه ما اعم از ملت و دولت و مجلس سواران یک کشتی هستیم و نباید به اصطلاح توپ را در میدان حریف بینداریم. صراحتاً باید گفت حتی دورنمای امری همچون هدفمندی یارانه ها البته با حصول شرط های دیگر باید آن باشد که در آینده ای نه چندان دور هیچ کس یارانه نگیرد که یعنی بدان محتاح نباشد که اصلاً بدان فکر نکند؛ بلی آنچه که حق مسلم ماست نه یارانه بلکه رفاه نسبی و داشتن توان خرید و دوام آوردن در مقابل سیل بنیان فکن تورم و البته معضلات دیگری همچون رکود است.

 در این مسیری که تا تحقق این آرمان در پیش داریم، هم فراموش نکنیم که تولید بیش از هر جای دیگری مستحق دریافت یارانه است؛ یعنی جایی که در صورت دریافت یارانه ثمرات نیکوی آن هم به خود تولید کننده خواهد رسید و هم به مصرف کننده. تولید به مثابه رکن اصلی شکوفایی اقتصادی مهم ترین گزینه ای است که می تواند در برابر همه شاخص های اقتصاد ناسالم اعم از بیکاری، رکود، تورم و ... بایستد و با آنها مقابله نماید. مدتهاست که به دلیل شرایط باقی مانده از گذشته دولت مجبور بوده است که وضعیت ثباتی را در بازار و سیاست های خویش رعایت نماید که هرچند تا حدودی تداوم بخش رکود بوده است، اما به کاهش نرخ تورم انجامیده است و البته به اذعان نهادهای بین المللی و کارشناسان با حفظ آن و البته عواملی تزریق منابع مادی و ... می تواند از رکود نیز به در آید و به تدریج شاید از سال آتی نرخ رشد بالای صفر را هم تجربه نماید.

این افق را نباید رویایی و دست نایافتنی قلمداد نمود چرا که هدف دولتمردان و سیاست های اتخاذ شده در طول زمان باید به سمتی برود که اقشار ضعیف نیز بتوانند تا حدودی به خودکفایی با ابزارهای خوداشتغالی و کارآفرینی برسند و خودشان روی پای خودشان بایستند که پیش از این تجاربی از آن را در نهادهایی همچون کمیته امداد و بهزیستی مشاهده نموده ایم و لذا بسط آنها اکنون نیز می تواند به کار آید و نشدنی نیست.

 البته این امر نافی کمک هایی که هر دولتی می تواند و بلکه باید به اقشار پایین دست جامعه کند، نیست اما مهم این است که همه باور کنند وظیفه دولت توانمند نمودن همه افراد جامعه علی الخصوص طیف های پایین جامعه است نه سوءاستفاده از این ضعف موجود در بدنه جامعه و استفاده از آن برای اغراض و مقاصد سیاسی.

 مطمئناً هیچ فردی از پول آن هم به شکل نقد که ماهانه به وی پرداخت می شود، بدش نمی آید ولی وقتی کارشناسان و اهل فن این امر را در درازمدت نقض غرض پنداشته و موجب تورم بیشتر می دانند و یا در شرایطی که تجربه هم این را ثابت نموده است، استفاده دولتی از این مسئله و حتی بدتر از آن منت گذاشتن بر سر مردم که این دولت چنین و چنان کرده و این مقدار مبلغ را به مردم پرداخت نموده است، کاری است نه تنها غیر علمی بلکه ناشایست و غیر اخلاقی که با هیچ میزانی به توجیه در نمی آید مگر فرصت طلبی سیاسی.

البته که این پولها حق مردم است اما باید از طریق کانال مناسب آن در اختیار افراد قرار گیرد چنانکه اگر اقتصاد همچون یک ارگانیسم زنده تصور گردد، پول در آن همانند خونی است که باید از طریق رگهای بدن گردش پیدا کند و در جریان باشد تا مفید واقع گردد و گرنه بیرون آمدن خون از مجرای آن از قضا به ضرر آن ارگانیسم خواهد بود.

بسیاری از اقشار به این امور بیشتر و بهتر از نگارنده اشراف دارند و هرکس هم از دیدگاه نظری و تئوریک با یان مسائل مشکل داشت، تجربه عملی سالهای گذشته سند محکمی بر این امر است اما با این حال ترس و نوعی بلاتکلیفی درباره آینده این امور در بین مردم وجود دارد که البته بخشی از آن طبیعی است  که همچنان در اذهان و تفکرات مردم وجود داشته باشد و از این رو اطلاع رسانی درست و صادقانه از سوی دولت و تلاش برای جلب حمایت مردم مهم ترین کاری است که در پس زمینه اجرای هدفمندی یارانه ها باید انجام شود. همچنین در این مورد و طرح های مکملی چون مالیات، باید روند امور به سمتی برود که مردم باور کنند این پولها در جای مناسبی هزینه خواهد شد تا اراده و عزم ایشان برای همراهی دولت کامل تر شود.

                               

  رضا نصیری حامد
  پژوهشگر علوم سیاسی
  آدرس ایمیل : r.nasirihamed@ut.ac.ir
  آدرس سایت/وبلاگ:
  از همین نویسنده : سرعت مطمئنه در اطلاع رسانی


  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :