موضوعات ‌مرتبط: سیاسی تحلیلی

a/221 :کد

طالبان فرزند ناخلف پاکستان

رضا مهرعطا

  یکشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۳ — ۰۰:۰۰
تعداد بازدید : ۵۴۰   

مقدمه :

مقامات آمریکائی و پاکستانی مدعی اند که مناطق ایالت وزیرستان جنوبی وسرحد، پناه گاههای امنی برای رهبران شبکه حقانی مرتبط با گروهک تروریستی القاعده و جشن طالبان است. بطوریکه فضای تنفسی طالبان افغانستان در این مناطق می باشد.

پس از حوادث 11 سپتامبر و حمله آمریکا و گروههای متحد به کوههای بورابورا در نوامبر 2001 بسیاری از اعضای گروه طالبان به این مناطق پناه آوردند. و توانستند ظرف چند سال مجددا طالبان را تجهیز کرده و جبهه افغانستان را علیه نظامیان آمریکائی و گروههای متحد فعال نمایند.

کوتاهی پرویز مشرف در سرکوب این گروه در شمال پاکستان، سبب شد تا آنان مجددا خود را احیا نمایند البته نباید مشرف را در این امر کاملا مقصر دانست چرا که نفوذ آی اس آی پاکستان در سیستم دفاعی سیاسی و نظامی پاکستان و همچنین حضور افسران مسلمان طرفدار تفکر طالبان، از دلائل دیگر این کوتاهی در ارتش پاکستان به شمار آورد.

لذا آمریکا و انگلیس مدت های طولانی است که به کوتاهی اسلام آباد برای مقابله با شبه نظامیان طالبان افغانستان علیه نظامیان آ»ریکائی و نیروهای ائتلاف ناتو (آیساف) واقفند و بدنبال ایجاد شرایطی می باشند تا طالبان را در شمال پاکستان که مأمن بسیار خوبی برای طالبان افغانستان هستند، سرکوب نمایند. بمباران هواپیماهای بدون سرنشین بر فراز مناطق زیرستان شمال پاکستان نمونه این اقدامات بوده که متاسفانه کشتار غیر نظامیان را بجای نیروهای طالبان در بر گرفته است، در این میان دولت آسف علی زرداری و یوسف رضا گیلانی نیز در این امر موفق نبوده اند نفوذ در ساختارهای اجتماعی و سیاسی شبکه حقانی یا اسلام گرایان تندرو، که حتی سبب حذف فیزیکی بی نظیر بوتو در سال 2007 میلادی شد، مانع از تحقق این اهداف گردیده است. و شبه نظامیان طالبان در حال حاضر تبدیل به نیروهای نامرئی شده اند که ارتش پاکستان و نیروهای آمریکائی فاقد کارائی جهت سرکوب آنان می باشند.

آمریکا نیز بیم آن دارد که قدرت و سیاست در پاکستان بدست گروههای تندرو اسلامی و طالبان افتد و اگر این امر محقق گردد بمب هسته ای اسلامی علیه آمریکا بکارگیری خواهد شد.

لئون پانته ا وزیر اسبق دفاع آمریکا جبهه مبارزه را مقابله با طالبان پاکستان اعلام کرده است. وی اعتقاد دارد که آمریکا و نیروهای متحد با چراغ سبز پاکستان باید بر مناطق شمالی این کشور حمله نمایند تا طالبان منهدم گردند، اما کشمکش در روابط آمریکا و پاکستان مانع از تحقق این هدف گردیده است.

دولت پاکستان نیز بر سر دوراهی قرار دارد وعلی رغم تشدید حملات علیه طالبان پاکستان این سوال مطرح می شود  که آیا این فرزند ناخلف خود را نابود کند؟ یا آنرا اصلاح و از ظرفیت های آنان به نفع خود استفاده نماید. و این دوراهی همان دو جریان سیاسی در پاکستان هستند که به شدت باهم مقابله می نمایند. در واقع این برخورد تا بحال سبب کودتا ترور و حذف برخی از مقامات از قدرت گردیده  و جامعه پاکستان را به ورطه ناامنی سوق داده است.

طالبان چطور به قدرت رسید؟

اشغال افغانستان در دسامبر 1979 (آذر 1358) آنهم 9 ماه پس از رویداد بزرگ انقلاب اسلامی و یکماه پس از اشغال سفارت آمریکا در تهران (13 آبان 1358) بوقوع پیوست وقایعی که برای جیمی کارتر رئیس جمهور دموکرات آمریکا بسیار هزینه بردار بود و نتوانست وی را برای چهار سال بعد در کاخ سفید ابقاء کند.

واقعه اشغال افغانستان، سبب شد که آمریکائی ها آنرا آغاز جنگ سرد جدیدی از طرف شوروی سابق اتلاف کنند، لذا بدنبال استفاده از همسایه تاثیرگذار افغانستان یعنی پاکستان بودند تا جبهه مقاومت و ضد روسی را از آنجا فرماندهی و کنترل نمایند.

دولت نظامی ژنرال ضیاء الحق در پاکستان مأمور انجام این امر گردید و علاوه بر دریافت کمک مستقیم آمریکا و غرب از کمک های بی دریغ سازمان های بین المللی نظیر صلیب سرخ جهانی به پاکستان بهره می گرفت البته لازم به ذکر است که غرب نیز همنوا با آمریکا چراغ سبز این کمک ها را علامت می داد تا پاکستان به عنوان پشتوانه آمریکا در جبهه افغانستان عمل نماید.

پاکستان در دوران اشغال افغانستان نقش کارساز و مؤثری در حمایت نظامی و سیاسی از گروههای جهادی بر عهده داشت و همه کمک های نظامی و مالی غرب و آمریکا در طول دهه 1980 از طریق مقامات نظامی پاکستان و ISI سازمان اطلاعات این کشور که در سازماندهی گروههای جهادی بویژه پشتون ها مانند گروه صبغت الله مجددی، حزب اسلامی گلبرین حکمت یار و گروه عرب های پشتون که بعدها به طالبان تغییر نام پیدا کرد، نقش مؤثری را ایفا کردند؛ ارسال می شد آمریکا از سد پاکستان برای جلوگیری از نفوذ شوروی به سمت جنوب استفاده کرد و از هرگونه کمک های نظامی و تجهیز ارتش پاکستان که غیر مستقیم به گروههای جهادی در افغانستان کمک می کردند، دریغ نمی کرد.

از طرفی ژنرال ضیاء الحق نیز در داخل بدنبال ایجاد یک حکومت دینی و شرعی یکپارچه بود و این امر پیوند او را با اسلام گرایان افراطی گرم کرد و سبب شد تا برای برقراری احکام شرعیه، زمینه فعالیت وسیع عناصر وابسته به سلفیت و وهابیت در مدارس علمیه، نهادها و ارگان های دولتی فراهم گردد.

این رشد قارچ گونه در جامعه پاکستان به ارتش و ISI نیز سرایت کرد بطوریکه در حال حاضر نیز عناصر اسلام گرا تندرو در دو ارگان مهم نظامی پاکستان مشهود است. نتیجه اتخاذ، شیوه افراطی گری در جامعه پاکستان برهم خوردن تعادل منطقی در جامعه و گروههای سیاسی بود و اختلاف بین آنان را تشدید کرد.

از طرفی نیز عربستان سعودی در کنار ایالات متحده و پاکستان از این فرصت استفاده کرد تا جامعه مسلمانان حتی پاکستان را به سمت وهابیت گرایش دهد لذا با اعزام مبلغان مذهبی به اردوگاههای افغان در شمال پاکستان، سلفی گری و وهابیت را بین جوانان افغانی تبلیغ و گسترش می داد.

اعزام اسامه بن لادن میلیاردر وهابی سعودی از دیگر اقدامات مشترک آمریکا و عربستان بود تا جبهه مقاومت دوبرابر روسهای سرخ در افغانستان تقویت گردد. فردی که بعدها بنیانگذار یک سازمان تروریستی جهانی بنام القاعده شده که در حال حاضر علیه منافع آمریکا در منطقه دست به ترور و آشوب می زند.

ژنرال ضیاء الحق با تکیه بر مشروعیت مذهبی داخلی که حاصل از پیوند اسلام گرایان و نظامیون بود. در تشکیل حکومتی همانند خلفا اسلامی بود که همزمان با عقب نشینی شوروی از افغانستان و پایان ماموریت وی در این حوزه، در حادثه مشکوک سقوط هلی کوپتر نظامی اش کشته شد.

با کشته شدن ضیاء الحق، جامعه پاکستان نیز دچار هرج و مرج گردید و این گروهها در افغانستان جهت کسب قدرت و حکومت، با یکدیگر وارد یک جنگ داخلی شدند. اسلام آباد نیز سعی داشت در به قدرت رساندن یکی از این گروهها که بیشترین توانائی و قدرت را در امنیت افغانستان داشت، کمک نماید البته نباید غافل شد که ارتش ISI پاکستان از آنان، موفق شدند تا سال 1996 حکومت طالبان را در افغانستان تأسیس نمایند.

پاکستان برای یکپارچه سازی حکومت در افغانستان بوسیله طالبان بدنبال اهداف ذیل بود.

1-   عبور خطوط لوله نفت و گاز آسیای میانه از پاکستان با کمک دولت افغانستان تا از لحاظ اقتصادی به پاکستان کمک نماید.

2-    یکی از دلائلی که جنبه سیاسی و فرهنگی داشت مسئله پشتون ها در ایالت سرحد  این کشور بود. که ساز جدائی از پاکستان را سر می دادند، لذا با هجوم آنان بر افغانستان دولت پشتون های عرب در افغانستان تشکیل می شد.

لذا بهترین گزینه گروه اسامه بن لادن بود که به نام طالبان تغییر نام یافت و طالبان افغانستان با حمایت ارتش و ISI پاکستان توانست از سال 1992 تا 1996 در پی یک جنگ داخلی حکومت طالبان را در افغانستان تشکیل دهد.طالبان در واقع محصولی از حمایت و توجه سه کشور، آمریکا پاکستان و عربستان سعودی بر گروههای تندرو اسلامی با گرایشات سلفی گری و وهابیت در افغانستان بود که این امر در نیمه دهه 1990 محقق شد.

طالبان فرزند نامشروع پاکستان

پس از تشکیل حکومت طالبان در افغانستان، اسامه بن لادن و ملا محمدعمر که همزمان القاعده و طالبان را در افغانستان و پاکستان و در برخی از کشورهای شمال آفریقا هدایت و رهبری می کردند، شعار مبارزه با مسیحیان و یهودیان را سر دادند و جهاد خود را علیه آمریکا تا خارج شدن آنان از منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا را اعلام نمودند.

از طرفی نیز حکومت طالبان بدلیل چهره زشتی که از خود در افغانستان نشان داد که از جمله می توان به اعدام های دسته جمعی گروههای مخالف طالبان بالاخص شیعیان. تعطیلی مدارس دخترانه، محبوس نمودن زنان در منازل، اجبار به تراشیدن مو و سر و گذاشتن ریش 20 سانتی برای مردان، حرام اعلام نمودن تلویزیون، مصادره زنان و دختران از مناطق تصرف شده و استفاده از آنان به عنوان کنیز ... عواملی شد تا چهره جهانی آنان نیز منفور گردد.

لذا تقابل طالبان افغانستان با غرب و آمریکا از بین سال های 1997 تا 2001، که با حادثه 11 سپتامبر به اوج خود رسید، نمایان گشت.

این زمانی بود که آمریکا همواره اسلام آباد را به حمایت از طالبان، تجهیز و دادن اطلاعات برای اقدامات تروریستی علیه آمریکائی ها متهم کرده بود، و دولت های بی نظیر بوتو و نواز شریف نیز اقدامی علیه طالبان نتوانستند انجام دهند و این نشان از این بود که نفوذ اسلام گرایان تندرو که از لحاظ فکری شبیه و نزدیک به طالبان افغانستان بودند. در جامعه پاکستان فراتر از دولت و حکومت است. و این مسئله به پاشنه آشیل برای آمریکا و پاکستان محسوب می شد. تا جائی که بن لادن و القاعده به کمک طالبان توانست در بین سال های 1997 تا 2001 سفارت خانه های آمریکا در برخی از کشورهای آفریقائی همچنین کشتار و ترور نظامیان آمریکا در عربستان و پاکستان را عملی سازد و جنگ با آمریکا را علنی نماید در واقع واقعه 11 سپتامبر 2001 اعلان یک جنگ جهانی از سوی بن لادن و گروههائی نظیر القاعده و طالبان بود که علیه آمریکا و غرب انجام شد.

خشونت طالبان در داخل و خارج از مرزهای افغانستان، میراث شوم حکومت ضیاء الحق در پاکستان می باشد که اندیشه خشونت مذهبی را در جامعه پاکستان و افغانستان نهادینه کرد اندیشه ای که هنوز جامعه پاکستان از آن رنج می برد.

حوادث پس از 11 سپتامبر (تاکنون طالبان منبع ناامنی منطقه)

میراث شوم و فرزند ناخلف پاکستان، پس از حوادث 11 سپتامبر و ساقط شدن از حکومت افغانستان، نبرد با آمریکا و مخالفان خود در منطقه را ادامه دادند، این گروه افراط گرا که بصورت قارچ گونه در دوران جنگ با شوروی در افغانستان و زمان حکومت طالبان در این کشور با حمایت رلارهای سعودی و آموزش و سازماندهی ارتش و ISI پاکستان،تقویت شد در حال حاضر در جبهه افغانستان، پاکستان، هند، عراق برخی از کشورهای شمال آفریفا و اکنون در سوریه به شدت مشغول سهم خواهی از قدرت متلاشی برای رسیدن به اهداف خود هستند.طالبان که بخشی از سازمان القاعده است در انجام عملیات های تروریستی و خرابکاری به عنوان یک منبع ناامنی و تهدید در منطقه جنوب آسیا خاورمیانه و شمال آفریقا شناخته شده اند.

از طرفی عربستان سعودی که به مانند دایه عزیزتر از مادر، در به قدرت رسیدن و توانمند شدن این گروه تروریستی نقش داشته است. اکنون از آن به عنوان ستون پنجم و ابزار عملیاتی در جبهه های ضد ایرانی وضد شیعه درافغانستان وپاکستان استفاده می نماید.دولتی که خود نقش مستقیم درتشکیل القاعده دراین کشور دست داشته است.وتوانست درطول دهه 1980-1990 مدارس مذهبی وهابی وسلفی را تاسیس نماید وبه شکل گیری القاعده درپیشاور پاکستان کمک نماید.

البته القاعده درطول دودهه 1990الی 2010 توانسته تشکیلات خود را به حدی گسترش بدهد که طالبان محلی درپاکستان بازوی اجرائی سیاست های افراطی القاعده درپاکستان وافغانستان باشد.طالبان پاکستان توانست از شال 2001میلادی تا 2006 میلادی دروزیرستان جنوبی خود را مجددا احیاء نماید .وبا تاسیس شورای عالی طالبان درکویته بلوچستان عملا طالبان محلی را دراین کشور سازماندهی نماید.بی شک ترور بی نظیر بوتو درسال 2007 آغاز حملات تورریستی هدفمند دراین کشوربئد که توسط شورای طالبان پایه ریزی شد.

حوادث خوانبار درپیشاور پاکستان نشان می دهد که آنان همواره درایام دهه اربعین وصفر که نزد شیعیان بسیار ارزشمند بوده ومحل تجمع غزاداران می باشد ،برنامه عملیات های تروریستی داشته وبه نوعی بدنبال ضربه زدن به شیعیان پاکستان هستند.از طرفی عملیاتهای تروریستی طالبان دیگر جنبه شعیه ستیزی وشیعه کشی ندارد چراکه فراتراز این اقدامات این عملیاتها صورت می گیرد وکشتاذغیر نظامیان درپاکستان درجهت اعمال نفوذ وقدرت دراین کشوربود.

طالبان محصول نامیمون عربستان سعودی پاکستان وامریکا دردوران جنگ سرد وزمان دوره ریاست ژنرال ضیاء الحق هستند که از بطن القاعده درپاکستان متولد شد ویک منبع ناامنی درکشور پاکستان بوده وتهدیدی برای شیعیان این کشور به حساب می آیند لذا باید دستگههای امنیتی این کشور که متاسفانه تحت نفوذ افراطگرایان سلفی وتکفیری قرار دارند ؛به همراه ارتش ومردم پاکستان بااراده ملی به مانند عراق که درحال حاضر درحال ریشه کن کردن داعش دراینکشور هستند ،بدنبال نابودی ریشه طالبان درپاکستان وافغانستان باشندواین نیاز به یک اراده ملی قوی وکمک از همسایگانی چون جمهوری اسلامی ایران می باشد.

 نتیجه گیری:

پاکستان  ازتاریخی آشفته ازخصومت هایقومی کشتار فرقه ای ومنازعات دینی ومذهبی رنج می برد .وظهور القاعده وطالبان محلی دراین کشور عامل اصلی ایت منازعات است.

طالبان زائده و متولد شده از جامعه پاکستان، دلارهای عربستان سعودی و حمایت آمریکا می باشد گروهی که قرار بود از آنان استفاده ابزاری شود اما تبدیل به یک حکومت در افغانستان شد و پس از سقوط آنان در جریان حوادث پس از 11 سپتامبر 2001، مجددا برای کسب قدرت تلاش می کنند.

جبهه افغانستان، پاکستان کانون این تحولات است و طالبان امید دارند تا بتوانند قدرت را در یکی از این دو کشور مجددا کسب نمایند پشتون هائی که خود را میراث حکومت در افغانستان و حتی پاکستان می دانند.

انجام عملیات های تروریستی علیه مردم بیگناه این کشور لااخص شیعیان جزئی ازبرنامه های این گروه ترروریستی بوده که درجهت قدرت نمائی وایجاد بی ثباتی دراین کشور است تا به اهداف نامیمون خود درمنطقه وکشور پاکستان دست یابند

پاکستان نیز راهی جز قبول و پذیرش طالبان یا سرکوب و نابودی آنرا در جامعه خود ندارند که دولت های روکار آمده در پاکستان در انجام این دو عمل ناموفق بوده اند، یعنی نه آنرا توانسته اند پذیرش کنند و نه آنرا ریشه کن و در حال حاضر نیز آمریکا نگران این است که این گروه افراطی که بخشی از سازمان القاعده محسوب می شود بتوانند در ارکان قدرت پاکستان راه پیدا کرده و تروریسم هسته ای را علیه آنان بکار گیرند.

                               

  رضا مهرعطا
  پژوهشگر علوم سیاسی
  آدرس ایمیل : Momtad2011@yahoo.com
  آدرس سایت/وبلاگ:


  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :