موضوعات ‌مرتبط: اجتماعی تحلیلی

a/1854 :کد

فمینیسم، جنبشی فشل یا آتشی زیر خاکستر؟

مهدی آیتی نیا

  دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۳ — ۲۱:۴۸
تعداد بازدید : ۱۱۱۲   
 تحلیل ایران -فمینیسم، جنبشی فشل یا آتشی زیر خاکستر؟

بی شک جنبش های فمینیستی را می توان زاده موج فراگیر مدرنیته در نظر گرفت که با دو بال فردگرایی و عقلانیت پیکره بزرگ خود را به حرکت در آورد و زخمی غیرقابل انکار بر چهره سنت حک کرد.

  به مناسبت 8 مارس روز جهانی زن

بی شک جنبش های فمینیستی را می توان زاده موج فراگیر مدرنیته در نظر گرفت که با دو بال فردگرایی و عقلانیت پیکره بزرگ خود را به حرکت در آورد و زخمی غیرقابل انکار بر چهره سنت حک کرد. همین دو شاخص فردگرایی و عقلانیت زمینه ساز بروز انواع جنبش ها و پویش ها و نهضت هایی در دنیا شد که به معنای"کوهنی" کلمه، آنتی تز خود یعنی امواج آوانگارد پست مدرن را به راه انداخت. ولی در این اثنا فمینیسم به عنوان دغدغه و نیازی فرو خفته در تاریخ منتظر فرصت کوچکی بود تا رخ نمایی کند و این فرصت در جریان مدرنیته در اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 ایجاد شد.فمینیسم غربی ملغمه ای از مطالبات و نیازها و حتی عقده هایی بود که گستره وسیعی را در بر می گرفت.

فمینیسم چپ و سوسیالیستی با نگاه کاری و استثمار اقتصادی به بازخواهی حقوق زنان پا می فشرد. معتقدین به فمینیسم مارکسیستی بر این نظرند که اساس ستمی که بر زنان روا می‌رود ناشی از مالکیت خصوصی، تقسیم کار جنسیتی و در آخر نظام خانواده مردسالار است.فمینیست های لیبرال چهره معتدل یا رسمی فمنیسم را نشان می‌دادند و به تبیین جایگاه زنان بر اساس حقوق برابر و موانع مصنوعی در برابر مشارکت زنان در عرصه عمومی که فراسوی خانواده و خانه‌داری واقع شده می‌پرداختند و اصلاح وضع جامعه را خواستار بودند. رادیکال ها بر ویرانی نظام مرد سالاری تاکید داشتند که همواره جریان هژمون بوده و حقوق مادی، انسانی احساسی و... زنان را پایمال کرده است.

 شاید بتوان گفت عمده ترین مفهوم در این جریان فمینیستی «ستم جنسی» به عنوان کهن ترین و شدیدترین شکل نابرابری است، ستمی که زنان به واسطه زن بودن خود متحمل آن می‌شوند. البته فمینیست‌های رادیکال تنها به نقد ستمی که بر زنان روا داشته می‌شود اکتفا نمی‌کند بلکه پیشتر رفته و تمامی اشکال سلطه و سرکوب را ناشی از تفوق مردانه اعلام می‌دارد.و فمینیست های روانکاو با نگاهی فرویدی، به تحلیل ریشه های روانشناسانه و ناخود آگاه قضیه می پرداختند. این تنوع مطالبات از سازش با سیستم های حاکم و اصلاح نظام اجتماعی شروع شده و گاه تا خواسته های انقلابی و نابودی نظام مرد سالار و تغییر شکل و کارکرد خانواده و برابری کامل زن و مرد پیش می رفت.

اما در ربع پایانی قرن بیستم و بخصوص 15 ساله ابتدایی قرن 21 و ظهور شبکه های ارتباطی و اطلاعاتی مجازی و سایبری، این جنبش ها تغییر شکل و ماهیتی عمده داد. فرد گرایی و پاسداشت حریم شخصی آنقدر در فرهنگ شهروند مدار غرب ریشه دواند که هر فرد سخنگوی مرام و مسلک خویش شده و جنبش های اجتماعی را از شکل رهبر مدار و کانونی به شکل خودجوش و اجتماعی تغییر شکل داد. جنبش های اجتماعی در قامت جدید خود بر محور شبکه های اجتماعی سایبری استوار بوده و عوامل سنتی شکل گیری آن از جمله: ایدئولوژی، رهبری واحد و کاریزماتیک و...بشدت کمرنگ شده اند.

در جنبش های جدید که فمینیسم هم بخشی از آن است همه عناصر ذی دخل در کمتر از دو هفته قرار تجمع یا اعتصابی را در شبکه های اجتماعی نشر و بازنشر میدهند و در زمان وعده همه آنجا حاضر خواهند بود و اثری از رهبر واحد در آن دیده نمی شود. البته این حرکت به خودی خود در قالب یک جنبش اجتماعی نمی گنجد و بیشتر به نطفه آغازین آن شبیه است ولی نکته مهم در اینجا مکانیزم پیگیری مطالبات در این نوع پویش ها و جنبش هاست که تغییر شکل و ماهیت داده است. زنان هم در این موضوع مستثنی نیستند و شور انقلابی و ضد مرد سالاری اوایل قرن بیستم خود را با فریاد های مجازی و کمپین های سایبری عوض کرده اند و بیشتر با کنش ها واکنش های اجتماعی و مدنی و لجبازی های رفتاری ضد وضع موجود پیگیر مطالباتشان هستند.

اما در کشور ما ایران مراحل طی شده در صد سال اخیر غرب هم گذرانده نشده و همواره پویش های حامی حقوق زنان و یا ضد استیلای مردان در تعارض و چند گانگی بین رهنمون های سنتی فرهنگ ایرانی و تحت فشار تاریخ چند قرن اخیر ایران و همچنین تعالیم و معارف اسلامی از یک طرف و از طرف دیگر جنبش های آوانگارد زنانه در اروپا و غرب و موج مدرنیته پا در هوا مانده اند.

در ایران هیچ گاه عاملان و فعالان فمینیستی نتوانستند مستقلی از فرهنگ و ساختارهای اجتماعی حاکم پیگیر شکل گیری جنبش های اینچنین باشند و مطالباتی فرا تر از عرف جامعه را مطرح کنند.این مسیله نه بخاطر جبر و فشار حکومتی از بالا بوده بلکه از دل جامعه و بر اثر واکنش های دفاعی و خود کنترلی جامعه بوده است که بسیاری از موارد وارداتی از غرب را بر نمی تابد. در جامعه ما بسیاری از بانوان هم معتقد به آنچه آموزه های فمینیستی مدرن پرچم آن را بالا گرفته اند نیستند و این بزرگترین مانع عدم شکل گیری نهضت های فمینیستی معاصر در ایران بوده است.

ولی نکته حایز اهمیت این مقال شبکه های مدرن اجتماعی است که جامعه ما را با همان سرعت و شاخص های کمی جوامع غربی به زمانه ای جدید وارد گرده است. سوال هایی برای جامعه شناسان و پژوهشگران اجتماعی ایجاد شده است که پاسخ های آن در هاله ای از ابهام است.

آیا نسل جدید شبکه های ارتباطی باعث ایجاد نوعی پویش هماهنگ و یا پویش ها و جنبش های جزیره ای فمینیستی در جامعه می شود؟

آیا یکپارچگی بین جامعه زنان ایران و غرب که هیچ گاه بصورت منسجم وجود نداشته شکل و سامان منظمی به خود میگیرد؟

آیا مطالبات زنان و دختران نسل سوم و چهارم انقلاب تحت تاثیر این جریان و بستر ارتباطی دچار تغییر شکل و ماهیت شده است یا خواهد شد؟

آیا با سرعت فزاینده تحولات اجتماعی،مباحث زنان و مطالبات آنها در دکترین امنیت ملی جمهوری اسلامی جایی خواهد داشت؟

و چندین و چند پرسش دیگر که در این مجال کوتاه نمیگنجد.

                               

  مهدی آیتی نیا
  پژوهشگر علوم اجتماعی
  آدرس ایمیل : ayatinia_mehdi@yahoo.com
  آدرس سایت/وبلاگ:
پیامهای بازدید کنندگان
  ناشناس
  ﺳﻪشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۴:۰۴
بنظرم جمهوری اسلامی هیچ فکر دور اندیشی برای بانوان نداره وگرنه فکری بحال موضوع حجاب میکرد که بعدا بر علیه خودش استفاده نشه
  عارف
  ﺳﻪشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۳:۵۵
موافقم.جنبش زنان در ایران همیشه پا در هوا بوده


  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :