موضوعات ‌مرتبط: اجتماعی سینما و تئاتر

a/2024 :کد

0

ارشاد فکر می‌کند باید به همه فیلم‌ها اصلاحیه بدهد!

  شنبه ۰۸ فروردین ۱۳۹۴ — ۱۹:۱۸
تعداد بازدید : ۴۷۹   
 تحلیل ایران -ارشاد فکر می‌کند باید به همه فیلم‌ها اصلاحیه بدهد!

فکر می‌کنم به رفتار شخصی خودم بر می‌گردد. همیشه سعی می‌کنم روحیه شاد و آرامی را بین اعضای گروه ایجاد کنم.

ساناز قنبری- کمال تبریزی همیشه مشغول کار است. پرکارترین فیلمساز سینما و تلویزیون ایران در سال‌های اخیر، چند فیلم موفق و پرمخاطب در کارنامه دارد که هم مردم دوستشان داشته‌اند و هم منتقدان با آن ارتباط برقرار کرده‌اند. کمال تبریزی بیشتر با کمدی‌های پرفروشش شناخته می‌شود ولی این فیلمساز نشان داده در ژانرهای دیگر هم می‌تواند آثاری قابل قبول بسازد. رئیس کانون کارگردانان در جشنواره امسال «طعم شیرین خیال» را داشت و درگیر تصویربرداری سریال «ابله» بود. «طعم شیرین خیال» فیلمی درباره محیط زیست است. محیط زیستی که با توجه به وضعیت بحرانی‌اش در کشورمان جا دارد بیشتر از این‌ها در سینمایمان به آن بپردازیم. تبریزی در فیلمش این کار را کرده  و حالا مهمان نوروزی سینماهاست.

شما یکی از پرکارترین فیلمسازان ما هستید. یا سر فیلمبرداری فیلمی هستید یا درگیر ساخت سریال برای تلویزیون و الان هم مشغول ساخت سریالی برای شبکه نمایش خانگی. علت این پر کاری چیست؟
ـ (می‌خندد) به فاکتورهای زیادی بر می‌گردد. دلیل عمده‌اش بر می‌گردد به فضایی که در طرح‌ها وجود دارد. یکسری ایده در ذهن من شکل می‌گیرد که در بیشتر مواقع خودم نمی‌نویسم و برای فیلمسازان دیگر این ایده‌ها را مطرح می‌کنم تا آنها مشغول به کار شوند. بنابراین یکسری فیلمنامه وجود دارد و من آنهایی که برایم جذاب است را کار می‌کنم.
چرا فعالیت‌تان را بیشتر معطوف به سینما نمی‌کنید؟
ـ چون سینما زمان و انرژی زیادی از من می‌گیرد. من به غیر از دوره آقای شمقدری که تقریبا در عرصه سینما  کاری انجام ندادم در دوره جدید سالی یک فیلم داشتم. سالی یک فیلم با در نظر داشتن تمام شرایطی که باید برای ساخت فیلم سینمایی مهیا شوند، به نظرم کافی است و زیاد هم به نظر می رسد !
به نوعی شما راه و رسم ساخت فیلم‌های پرفروش را می‌دانید و بلد هستید چطور حال مردم را خوب کنید. این روحیه کمیاب در این روزگار سخت و پر از عصبیت از کجا می‌آید؟
ـ فکر می‌کنم به رفتار شخصی خودم بر می‌گردد. همیشه سعی می‌کنم روحیه شاد و آرامی را بین اعضای گروه ایجاد کنم. این روحیه وقتی بین تمام عوامل پشت و جلوی دوربین غالب باشد ناخودآگاه به تصویر هم منتقل می‌شود. ضمن اینکه موضوعاتی که برای به تصویر کشیده شدن انتخاب می‌شوند باید جذاب و شیرین باشند، اما شخصا به عنوان فردی از افراد این اجتماع و این دنیا فکر می‌کنم به قدری زندگی کوتاه و گذراست که ارزش ناراحتی ندارد. نوع برخورد با ناملایمات اشکال مختلفی دارد، هم می‌توان خیلی جدی و عبوس به مشکلات نگاه کرد و هم می‌توان مشکلات را که فضایی طنز و کمیک بوجود می‌آورند دید. جهان فکری و ذهنی هر کسی حال او را می‌سازد و حال یک انسان در خلق اثرش قطعا تاثیرگذار است.
سریال «ابله» همانی شده که می‌خواستید؟ از کار در شبکه نمایش خانگی رضایت دارید؟ فکر می‌کنم اینجا دست‌تان نسبت به تلویزیون بازتر است.
ـ بله. فیلم را بر اساس فیلمنامه‌ای که نوشته شده بود و فضایی که از ابتدا در ذهن‌ام داشتم ساختم. خوشبختانه عوامل پشت و جلوی دوربین در «ابله» همگی بسیار خوب هستند و دست به دست هم دادند تا اتفاقی که می‌خواستیم بیفتد. منتها تنها مسئله‌ای که در شبکه نمایش خانگی وجود دارد زمان فیلمبرداری است. در اینجا بالاجبار از نظر زمانی باید ترفندهایی را به کار ببریم که زمان مفید فیلمبرداری‌ نسبت به سینما یا تلویزیون بیشتر شود. این مسئله باعث می‌شود اثر تولید شده در شبکه نمایش خانگی از نظر ساختار، شکل و شمایل خاص به خودش را پیدا کند که البته یک مقدار طبیعی هم است. در کل می‌خواهم بگویم کار در حوزه شبکه نمایش خانگی قواعد خاص به خودش را دارد که وقتی در آن کار می‌کنیم ملزم به رعایت‌اش هستیم.
برای «طعم شیرین خیال» از ابتدا قصد ساخت فیلمی درباره محیط زیست را داشتید و بعد بر این اساس فیلمنامه زیر نظرتان نوشته و بازنویسی شد یا از اول این فیلمنامه وجود داشت و شما مصمم به ساخت‌اش شدید؟
ـ این طرحی بود که در ابتدا توسط دکتر حسین نژاد به عنوان تهیه کننده مطرح شد. از آنجا که ایشان دغدغه محیط زیست داشتند این موضوع را به عنوان طرحی در ذهن‌شان شکل دادند و بعد با آقای علی میرمیرانی این طرح را در میان گذاشته و به فیلمنامه رسیدند. پس از آن فکر می‌کنم آقای حسین نژاد با توجه به اینکه می‌دانست من هم دغدغه محیط زیست دارم سراغم آمد و دقیقا به خاطر موضوع فیلمنامه پذیرفتم آن را انجام دهم. بعد هم به خواست من وارد جزئیات بیشتری از مسائل محیط زیستی در فیلمنامه شدیم که این باعث بازنویسی‌های مجدد شد. از آنطرف خانم دکتر نغمه ثمینی هم در ادامه به جمع‌مان پیوست و فیلمنامه تبدیل به نسخه نهایی شد، اما قصه فیلم بر مدار ایده آقای حسین نژاد شکل گرفت. حضور من و بازنویسی‌های بعدی باعث شد نگاه به مسائل زیست محیطی، سلامت انسان‌ها و محیط پیرامون شان بیشتر در فیلم جلوه پیدا کند.
در سینمای ما وقتی فیلمسازی دغدغه‌های اجتماعی دارد و می‌خواهد به مسائل اطراف خود واکنش نشان دهد معمولا در دام بیان شعاری می‌افتد و قصه و داستان پردازی را در اولویت بعدی قرار می‌دهد و گاه اصلا آن را فراموش می‌کند. در «طعم شیرین خیال» بارها روی این مورد تاکید شده که ما درگیر بحران کم آبی هستیم. به نوعی که انگار اطلاعات به شکلی بروشوری مدام به خورد مخاطب داده می‌شود...
ـ به اعتقاد من تاکید روی بحران کم آبی زیاد نبوده. ما روز به روز بیشتر درگیر مسائل زیست محیطی می‌شویم. الان شاهد افزایش میزان سرطان‌ها، خشکسالی، ریزگرده‌های پراکنده در هوا، نابودی جنگل‌ها و... هستیم. شاید معضل محیط زیست در حال حاضر خیلی حاد نباشد، اما اگر افق دید را وسعت دهیم و از زاویه دید بالاتری به این مسائل نگاه کنیم حتما متوجه خطر جدی که تهدیدمان می‌کند می‌شویم. متاسفانه بشر در حال بهم ریختن اکوسیستم است که همین مسئله تاثیرات روانی سوئی دارد. اتفاقا این مسئله خیلی بزرگ است و انگار تمام دنیا در یک خواب خرگوشی به سر می‌برند. با توجه به شدت و سرعتی که این آلودگی‌ها ایجاد می‌کنند روزی خواهد رسید که واقعا برای هر اقدامی دیر است و دیگر اقدامات پیشگیرانه تاثیرگذار نخواهد بود. بنابراین ما مجبور به فریاد در این خصوص هستیم.
البته بخشی از این سهل انگاری به این مسئله هم بر می‌گردد که ما خودخواهانه فقط به عمر خود فکر می‌کنیم و اینکه مگر ما چند سال دیگر زنده هستیم؟ اگر بخواهیم حساسیت این موضوع را درک کنیم حتما باید به آیندگان فکر کنیم و اینکه نسل بعد از ما که قرار است روی کره زمین زندگی کند دچار چه مشکلاتی می‌شود. بله، شاید بعصی فکر کنند که ما دچار بحران‌های حاد زیست محیطی نیستیم ! که باید گفت هستیم!، اما باید فکر کنیم درصورتی که رفتار شایسته‌ای با زمین نداشته باشیم قطعا آیندگان ما دچار مشکل خواهند شد.
اما به نظرم این تاکید بروشوروار فیلم را از حالت دراماتیک در آورده و تبدیل به یک بیانیه اجتماعی یا تخصصی کرده...
ـ دلیلش به عدم آگاهی ما بر می‌گردد. اگر مخاطب اطلاعات کافی راجع به کره زمین و اکولوژی داشته باشد این تاکیدات را نه تنها بیش از اندازه که کم هم می‌داند. قطعا NGOهایی که مسئله محیط زیست دارند یا سازمان‌های مربوطه ارتباط بسیار عمیقی با این فیلم برقرارمی‌کنند. برای مردم عادی هم باید با جلسات و صحبت‌های لازم اهمیت این موضوع روشن شود. گرچه من در هنگام ساخت و به خصوص قسمت‌های تخیلی و کمیک موشن معتقد بودم این تاکیدات باید با فریاد گفته شود. این تاکیدات از طرف من کاملا عمدی بود و به هر حال شاید از سوی بسیاری در فضای فیلمسازی خیلی مناسب به نظر نیاید که البته به آنها حق می‌دهم که چنین برداشتی داشته باشند، اما زمان ساخت فیلم فکر می‌کردم باید از همین طریق حرف‌ام را بزنم و روش متداول در سینما تاثیرلازم را نخواهد داشت. حتی اعتقادم بر این بود صدایی که به لحاظ آلودگی محیط زیست از فیلم بلند می‌شود باید قدری هم غلو آمیز باشد تا بتواند به خواب رفتگان را بیدار کند. می‌خواهم بگویم طرز بیان‌ام در فیلم کاملا تعمدی بوده.
اینکه می‌گویند فیلم‌تان سفارشی از سوی سازمان محیط زیست است تا چه اندازه صحت دارد؟
ـ به هیچ وجه. اولین شاخصه سفارشی بودن حمایت مالی از سوی آن نهاد مذکور است. مگر ما از سازمان محیط زیست ریالی حمایت شدیم؟ فقط از یکسری NGOها و موسسات مربوطه برای صحنه آخر مشاوره گرفتیم. فیلم کاملا تهیه شده در بخش خصوصی و با انگیزه شخصی است.
در هنگام اجرا از چه تمهیداتی برای در آوردن قسمت‌های کمیک موشن استفاده کردید؟
ـ وقتی فیلمنامه را بازنویسی می‌کردیم بخش زیادی از این تخیلات در فیلمنامه وارد شد. یعنی در نسخه اولیه فیلمنامه این همه تخیل از طرف شخصیت اصلی (شیرین) نداشتیم. این تخیل‌ها اگر تعداد اندکی بود می‌توانستیم با همان ساختمانی که خود فیلم دارد، آن را ساماندهی کنیم. فلاش بک یا فلاش‌ فوروارد همیشه این بخش تخیل را به نوعی ایجاد می‌کند. مثلا در فلاش بک می‌خواهیم بگوییم این مسئله در ذهن‌مان شکل گرفته یا در مورد فلاش فوروارد هم به همین صورت. منتها بعداً چون قسمت تخیل در فیلمنامه زیاد شد و مهم هم بود، فکر کردم بهتر است از فورمت تصویری رئال خارج شویم و به شکل دیگری عمل کنیم. در وهله اول در ذهن‌ام کارهای سی‌جی‌آی بود و نوع کارهای خاصی که به لحاظ ویژوآل افکت یا جلوه‌های ویژه تصویری انجام می‌شود. البته کمی هم به انیمیشن و ساختار کمیک موشن فکر می‌کردم، اما تصور می کردم ما کمیک استریپ یا آن جنس از تصویر را نتوانیم در ایران به وجود بیاوریم و واقعا نمی‌دانستم جوان‌هایی هستند که در این زمینه کار می‌کنند تا اینکه از طرف خود دوستانی که در این زمینه قبلا کار کرده بودند پیشنهاد همکاری گرفتم. در ابتدا فکر می‌کردم نتوانیم درست کمیک موشن را اجرا کنیم، اما خوشبختانه هم طراحی‌ها خوب بود و هم موشن‌ها. گروهی که این کار را انجام دادند بسیار مسلط بودند و من از کارشان راضی ام.
از ابتدا به زوج شهاب حسینی و نازنین بیانی فکر کرده بودید؟
ـ نه. وقتی فیلمنامه را می‌نوشتیم روی بازیگران فکر نمی‌کردیم. منتها این را می دانستیم که برای تمام کارها و حتی بازیگران فیلم باید به استان کرمان برویم. به این دلیل که کرمان انرژی‌های نو (خورشید و باد) را به میزان خیلی زیاد دارد. منطقه‌ای در کرمان است به نام گندم بریان که بیشترین حرارت کره زمین آنجاست و ما باید به کویر کرمان می‌رفتیم.
همچنین در کرمان بادهای موسمی وجود دارد که به لحاظ شدت، سرعت و دائمی بودنش مقام اول را در ایران دارد. بنابراین 2 منبع اصلی انرژی پاک در کرمان وجود داشت و از آنجا که موضوع اصلی فیلم ما درباره انرژی‌های پاک است لازم بود که به کرمان برویم. در مورد بازیگران در وهله اول می‌خواستم از بازیگران بومی کرمان استفاده کنم و آقای نادر فلاح هم برای بازیگردانی کار و راهنمایی لهجه انتخاب شدند. منتها بعدا به این نتیجه رسیدیم که برای نقش شیرین و گروس باید از بازیگران حرفه‌ای‌تری استفاده کنیم.
نمایش شخصیت منفی یک فیلم با یک شغل مشخص، معمولا باعث اعتراض همه آدم‌هایی می‌شود که در آن حرفه مشغول‌اند. به نوعی صنف مربوطه احساس می‌کند که مورد توهین قرار گرفته. هنگام ساخت فیلم نگران این نوع واکنش‌ها از طرف کارمندان دانشگاه یا هیات مدیره نبودید؟
ـ تقریبا نه. این حسی که شما به آن اشاره می‌کنید تا حد زیادی تعدیل شده و اقشار مختلف مردم تقریبا متوجه شده‌اند که یک کار داستانی همیشه یک قهرمان و ضدقهرمان دارد و این قهرمان و ضدقهرمان باید متعلق به جامعه باشند و دارای هویت و شغلی مشخص. این بدان معنا نیست که اگر ضد قهرمان شاغل در حرفه‌ای خاص بود، توهین است به تمام شاغلان آن حرفه. شخصیت منفی فیلم ما در بخش ریاست دانشگاه کار می‌کند که در پایان فیلم توسط مسوولان همان دانشگاه اخراج می‌شود. بنابراین قاعدتا نباید چنین اتفاقی که شما می‌گویید در مورد فیلم ما رخ دهد.
چرا رگه‌های کمیکی که در این فیلم وجود دارد در حد کمدی‌هایی مانند «مارمولک» و «لیلی با من است» نیست؟
ـ هر فیلمی شرایط خاص به خودش را دارد. ایده ها و طراحی‌های اولیه هستند که به ما می گویند فیلم چقدر می‌تواند به سمت ساختار کمدی محض برود یا اینکه تنها فضایی شاد را در خودش داشته باشد. بنابراین فیلم‌ها را نباید با هم مقایسه کرد. چون هر کدام در شرایطی خاص و براساس ایده‌ اصلی، دارای ساختمان متفاوتی هستند. گرچه عموم مخاطبان توقع دارند که در فیلم‌های تبریزی از خنده ریسه بروند، اما بعضی فیلم‌ها قابلیت طراحی چنین موقعیت‌هایی را ندارند.
درباره دو موردی که ممیزی شد و شما به شیوه‌ای جالب در برج میلاد اعلام کردید بگویید. واقعا این دو مورد آنقدر حساسیت برانگیز بود؟
ـ رفتاری که با «طعم شیرین خیال» شد این استنباط را برای من به وجود آورد که ظاهرا اعضای شورای صدور پروانه نمایش فکر می‌کنند هرطور شده باید اصلاحیه ای به تمام فیلم‌ها بدهند. من واقعا قصد نداشتم زمان نمایش فیلم در برج میلاد دو مورد ممیزی را به آن صورت اعلام کنم ولی واقعا ناراحت بودم. نمی‌دانم دو جمله «ما که زندانی سیاسی نداریم» و «انرژی هسته ای» که گروس به عنوان استاد دانشگاه در مورد آلودگی‌هایش توضیح می‌دهد چه اشکالی دارد! به هر حال دوستان در شورای صدور پروانه نمایش فشار آوردند که اگر این جملات را برندارید پروانه نمایش صادر نخواهد شد! و بدین ترتیب فیلم به جشنواره راه نمی یافت. من می‌توانستم مقاومت کنم که در این صورت فیلم به جشنواره راه نمی یافت. البته الان فکر می‌کنم بهتر بود اصلا فیلم در جشنواره شرکت نمی کرد. چون وضعیت جشنواره فجر به جایی رسیده که به جای اینکه به فیلم های شرکت کننده به لحاظ تبلیغات، نمایش و ... کمک شود، بدتر لطمه وارد می‌شود.
از چه جهت لطمه وارد می‌شود؟
ـ از این جهت که معمولا هنگام نمایش قضاوت‌هایی در مورد فیلم‌ها می‌شود که به صورت طبیعی اگر فیلم غیر از زمان جشنواره اکران شود دچار چنین قضاوت‌هایی نخواهد شد. این قضاوت‌ها باعث به وجود آمدن ذهنیت کاذبی در تماشاگر هنگام اکران عمومی می شود. به اعتقاد من جشنواره فجر به لحاظ ساختار و جنسی که دارد کهنه شده و باید مورد بازنگری مجدد قرار گیرد. نوع مخاطب و نوع فیلمسازی تغییر کرده، اما نگاه جشنواره کماکان به صورت کلیشه باقی مانده است.
این مسئله باعث می‌شود به خیلی از فیلم‌های جشنواره ظلمی مضاعف از بابت نوع معرفی‌شان بشود. شخصا ترجیح می‌دهم مادامیکه ساختار جشنواره به این صورت است فیلم‌ام در جشنواره نباشد، اما معمولا فشار تهیه کننده و دیگر عوامل فیلم نمی‌گذارد. اگر این فشارها نباشد هیچ تمایلی به شرکت درجشنواره ندارم. تمام چینش جشنواره از نوع انتخاب بخش‌های مختلف‌اش، نوع نمایش‌اش، نحوه تبلیغات‌اش و... اشتباه است.
بالاخره «پاداش» هم با نام «از رییس جمهور پاداش نگیرید» پروانه نمایش گرفت و سال 94 اکران می‌شود ...
ـ اسم فیلمنامه‌ای که به وزارت ارشاد دادیم و پروانه گرفتیم همین «از رییس جمهور پاداش نگیرید» بود. منتها بعداً در دوران آقای شمقدری از ما خواستند این اسم را عوض کنیم و بگذاریم «پاداش» که البته پروانه نمایش هم نگرفت. دوباره با تغییراتی که در فیلم انجام دادیم و توانستیم پروانه نمایش بگیریم تقاضای همان اسم اولیه را دادیم که با آن موافقت شد.
مشکل مدیران دوره آقای احمدی‌نژاد با فیلم چه بود که توقیفش کردند؟ آیا چهره‌ خودشان را در برخی کاراکترها می‌دیدند؟
ـ در این فیلم نقدی وجود دارد راجع به سیاست آقای احمدی‌نژاد در دوران ریاست جمهوری‌اش. ما حتی فیلم را برای آقای احمدی‌نژاد هم نمایش دادیم و خودش هم متوجه شد که کجاها با او هستیم، اما با این حال با اکران فیلم موافقت کرد. حتی در یک سال آخر دروان ریاست جمهوری اش هم موافقت‌اش را به سازمان سنیمایی اعلام کرد، اما آقای شمقدری زیر بار نرفت و اکرانش به دوره فعلی کشیده شد.
اگر ناگفته‌ای باقی مانده بفرمایید؟
ـ ضمن تسلیت ایام فاطمیه سال خوبی را برای همه آرزو می‌کنم. سالی با سینمایی بالنده و جهانی، سوژه های بکر و ناب! ممیزی کمتر! و حال خوب برای سینماگران و تماشاگران ! عیدتون مبارک !

نقل از بانی فیلم

                               

تئاتر                    


  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :