موضوعات ‌مرتبط: سیاسی تحلیلی

a/429 :کد

سه بازیگر اصلی حادثه شارلی ابدو

محمد قادری

  پنجشنبه ۰۲ بهمن ۱۳۹۳ — ۱۷:۵۵
تعداد بازدید : ۱۸   

سه بازیگر اصلی حادثه شارلی ابدو؛

ذبح امنیت فرانسه با گیوتین فرزندان دوگل

این روزها مقامات فرانسوی، خود را اصلی ترین "قربانی تروریسم" در دنیا قلمداد می کنند! فرانسوا اولاند از اینکه دیگر مقامات عضو منطقه یورو او را در آغوش کشیده و با وی در خصوص حمله با دفتر نشریه شارلی ابدو همدردی می کنند حس غرورآمیزی دارد! حزب سوسیالیست فرانسه نیز به مانند حزب راستگرای میانه رو به رهبری نیکولا سارکوزی نسبت به آنچه در پشت پرده معادلات امنیتی پاریس رخ می دهد آگاه است.

درست در همین نقطه است که " سارکوزی" و " اولاند" به یکدیگر می رسند!

بازی کمی پیچیده است اما با چینش چند پازل اصلی در کنار یکدیگر ، تصویر مجازی ایجاد شده توسط مقامات سیاسی و امنیتی فرانسه محو گردیده و " تصویر واقعی" جایگزین آن خواهد شد. تصویری که پرده برداری از آن تن مقامات فرانسوی را به لرزه در می آورد!

هم اکنون سوسیالیستها و راستگرایان در فرانسه، برگزاری مانور اخیر در پاریس را نماد وحدت خود در مواجهه با " تروریسم " می دانند، تروریسمی که از درون خود جامعه فرانسه و دستگاههای امنیتی این کشور برخاسته است.  فرانسوا اولاند در کشورش عزاي عمومي اعلام کرده و از اينکه کشورش قرباني تروريسم، شده است اعلام نارضايتي و وحشت مي کند!

پيامهايي که براي ابراز همدردي با رئيس جمهور فرانسه و دستگاههاي امنيتي اين کشور و قربانيان حادثه فرستاده مي شود داراي يک ادبيات مشترک است: اينکه همه از بروز اين حادثه در " حيرت" قرار دارند. در فرانسه نوعي " آنارشيسم امنيتي" حاکم شده است که هر لحظه لايه هاي اجتماعي گسترده تر و بيشتري را درگير خود ساخته است.

در میان این هیاهو،  "صورتبندي واقعي ماجرا" حلقه مفقوده ای است که دسترسی افکار عمومی به آن، خط قرمز امنیتی مقامات فرانسوی محسوب می شود.

بازیگران ماجرا چه کسانی هستند؟

سه بازیگر  اصلی حادثه شارلی ابدو، " جریانهای تکفیری"،" جریان راست افراطی" و نشریات هتاک" بوده اند. به عبارت بهتر، حتی قربانیان حادثه تروریستی خود نیز بخشی از یک پازل پیچیده در کشورشان بوده اند، پازلی که به دست سازمانهای امنیتی فرانسه در سال 2012 جا به جا شده و به عاملی جهت " ابراز خشم  مسلمانان" تبدیل شدند.

نشريه شارلي ابدو، در سال 2012 ميلادي به بهانه آزادي بيان به خود اجازه داد تا کاريکاتورهاي هتاکانه اي را عليه شخصيت نوراني پيامبر بزرگوار اسلام، حضرت محمد ( صلي الله عليه و آله) را به تصوير بکشد و از اين اقدام وقيحانه خود نيز دفاع کند!  به طور کلی مطالب این مجله شامل نقد و تمسخر کاتولیک فرانسه، یهودیت در فرانسه، اسلام در فرانسه، سیاست و حتی فرهنگ عامه فرانسه می‌شود.

در دستگاههای دولتی و امنیتی فرانسه در آن زمان نه تنها این هتک حرمت علنی را محکوم نکردند، بلکه به بهانه " آزادی بیان"، پروسه " تحقیر جمعی مسلمانان" را در جامعه خود راهبری و مدیریت کردند. الیزه نشینان و دستگاههای امنیتی فرانسه هرگز تصور نمی کردند که روزی قدرت " جابه جایی" این پازل را از دست بدهند.

بازیگر دیگر در این میدان، جریان راست افراطی بوده است. جریانی که طی سالهای اخیر نقش به سزایی در " تحقیر مسلمانان" و" مهاجرین" داشته است. پ اکسازی نژادی بر اساس تعلقات ملی گرایانه و خالص سازی کشور بر اساس هویت فرانسوی، از اصلی ترین اهداف و رویکردهای جریان راست افراطی محسوب می شود.

جریان راست افراطی ضد اتحادیه اروپا و منطقه یورو است و از این رو توانسته است در سایه بی کفایتی دو حزب سوسیالیست و راستگرای میانه در فرانسه، توجه عده زیادی از شهروندان این کشور را به خود جلب نماید. پیروزی اخیر جبهه ملی (جریان راست افراطی فرانسه) در انتخابات پارلمانی اروپا نشان داد که این جریان سیاسی - اجتماعی توانسته است با مانور بر روی "عدم وابستگی به اروپای واحد" در درون جامعه دست به جذب مخاطب بزند.

در این میان برای بسیاری از کسانی که نسبت به جریان راست افراطی اقبال پیدا کرده اند، عقاید ضد مهاجرتی و ضد دینی این حزب اهمیتی ندارد، اما تمرکز این حزب بر روی تقابل محض با اتحادیه اروپا و منطقه یورو و در نتیجه، عدم اجرای طرح های ریاضتی تحمیلی منجر به جذب رای دهندگان فرانسوی شده است.

از سوی دیگر، چرخش قدرت میان راستگرایان میانه رو و سوسیالیستها در قدرت و ناکامی هر دوی آنها در حل معضلات اقتصادی و اجتماعی شهروندان فرانسوی سبب شده است تا آنها به یک " جریان سوم گرایش پیدا کنند. این احساس نیاز عمومی به صورتی جدی از سوی "مارین لوپن" رهبر جریان راست افراطی درک شد . در چنین وضعیتی، لوپن خود را به عنوان نماد و مصداق این " جریان سوم" معرفی کرد .

بازيگران دیگر اين صحنه، تکفيري هاي مقيم فرانسه هستند که اکثر آنها متولد اين کشور و داراي تابعيت فرانسوي هستند. سعید کواشی از پدر و مادر الجزایری در فرانسه متولد شد . وی به همراه برادرش شریف کواچی در تاریخ هفتم ژانویه ۲۰۱۵ در دفتر نشریه طنز شارلی ابدو دست به تیراندازی و کشتن دوازده نفر نموده و سپس متواری شدند. برادران کواشی هر دو دارای تابعیت فرانسوی و ساکن این کشور بوده اند.

نقطه اتصال بازیگران حوادث تروریستی پاریس به یکدیگر

در اینجاست که باید نقاط اتصال و بستر بازی بازیگران حادثه تروریستی شارلی ابدو را شناسایی کرده و مورد تجزیه و تحلیلی قرار دهیم . به عبارت بهتر، پس از شناسايي بازيگران  اصلي منازعه اخير در فرانسه ، سئوال مهم ديگري به ذهن خطورمي کند:

اينکه حلقه اتصال اين سه بازيگر به يکديگر چيست؟ چه کساني باعث شده اند که اين سه بازيگر بتوانند در يک "بستر مکاني و موقعيت زماني واحد" در کنار يکديگر قرار گيرند؟ واقعیت امر این است که  دولت فرانسه و نهادهاي امنيتي اين کشور که خود و کشورشان را قرباني اين حادثه مي دانند، خود اصلي ترين متهم اين ماجرا هستند!

هر سه عامل درگيري هاي اخير در فرانسه، در بستر و جايگاهي رشد کرده اند که نهادهاي امنيتي فرانسه و دولتهاي اين کشور (اعم از راستگرا و سوسياليست) براي آنها ايجاد کرده اند: نشريه شارلي ابدو و برخي نشريات هتاک فرانسوي ديگر، حمايت دستگاههاي امنيتي اين کشور را پشتوانه اي بزرگ براي ادامه استهزاء مسلمانان و سياهپوستان و مهاجرين مي دانند.

چندي پيش يک نشريه هتاک فرانسوي ( که اتفاقا به رجیانر است افراطی وابسته بود )  در صفحه نخست خود سياهپوست بودن  وزير دادگستري کابينه اولاند را مورد انتقاد قرار داده و وي را با ميمون مقايسه کرد. با اين حال اين نشريه بابت اين اقدام خود مکلف به پاسخگويي نشد! دستگاههای امنیتی و سیاسی فرانسه نیز پرهیز از شماتت این مجله را نمادی بارز دال بر وجود آزادی بیان! در کشورشان دانستند.

در جریان کنترل و هدایت "جریان راست افراطی" نیز دستگاههای امنیتی فرانسه نقش به سزایی داشته اند اما تصور  رشد این جریان و خارج شدن آن از کنترل و نظارت خود را هرگز نمی کردند. راستگرايان افراطي که خود يک خطر بالقوه امنيتي براي کل اروپا و نظام بين الملل محسوب مي شوند، استعداد زيادي براي ارتکاب اعمال و جرايم تروريستي در اروپا  دارند.

در سال 2011 ميلادي شاهد بوديم که " آندرس برويک" يکي از اعضاي جريان راست افراطي در نروژ در عرض يک روز و در  جريان دو عمليات تروريستي جداگانه، 77 نفر را کشت و دهها نفر را مجروح ساخت. در فرانسه نيز جريان هاي راستگراي افراطي "مهاجرين و  مسلمانان" را افرادي زائد در جامعه اروپا دانسته و در صدد خالص سازي ملي و پاکسازي نژادي کشورشان هستند.

  در خصوص جريانهاي تکفيري نيز وضعيت دقيقا به همين منوال است. به عبارت بهتر، مقامات امنیتی فرانسه و اروپا در سال 2011 پیام حملات آندرس برویک در اسلو را به صورتی جدی دریافت نکردند. هر یک از اعضای جریان راست افراطی در کشورهای اروپای حکم یک " آندرس برویک" بالقوه را دارند! دستگاههای امنیتی فرانسه، از جریان راست افراطی به عنوان اهرم فشاری علیه مسلمانان و مهاجرین استفاده می کرد و در عمل نیز سعی می کرد آنها را در حد یک حزب و جریان سیاسی نگاه دارد ( اجازه رشد بیشتر سیاسی به ملی گرایان افراطی را ندهد)

در خصوص دو عامل حادثه، یعنی برادران کواشی نیز ماجرا دقیقا به همین منوال بوده است. فرانسوا اولاند و مقامات پليس و دستگاههاي امنيتي فرانسه هم اکنون به گونه اي ژست گرفته اند که گويا عوامل حمله مسلحانه به نشريه شارلي ابدو از آن سوي آسمانها آمده يا پس از طي هزاران مانع به پاريس (محل انجام عمليات)رسيده اند! دو مظنون اصلي حادثه هر دو داراي تابعيت فرانسوي بوده و متولد اين کشور هستند.

گروههاي تکفيري در فرانسه سالهاست مورد حمايت دستگاههاي امنيتي اين کشور قرار دارند. کشور عربستان سعودي اصلي ترين متضمن حضور اين افراد در فرانسه بوده است. فعاليتهاي تبليغي اين گروههاي تکفيري درمنطقه  باستيل و ديگر ميادين شهرهاي اصلي فرانسه از جمله پاريس و نانت و مارسي  (از جمله پخش جزوات و کتابها  و برگزاري ميتينگهايي آشکار در ترويج تفکر تکفيري) برای سالهای متمادی ادامه داشته است.

" اسلام تکفیری" مقوله ای است که از سوی دستگاههای امنیتی فرانسه همواره از آن حمایت شده است.

مقامات فرانسوی در راستای ممانعت از پیروی مسلمانان از " اسلام سیاسی" و " اسلام شیعی"، حمایت های فراوانی از گروههای تکفیری در داخل خاک خود کرده بودند.

اما نقطه اوج خطای محاسباتی دستگاههای امنیتی فرانسه (و به طور کلی اروپا) ، به سال 2011 میلادی باز می گردد، جایی که دستگاههای امنیتی آمریکاو اروپا تصمیم گرفتند از ظرفیت تکفیری های تحت حمایت حکومت عربستان و متعاقبا پیروان این اندیشه خطرناک و افراطی در داخل خاک خود، جهت سرنگونی نظام بشار اسد در سوریه استفاده کنند.

به عبارت بهتر،  پس از وقوع نبرد در سوريه، فرانسه تصميم گرفت ميان " محل پرورش" و " نقطه عمليات" گروههاي تکفيري تفکيک قائل شود. در اين نقطه دستگاه امنيتي فرانسه بزرگ ترين خبط ممکن را مرتکب شد. پاريس تصميم گرفت به صورت غير علني از انتقال تکفيري هاي داراي تابعيت فرانسوي به سوريه  حمايت کند تا اين افراد ضمن حضور در صحنه جنگ عليه حکومت بشار اسد و کمک به اهداف غرب، ادامه سرنوشت خود را در محدوده جغرافيايي خاورميانه رقم بزنند، يعني يا در " خاورميانه" کشته شوند و يا در " خاورميانه" به حيات خود ادامه دهند!

درست در این نقطه بود که دستگاههای امنیتی فرانسه بدون آنکه خود متوجه ماجرا شوند، دست به نوعی انتحار علنی زدند!  

دستگاههاي امنيتي فرانسه به هيچ عنوان تصور " يارگيري داعش در ميان فرانسويها"،" بازگشت تکفيري ها به خاک اروپا"و " تغيير نقطه عمليات داعش از خاورميانه به پاريس" را نمي کرد.

در سال 2014 میلادی، محاسبات امنیتی پاریس در خصوص جریان راست افراطی و داعش به صورت همزمان بر هم ریخت. در سال گذشته میلادی  چندين اتفاق به صورت همزمان در سياست خارجي فرانسه افتاد که همه محاسبات امنيتي ظاهرا رئاليستي و در واقع ايده آليستي دستگاههاي امنيتي اين کشور را بر هم زد.

شدت گيري بحران اقتصادي در فرانسه و نارضايتي شديد شهروندان فرانسوي از سوسياليستهاي کاخ اليزه و راستگرايان ميانه رقيب اولاند، سبب شد تا آنها به سوي جريان راست افراطي کشيده شوند،گروهي که نه تنها تدابير رياضت اقتصادي را بر نمي تابد، بلکه انحلال منطقه يورو و اتحاديه اروپا را نيز از آرمانهاي خود مي داند!

جريان راست افراطي به يکباره به حزب اول فرانسه تبديل شد و دو حزب مدعي سوسياليست و راست ميانه را کنار زد. در آن سوي ميدان، با ابقاي حکومت بشار اسد در قدرت و ناکامي تروريستها در مقابل ارتش سوريه، بسياري از تکفيري هاي داراي تابعيت اروپايي دچار احساس فرسودگي شده و ترجيح دادند به کشورهاي خود باز گردند! يکي از اين کشورها فرانسه بود.

در برهه حساس فعلی، دولت و نهادهای امنیتی فرانسه  نسبت به یک حقیقت تلخ آگاه هستند!  دستگاههاي امنيتي فرانسه از يک سو با حدود 3 هزار تبعه داعشي خود و از سوي ديگر، با ظهور جريانهاي راديکال (تحت سيطره جريان راست افراطي) مواجه هستند. جريانهايي که هر يک به تنهايي مي توانند هدايت و مديريت دهها عمليات تروريستي را در جاي جاي پاريس و ديگر شهرها بر عهده گيرند!

مسلما تقابل ميان اين دو نيز تقابلي  در حد  " شعار" و" مناظره"  نخواهد بود و حکم جدالي خونين را در قلب اروپا خواهد داشت. واقعیت امر این است که دستگاههاي دولتی و امنيتي فرانسه کنترل خود را بر هر دو جريان راست افراطي و تکفيري ها از دست داده اند.

رسانه هاي هتاکي که انگيزه نبرد ميان اين دو را شعله ور مي سازند نيز ديگر تابع دستگاههاي امنيتي فرانسه (در خصوص پرهيز از ايجاد يک نزاع تازه)  نيستند. در يک جمله، اوضاع امنيتي و اجتماعي فرانسه بر هم ريخته و دفرمه شده است.

دستگاههاي امنيتي فرانسه سر پلهاي اطلاعاتي و مديريتي خود را در قبال تکفيري ها، راستگرايان افراطي و رسانه هاي هتاک از دست داده اند.

زمين بازي امنيتي پاريس، ديگر نه داراي خط کشي است و نه داراي دروازه و نه داراي داور! کارت قرمز و کارت زردي هم براي کنترل بازيگران ياغي در کار نيست! در چنین شرایطی هشدار مقامات سیاسی و امنیتی فرانسه در خصوص وقوع حملات دوباره در پاریس یک هشدار واقعی محسوب می شود.

در اینجا به طور ناخودآگاه، ماجرای اختراع گیوتین و سرنوشت استفاده کنندگان از آن به ذهن متبادر می شود. گيوتين‌  نام دستگاهي است که براي اجراي مجازات اعدام ازطريق قطع سر به کار مي رفت. 

نام "گيوتين" با انقلاب فرانسه گره خورده است. اساسا شهرت گيوتين به خاطر استفاده از آن  در کشور فرانسه و بالاخص در زمان انقلاب فرانسه است، هر چند که استفاده از اين وسيله تا سالها در اين کشور و ديگر کشورهاي اروپايي ادامه داشت. استفاده از گيوتين، از سال  1792 ميلادي در کشور فرانسه آغاز  و تا تاريخ لغو مجازات مرگ در سال 1981 ادامه داشت.

بسياري از کساني که پيشنهاد دهنده استفاده از " گيوتين"براي اعدام افراد بودند، بعدها خود به زير تيغ گيوتين رفتند! يکي از اين افراد " روبسپير" بود.

وي يکي از تأثيرگذارترين اعضاي کميته نجات ملي انقلاب فرانسه بود و نقش به سزايي را در دوره وحشت پس از انقلاب و به راه‌انداختن آن بازي کرد. در 1793 ژاكوبن‌ها (افراطي‌ها)  مجلس را از اعتداليون پاك كردند و به رهبري روبسپير هزاران نفر را به زير تيغ گيوتين سپردند اما در نهايت، سر خود روبسپير نيز به زير تيغ گيوتين سپرده شد!

 به نظر مي رسد ماجراي " گيوتين" و " روبسپير" بار ديگر در پاريس تکرار شده است! فرزندان ژنرال مارشال دوگل  زير تيغ گيوتيني قرار گرفته اند که خود مخترع آن بوده اند! هر يک از اعضاي گروههاي تکفيري در خاک اروپا و هر يک از اعضاي جريان راست افراطي به تنهايي حکم گيوتيني را دارند که مي تواند  براي " ذبح امنيت" در قاره سبز به کار رود!

                               

  محمد قادری
  پژوهشگر
  آدرس ایمیل : m.ghaderi62@yahoo.com
  آدرس سایت/وبلاگ:


  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :