موضوعات ‌مرتبط: اجتماعی ایران

a/279 :کد

0

همه چیز درباره رابطه امریکا و عراق و بمباران شیمیایی حلبچه

  دوشنبه ۰۸ دی ۱۳۹۳ — ۰۰:۴۹
تعداد بازدید : ۴۹۸   

جنگ یکی از وقایع تلخ، زیانبار و در عین حال غیر قابل انکار در طول تاریخ بشریت است. اهمیت جنگ در شکل دادن به وقایع و رخدادهای حساس و دوران ساز زندگی انسانها به اندازه ای است که گاهی آن را مولد و ایجاد کننده تمدنهای بشری دانسته اند که البته در بسیاری موارد پر بیراه هم نیست چون تمدن های مختلف هر اندازه هم که دارای قدمت و ارزش باشند، اگر در مقابل سیل بنیان افکن جنگها نتوانند دوام بیاورند محکوم به فنا هستند.

جنگ نشانه فقدان کارآیی و تأثیر هنجارها و اصول تعیین کننده در مواقع معمولی در زندگی آدمیان است به عبارتی دیگر معمولاً جنگها زمانی رخ می دهند که دیگر ابزارهای ارتباطی و نیز حل و فصل اختلافات و مشکلات کارآیی و توان خود را از دست داده باشند و دیگر راهی برای مرادوده و تعامل جز استفاده از ابزار قهریه و خشونت عریان وجود نداشته باشد. از این منظر جنگ یعنی به بن بست رسیدن بسیاری از قواعد و هنجارها اما از سوی دیگر از آنجا که جنگ هم خود موضوعی انسانی است و نیز به سبب اینکه وقتی هیچ مانع و سد راهی بر سر انسانها در جنگ و ... وجود نداشته باشد، معلوم نیست میزان تلفات و خسارتها تا کجا امتداد خواهد یافت، لذا به تدریج با رشد و بلوغ فکری و تمدنی بشری این امر اهمیت یافت که برای جنگ نیز باید ساز و کارهای حقوقی و مقرراتی خاص در نظر گرفت تا از طغیان بیش از حد لازم در این عرصه نیز جلوگیری گردد. البته از منظر نظامی گری صرف و تعقیب منافع و خواسته های جنگی نمی توان حدّ یقفی برای جولان و تجاوز گری بشری مشخص نمود ولی عقلای قوم که با منطقی انسانی و فراتر از نگرش محدودنگرانه به روابط انسانی می نگرند نمی توانند منطق جنگ را تنها به دست کسانی بسپارند که برای ایشان صرفاً پیروزی و موفقیت در جنگ موضوعیت داشته باشد. لذاست که در مباحث استراتژیک گفته می شود جنگ مهم تر از آن است که(تنها) به نظامیان سپرده شود.

یکی از مهم ترین اصول و قواعد پذیرفته شده در جنگ، آن است که جنگ و نبرد با دیگری بر اساس روش و نیز سلاح های متعارف صورت گیرد و تا حد امکان از روش های ناجوانمردانه ای همچون استفاده از سلاح های غیر متعارف و کشتار جمعی به ویژه علیه غیر نظامی ها و در مناطق مسکونی خودداری شود. از بارزترین این سلاح ها، نوع شیمیایی آنهاست که آسیب های غیر انسانی و وسیع آن تا نسل های متعدد ادامه می یابد و لذا تلاش نوعدوستان بشریت علم بر محدوسازی و بلکه ممنوعیت اعمال و کاربرد آنها متمرکز شده است. اما متأسفانه دیکتاتورهایی همانند صدام حسین بدون ملاحظه شرایط انسانی از این سلاح ها البته با مساعدت و همکاری غربی ها و هم پیمانان خویش استفاده نموده و علاوه بر استفاده از آن علیه ملت ایران، در مواجهه با ملت خویش نیز از آن دریغ نکرد. با آنکه سکوت مجامع مختلف جهانی و نهادهای مربوطه به ویژه در آن مقطع زمانی بر جسارت صدام حسین در استفاده از این سلاح ها افزود، اما گذر زمان انسانهای حقیقت جو و مدافعان حقوق انسانی را به طرف پیگیری و یافتن نتایج و یافته های مستند و علمی در باب اثبات جنایت های انجام شده سوق می دهد.

چندی قبل در پایگاه تحلیل ایران، مصاحبه ای اختصاصی را با مترجم یکی از این آثار منتشر نمودیم.  اثر فوق با عنوان اصلی(A Poisonous Affair : America, Iraq, and the Gassing of Halabja) نوشته دکتر «یوست آر. هیلترمن» بوده و ذیل عنوان«رابطه زهرآگین؛ آمریکا، عراق و بمباران شیمیایی حلبچه» به وسیله آقای یعقوب نعمتی وروجنی مترجم جوان و پژوهشگر فعال حوزه مطالعات جنگ ایران و عراق، به فارسی ترجمه شده و در اواخر پارسال(1392) با حضور مولف اثر رونمایی شد. برگردان فارسی این اثر از سوی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس و نشر مرز و بوم انتشار یافته است. این کتاب همچنین در روز 27 آبان 1393 و در مراسم اختتامیه بیست و یکمین دوره جشنواره کتاب سال دانشجویی، به عنوان کتاب برتر در گروه علوم انساني و اجتماعي و در شاخه ترجمه، مورد تجلیل قرار گرفت.

مترجم اثر آقای یعقوب نعمتی علاوه بر ترجمه، در مقطع دکتری علوم سیاسی دانشگاه تهران مشغول به تحصیل هستند و در متن مصاحبه انجام گرفته با ایشان هم تقریباً به شکل جامعی نمایی از کلیت اثر و امتیازات آن ارائه داده اند که تکرار آنها در این نوشتار وجهی نخواهد داشت اما در حاشیه این مصاحبه و با توجه به برخی از مولفه های مهم اثر فوق، ذکر نکاتی چند خالی از لطف نیست.

-هرچند صدام حسین مقصر اصلی این رویداد است، اما نباید نقش حامیان غربی و کشورهای مدافع صدام را به فراموشی سپرد و لذا بازگویی این واقعه از سوی مولف اثر برای مخاطبان غربی  از این نظر دارای اهمیت فوق العاده ای است. لذا ست که وی به سراغ مقامات غربی و مشخصاً آمریکایی و نیز اسناد خود ایشان رفته است تا شاید بار دیگر وجدان خفته ایشان را متوجه مسئله سازد. همان ها که زمانی آن سلاح ها را در اختیار وی و رژیمش نهادند و بعد هم با بهانه کشف و نابودی همین سلاح ها وی را سرنگون کردند.

-تأکید بر واقعه دردناک بمباران شیمیایی حلبچه بار دیگر نشان می دهد متجاوزانی همچون صدام و رژیم تحت نظر وی تا به چه اندازه در راه منافع حقیر خویش حاضر به جنایت هستند که ملت به ظاهر دشمن با اعضای ملت خودشان تفاوتی برای ایشان ندارد. از قضا این موضوع دال بر آن است که ملتها و مردمان به خودی خود طالب جنگ نیستند و گاهی در نقشه طراحی شده از سوی سیاستمداران بی خردی چون صدام  قرار می گیرند. این امر و درد مشترک خود سرمایه وسیعی است که در تحکیم بنیان های دوستی دو کشوری که بعد از چنین رژیمی بنای مراوده باهم را دارند می تواند مهم و حائز اهمیت فراوانی باشد. 

-نکته حائز اهمیت در توجه به اثر هم به عنوان کتابی مستدل و مستند و در عین حال دارای نوعی تعهد به انسانیت و حقیقت جویی است و این خود موضوع مهمی است که برخلاف مفروضات تجربه گرایانه ی صرف دوران حاکمیت پوزیتیویسم، نشان می دهد که هم می توان اثری علمی و مستدل به رشته تحریر درآورد و هم اینکه از بی طرفی مورد ادعایی که بر اساس آن از تعهد به موضوعات انسانی طفره رفته می شود، خودداری نمود. محقق و پژوهشگر البته باید در گردآوری و روند تحقیق بی طرفانه و بدون قصد و غرض اقدام نماید که در این مورد حرفی نیست اما وقتی حقیقتی آشکار می شود و جبهه ای در سوی حق قرار می گیرد، دیگر جائز نیست که مولف تعهدش را بدان حقیقت انکار نماید و یا فرو گذارد. صد البته در این جا هم وی باید جانب انصاف و خویشتن داری را نگاه دارد. با این وجود نباید این گونه وانمود کند که هر شرایطی برای جامعه کنونی و آینده یکسان است و وی در نهایت پژوهش ها و تحقیقاتی که نموده است، همه چیز را مساوی و یکسان می انگارد. مولف و پژوهشگر با قائل شدن رسالت حققت یابی برای خود در مسیر ایضاح حقیقت گام برداشته و می تواند نقشی منحصر به فرد ایفا نماید. این وضعیت را نباید آرمانی و یا ناشی از خودبزرگ بینی مولف برشمرد چرا که مولف در بسط و گسترش گفتمانی شرکت می جوید که توان و ساز و کارهایی بیش از فرد و توان او دارد. نمونه این امر را در تأثیر ولو غیر مستقیم و با فاصله زمانی آثاری از این دست در تکوین و تداوم گفتمان حقوقی پاسدار ارزش های خاص انسانی از جمله در ممنوعیت سلاح های شیمیایی می توان مشاهده نمود. تحقیقاتی که خود برآمده از اسناد و واقعیت های ثبت شده باشد، می تواند پشتوانه و دستاویز طرح دعاوی کشورهایی همانند ایران باشد که هم از حق خودشان در این مورد دفاع کنند و هم بانی و موسس سنت حسنه و نیکویی شوند که به نفع همه بشریت باشد. به همین خاطر است که مولف محترم به درستی اذعان دارد که:

«گرچه قبل از فاجعه حلبچه اقداماتی برای پیشگیری از تولید و کاربرد تسلیحات شیمیایی صورت گرفته بود که فی­المثل می توان به "پروتکل ژنو 1925" و "کنوانسیون 1972" اشاره کرد ولی یکی از بلندترین گام ها در زمینه خلع سلاح شیمیایی، "کنوانسیون منع گسترش، تولید، انباشت و به کارگیری سلاح های شیمیایی و انهدام آنها 1993" است. اقدامات ایران در مورد جمع بندی و ارائه گزارش های مفصل در مورد کاربرد سلاح های شیمیایی توسط ارتش عراق و همچنین عملیات تبلیغاتی گسترده ایران راجع به فاجعه حمله شیمیایی به حلبچه، از جمله مهم ترین مسائلی بود که زمینه توجه جهانی به مخاطرات گسترش و کاربرد تسلیحات شیمیایی را فراهم ساخت و گفته می شود که شکوائیه های ایران از جنایات جنگی عراق و عملیات رسانه ای ایران درمورد فاجعه بمباران شیمیایی حلبچه، در پیشبرد مذاکرات مربوط به کنوانسیون سلاح های شیمیایی 1993 بسیار تاثیرگذار بود». 

***متن کامل گفت و گوی تحلیل ایران با این مترجم جوان در بخش گفت و گوی سایت قابل مشاهده می باشد.***

تهیه و تنظیم : ر . ن

                               

پیامهای بازدید کنندگان
  مهدی عبادزاده
  شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۳ - ۱۸:۰۶
مطلب خوب و قابل تاملی بود از مترجم کتاب و نویسنده این مطلب بخاطر نکته سنجی هایشان ممنونیم


  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :