موضوعات ‌مرتبط: اجتماعی علمی

a/19066 :کد

0

در۱۹۰۲میلادی از هرهزار ایرانی چند نفر میدانستند زمین گرد است

  ﺳﻪشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۴ — ۲۱:۰۲
تعداد بازدید : ۲۶۳   
 تحلیل ایران -در۱۹۰۲میلادی از هرهزار ایرانی چند نفر میدانستند زمین گرد است

ترجمه و انتشار بیش از پانزده سفرنامه ژاپنی در باره ایران یک پدیده فرهنگی جالب است و جالبتر این که پانزده تای دیگر هم در نوبت انتشار است.

ترجمه و انتشار بیش از پانزده سفرنامه ژاپنی در باره ایران یک پدیده فرهنگی جالب است و جالبتر این که پانزده تای دیگر هم در نوبت انتشار است.

 

به گزارش  تحلیل ایران  ،فکر می کنید یک مرد چه اندازه می تواند به کشورش خدمت کند؟ اگر عاقل باشد خیلی زیاد، بله خیلی زیاد. آقای هاشم رجب زاده، مردی از این دست است، مردی عاقل که سالهاست در ژاپن خود را وقف فرهنگ ایران و ژاپن کرده، دهها کتاب و چند ده مقاله منتشر کرده و این علاوه بر کارهایی است که در باره یکی از بزرگترین وزرای ایرانی رشید الدین فضل الله همدانی کرده است. کار شش جلدی اخیر او در تصحیح و عرضه رسائل رشیدالدین فضل الله یکی از کارهای قابل ستایش و جهت دار و هدفمند در سالهای اخیر است.
و اما در باره ایران و ژاپن کارهای او فراوان است. یک قلم آن، ترجمه قریب سی سفرنامه ژاپنی است که به نوعی به ایران مربوط می شود. تاکنون بیش از پانزده عنوان از این سفرنامه ها چاپ شده و بقیه نیز به تدریج منتشر خواهد شد.
در اینجا خواستم یادی از تلاش های استاد رجب زاده کرده باشم، هرچند این چند کلمه که گذشت، به هیچ روی حق او را ادا نمی کند. طبعا به همین مناسبت، یکی از این سفرنامه ها را مرور خواهم کرد.

رسول جعفریان

در کل باید عرض کنم، ژاپنی ها هم مثل ایرانی ها، سفرنامه نویسی را در همین دوره های اخیر شروع کرده اند. نگارش دهها سفرنامه مربوط به حوزه ایران، نشان می دهد که در این زمینه، خیلی سریع گام برداشته و از اهمیت این گزارش ها برای بهره گیری مردان و مردمان کشورشان، آگاه بوده اند.
یکی از آن سفرنامه ها، با عنوان «سفرنامه ایران» از ماساجی اینووه «مسافر ژاپنی در ماوراءالنهر، ایران و قفقاز» است که در سال 1902 / 1320 ق به ایران آمده است. این گزارش در کتابی در 214 صفحه توسط استاد هاشم رجب زاده ترجمه و توسط طهوری منتشر شده است.
ژاپنی ها دیر راه افتادند اما وقتی هم راه افتادند، استوار قدم برداشتند و بسرعت شهرت یافتند. از همین سفرنامه بدست می آید که آن زمان که هنوز هم انقلاب مشروطه برپا نشده و جنگ روس و ژاپن هم سبب شهرت ژاپنی ها نشده بود، در ذهن شماری از فرهیختگان ایرانی، ژاپن کشوری قابل ستایش و پیشرفت هایش مورد توجه بوده است.
کتاب نگاهی دارد به تاریخ ایران به خصوص در دوره اخیر، سپس گزارشی از سفر نویسنده به برخی از شهرهای ماوراءالنهر تا ورود به ایران و رسیدن به تهران. این قسمت از نظر وصف وضعیت ایران و مردم آن مفصل تر از بخش های دیگر است. پس از آن از تهران به سمت زنجان و تبریز و از آنجا به روسیه رفته و در این میانه از نفوذ روسها در آذربایجان، کردها و ارامنه نیز سخن گفته است.
به نظر وی حکومت ایران مثل عثمانی است و «اختیار همه کارها تا حدی که از تعالیم قرآن و سنت پیامبر اسلام یا تفاسیر فقهی مراجع عظام و مجتهدان تخطی نکند در دست شاه است». در اینجا کابینه وزیران هست که زیر نظر شاه هستند اما در کل به نظر وی «سطح دانش و آگاهی ماموران دیوان همپایه مردم عامه است... فساد مالی و اخلاقی شدید آنها هم که نیاز به شرح و وصف ندارد».
آگاهی هایی که از وضع دین و علما و عدلیه در ایران داده جالب است: «روحانیان مسلمان نفوذ زیادی در جامعه ایران دارند و تاثیر و نفوذ آنها همواره بیشتر می شد» و می افزاید: بسیاری از مردم شیعه او را [برترین مجتهد] را جانشین حضرت محمد می شناسند. شاه و دولت او در تعیین مجتهدان دخالتی ندارند». وی می گوید که ایران هشت میلیون نفر مذهب شیعه دارند و هشتصد هزار نفر مذهب سنی. روشن نیست این آمار را از کجا بدست آورده است.
از نظر آموزش، بیشتر مردم «احکام و مبانی شرع اسلام، ادب فارسی و عربی، و دانش دیگر می آموزند، اما معمولا مباحث ساده است.»‌ به نظر این نویسنده «عامه مردم دانش چندانی ندارند، چنان که در میان هزار تن، یک کس می داند که زمین گرد است».
در مورد عدلیه هم اشاره دارد که اختیارات دادرسی در دست والی و حاکم یا نماینده آنان و حاکم شرع و روحانیون است. سپس به تفاوت احکام عرفی و شرعی می پردازد.
پس از بیان برخی از آموزش های دینی به آموزش علوم نوین پرداخته و می گوید: «در تهران و تبریز مدرسه نظام هست و در تهران مدرسه دارالفنون معلمان اروپایی را برای تدریس دعوت می کنند و اینجا به شیوه جدید غربی درس می گویند اما از این کار هیچ نتیجه ملموس نگرفته اند». وی می گوید که اکنون یعنی حوالی 1320 ق حدود سه هزار شاگرد در مدارس جدید درس می خوانند.
جای دیگر از نیروهای نظامی ایران سخن می گوید. به رغم آن که شاه در 1875 فرمان داده است که سربازان استخدامی فقط دوازده سال در خدمت باشند اما وی می گوید که همچنان «سرباز پیر و سپید موی در کوی و گذر بسیار می بینیم». به نظر وی مشق سبربازان بسیار بی قاعده و نامنظم بوده و می گوید «این احساس برایم پیدا شد که سربازان بخارا با همه کمبودهایشان از این سبربازها بهترند».
ایران این زمان صادر کننده تریاک بوده است. به گفته وی «آنچه از این ماده به اروپا می رود مصرف دارویی دارد و آنچه که به چین می رود برای تخدیر و مصرف معتادان است». این هم فرق اروپا و چین که می داند با یک ماده دوگانه سوز چطور رفتار کند.
و اما راهها در ایران، به گفته وی «در این کشور چیزی که بتوان آن را به معنی واقعی «راه»‌گفت کم تر وجود دارد. ... از حمل و نقل ریلی فقط راه آهن ساده ای به طول 6 میل از تهران به شهر زیارتی شاه عبدالعظیم کشیده اند.
به گفته وی با وجود این همه نفوذ خارجی ها در ایران، تعدادشان در این کشور زیاد نیست. در وزارت خارجه کسی از مستشاران خارجی نیست. در نظام یک سرتیپ قزاق و چند افسر و درجه دار هستند ... و دیگر یک سرتیپ ایتالیایی و چند افسر آلمانی و اتریشی که در کار تربیت پیاده نظام اند. وی می گوید: «با ملاحظه این واقعیت که ایران میدان رقابت و مبارزه قدرت های بزرگ است می توان گفت که این شمار از مستشاران و مدیران و مربیان خارجی که در خدمت دولت ایران اند بسیار ناچیز است». البته در جای خود از نفوذ روسها و قزاقها در ایران سخن می گوید.
به نظر وی از نظر نفوذ، روسها اخیرا نفوذ زیادی در ایران پیدا کرده اند. آنها با دنبال کردن سیاست پرمهارتی در تهران نفوذ خود را تا منتها الیه جنوبی این کشور تا خلیج فارس گسترش داده و تحرک انگلیس در مقابله با این سیاست بسط نفوذ، بسیار کند است. کنسول انگلیس در دیدار با وی بی پرده از نفوذ روسها در ایران سخن گفته است.
وی دیداری هم با نایب وزارت خارجه داشت که چیز مهمی از او نشینده است اما این برایش عجیب بوده این که او نمی دانسته است که لی هونگ - چانگ در چین درگذشته است. وی از این که کسی در چنین مقامی از مرگ چنان مردی بی خبر است، سخت تعجب کرده است. نایب وزارت خارجه «بارها پیشرفت های معاصر ژاپن را ستود». وی به مناسبت بی خبری ایرانی ها چند نمونه آورده و می گوید داستانهای خنده داری در این زمینه دارد. یک نمونه آن جکی است که تاکنون مانده است (ص 148).
وزیر خارجه هم که مشیرالدوله بوده، با این انگلیسی نمی دانسته اما به نظر وی مردی موقر و عالی بوده. «او آغاز به سخن کرد و رشد فرهنگی و آموزشی ژاپن را ستود». و گفت: همواره دل نگران آینده آسیا است. باز هم از وضع ژاپن پرسیده و از پاسخ های نویسنده، شگفت زدگی در سیمایش پیدا شده است.
نویسنده از اعتقادات مردم نسبت به شاه عبدالعظیم در یک سفر زیارتی به آنجا شگفت زده شده و چون لباس فرنگی داشته ترسیده وارد شود جز آن که به مردم گفته است: من مسلمان و مومن هستم، و از راهی دور، از ژاپن، چندین هزار فرسنگ در دریارها و کوه ها سفر کرده و آمده ام تا این مکان مقدس را زیارت کنم. آنها هم آرام شده و او وارد شده و از توی حرم هم عکس گرفته است. این که یک ژاپنی به این روشنی دروغ بگوید البته امر شگفتی است اما به هر حال چاره ای نداشته و علاقه مند بوده تا داخل حرم را ببیند.
یک شب هم در مهمانی وزیر خارجه شرکت کرده و در باره قیافه ایرانی ها می گوید: چهره ایرانی ها از ما ژاپنی ها جذاب تر است موی گونه شان انبوه، و ریش و سبیل مردان متناسب با چهره هاشان و زیباست. بسیاریشان می توانند فرانسه حرف بزنند اما این بیچارگان که مردمی با کفایت و توانا به نظر می آیند، همچون عروسکانی اند که زندگی را در خیال و توهم بسر می رسانند. وی در میان آنها، تنها علی اصغر خان اتابک را می پسندد.

رسول جعفریان


/خبرآنلاین

                               



  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :