موضوعات ‌مرتبط: محیط زیست ایران

a/320 :کد

تحلیل ایران

فراستی:ایرانرود،عجایب هفتگانه را به هشتگانه تبدیل می کند

  چهارشنبه ۱۷ دی ۱۳۹۳ — ۰۹:۳۸
تعداد بازدید : ۱۵۵۸   

 دکتر علی فراستی لیسانس معماری از دانشگاه هوارد واشنگتن دی سی، فوق لیسانس شهرسازی از دانشگاه پلی تکنیک ویرجینیا و نخستین فارغ‌التحصیل ایرانی رشته ژئوپولیتیک از «مرکز مطالعات و پژوهش‌های ژئوپولیتیک فرانسه» وابسته به دانشگاه پاریس است. ایشان همچنین یکی از مدیران حفاظت محیط زیست در لس آنجلس هستند. از وی دهها مقاله و کتاب به زبان‌های فارسی؛ انگلیسی و فرانسه منتشر شده است.

فراستی همچنین زمانی عضو هیئت علمی دانشکده علوم سیاسی دانشگاه آزاد بود. وی در حال حاضر به عنوان مدرس با دانشگاه ایالتی کالیفرنیا همکاری دارد و در دیدار اخیر دکتر روحانی با نخبگان ایرانی مقیم ایالات متحده آمریکا نیز حضور داشت. دکتر فراستی به همراه تعدادی از کارشناسان و متخصصان ایرانی مقیم آمریکا علاقمند به تکمیل مطالعات انجام شده در گذشته در مورد طرح اتصال دریای خزر به دریای عمان می باشند؛ چرا که وی معتقد است که اجرای این پروژه، هشتمین شگفتی دوران معاصر را رقم خواهد زد. با وجود مخالفان زیادی که برای اجرای این طرح وجود دارد، از وی دلایل و انگیزه ایشان را از دامن زدن به بحث در مورد این پروژه پرسیدیم.در ادامه پاسخ های دکتر فراستی را به " تحلیل ایران " می خوانید.

 v     در ابتدا در مورد طرح ایرانرود(کانال اتصالی دریای خزر و دریای عمان) و اهدافی که این پروژه دنبال می کند توضیح دهید.

 طرح ایرانرود در اصل یک طرح ترانزیتی برای انتقال نفت و کالا است. به نظر می رسد یک پتانسیلی وجود دارد که می توان از این کانال ترانزیت، بخشی از مشکلات آب ایران را هم در درازمدت حل کرد و با انتقال آب به کویر و تبدیل کویر به دریاچه، شاید بتوان اقلیم منطقه مورد نظر را تغییر داد و طبق نظر آقای هومان فرزاد که مطالعات مفصلی در گذشته در این زمینه انجام داده اند این تغییر اقلیم از نظر ایشان شدنی است. البته ما هیچ اطلاعی نداریم که این طرح باعث تغییر اقلیم خواهد شد یا خیر و باید مطالعات بیشتری در این زمینه صورت بگیرد. حداقل چیزی که می توان گفت این است که کویر به یک منطقه آبی تبدیل خواهد شد که در آن کشتیرانی صورت خواهد گرفت و بخشی از مسیر ترانزیت از داخل دریاچه ها عبور کند و از محل درآمدهای ترانزیتی، هزینه مرمت و نگهداری دریاچه ها که بالا خواهد بود تأمین شود. این یک پروژه خودکفاست و نیاز به بودجه دولتی ندارد. با این فرض دنبال این قضیه هستیم که خود دریاچه به تنهایی مقرون به صرفه نیست و توجیه اقتصادی ندارد ولی اگر دریاچه سودش را از طریق ترانزیت تامین کند، در آن صورت بحث نگهداری دریاچه ها دارای توجیه اقتصادی خواهد بود.

باید بگویم من فقط نظرات و مطالعاتی که در این زمینه انجام شده را جمع آوری کرده و با زبان دیگری در صدد مطرح کردن آن هستم.

v     در مورد طرح های مشابهی که در دنیا صورت گرفته توضیح دهید و آیا انتقال آب بین حوضه ای با توجه به فاصله نزدیک به 2100 کیلومتری این دو دریا از هم آن هم در این وسعت، شدنی است؟

2100 کیلومتر فاصله بین دو دریاست ولی بین این دو دریا، آبی قرار نیست منتقل شود، یعنی آبی از دریای مازندارن به دریای عمان و برعکس از دریای عمان به دریای مازندارن ریخته نخواهد شد. این دو دریا اختلاف سطح زیادی دارندو احتیاجی هم به تبادل آب بین این دو دریا نیست. هدف این است که آب از اقیانوس یعنی آبی که در دریای عمان است، پمپاژ شده و به دریاچه رسیده و آب دریاچه ها را تأمین نمایدو حداکثر آبی که منتقل می شود تا جنوب سمنان خواهد بود تا دریاچه شکل بگیرد. بعد از آن کانال بعدی که آب و کشتی ها را به دریای مازندران انتقال می دهد با استفاده از آبهای دیگری باید این حوضچه ها پر شود. یک فرضیه این است که با آب خود دریای مازندارن پر شود یا باآبهای سطحی که وجود دارد. پاسخ  را باید در مطالعات آتی جستجو کرد.

مطالعاتی در زمان آقای هاشمی رفسنجانی در 10 جلد انجام شده است ولی ما هنوز آن را ندیده ایم، شاید آنجا پیش بینی شده باشد که آب آن حوضچه های پله ای از کجا قرار است تأمین بشود. اینها همه مواردی است که باید مورد بررسی قرار بگیرد ولی قطعا آبی از دریای مازندارن به خلیج فارس و برعکس ریخته نخواهد شد؛ مگر آنکه در آینده های دور گفته می شود که سطح آب دریای مازندران بالا خواهد آمد، در آن موقع می توان با توجه به پیامدهای ناشی از افزایش تراز آب دریای مازندران، راه حل هایی را پیدا نمود. اما در حال حاضر مشکل جهان بالا رفتن آب اقیانوس هاست و کشورهایی مثل مالدیو و جزایری در جنوب اقیانوس آرام در حال غرق شدن هستند، اگر ما این آب را بتوانیم به کویر منتقل کنیم آن وقت کشورهایی که در خطر غرق شدن هستند در آینده از ما بابت اینکه کمک کردیم تا غرق نشوند، سپاسگزار خواهند بود و اشکالی در این مورد دیده نمی شود.

ولی انتقال آب از حوضه ای به حوضه دیگر سابقه ای تاریخی دارد و در تمام طول تاریخ تمدن بشر جریان داشته است و اتفاقا ما ایرانی ها پیشتاز این کار بوده ایم. با احداث قنات ها آب را از حوضه ای به حوضه دیگر به صورت زیرزمینی می بردیم تا تبخیر نشود و آب را از رشته کوه های البرز به کویر می رساندیم و شهر ایجاد می کردیم. شهرهای یزد، کاشان و سایر شهرهای اطراف آن از قنات تغذیه می کردند. حتی مناطقی مثل گلپایگان یا در شهرهایی که آب از دل کوه بیرون می آید و بعضی ها گمان می کنند که این امر اتفاقی است، در صورتی که اینها قنات هایی بوده که هزاران سال قبل توسط اجداد ما حفر شده و با انتقال آب این شهرها را ساختند و آباد کردند. بخشی از این قنات ها امروز به دلیل افزایش بی رویه استخراج آب، خشک شده اند و دیگر در بیشتر این قنات ها آب جاری نمی شود.

کانال های عظیم آبرسانی که در زمان امپراطوری روم ساخته شد، باعث شکوفایی این امپراطوری و آبادانی شهرهای آن گردید. می توان گفت بزرگترین پروژه آبرسانی در دوره معاصر در کالیفرنیا انجام شده است. در حال حاضر 70 درصد آب شهر لس آنجلس با 12 میلیون نفر جمعیت، وارداتی است و این 70 درصد از سه کانال مختلف می آید که تنها یکی از آنها 800 کیلومتر طول دارد و از کوهها عبور می کند، به این طریق که آب به بالای کوه پمپ شده و سپس به صورت ثقلی به پایین می آید و هنوز هم در لس آنجلس از این آب استفاده می شود. پس به خاطر آب است که مردم به آنجا رفته اند وگرنه خود لس آنجلس آبی ندارد تا این همه جمعیت را تغذیه کند.

در نتیجه انتقال آب همیشه بوده و به عنوان بخشی از تمدن بشر است و هیچ اشکالی هم وجود ندارد که آب برای آسایش بشر منتقل شود و انسانها می توانند تمدنشان را در آنجا گسترش بدهند ولیکن انتقال آب در این حجم و ایجاد یک دریاچه با این گستردگی در جهان بی سابقه است و اگر این رویا محقق شود، عجایب هفتگانه دنیای مدرن به عجایب هشتگانه تبدیل خواهد شد و نظر خیلی از دوستان این است که ما هم قدرت، هم سابقه، هم تجربه و هم نیروی متخصص در این زمینه داریم، فقط باید یک اراده سیاسی برای ورود به مطالعات تکمیلی به وجود بیاید. البته مطالعات اولیه انجام شده است. باید بر روی طرح ها مطالعات دومی(مرحله شناخت) را انجام داد. آن چیزی که تا به امروز انجام شده است مطالعات امکان پذیری بوده که اعلام شده است که این طرح امکان پذیر است، حالا در مرحله شناخت باید بگوییم که چگونه این پروژه انجام بشود. این مرحله ای است که ما به دنبال آن هستیم. یک ارگان یا نهاد دولتی بودجه را تأمین کند و متولی این طرح بشود و امیدواریم در آینده یک انجمن شهروندی هم در کنار دولت، متولی پیشبرد این طرح بشود.

v     در مورد سابقه مطالعات انجام شده ، طرحی که شرکت دوتامپ ارائه داده و بر آورد هزینه اجرای این پروژه توضیح دهید.     

طبق گزارشات مرکز پژوهش های مجلس، سه طرح اعلام شده است. در سال های 1374 تا 1376 جمعی متشکل از 130 کارشناس و متخصص داخلی مطالعات امکان پذیری مقدماتی احداث آبراه کشتیرانی از دریای عمان به دریای مازندران را بررسی کرده و گزارشی در 10 جلد و 5000 صفحه تقدیم رئیس جمهور وقت کرده اند. این گزارش شامل بررسی های جامع جغرافیایی، زمین شناسی، مهندسی و تاثیرات زیست محیطی می شد و گزینه های مختلف ساخت آبراه را مورد بررسی قرار داده بود. در آبان ماه سال 1384 مرکز پژوهش های مجلس طرحی تحت عنوان" بررسی امکان پذیری اتصال دریاهای جنوب و شمال کشور" تنظیم نمود. در این گزارش ادامه مطالعات امکان پذیری توصیه شده و این پروژه را جسورانه ولی قابل اجرا دانسته و گفته شده به لحاظ اقتصادی هم قابل تعمق است.

دو طرح دیگر هم از طرف گروه ایرانیان مقیم آمریکا به دولت تحویل داده شد و اسم " ایرانرود " را بر روی یکی از آن طرح ها گذاشتند. این طرح ها مشابهت ها و تفاوت هایی با همدیگر داشته و هدف نهایی آنها فراهم کردن امکان انتقال نفت و گاز قفقاز و آسیای مرکزی از طریق خاک ایران، ایجاد یک منبع دراز مدت درآمد، توسعه طبیعی کویر و مناطق محروممرکزی و جنوب شرق کشور، رونق اقتصادی ایران و... است. ما به دنبال این هستیم که این همه مطالعات و زحماتی که در گذشته انجام گرفته به هدر نرود و به یک پاسخ قطعی برای اجرای این طرح برسیم که : آری یا خیر .

در مورد شرکت دوتامپ هم باید بگویم که شرکت دوتامپ یک شرکت ایرانی-آمریکایی است به مدیریت آقای فرید سیف؛ این شرکت طرحی را در زمان آقای خاتمی به دولت ایران ارائه کردندکه اگر این دو کویر را پر از آب بکنیم، بخشی از کانال ترانزیت خواهد توانست از طریق آن دریاچه ها عبور کند. من طرح شرکت دوتامپ را ندیده ام ولی با آقای فرید سیف تلفنی در تماس بودم و در جریان طرح ایشان قرار گرفتم. من به ایشان گفتم که اگر همین امروز این پروژه آغاز شود هزینه آن چقدر خواهد بود و ایشان گفت: عددی بین 75 تا 80 میلیارد دلار! اینکه این رقم واقعی است یا خیر را من نمی توانم بگویم و باید کارشناسان مربوطه نظر بدهند. ولی آیا فن آوری این کار شناخته شده است، قطعا جواب مثبت است. طبق گفته آقای سیف اگر دولت ایران تضمین های بین المللی لازم را بدهد، شرکت های خارجی برای سرمایه گذاری و فاینانس وارد این پروژه خواهند شد. همان کاری که در نیکاراگوئه انجام شد و دولت این کشور 100 درصد آن کار را با فاینانس بین المللی انجام داد.

v     با توجه به شرایط فعلی کشور و مشکلاتی که به خصوص در زمینه اقتصادی با آن روبرو هستیم آیا مطرح کردن این پروژه اولویتی دارد؟

ابدا؛ بنده اصلا معتقد به این نیستم که این پروژه در اولویت کارهای دولت قرار بگیرد. ما یک اولویت اورژانس در حال حاضر داریم و آن هم حل مشکل تأمین آب در شهرها و روستاهاست. بیش از 6000 روستا با تانکر آبرسانی می شوند و این به معنای یک فاجعه اجتماعی است. ما باید در ابتدا به تأمین آب روستاها و شهرها بپردازیم، ولی هیچ دلیلی وجود ندارد که ما در کنار اولویت هایمان، به یک پروژه بزرگ آبادانی و توسعه ایران فکر نکنیم.

بنده مطمئنم که کارشناسان و مسئولین وزارت نیرو و جهاد کشاورزی به جد دنبال حل مشکل آب هستند و این از اولویت های اول آنهاست. من حتی دیدم که آقای مهندس میدانی (معاون امور آب و آبفای وزارت نيرو ) تا ساعت 9 شب در دفترش مشغول کار بود و این واقعا جای تقدیر دارد که این همه مقامات و مسئولین به فکر مشکل آب هستند. این تلاش ها بسیار با ارزش است و مردم باید بدانند که این تلاش دارد صورت می گیرد و ما هم هر کمکی به لحاظ همفکری، انتقال تجربه و تکنولوژی اگر بتوانیم انجام خواهیم داد. ولی ما نمی توانیم بگوییم منتظر حل مشکل آب آشامیدنی باشیم و بعد فکر کنیم ، پروژه های بزرگ اجرا شود.

اینها می توانند در کنار هم اجرا شوند و اتفاقا ما به دولت نمی گوییم برای این کار نیرو اختصاص بدهد. تمام صحبت بنده با دکتر ستاری(معاون علمی و فناوری رئیس جمهور)و دیگر آقایانی که با ایشان ملاقات داشته ام این است که ما نمی خواهیم دولت، نیرویی برای این کار اختصاص بدهد، ما می خواهیم خودمان متولی بشویم. یک انجمن شهروندی می خواهیم راه بیندازیم. آقای دکتر روحانی بارها در سخنانشان تأکید کرده اند که شهروندان مسئولیت بر عهده بگیرند و ما می خواهیم کلید این قضیه را بزنیم. ما می خواهیم با مساعدت دولت، مسئولیت این کار را بر عهده بگیریم. ما به اندازه کافی کارشناس و متخصص داریم که حاضرند داوطلبانه به بررسی مطالعات بپردازند. به نظر من تشکیل این انجمن کارشناسی و شهروندی می تواند الگوی تمام کشور بشود و این انجمن می تواند متولی یک طرح عظیم ملی شود.

v     بسیاری از کارشناسان محیط زیست حتی با طرح این پروژه هم مشکل دارند و اعتقاد دارند که اجرای این پروژه تعادل هیدرولوژیک منطقه را به هم می زند، با ورود آبهای شور دریا به مرکز ایران، آبهای زیرزمینی در معرض شوری قرار می گیرند، با شکافتن کوهها و ورود به کویر، اکوسیستم بسیاری از مناطق دستخوش تغییرات بنیادین خواهد شد و بسیاری از گونه های حیوانی و گیاهی نابود خواهند شد، نظر شما در این ارتباط چیست؟

 در مورد شور شدن آبهای زیرزمینی و مسائل دیگر باید بگویم که این یک نظریه است و ثابت نشده که چنین مسأله ای اتفاق خواهد افتاد، ولی این هم یکی از دهها مواردی است که از دغدغه های گروه کارشناسی خواهد بود که در آینده تشکیل می شود. مثلا اینکه آیا همان آب شور منتقل شود یا در ابتدا آب شیرین شود و سپس منتقل شود، بنده نمی دانم؛ ولی اولین چیزی که باید به آن برسیم این است که آیا اصلا می خواهیم چنین پروژه ای را دنبال کنیم یا خیر. اگر قطعا به این نتیجه به عنوان یک سیاست ملی و استراتژیک رسیدیم که این پروژه به نفع ایران است، مرتبه ایران را ارتقاء می دهد و منافع بلند مدت اقتصادی، سیاسی و اجتماعی دارد، آن وقت باید وارد بشویم و ببینیم مشکلات محیط زیستی آن چیست و برای آن راه حل پیدا کنیم. کار مهندسی پیدا کردن پاسخ برای مشکلات است. چه کسی فکر آن را می کرد که می توان زیر دریای مانش تونل زد و با امنیت کامل قطارها و اتومبیل ها از زیر دریا عبور کنند.

ما باید اول به این نتیجه برسیم که این پروژه خوبی است یا نه؛ سپس اگر جواب مثبت بود درصدد رفع مشکلات برآییم. بنده از دوستان محیط زیستی می خواهم که در این پروژه ورود کرده و با انجمنی که در آینده تشکیل خواهد شد همکاری نمایند و دغدغه های خود را مطرح کنند.

v     شما کانال نیکاراگوئه را مثال زدید که 100 درصد اعتبار این پروژه با فاینانس بین المللی شرکت های چینی و آمریکایی تأمین شد در صورتی که شرایط کشور ایران با توجه به تحریم های بین المللی متفاوت با دیگر کشورهاست، آیا با این وجود باز هم به نظر شما این مسأله شدنی است؟

 اتفاقا مسأله بنده همین است. من از زمانی که این بحث را در مطبوعات ایران دامن زدم، بیشترین نقدی که می شود در مورد " نشدن ها " است و بیشتر نقد منفی است تا مثبت و این ناشی از روحیه  عمومی فضای ایران است که مسائل را معمولا از منظر " نشدن ها " می بینند تا " شدن ها ". من به دلیل اینکه در آمریکا زندگی و کار می کنم و با فرهنگ آنجا آشنا هستم باید بگویم که در آمریکا وقتی پروژه ای و رویایی مطرح می شود همه به این فکر می کنند که چگونه می توان آن پروژه را انجام داد و روی چگونه انجام دادن آن بحث می کنند. این در واقع تفاوت فرهنگی ماست. اصولا مشق نانوشته غلط ندارد. من در فرهنگی تحصیل و کار کرده ام که به من می گویند بنویس و اگر اشتباه کردی آن را اصلاح کن!

v     شما لازمه موفقیت آمیزبودن این طرح را در چه می دانید؟

 اول از همه باید بگویم بنده با توجه به تجربه ام از زندگی در غرب باید بگویم اول شهروندان ایران باید بخواهند که این پروژه انجام شود و بدون مشارکت مردم قطعا این پروژه سرانجامی نخواهد داشت. یک جایی بیاییم و به عنوان شهروند مسئولیت بر عهده بگیریم. ما به عنوان شهروند باید از دولت بخواهیم تا تسهیلات لازم را فراهم کند. بنده در سخنرانی آقای دکتر روحانی، آقای دکتر نهاوندیان و دکتر ستاری در نیویورک بودم. تمام تلاش دولت این است که بخش خصوصی و شهروندان فعال شود.

به نظر من وقتی این فضا در دولت وجود دارد باید از آن استفاده کرد. من دلیل موفقیت و ترقی جوامع غربی را در این می بینم که آنها بر کار دولت نظارت کرده و از دولت خواسته هایشان را مطالبه می کنند. به قول یکی از خبرنگاران ما هم متوهم هستیم هم متوقع! متوهم به اینکه هیچ کاری نمی توان کرد و متوقع به اینکه دولت باید همه کارها را بکند. به نظر من اگر شهروندان بخواهند دولت هم همکاری خواهد کرد.

v     پاسخ شما به منتقدینی که این طرح را غیرعملی و خیال پردازانه می دانند چیست؟

 من اتفاقا دوست دارم خیال پردازی کنم. به نظرم خیلی خوب است که انسان با یک رویای شیرین زندگی کند. طرح کانال مانش اولین بار در سال 1805 توسط یک آدم به ظاهر خیال پرداز مطرح شد ولی در سال 1980 اجرایی شد! طرح کانال پاناما هم 300 سال قبلتر از اجرای آن، بیان شد. چه اشکالی دارد که ما هم همچین رویایی داشته باشیم. ولی از لحاظ عملی بودن این پروژه، باید کسانی که می گویند عملی نیست با نظرات کارشناسی این گفته را ثابت کنند. دوستانی که می گویند نمی شود باید دید از چه زاویه ای به این طرح می نگرند. ما متأسفانه از " نشدن " شروع می کنیم و بعد می گوییم حالا ثابت کن که " می شود ". بنده می گویم که تکنولوژی این کار وجود دارد و نمونه های آن هم در دنیا هست.

در پایان باید بگویم که این پروژه، پروژه شهروندان ایران است نه دولت ایران. مردم ایران و متخصصان و کارشناسان اگر فکر می کنند که این پروژه خوب است، دست به دست هم بدهیم تا اجرایی شود.

ما هم در خارج ایران حمایت فکری و معنوی برای پیشبرد طرح خواهیم داشت و هر کاری بتوانیم انجام خواهیم داد. انجمن ایرانرود اگر به امید خدا تشکیل بشود هدفش این است که شهروندان و متخصصین را دور هم جمع کرده و با هم همفکری کنند و کسانی که دغدغه توسعه و آبادانی ایران را دارند دست به دست هم بدهند تا سود این پروژه نصیب نسل های آینده بشود.

*این پاسخ ها صرفا نظرات شخصی دکتر علی فراستی است و تحلیل ایران دخل و تصرفی در آن نداشته است.

 

                               



  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :