موضوعات ‌مرتبط: اجتماعی دین و اندیشه

a/33744 :کد

0

روش های امر به معروف و نهی از منکر

  چهارشنبه ۰۲ دی ۱۳۹۴ — ۰۷:۳۱
تعداد بازدید : ۲۱۳   
 تحلیل ایران -روش های امر به معروف و نهی از منکر

در امر به معروف و نهی از منکر پیش از هر اقدامی باید اندیشه کرد و شیوه صحیح را با توجه به ویژگی های مخاطب و نوع عمل پیدا نمود.

در امر به معروف و نهی از منکر پیش از هر اقدامی باید اندیشه کرد و شیوه صحیح را با توجه به ویژگی های مخاطب و نوع عمل پیدا نمود.

 

 

چکیده

با آنکه درباره موضوع «امر به معروف و نهی از منکر» کتاب‌ها و مقاله‌های متعددی نگاشته شده و از زوایای گوناگون به مطلب نگریسته شده است، اما جای خالی یک موضوع احساس می‌شود و آن اینکه امامان معصوم(ع) به عنوان الگو در امر به معروف و نهی از منکر، آیا روشی برای تأثیرگذاری بهتر این فریضه الهی داشته‌اند، یا نه؟ و اگر داشته‌اند، این روش‌ها کدامند و چگونه این انطباق و هماهنگی بین سیره زندگی ایشان و امر به معروف و نهی از منکر به وجود می‌آیدپ مقاله حاضر این روش‌ها را با توجه به زندگی امام رضا(ع) جست‌وجو کرده، و به معرفی دوازده روش پرداخته که شامل عمل به دستورات الهی، امیدوار کردن مخاطب، داشتن حسن ظن به مخاطب، معرفی الگوهای خوب و بد، بیان خوبی‌ها، ایجاد محبت، جایگزین کردن، رسوا کردن چهره‌های مختلف، بیان علت و فلسفه یک حکم، نمایش دسته‌جمعی، حالت استعلاء و حفظ عزّت نفس تا آخرین حد توان است.

کلیدواژه‌ها: تأثیرگذاری، امر به معروف، نهی از منکر، امام رضا(ع).

 

مقدمه

حضرت علی ( علیه السلام ) در نامه ای خطاب به امام حسن ( علیه السلام ) می فرمایند: امر به نیکی کن تا خود از نیکوکاران باشی. با دست و زبانت مانع انجام کار زشت شو و زشتی آن را یادآوری کن، و به قوّت تمام از هر آن کس که کار زشت مرتکب می شود، دوری گزین، و در راه خدا تا سر حدّ توان تلاش کن، و سرزنش سرزنشگران تو را از تلاش در راه خدا باز ندارد (نهج البلاغه، نامه 31).

 

در این عبارات، ابتدا حضرت از امر به معروف و نهی از منکر و سپس از جهاد سخن گفته است؛ زیرا امر به معروف و نهی از منکر، خود از مصادیق جهاد است و معروف است. ازاین رو، حضرت می فرمایند: امر به معروف کن تا از اهل معروف باشی، و نیز اشاره می فرمایند که با تمام توان این کار را انجام بده. این خود می تواند نمایانگر این مطلب باشد که لازم است به این فریضه الهی از منظرهای گوناگون نگاه شود. البته تنوّع این روش ها موجب تأثیرگذاری بیشتر است.

 

از سوی دیگر، قرآن کریم به ما دستور می دهد که وقتی خواستید وارد خانه شوید از در وارد شوید: درباره هلال های ماه از تو سؤال میکنند، بگو: آنها، بیان اوقات (و تقویم طبیعی) برای (نظام زندگی) مردم و (تعیین وقت) حج است و (آن چنان نکنید که در جاهلیت مرسوم بود که هنگام حج، که جامه احرام میپوشیدند، از در خانه وارد نمیشدند و از نقب پشت خانه وارد میشدند!) کار نیک آن نیست که از پشت خانهها وارد شوید، بلکه نیکی این است که پرهیزگار باشید و از در خانهها وارد شوید، و تقوا پیشه کنید تا رستگار گردید (بقره: 189).

 

آیه قرآن در صدد بیان یک حقیقت کلی است که راه موفقیت در هر عملی را نشان می دهد. امام باقر ( علیه السلام ) در تفسیر این آیه می فرمایند: یعنی: برای هر کاری از راهش وارد شوید. هر عملی را از آن سو که باید، انجام دهید (تفسیر عیاشی، ج 1، ص 86). در این باره امام رضا ( علیه السلام ) فرمودند: هر که کار را از راهش بخواهد نمی لغزد، و اگر هم بلغزد چاره ای برایش خواهد بود (مجلسی، 1420، ج 71، ص 340).

 

در امر به معروف و نهی از منکر نیز پیش از هر اقدامی باید اندیشه کرد و شیوه صحیح را با توجه به ویژگی های مخاطب و نوع عمل پیدا نمود. برای مثال، در برخورد با گناهی که سر زده است به این سؤالات باید فکر کرد:

ـ موضع گیری فردی کافی است یا باید با هماهنگی دوستان و خانواده عمل کنیم؟

ـ ارشاد زبانی لازم است یا اقدام عملی؟

ـ از زبان تشویق استفاده کنیم یا از زبان تهدید؟

وقتی راه منطقی و ثمربخش امر به معروف و نهی از منکر را یافتیم باید به ادای تکلیف و انجام وظیفه بپردازیم.

 

جریان برخورد و بحث حضرت ابراهیم ( علیه السلام ) با آزر، خود بیانگر روش منطقی انبیا، حتی در مقابل بت پرستان است (انعام: 79).

طرز پاسخ گویی قرآن نیز که از افراد می خواست با مراجعه به عقلشان قضاوت کنند (نمل: 59، 60 و 64؛ مؤمنون: 85، 85، 88 و 90) مؤید همین مطلب است.

البته دلیل انتخاب این موضوع با توجه به سیره امام رضا ( علیه السلام ) بیش از همه، درک عمیق تر از زندگی ایشان است، بخصوص که ایشان مدتی در ایران بودند و با مردم ایران ارتباط زیادی داشتند. بنابراین، پرداختن به یک موضوع حتی جزئی و پراهمیت در زندگی ایشان می تواند ابعاد تازه ای را از زندگی ایشان برای ما روشن نماید؛ چراکه امام رضا ( علیه السلام ) الگوی کاملی برای انسان ها هستند، چه در دوران زندگی و حیات خود و چه برای مردمان پس از خود.

 

ایشان دارای سرشتی بودند که همگان را به شگفتی وامی داشتند و دوست و دشمن را فریفته و شیفته خود می ساختند؛ بدان گونه که همواره زبان به ستایش ایشان می گشودند و از بزرگی انسانی ایشان سخن ها می گفتند و پیروان راستین امام، شخصیت آن حضرت را نمونه و الگوی رفتاری خویش قرار می دادند. بدین روی، آنان که شیفته آن امام بزرگند، باید همان گونه باشند که او بود و بدان سان زندگی کنند که امامشان می زیست و خود را با معیارهای رضوی محک بزنند.

البته پس از بررسی مقاله ها و کتاب هایی که درباره امر به معروف و نهی از منکر نگاشته شده است، معلوم می شود که در این میان، کمتر به شیوه های امر به معروف و نهی از منکر در معصومان ( علیهم السلام ) توجه شده است.

 

معرفی روش های تأثیرگذار ایشان در این زمینه، افق تازه ای در بین مسلمانان و شیعیان آن حضرات در عمل به این واجب الهی می گشاید و مشکل اصلی ما را در امر به معروف و نهی از منکر، که ندانستن شیوه های درست عمل به این واجب است، برطرف می کند و اجرای این مهم را برای ما آسان تر می سازد.

 

1. عمل به دستورات الهی

وقتی به قوانینی که در بین همه کشورها به صورت قوانینی مشترک و قابل قبول است، مراجعه کنیم به حقوق اولیه ای بر می خوریم که قوانین اسلام نیز به آنها اذعان دارد؛ مانند رفتار با یکدیگر با روحیه برادری، برابری با وجود تفاوت رنگ و نژاد و زبان، داشتن امنیت شخصی، نفی بردگی، نفی شکنجه، حفظ شخصیت حقوقی، منع بازداشت خودسرانه، و اجتناب از دخالت در زندگی خصوصی دیگران. (اعلامیه جهانی حقوق بشر، مواد 1ـ10) بهترین راهکار اجرایی شدن این قوانین، محافظت از راه های متعدد است که بهترین این راه ها را می توان در اسلام و سیره مصومان ( علیهم السلام ) مشاهده نمود.

 

نخستین و مؤثرترین روش برای دعوت دیگران به نیکی ها و بازداشتن از زشتی ها، آراستگی خود افراد بشر به تقوا و اخلاق نیکوست. صاحب جواهر، از فقهای شیعه، در این باره می نویسد:

آری، از بزرگ ترین راه های امر به معروف و نهی از منکر و والاترین و مؤثرترین آنها، خصوصاً نسبت به زعیمان دینی، این است که جامه کار نیک بپوشند و در کارهای خیر از واجب و مستحب پیش قدم باشند و جامه زشت کاری را از اندام خود دور کنند و نفس خویش را به اخلاق عالی تکمیل و از اخلاق زشت پاک سازند که این خود سبب مؤثر و کاملی است تا مردم به معروف گرایش پیدا کرده، از منکر دوری گزینند... (نجفی، 1366، ج 21، ص 382).

 

خداوند متعال می فرماید: أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ (بقره: 44)؛ آیا مردم را به نیکی امر می کنید و خود را فراموش می کنید؟

در زندگی ائمّه معصوم ( علیهم السلام ) نیز می بینیم بیشترین تأثیر امر به معروف و نهی از منکر به دلیل مطابقت رفتار آنها با گفتارشان بوده است. ایشان در برخورد با دیگران و یا با نوع زندگی خود در جامعه و با انجام عبادات خویش، روش زندگی مردم را اصلاح می کردند.

رجاء بن ضحّاک ـ فرستاده مأمون برای بردن امام رضا ( علیه السلام )، از مدینه به مرو ـ می گوید: از مدینه تا مرو خدمت حضرت رضا ( علیه السلام ) بودم و تمام رفتار و حرکات ایشان را زیر نظر داشتم. سوگند به خدا، کسی را در پرهیزگاری و ذکر خدا در همه اوقات و شدت خوف از خدا مانند او ندیدم. علی بن موسی ( علیهِما السَّلام ) پس از اقامه نماز صبح، در مصلای خود می نشست و مشغول تسبیح و تکبیر و ستایش خداوند بود و بر پیامبر ( صلّی الله علیّه و آله ) و خاندانش درود می فرستاد تا زمانی که خورشید طلوع می کرد (صدوق، 1378ق، ج2، ص 194).

 

یکی از اهداف شیطانی مأمون از طرح مسئله ولایت عهدی امام رضا ( علیه السلام ) این بود که آن حضرت را به دستگاه پرزرق و برق خلافت و در نهایت، به دنیادوستی و جاه طلبی متهم کند (ابن شهرآشوب، 1384، ج 4، ص 363)، ولی مناعت طبع و مقام زهد پیشوای هشتم توطئه او را خنثا کرد. امام ( علیه السلام ) پس از پذیرش ولایت عهدی نیز با بی اعتنایی به تشکیلات سلطنتی مأمون، به زندگی ساده و بی آلایش دوران پیش از ولایت عهدی خود ادامه دادند؛ چنان که ابوعباد مقام زهد و ساده زیستی حضرت رضا ( علیه السلام ) را چنین توصیف می کند: حضرت رضا ( علیه السلام ) در تابستان بر روی حصیر می نشستند و در زمستان بر روی گلیم، و لباس های زبر و خشن بر تن می کردند؛ ولی هنگامی که در برابر مردم ظاهر می شدند خود را برای آنان می آراستند (صدوق، 1378 ق، ج 2، ص 192).

 

بدین سان، ایشان با عمل خود، معروف و منکر را به مردم نشان می دادند و مردم را در شناساندن راه صحیح راهنمایی می کردند. در این باره، ابراهیم بن عبّاس می گوید:

هرگز ندیدم که حضرت رضا ( علیه السلام ) با سخنش به احدی جفا کند. هرگز کلام کسی را قطع نمی کرد تا از سخن خارج شود. هرگز با داشتن قدرت، نیازمندی را رد نکرد. هرگز در حضور دیگران پایش را دراز نمی کرد. هرگز غلامان و خدمت کاران را فحش و ناسزا نمی گفت. هرگز آب دهانش را روی زمین نمی انداخت (در حضور کسی) قهقهه سر نمی داد. خنده اش تبسّم بود. در خلوت و تنهایی، سفره را می گسترد و همه غلامان، حتی دربان و کارپرداز خانه را هم بر سر سفره می نشانید (بروجردی، 1376، ج1، ص 171، ج 233).

 

ایشان در حدیثی می فرمایند: شیعیان ما کسانی هستند که تسلیم امر و نهی ما باشند؛ گفتار ما را سرلوحه زندگی در عمل و گفتار خود قرار دهند و مخالف دشمنان ما باشند، و هر که چنین نباشد از ما نیست (حرّ عاملی، 1414ق، ج 11، ص 403).

2. امیدوار کردن مخاطب

ممکن است گنه کار به قدری آلوده و در گناه غوطه ور شده باشد که خود را بدبخت و محروم بپندارد و برای خود راه نجاتی در پیش رو نبیند. لازم است کسی که نهی از منکر می کند، آنها را بازسازی نماید و با بیان نمونه هایی از عفو الهی و مصداق هایی از آن او را امیدوار کند و ناامیدی و یأس را از او دور سازد. باید به او گفت: یأس و ناامیدی از گناهان کبیره است و او به راحتی می تواند در مسیر بهره گیری از رحمت الهی قرار گیرد.

 

روزی یکی از منافقان در مجلسی به حضرت ابوالحسن امام رضا ( علیه السلام ) گفت: بعضی از شیعیان و دوستان شما خمر می نوشند؟ امام فرمودند: سپاس خداوند حکیم را که آنها در هر حالتی که باشند، هدایت شده و در اعتقادات صحیح خود ثابت و مستقیم هستند. سپس یکی دیگر از همان منافقان که در مجلس حضور داشت، به امام ( علیه السلام ) گفت: بعضی از شیعیان و دوستان شما نبیذ می نوشند؟ حضرت فرمودند: بعضی از اصحاب رسول خدا نیز چنین بودند. منافق گفت: منظورم از نبیذ، آب عسل نیست، بلکه منظورم شراب مست کننده است. ناگاه حضرت با شنیدن این سخن، عرق بر چهره مبارکشان ظاهر شد و فرمودند: خداوند کریم تر از آن است که در قلب بنده مؤمن علاقه به خمر و محبت ما اهل بیت رسالت را کنار هم قرار دهد و هرگز چنین نخواهد بود. سپس حضرت لحظه ای سکوت نمودند و پس فرمودند:

 

اگر کسی چنین کند و بدان علاقه نداشته باشد و از کرده خویش پشیمان گردد، در روز قیامت مواجه خواهد شد با پروردگاری مهربان و دلسوز، با پیغمبری عطوف و دل رحم، با امام و رهبری که کنار حوض کوثر است، و دیگر بزرگانی که برای شفاعت و نجات او آمده اند. اما تو و امثال تو در عذاب دردناک و سوزان برهوت گرفتار خواهید بود (مجلسی، 1420ق، ج 27، ص314، ح 12).

همان گونه که می بینیم، امام رضا ( علیه السلام ) ضمن آنکه سخنانی را بیان می کنند که بر محفوظ بودن حقوق افراد دلالت دارد، اما در ضمن، از اموری نهی می کنند که در ظاهر ممکن است آزادی افراد تلقی شود و حتی اعلامیه حقوق بشر نیز این آزادی ها را به رسمیت بشناسد؛ اما در واقع، آنچه با منطق حقوق بشری سازگار است این است که نهی از چنین اموری با روشی زیبا و دل پسند انجام گیرد.

 

3. حسن ظن به مخاطب (مثبت اندیشی)

هدف از امر به معروف و نهی از منکر اصلاح جامعه و هدایت و اجرای حدود و ترویج مکارم اخلاقی است. بنابراین، کسی که برای چنین هدفی تلاش می کند باید رضای خدا را در نظر بگیرد و با خلوص نیت و حسن ظن، افراد ناآگاه و فریب خورده را آگاه کند و این عمل را وسیله ای برای رسیدن به مقام و مال و مقاصد دنیوی دیگر قرار ندهند. امام خمینی ( ره ) در این باره می فرمایند: سزاوار است آمر به معروف و ناهی از منکر در امر به معروف و نهی از منکر و مراتب آن مانند طبیب مهربان و پدر رئوفی باشد که رعایت مصلحت بیمار و فرزند را می کند؛ قصدش فقط رضای خدا باشد (خمینی، 1409ق، ج1، ص 442).

 

علی بن سوید می گوید: به امام رضا ( علیه السلام ) عرض کردم من با زنان زیباروی فراوانی سر و کار دارم و هنگامی که به آنان می نگرم از زیبایی آنها لذت می برم. امام ( علیه السلام ) فرمودند: اگر نیت صادق داشته باشی و هدفت شهوت رانی نباشد مانعی ندارد. مواظب باش که به زنا آلوده نشوی. از موجبات آن بپرهیز؛ زیرا زنا برکت و ایمان را نابود می سازد (حر عاملی، 1414ق، ج 14، ص 331، ح 3).

 

اگر او این سؤال را از دیگری می پرسید پاسخگو ابتدا در تعجب بسیار به سرمی برد که آیا واقعاً تو چنین می کنی؟! سپس شروع به نهی او می کرد. اما امام، که خود صاحب تمام مکارم اخلاقی است، در حق بندگان خدا نیز به همین شکل رفتار می کند و موضوع را به این صورت بیان می کند که شاید منظورت شهوت رانی نبوده است؛ اما اگر غیر این است باید از این کار بپرهیزی. بنابراین، امام صورت دیگری از این قضیه را برایش مطرح می سازند تا او را متوجه خطای خود کنند و امر به معروف نیز بر او مؤثرتر واقع شود.

 

بنابراین، افراد جامعه اگر بخواهند حقوق تمام افراد همه جا محفوظ بماند حتماً باید نگاهی دلسوزانه به یکدیگر داشته باشند تا بتوانند به دیگران کمک کنند. شاید طرف مقابل واقعاً نداند و شاید متوجه عواقب گناهی که می کند نباشد. البته امام اینجا شاید در مقام بیان فتوای صریح نبوده اند. به همین دلیل، ابتدا هدف ایشان این است که به طریقی فرد را بهتر متوجه خطایش بنمایند و این به دلیل مهربانی زیادی است که در ایشان وجود دارد.

 

4. معرفی الگوهای خوب و بد

برای پذیرش امر به معروف و نهی از منکر، می توان به معرفی الگوهای خوب و بد در هر زمینه پرداخت. صبر ایّوب، عفّت یوسف، شکرگزاری سلیمان و خضوع و خشوع ابراهیم، همه الگوهای معرفی شده از زبان قرآن هستند.

 

وقتی امام رضا ( علیه السلام ) در مقابل منافقی قرار گرفتند که به دلیل قبول ولایت عهدی طاغوت زمان، ایشان را مورد سؤال قرار داد و قصد داشت چنان که پاسخ درستی از آن حضرت نشنود ایشان را با سلاحی که مخفی کرده بود، نابود کند، پاسخ دادند: آیا اینها بدتر است، یا کفر پادشاه مصر و درباریانش؟ آیا اینها مسلمان و معتقد به وحدانیت خدا نیستند؟ حضرت یوسف با اینکه پیامبر و نیز پسر پیامبر و نوه پیامبر بود، از پادشاه مصر تقاضا کرد تا وزیر دارایی و خزانه دار اموال و دیگر امور مملکت باشد و حتی در جای عزیز مصر نشست؛ در جایی که می دانست او کافر محض است. من نیز یکی از فرزندان رسول خدا ( صلّی الله علیّه و آله ) هستم و تقاضای دخالت در امور حکومت را نداشتم، بلکه آنان مرا در برابر چنین امری مجبور کردند و به ناچار و بدون رضایت قلبی بر چنین موقعیتی قرار گرفتم. آن شخص جواب حضرت را پسندید و تشکر کرد و از قصد خود برگشت (راوندی، 1409ق، ج2، ص 766، ح86).

 

بدین سان، ایشان برای پذیرش یک امر معروف، استناد به عمل یکی از پیامبران نمودند و همین منجر به پذیرش آن شخص و از بین بردن تردید او گردید. و چه الگویی بهتر از امامان معصوم ما ( علیهم السلام ) که این چنین در کنار انجام وظیفه الهی خود، اخلاق نیک را در بالاترین سطح خود رعایت می کردند؟

در همه جای دنیا، افرادی هستند که تا حدّی می توانند الگوی سایر مردم باشند، به سمت کارهای خوب می روند و با همین صفت هم شناخته می شوند، با ظلم می جنگند و در مقابل ظالمان می ایستند. چقدر خوب است که در همه جا این افراد به مردم شناسانده شوند تا دیگران نیز با معروف آشنا شوند و بدان عمل کنند.

 

5. بیان خوبی ها

در نهی از منکر و امر به معروف، لازم است فقط بر نقاط ضعف تکیه نشود و خوبی ها و نقاط قوّت مخاطب هم بیان شود؛ زیرا این امر او را در شنیدن و عمل به معروف و اجتناب از منکر یاری خواهد داد و سوءظن او را نسبت به آمر به معروف و ناهی از منکر از بین می برد.

از امام رضا ( علیه السلام ) نقل شده است که فرمودند: خداوند رحمت کند بنده ای را که امر ما را [ولایت] زنده کند. راوی می گوید: گفتم: چگونه امر شما را زنده کند؟ فرمودند: علوم ما را فراگیرد و به مردم بیاموزد. اگر مردم زیبایی های سخنان ما را بدانند از ما پیروی خواهند کرد (آرام و دیگران، 1380، ج 1، ص51).

 

از جمله این سخنان زیبا، حدیثی است که جرجانی از امام هشتم ( علیه السلام ) از پدرش موسی بن جعفر ( علیه السلام ) ـ درباره قدر و منزلت مؤمن نزد ملائکه الهی روایت کرده است که جماعتی از دوستان امام صادق ( علیه السلام ) در شبی مهتابی و منوّر گرد حضرتش بودند و آسمان کاملاً نورانی به ستارگان بود. گفتند: یابن رسول اللَّه، این نیلگون آسمان چقدر روشن است! و نور ستارگان و کواکب بسیار درخشنده است! امام در پاسخ آنان فرمود: شما این چنین میگویید، اما فرشتگان مدبّر و کارگزار، جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و قابض الارواح، از فراز آسمان به شما و برادرانتان مینگرند و (انعکاس) نور شما (مؤمنان طرفدار اهل بیت ( علیهم السلام )) به آسمان و ایشان بسیار روشنتر از انوار این ستارگان است و همین وصف شما را آنان نیز می گویند که چه نیکوست نور این مؤمنان در ملکوت! (صدوق، 1372، ج 1، 648، باب 30).

 

ایشان درباره علت واجب شدن وضو پیش از نماز می فرمایند: علت واجب شدن وضو پیش از نماز این است که وقتی شخص برای مناجات با خدای جبّار می ایستد پاک باشد و از آلودگی های ظاهری خود را بشوید. علاوه بر آن، وضو موجب از بین رفتن حالت کسالت و خواب آلودگی و پاک ساختن دل برای مناجات با خداوند جبار می گردد (صدوق، 1385، ج 1، ص 279).

 

نیز میزان ارزش عالم و فقیه در روز قیامت، نسبت به عابد را این گونه بیان می دارند: روز قیامت به عابد گفته می شود: در دنیا مرد خوبی بودی، همّت و کوشش تو به صلاح خودت بود و بار زحمت خود را از دوش دیگران برداشتی. بنابراین، به بهشت در آی (به تنهایی بدون اینکه دیگری را با خود ببری.) اما به فقیه، که خیرش را به مردم می رساند، آنها را از دشمنان نجات می دهد و نعمت های بهشت الهی را بر آنان سرشار می سازد، و رضای خدای تعالی را برای مردم روشن می سازد، در روز قیامت گفته می شود: ای کسی که کفیل و سرپرست یتیمان آل محمد ( صلّی الله علیّه و آله ) بودی، افراد ضعیف از محبّان و دوستان آل محمد ( صلّی الله علیّه و آله ) را هدایتگر بودی. درنگ کن تا برای هرکس که از تو بهره ای گرفته یا علمی اندوخته است، شفاعت کنی.

 

عالم می ایستد، و شفاعت می کند. بدین سان، ده فئام (ده گروه صد هزار نفری) همراه او به بهشت می روند. اینان کسانی بودند که علوم خود را از عالم گرفته بودند، یا از شاگرد او یا از شاگرد شاگرد او، و همین گونه تا روز قیامت. پس بنگرید چه تفاوتی بین این دو مقام (عالم به علوم اهل بیت، با عابد) وجود دارد (مجلسی، بحار، 1420ق، ج 2، ص5ـ6، ح 10).

بیان کدام یک از این مطالب دل انسان را نرم نمی کند و رغبت او را در رفتن به سمت معروف و پرهیز از منکرات ایجاد نمی کند.

 

6. ایجاد محبت در دل مخاطب

عشق و محبت بهترین تأثیرگذاری را در امر به معروف و نهی از منکر دارد. در قرآن، موارد زیادی وجود دارد که خداوند نعمت های خود را بیان کرده است تا علاقه افراد را نسبت به خود زیاد کند و چه خوب است معلمان ما، پدرها، مادرها، بزرگ ترها و مسئولان نسبت به افراد زیردست خود از این شیوه استفاده کنند؛ دل سوزی و کارهای مثبت خود را برای آنها بیان کنند تا مخاطبان مجذوب ایشان شوند و سخنان آنها تأثیر بیشتری بگذارد.

این امر نه تنها در جهت مثبت، بلکه حتی در جهت منفی هم اثر دارد. شیطان وقتی می خواست آدم و حوّا را گم راه کند خود را خیرخواه و دل سوز معرفی کرد و بر آن سوگند یاد کرد. سپس آنها را در جهت خواسته خود ترغیب کرد.

 

خادم می گوید: وقتی امام رضا ( علیه السلام ) خلوت می کردند، تمام افراد و خدمت گزاران خود را از کوچک و بزرگ نزد خود گرد می آوردند و با آنها سخن می گفتند و انس می گرفتند و آنها را مأنوس خود می ساختند. آن حضرت چنان بودند که هر گاه بر سفره طعام می نشستند، هر کوچک و بزرگی حتی میرِ آخور و حجّام را بر سفره خود می نشاندند (صدوق، 1372، ج 2، ص159).

ایشان غیر خویشان خود را که دارای تقوا و دیانت بودند، به خود نزدیک می کردند و انواع محبت ها را به آنان می نمودند (مجلسی، 1420ق، ج 49، ص 221، ح 10).

 

هرگاه مالی به دست ایشان می رسید، همه را انفاق می کردند. بخشش ایشان به مردم فراوان بود. در یک روز عرفه، تمام مال خود را به فقرا انفاق کردند (عطاردی، 1406 ق، ج1، ص48، مقدمه).

به شعرایی که در مدح ائمّه معصوم ( علیه السلام ) و مصایب آنان اشعاری می سرودند مال فراوانی می دادند (مجلسی، 1420ق، ج49، ص234ـ260، ب 17) در اعیاد و روزهای مهم مذهبی، اگر کسی از آن حضرت عیدی می خواست، عیدی ارزشمندی به او می دادند. به بعضی از دوستان خود در حال سفر، برای سوغاتی کمک مالی می کردند. گاهی در مقابل درخواست دوستان، لباس و نعلین خود را به آنان می بخشیدند. هرکس به خانه آن حضرت وارد می شد، حتماً به او غذا می خورانیدند و کسی از خانه آن حضرت گرسنه بیرون نمی رفت (مجلسی1420ق، ج71، ص352، ح8).

منبع : فارس

                               



  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :