موضوعات ‌مرتبط: اجتماعی تحلیلی

a/220 :کد

نگرش با تفكر سيستمي در برنامه ريزي سازماني

تحلیل ایران

  یکشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۳ — ۰۰:۰۰
تعداد بازدید : ۶۳۸۱   

چكيده :

اگر بخواهيم در مورد تفكر سيستمي توضيح دهيم تفكر سيستمي نوعي نگاه به جهان هستي و پديده هاي آن مي باشد هدف در تفكر سيستمي تمركز بر روي وقايع و به وي‍ژه وقايع ناگهاني كه باعث مي شود  انسان الگوي تغييرات دراز مدت را كه در پشت رخداد ها نهفته است را درك نكند از اين رو منفي نگري و سرزنش كردن شرايط محيطي تشديد مي شود و انسان خيال مي كند چيزي در بيرون از سيستم سبب بروز مشكلات است  كه در اين مقاله  پرسش هاي مطرح مي شود كه آيا تفكر سيستمي تركيبي است يا تحليلي ؟ كل نگر است يا جزنگراست ؟آيا تفكر سيستمي در برنامه ريزي درسي  نقش دارد يا ندارد ؟ در اين مقاله سعي شده است نحوه اجراي تفكر سيستمي در برنامه ريزي درسي را در سازمان ها توضيح دهيم.

مقدمـــــــه:

در حوزه برنامه درسی نيزبه عنوان قلب نظام آموزشی، رویکردهاي گوناگونی هست که هر یک از آنها بر جنبه هاي گوناگونی از وجود انسان تأکید می کند. نگاهی به تاریخ برنامه هاي درسی و نیز بررسی رویکردهاي نظامهاي آموزشی از غلبه یکی یا برخی از رویکردها در آموزش حکایت دارد. در نظام آموزشی کشور ما و نیز بیشتر نظامهاي آموزشی دنیا، برنامه هاي درسی و آموزش،عمدتا حیطه شناختی فراگیران را مورد توجه قرار داده است. این رویکرد، یادگیرندگان را اسیربرخی موضوعات علمی کرده و در نتیجه آنان را به سوي یک بعدي بودن، جزم اندیشی و اعتقاد بدون دلیل، غرور غیرموجه و برخورد غیر عادلانه سوق داده است. پرورش حیطه شناختی نیزعمدتا بر مبناي برنامه هاي درسی دیسیپلینی و کتاب محور است که این روش طی دهه هاي اخیرتشدید یافته و در نتیجه نظامهاي تعلیم و تربیت ازپرورش سایر حیطه هاي وجودي فراگیر آن غفلت کرده و بیش از همه بر کسب دانش و باورهاي معقول حیطه شناختی تأکید نموده است (شعبانی،.(1385

قبل از هر چيز اگر بخواهيم در مورد تفكر سيستمي هم توضيح دهيم در مورد سيستم و تعاريف سيستم اشاره خواهيم كرد.سيستم مجموعه اي از عناصر است كه نمي توان آن را به اجزا مستقل از هم تفكيك كرد سيستم ماهيتي كلي دارد كه شناخت آن صرفا با تحليل امكانپذير نيست سيستم مجموعه اي است كه وجودش وابسته بر هم كنش اجزا آن است و بر همين اساس تفكر سيستمي هم بررسي جز به كل است نه جدا از آن .در تفكر سيستمي ، سيستم را از محيطش جدا نمي كنيم و فقط با بررسي جزئيات به صورت تك عاملي و مجزا از زمان نمي پردازيم .ايكاف راسل تفكر سيستمي را رابطه اي معنا دار مي داند كه در نهايت به بهبود كيفيت زندگي و چگونگي استفاده انسان از توانا يي ها و افزايش شايستگي هاي افراد مي داند. او بر اين مسئله تاكيد مي كندكه هر قدر فرد يا سازمان و كشور توسعه يافته تر باشد كمتر تحت تاثير محدوديت ها قرار مي گيرد.

 تفكر سيستمي، نوعي فرآيند شناخت است كه بر تحليل و تركيب موضوع در جهت دست‌يابي به درك كامل و جامع آن مبتني است. تفكر سيستمي نوعي نگاه به جهان هستي است از چشم‌اندازي وسيع‌تر، كه تنها به مشاهده اجزاء و پديده‌ها اكتفا نمي‌كند و درصدد تشخيص علل و الگوهاست. تفكر سيستمي بر اين پايه استوار است كه سيستم، مجموعه‌اي از دو يا چند جزء است كه حائز سه شرط است :                                        

1- رفتار هر جزء به رفتار هر كل بستگي دارد

2- رفتار اجزاء و تاثير آنها بر كل، به‌هم وابسته ‌است

 3- هر يك از گروه‌هاي فرعي بر رفتار كل تاثير دارند و تاثير هيچكدام از آنها مستقل نيست

اهميت تفكر سيستمي:

سازمان ها براي تقويت جامع نگري در درون خود نيازمند تفكر سيستمي هستند به دليل اينكه تفكر سيستمي به مديران كمك مي كند تا ساختار ، الگو ها و وقايع را در پيوند با يكديگر مورد بررسي قرار دهند و تنها به مشاهده وقايع اكتفا نكنند .در اين شرايط كه تفكر سيستمي مي تواند راه جديدي و پر اهميتي را پيش روي ما بگشايد علي رغم انكه تفكر سيستمي داراي مزاياي متعدي است اين مساله چند دليل دارد :

نخست اينكه انسان ها به صورت طبيعي تمايلي به ساختارشكني ندارند و بيشتر ترجيح مي دهند كه در ساختار هاي ذهني گذشته يشان باقــــي بماننـــد .

دوم اينكه جوهره اصلي در تفكر سيستمي توجه به روابط و تعاملات است ورتايمر يكي از رهبران مكتب گشتالت اهميت تفكر سيستمي را جرياني مي داند كه از برخورد با مسئله شروع مي شود و به حل آن پايان مي پذيرد.در جريان تفكر سيستمي فرد از طريق سازمان دادن و طبقه بندي كردن و تحليل موقعيت مسئله مورد بحث را مشخص مي كند و آن را به واحد هاي كوچكتر تقسيم مي كند ( السون و هرگنهان 1388).

بيان مسئله در تفكر سيستمي:

در چكيده مقاله يك سئوالي در مورد اينكه آيا تقكر سيستمي تركيبي است يا تحليلي نظريه هايي وجو دارد در تفکر سیستمی ، توصیه می شود که ترکیب قبل از تحلیل انجام گیرد . در تفکر تحلیلی، چیزی که می خواهیم بررسی کنیم ، بعنوان یک کل تجزیه می شود . ولی در ترکیب ، چیزی که می خواهیم بررسی کنیم، بعنوان یک جزء از کلی که آنرا دربرگرفته ، بررسی می گردد . اولی ، حوزه مورد توجه محقق را تقلیل و دومی آنرا گسترش می دهد .به عنوان مثال ، تفکر تحلیلی برای تشریح دانشگاه شروع به تجزیه آن و رسیدن به عناصرش می کند . مثلاً از دانشگاه به دانشکده ، به دپارتمان ، به دانشجو، هیئت علمی و موضوعات درسی و ... می رسد . سپس عناصر را تعریف و آنها را جهت رسیدن به تعریف دپارتمان ، دانشکده و دانشگاه ترکیب می کند .برای مواجه با واقعیتها ، هم ترکیب و هم تحلیل لازم است . تحلیل روی ساختار موضوع متمرکز می شود . تعیین می کند سیستم ها چگونه کار می کنند. ترکیب بر کارکرد متمرکز می شود. بنابراین تحلیل، دانش(knowledge) ایجاد می کند و ترکیب ، درک(understanding) را افزایش می دهد (درک از کل به جزء جریان دارد و دانش از جزء به کل) . تحلیل به درون چیزها می نگرد ولی ترکیب از بیرون به آنها نگاه می کند . در تفکر سیستمی اعتقاد براین است که با بسط سیستم مورد بررسی ، درک ما از آن افزایش می یابد . در عصر ماشین ، به تعامل بین اجزاء درون سیستم توجه می شد . ولی تفکر سیستمی ، علاوه برآن ، به تعامل سیستم با محیط نیز توجه دارد و نیز به تعامل کارکردی (Functional interaction) بین اجزاء سیستم توجه می نماید .در بيان اين مسئله به نكته ديگري مي شود اشاره كرد اين است كه تفکر سیستمی، نوعی منفی نگری و سرزنش شرایط محیطی است، تفکر سیستمی به ما می آموزد که چیزی که مسبب بروز مشکلات باشد، در بیرون از سیستم وجود ندارد. باید دانست که تمامی اسباب و علل مسائل در درون سیستم نهفته است و جزئی از آن به شمار می رود. چه در سازمان و چه در اجتماع، هر کس اگر خود را فقط در شغل یا موقعیت خود معنا کند، آنگاه قادر به درک اثر اعمال خود بر روی موقعیت دیگران نخواهد بود. ما غالباً شرایط محیطی را مقصر اصلی ناکامی ها می شناسیم و همواره تمامی گناهان را بر عهده چیزی بیرون از خود می اندازیم، در حالی که ما جزئی از سیستم هستیم نه جدای از آن. باید درک کنیم که چگونه افکار و اعمال ما به وجود آورنده مسائل و مشکلات ما هستند. نباید رخدادها را به چیزی یا کسی بیرون از خود نسبت دهیم. تفکر سیستمی، تفکری توسعه گرایانه است که برای فهم موانع توسعه به درون سیستم توجه می کند و در صدد حل آن برمی آید. «جیم کالینز» این رویکرد را در رهبران متعالی با استفاده از استعاره و با الگوی «پنجره و آینه» چنین بیان کرده است: «رهبران متعالی، وقتی کارها خوب پیش می رود و موفقیتی کسب می شود از «پنجره» به بیرون نگاه می کنند تا عوامل موفقیت را در بیرون از خود جست و جو کنند و همزمان به «آینه» می نگرند تا اگر نقصانی وجود دارد به خود و عملکرد خود نسبت دهند.

قوانین تفکرسیستمی

تفکرسیستمی نیز بسان هر پدیده­ ی علمی دیگری که مستلزم قوانین و شرایطی است، دارای قوانینی است که اعم آن­ها بدین شرح است:

1- نباید شرایط محیطی را سرزنش کرد

حاکمیت این نگرش موجب می­ شود که هیچ­گاه نتوانیم اقدام به حل­ مسئله نماییم. شرایط محیطی هرگز نمی­ تواند توجیهی برای عملکرد نادرست ما باشد. ما ترجیح می­ دهیم موفقیت­ های خود را به عملکرد مثبت خود و شکست­هایمان را به عوامل خارج خود نسبت دهیم. یک راه مناسب برای تشخیص میزان عامل بودن خود، این است که ببینیم وقت و انرژی خود را صرف چه چیزهایی می­ کنیم (مختاری،1388). ولی در تفکرسیستمی، تشریح رفتار و سرنوشت سیستم­ها باید ناشی از عوامل درونی باشد نه بیرونی.

2- دریافتن الگوی تغییرات به جای تمرکز بر روی وقایع

تمرکز بر وقایع، یکی دیگر از موانع یادگیری در تفکرسیستمی است. ما زندگی را به صورت مجموعه­ ای از اتفاقات می­دانیم و برای هر اتفاق نیز یک دلیل واضح ارائه می­ کنیم. به­ طور معمول عادت داریم تا تغییرات محیط و سیستم را درک نماییم و از درک تغییرات تدریجی ناتوانیم.

3- تفکر براساس رابطه علت و معلولی

یکی دیگر از موانع تفکرسیستمی، تفکر براساس همبستگی بین عوامل به جای تفکر براساس رابطه علت و معلولی میان آن­ها است، چراکه یک مثقال ادراک از رابطه­ ی علی، با ارزش­ تر از خروارها دانش درباره­ ی همبستگی است (ایکاف،1999؛نقل در مختاری،1388). اشتباه بین همبستگی و روابط علی و معلولی ممکن است به قضاوت­ها و سیاست­های غلط منتهی شود. بسیاری از باورهای خرافی نظیر خوش­ یمنی و بدیمنی برخی افراد ناشی از تفکر براساس همبستگی است.

4- تعیین صحیح مرز سیستم

هر سیستمی دارای حد و مرزی است که آن را از محیط پیرامونش منفک می­سازد. می­توان گفت حد و مرز سیستم، نقاطی است که فراتر از آن ویژگی­های خاص سیستم، دیگر قابل تشخیص نیستند، تعیین نمودن این حدود و ثغور برای افزایش کارآیی و اثربخشی تفکرسیستمی الزامی است (علاقه­بند،1384).

 5- تفکر ترکیبی

طبق تفکرسیستمی، ویژگی­های مهم یک سیستم از تعامل بین اجزای آن ناشی می­شود نه از فعالیت­های جداگانه آن­ها. به عبارت دیگر تحلیل سیستم باعث از میان رفتن ویژگی­های مهم آن می­گردد. سیستم یک واحدی است که با تجزیه و تحلیل قابل درک نیست. ترکیب اجزای یک واحد نقض فوق را منتفی می­سازد و این امر برای تفکرسیستمی یک موضوع کلیدی است. تفکر ترکیبی دارای مراحلی است که در ادامه اشارتی به آن­ها می­شود:

- شناسایی کلیت موضوع

- بررسی ویژگی­های سیستم کلی

- توضیح رفتار یا ویژگی­های موضوع با توجه به نقش­ها و کارکردهای آن در سیستم (مختاری،1388).

6- اهمیت چگونگی تعامل میان اجزای سیستم

در تعریف سیستم گفته شد که سیستم یک کل واحدی است که در ارتباط متقابل با همدیگر عمل می­کند، با توجه به این تعریف و اصل قوق می­توان گفت برای این­که یک سیستمی به کارآترین شکل عمل کند بایستی اجزاء آن را به صورتی در تعامل با هم طراحی نمود که با یکدیگر هماهنگی لازمه را دارا باشد. تقسیم­ بندی هر سیستم به اجزاء متشکله بدون توجه به اصل تداخل و وابستگی متقابل آن­ها صورت گیرد، نوعی تضاد فطری میان اجزاء آن سیستم ایجاد می­ کند، بهترین جواب برای هر یک از این اجزاء، با بهترین جواب برای جزء دیگر هماهنگی و برابری نمی­کند و در نتیجه تضادی با بهترین جواب برای کل سیستم پیدا می­کند (شانال،2004).

7- باید به دنبال نقاط مؤثر گشت

بسیاری را باور براین است که تفکرسیستمی، علم یأس­ آور جدید است، زیرا به ما می­ آموزد که بدیهی­ ترین راه­ حل­ها در بهترین شرایط فقط در کوتاه­ مدت بهبودی را به وجود می­ آورد ولی در بلندمدت اوضاع را بدتر می­نماید. اما این فقط یک روی سکه است. تفکر سیستمی این واقعیت را نیز نشان می­دهد که یک اقدام کوچک اگر به خوبی و با نیروی کافی در مکان مناسب صورت گیرد، می­تواند پیشرفتی قابل­ ملاحظه­ ای را در سیستم ایجاد کند. علمای دیدگاه سیستمی این قانون را اهرم کاری می­ نامند. در حل مسائل باید از جایی شروع کرد که قانون اهرم کاری بیشترین اثر را دارد تا بتوان با حداقل تلاش به پیشرفت و نتیجه مطلوب رسید (مختاری،1388). تفکرسیستمی در تعلیم و تربیت به­ عنوان یکی از مهمترین نهادهای اجتماعی به مثابه ابزاری قوی برای چگونه آموختن عمل می­کند. به این معنی که این امکان را به ما می­دهد که فقط اطلاعاتی را که با مسئله­ ی مورد نیاز مرتبط است، جستجو، انتخاب و سازمان­دهی کنیم و به­ کار گیریم.بنا به تعریف، وقتی که فرد با موقعیتی روبه­ رو می­شود که قادر به استفاده از اطلاعات و مهارت­هایی که در آن لحظه در اختیار دارد نسبت به آن موقعیت پاسخ­گو نیست یا وقتی که یادگیرنده هدفی دارد و هنوز راه نیل به آن را درنیافته است، می­گوییم با یک مسئله روبه­ رو است. با توجه به این گفته می­توان حل­ مسئله را به صورت"تشخیص و کاربرد دانش و مهرت­هایی که منجربه پاسخ درست فرد به موقعیت یا رسیدن او به هدف مورد نظرش می­شود"تعریف کرد. بنابراین، عنصر اساسی حل­مسئله کاربست دانش­ها و مهارت­های از قبل آموخته شده در موقعیت­های تازه است (سیف،1384).

هدف از برنامه ريزي درسي در نگرش سيستمي :

متاسفانه انسانها امروز علي‌رغم داشتن اختيار و آگاهي، به درستي يکديگر را درک نمي‌کنند. در بسياري موارد خود ما ديگران را به سوء‌نيت متهم مي‌کنيم که اين امر ريشه در سوء فهم دارد و ريشه اين سوء مفاهمه را نيز بايد در فقدان بنيانهاي مشترک براي «ما» شدن جست؛ در صورتي که جامعه ما نيازمند «تفاهم» است و تفاهم نيازمند ابزار است، ما بايد تلاش کنيم که ابزار مفاهمه توليد کنيم، تا به اين وسيله به يکديگر پيوند بخوريم.

امروز دانش بشر به طور عمده برمبناي عقل جزءنگر شکل گرفته است و همين مساله قدرت درک بسياري از مسائل را از او سلب کرده است. همچنين اين موضوع «مفاهمه» را نيز مشکل کرده است، به دليل اينکه با عقل جزءنگر نمي‌توان ابزار مفاهمه توليد کرد.

در اين شرايط است که تفکر سيستمي مي‌تواند راه جديدي پيش روي ما بگشايد.

هدف تفکر سيستمي، فرآيند شناخت مبتني بر تحليل (تجزيه) و ترکيب در جهت دستيابي به درک کامل و جامع يک موضوع در محيط پيرامون خويش است. اين نوع تفکر درصدد فهم کل (سيستم) و اجزاي آن، روابط بين اجزاء و کل و روابط بين کل با محيط آن (فراسيستم) است.

از آنجا که رفتار ما ريشه در نظام فکري ما دارد، کسي که داراي تفکر سيستمي است، با موضوعات نيز برخورد سيستمي مي‌کند و در رفتارهاي خود به دنبال تشخيص عناصر تشکيل‌دهنده موضوع و پيوندهاي موجود ميان اين عناصر مي‌گردد. به اين ترتيب فردي که سيستمي فکر مي‌کند تنها در جستجوي، مجموعه‌اي از ويژگيهاي موضوع نمي‌گردد؛ بلکه تفکر سيستمي به او کمک مي‌کند به مسائل به صورت جامع و نظام‌مند نگاه کند.

سازمانهاي ما براي تقويت جامع‌نگري در درون خود نيازمند تفکر سيستمي هستند، به دليل اينکه تفکر سيستمي به مديران کمک مي‌کند تا ساختار، الگوها و وقايع را در پيوند با يکديگر مورد بررسي قرار دهند و تنها به مشاهده وقايع اکتفا نکنند. علي‌رغم اين‌که تفکر سيستمي داراي مزاياي متعددي است، اما در بسياري موارد، افراد نسبت به آن تمايلي ندارند. اين مساله چند دليل دارد:

نخست اينكه انسانها به صورت طبيعي تمايلي به ساختارشکني ندارند و بيشتر ترجيح مي‌دهند که در ساختارهاي ذهني گذشته‌شان باقي بمانند.

دوم اين‌که جوهره اصلي تفکر سيستمي توجه به روابط و تعاملات است. در تفکر سيستمي استفاده از فکر و ذهن بيش از به کارگيري چشم به عنوان ابزار ديدن، ضرورت دارد. بدين معنا که از طريق چشم و ديدن، تنها يک شيء يا ماده ملاحظه مي‌شود، در حالي‌که با ذهن و نگاه کردن، قدرت مشاهده و درک روابط امکان‌پذير مي‌شود، بنابراين کساني که روش تفکر سيستمي را انتخاب مي‌کنند، ملزم به مشاهده مبتني بر درک هستند و بديهي است که اين کار مستلزم تلاش و کوشش بيشتري است.

باتوجه به گذشت شش دهه از حيات تفكر سيستمي به عنوان رويكردي نظري – كاربردي جاي آن دارد كه زمينه بالنده‌سازي و اعتلاي اين تفكر اثربخش در اداره جامعه و سازمان موردعنايت بيشتر مديران و تصميم سازان قرار گيرد.

تدبير(1385).

الگو دربرنامه ریزی درسی براساس نگرش سيستمي

الگوی کلاین:

تصمیم گیری در برنامه ریزی در سطح در دو سطح انجام می گیرد:

1- سطح عام : اولویت به کدام یا ترکیبی از منابع(جامعه،محتوا،دانش آموز) داده شود؟

2- سطح خاص: تصمیم گیری درباره عناصربرنامه ریزی درسی و روابط بین آنها(هدفها،محتوا،فعالیتهای یادگیری،فضا،زمان،گروه بندی یادگیرندگان ، راهبردهای تدریس و ارزشیابی)

مجموعه فرایندی که در دو سطح بالا انجام می گیرد را به عنوان طراحی برنامه درسی می نامد

الگوی الکساندر :

اولین قدم در برنامه ریزی درسی: مطالعه مبانی + عامل بیرونی (قوانین،نتایج پژوهشها،گروه های فشار)

در مرحله بعد هدفهای کلی و هدفهای جزیی که باید در چهار حیطه گفته شود، جا داده می شود

مرحله بعد شامل طرح ریزی برنامه است که خود شامل:

1-تعیین الگو (موضوع محور، فرایندهای انسانی ، صلاحیت های خاص و تکنولوژیک، رویکرد اجتماعی ، رویکرد مبتنی بر نیازهای فرد)

2- تعیین فرصت های یادگیری : محتوا + فعالیت یادگیری

3-تعیین روش تدریس

4- تعیین شیوه ارزشیابی از آموخته ها

برونداد مجموعه فعالیت های بالا : برنامه درسی ، که درونداد مرحله بعد است

مرحله اجرا : فرایند یاددهی –یادگیری

مرحله ارزشیابی از برنامه درسی : ارزشیابی از آموخته ها، ارزشیابی از تدریس ،ارزشیابی از محتوا (ارزشیابی پایانی)

در این مدل ارزشیابی به صورت تکوینی و پایانی اجرا می شود که به ارزسیابی پایانی اشاره کردیم

ارزشیابی تکوینی:

1- گل خانه ای؛ 30% فرایندبرنامه ریزی انجام شده در معرض ارزشیابی قرار می گیرد. 8-10 نفر از دانش آموزان، به بیرون از نظام آموزشی توجه ندارد و فقط مربوط به درون نظام آموزشی است.

2- ارزشیابی آزمایشی ؛ 70% برنامه در  در دو کلاس

3- 100% برنامه تهیه شده ريال ارزشیابی در یک یا چند منطقه

ارزشیابی تاییدی هر چند سال یک بار انجام می شود و در برای تصمیم گیری در مورد نگه داشتن یا رد کردن برنامه مورد استفاده قرار می گیرد

الگوی جانسون:

نتایج یادگیری مورد انتظار، تنها عنصر الگوی برنامه ریزی درسی جانسون است

مطالعه منابع ، ملاکهای گزینش محتوا، نظام برنامه ریزی درسی، نظام اموزشی ، نتایج یادگیری مورد انتظار ؛ مراحل الگوی جانسون یاد شده اند

الگوی بوشامپ: مهندسی برنامه درسی (نگاه عملیاتی به برنامه ریزی درسی)

فرایند برنامه ریزی درسی شامل :1- تدوین 2-اجرا 3- ارزشیابی

درونداد: مبانی ، برنامه تدوین شده

فرایند: اجرای برنامه درسی و متعلقات آن

برون داد: نتایج یادگیری

الگوی شین : الگوی چرخه ای و مسلسل وار

1- مطالعه مبانی خارجی (سه مبنا) اصلی ترین درون داد سیستم

2- طراحی برنامه درسی

3- اجرای برنامه درسی

4- ارزشیابی

الگوی هانکینز:

1- با بحث مفهوم پردازی و اعتبار بخشی برنامه شروع می شود.

2- مشخص سازی برنامه درسی

3- تعیین محتوا

4- اجرای برنامه درسی

5- ارزشیابی

6- نگه داری برنامه درسی

با توجه به آشنایی که با الگوهای سیستمی برنامه ریزی درسی پیدا کردید سوال زیر مطرح را مطرح می کنیم؟

اگر قرار باشد از یک الگوی سیستمی برای برنامه ریزی درسی استفاده کنیم چه الگو با چه ویژگی هایی پیشنهاد می کنید؟

فرايند برنامه ريزي آموزشي با نگرش تفكرسيستمي از اين قرار است:

 الف)ورودي يا درونداد شامل:

1-تعريف وتصريح مسايل جاري وآتي

2-پيش بيني شرايط آينده

3-تشخيص متغيرها

4-تعيين هدف هاي كلي وعيني در سطوح مختلف

5- تعريف وتجزيه وتحليل خرده نظام ها

ب)تبديل هدف ها شامل

   1-تشكيل شقوق مختلف

   2-ارزشيابي كمي وكيفي هزينه اثر بخشي هر يك از شقوق

   3-شبيه سازي شقوق مختلف با محيط مورد نظر نظام شهري ،منطقه اي ...

   4-تبيين توالي اجرا

ج)خروجي(برونداد)

      1-توصيف شقوق مختلف

      2-پس خوراند(بازخورد)از موارد علاقه مندي در شقوق پيشنهادي

      3-انتخاب شق قابل اجرا

       4- توسعه ظرفيت پيش بيني شده

      5- برقرار كردن فرايند اصلي براي ارزشيابي پسخوراند خروجي

 

نتيجه گيري:

يكي از مهم ترين مشكلات نظام هاي آموزشي در بسياري از كشورهاي جهان ، تغيير و بهسازي برنامه هاي درسي دانشگاه ها و موسسات عالي است كه بتوانند فارغ التحصيلاني را تربيت كنند كه نسبت به نياز هاي جامعه و موسسات موجود در آنها پاسخگو باشند و در عين حال از تحولات علمي و فن آوري نيز بهره شايسته برده باشند بعبارت ديگر آنچه از اين مباحث فوق نتيجه گيري مي شود كه:

1-   متاسفانه برنامه ريزي درسي كه در سازمان آموزش و پرورش انجام گرفته است بخصوص در مقطع ابتدايي نه تنها از الگو هاي برنامه ريزي درسي استفاده نشده است بلكه دانش آموزان را از اهداف اصلي درس دور مي كند و اين يكي از نقاط ضعف نظام آموزشي مي باشد

2-    ريشه يابي ، طبقه بندي ، و نظم كشيدن پژوهش ها و مطالعات افرادي است كه مي توان در تدوين و بازنگري و توسعه حوزه هاي علمي از آن استفاده كرد 

3-   استفاده ار صاحبنظراني كه سابقه اجرايي در حوزه فعاليت هاي آموزشي داشته باشند تا بتوانند نظام آموزشي را در مقاطع تحصيلي ارتقا بخشند .

4-   و يك دليل مهم اينكه بايد كارشناساني كه در امر آموزش فعاليت مي كنند افرادي باشند كه بتوانند كه خبره اينكار باشند و بتوانند طوري برنامه ريزي  درسي داشته باشند كه يكسري از دانش آموزان را در مقاطع مختلف موش آزمايشگاهي نكنند ودوباره بخواهند برنامه ريزي خود را تغيير دهند كه اكنون اين موارد در آموزش و پرورش ما به وفور به چشم مي خورد.( تغيير برنامه درسي در مقطع ابتدايي، برداشتن مقطع پيش دانشگاهي و برگرداندن آن به نظام قديم ، و خيلي موارد ديگر....

 منابع:

سيف ، علي اكبر، ( 1384).روانشناسي پرورشي، تهران، انتشارات آگاه

مختاري ، قاسم،(1388)،مقدمه اي بر تفكر سيستمي ، تهران، انتشارات بعثت

علاقبند، علي(1386)، مديريت عمومي ، تهران، انتشارات روان

شعباني، زهرا ، (1385)،طراحي و ارائه رويكرد جامع تلفيق برنامه هاي درسي در حوزه علوم انساني

السون، متيواچو هرگنهان(1388) ، مقدمه اي بر نظريه هاي يادگيري ، ترجمه علي اكبر سيف، تهران، نشر دوران

پيتر سنگه«رقص تغيير»، ترجمه مشايخي و همكاران، آريانا،1375

مايكل پورتر(1384 ) ،«استراتژي رقابتي« ترجمه مجيدي و مهر پويا، نشر رسا

مقاله انديشه هاي راسل ايكاف، برگرفته از مجله دبير ، شماره 166،1384

مقاله كارآمدي تفكر سيستمي در اداره سازمان،تدبير،اسفند ماه(1385)، شماره 178

نویسنده : محمد صالحی، دانشجوی دکترای مدیریت آموزشی

                               

  تحلیل ایران
  تحریریه تحلیل ایران
  آدرس ایمیل : info@tahlileiran.ir
  آدرس سایت/وبلاگ:
  از همین نویسنده :


  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :