موضوعات ‌مرتبط: سیاسی تحلیلی

a/507 :کد

نگاهى به عراق پس از سركوبى داعش

رضا مهرعطا

  شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۳ — ۱۰:۰۰
تعداد بازدید : ۵۹۰   

چرا عراق در يورش داعش به موصل فروريخت؟

مقدمه:

تروريست‏هاى تكفيرى داعش در 20 خرداد 1393 ( 10ژوئن 2014) با حمله به موصل و چند استان ديگر از جمله نينوا و صلاح‏ الدين در مناطق مشترك با مرز سوريه، عراق را وارد بحران جديدى كردند.

يورشى كه با غافلگيرى و عدم مقاومت جدى ارتش مواجه شد و يك گروهك تروريستى توانست با هماهنگى قبائل ناراضى سنى در شمال عراق و استان‏هاى مورد نظر، را به اشغال خود درآورد و دولت تازه پيروز نورى المالكى را كه در خرداد 1393 با رأى مستقيم مردم انتخاب شده بود با چالش جدى مواجه نمايد.

اين حمله داعش به عراق كه از سوريه انجام گرفته بود، بى‏شك با تداركات قبلى و حمايت ‏هاى برخى از كشورهاى عرب منطقه و تركيه شكل گرفت و نشانه ‏هاى اين يورش در 6 ماه قبل (دى ماه 1392) يعنى زمان درگيرى ارتش با تروريست‏هاى تكفيرى در شمال عراق قابل پيش‏ بينى بود.

در اين ارتباط قبائل ناراضى سنى و عدم وحدت و ناهماهنگى، هويت كردى - سنى و شيعى در عراق سبب شد تا داعش از اين شكاف‏ها به نفع خود استفاده كرده و با حمايت دولت‏هاى عربستان سعودى و تركيه به موصل يورش ببرد. داعش با حمله خود به استان‏هاى شمالى در پى اين بود تا خلافت اسلامى خود را در سوريه و عراق تشكيل داده و روياى تجزيه اين كشور را در سر بپروراند.

حتى ايالت كردستان نيز از اين جدايى و تجزيه استقبال كرد و به نقل از بارزانى كه استقلال را حق طبيعى كُردها مى‏دانست گفته بود كه حمله داتش و اشغال بخشى از نواحى عراق، ناشى از سياست اشتباه دولت نورى المالكى در اين كشوراست. اما سؤال اين است كه چرا ارتش در اين يورش همه‏ جانبه فروريخت و نقش منفعلى را بازى كرد.

نگاهى به ژئوپلتيك و ژئوكالچرال ناهمگون عراق پس از فروپاشى امپراتورى عثمانى طبق قرارداد سايكس پيكو 1916 و سور 1919، اراضى اشغال شده توسط بريتانيا و فرانسه كه از ميراث امپراتورى عثمانى به جاى مانده بودند، بين اين دو امپراتورى تقسيم گرديدند.

عراق يكى از اين سرزمين‏ هايى بود كه به دستور وينستون چرچيل، از سه قسمت موصل، بغداد و بصره در سال 1921 تشكيل و در سال 1932 ميلادى به استقلال رسيد. منابع نفتى بسيار و كيفيت بالاى آن، موقعيت ژئوپلتيكى خاص در خاورميانه و خليج فارس اهميت آن را براى بريتانيا دوچندان كرد تا اين روباه پير، عراق را جزو مستعمرات اصلى خود به حساب آورد.

انقلاب‏ها و كودتاهاى مختلف در اين كشور كه ناشى از حس استقلال‏ طلبى و استقلال‏ خواهى عراقى ‏ ها بود سبب شد تا رژيم سلطنتى هاشمى ‏ها در سال 1958 توسط ژنرال عبدالكريم قاسم كه يك پان‏عرب نظامى بود، بر اريكه قدرت بنشيند.

اما ژئوپلتيك و ژئوكالچرال ناهمگون عراق كه ناشى از جغرافياى بد و عدم انسجام و هويت واحد ملى مى ‏شد، سبب گرديد تا حكومت‏هاى بعدى نيز در اداره اين كشور با مشكل مواجه شوند.

رژيم بعثى عراق كه از سال 1968 ميلادى در اين كشور به قدرت رسيد، با سياست ترس و ترور و وحشت در اين كشور حكومت مى‏ كرد و مجبور شد براى يكپارچه نگه داشتن عراق شيعيان و كردها را از دايره قدرت خارج كند تا با سياست تك‏ حزبى عراق را اداره نمايد. لذا اين دو قوميت يعنى شيعيان و اكراد به عنوان پاشنه آشيل حزب بعث به شمار مى ‏رفتند و كُردها به واسطه فشار و تهديد بعثى ‏ها همواره به صورت گريز از مركز عمل مى‏ كردند.

شيعيان اين كشور، با نسبت 65%، اكثريت جمعيت را تشكيل مى‏دهند و از لحاظ ساختار جمعيت بايد نقش بيشترى در حكومت پيدا مى‏ كردند، اما از زمان استقلال (1932) تا 2003 ميلادى، قدرت دردست سنى‏ ها بود و به هيچ وجه سهمى از قدرت به آنان ندادند و همين امر نيروى گريز از مركزشيعه عراق را به سمت ايران سوق داد تا بعثى ‏ها از زمان به قدرت رسيدن در اين كشور، به ايران به چشم دشمن با بدبينى و سوءظن نگاه كنند و زمينه جنگ تحميلى را پس از پيروزى انقلاب عليه نظام نوپاى جمهورى اسلامى ايران فراهم نمودند.

با فروپاشى حزب بعث عراق كه با حمله آمريكا به اين كشور در سال 2003 ميلادى انجام شد،شعييان كه داراى بيشترين جمعيت در عراق بودند توانستند در سال 2004 ميلادى قدرت را به دست بگيرند اما گرفتارى‏ هاى ژئوپلتيكى و ژئوكالچرال گذشته اين كشور، گريبان دولت شيعه عراق را گرفت تا كشور عربستان سعودى با نفوذ در گروه‏هاى سنى و تجهيز آنان، زمينه بحران جديدى رافراهم آورد.

فعاليت گروه القاعده به رهبرى ابومصعب زرقاوى كه خود را حامى گروه‏هاى سنى مى‏ناميد، زمينه تروريسم كشتار و بى‏ثباتى  را در عراق فراهم كرد و دولت شيعه ابراهيم جعفرى و سپس نورى المالكى نيز در طول يك دهه نتوانستند همگرايى هويت‏ هاى سنى و كُرد با شيعيان را فراهم نمايند و زمينه بحران بعدى يعنى تجزيه و واگرايى قومى - مذهبى در عراق فراهم گردد.

با جريان بيدارى اسلامى و آغاز سناريوى جنگ داخلى سوريه در سال 2011 ميلادى، عربستان سعودى به همراه تركيه، قطر، آمريكا و رژيم صهيونيستى متفقاً به دنبال ساقط كردن بشار اسد ازاريكه قدرت شدند تا از دورن اين بحران و جنگ داخلى، گروهك تروريستى داعش به وجود آيد و بامسلح كردن آن، زمينه سقوط شهرهاى سوريه و حتى پايتخت يعنى دمشق فراهم گردد، اما تلاش جمهورى اسلامى ايران كه يك تنه در برابر اين بحران ايستاد، مانع از اين شد تا بشار اسد سقوط كرده و حتى در انتخابات ارديبهشت 1393، مجدداً براى 5 سال ديگر بر قدرت ابقاء شد.

اما سناريوى بعدى محور عربى - غربى منطقه، عراق بود تا دولت شيعى نزديك به ايران مورد هدف واقع شود. كشورى كه از هويت يكپارچه و ملى رنج مى‏برد و در طول تاريخ به عنوان پاشنه آشيل اين كشور محسوب مى‏ گرديد. لذا تركيه و عربستان سعودى از ماه‏ها قبل از يورش داعش به موصل عراق، ارتباطاتى با قبائل كرد و سنى برقرار كرده تا زمينه واگرايى و تجزيه در اين كشور فراهم گردد.

عربستان سعودى با كمك مقامات امنيتى خود مانند بندربن سلطان، با ارائه كمك‏هاى مالى وتسليحاتى از ماه‏ها قبل داعش را آماده حمله به عراق كرد و تركيه نيز با ارتباط با مقامات اقليم كردستان، زمينه جدايى‏ طلبى اين اقليم را آماده كرده تا با يورش داعش و اشغال عراق، عملاً اين كشور تجزيه شود.

اما نبايد اين نكته را فراموش كرد كه دولت نورى المالكى نيز در شرايط سختى به سر مى‏برد و سهم‏ خواهى بيش از حد سنى‏ ها و عدم همكارى كُردها در پيشبرد سياست‏هاى دولت، شرايط را براى وى مشكل كرد تا اين كشور پس از سپرى شدن يك دهه از دوران حكومت خود، به وحدت ملى دست پيدا نكند.

خيانت برخى از مقامات عراقى نظير طارق الهاشمى و اسامه النجيفى و همچنين نفوذ برخى افسران بعث در ارتش عراق، ارتش اين كشور را در همكارى با دولت دچار مشكل كرد و دلارهاى عربستان سعودى جهت ناكارآمد جلوه دادن دولت نورى المالكى با خيانت عناصر خودفروخته ارتش ودستگاه‏هاى امنيتى خود را نشان داد.

به عنوان مثال طارق الهاشمى و النجيفى با دست داشتن در عمليات‏هاى انفجارى و تروريستى و بى‏ثبات كردن عراق و همكارى با عوامل تروريستى تكفيرى نقش مؤثرى را ايفا نمودند و همچنين مسعودبارزانى به دنبال مستقل كردن كُردها از حكومت عراق بود و به دنبال اين بود تا وزراى كرد دولت نورى المالكى را از كابينه خارج نمايد.

نورى مالكى در اظهاراتى قبل از حمله داعش به موصل گفته بود كه اربيل و اقليم كردستان به مأمن و پناهگاه داعشى‏ها و بعثى‏ ها تبديل شده است و همين موضوع باعث شده بود چالش بين بارزانى و نورى المالكى بالا بگيرد.

ائتلاف بين بعثى‏ها و تكفيرى‏ها عليه دولت نورى المالكى نيز شرايط را براى حمله 20 خرداد 1393 به موصل فراهم كرد تا همه چيز به ضرر دولت تازه تشكيل شده پس از انتخابات نورى المالكى تمام شود.

يورش داعش و مقابله با آن با همگرايى قوميت‏ها و گروه‏هاى سياسى در عراق تركيه، عربستان سعودى، قطر و گروهك تروريستى داعش جمعاً با ايجاد نفاق و تفرقه در جامعه فرهنگى عراق و نفوذ در ارتش و دستگاه‏هاى امنيتى، شرايط حمله داعش را به موصل فراهم كردند و با اشغال موصل، اين گروهك جنايتكار و تروريست دست به سبعانه و خصمانه‏ ترين جنايات بشرى

زدند. آنها با كشتار زنان و كودكان و مردان غيرسنى، دولت به اصطلاح اسلامى خود را در موصل برپا نمودند.

داعش از اين فرصت براى برپايى و استقرار حكومت و توسعه آن استفاده كرد و به ديگرمناطق عراق حمله برد. در اين ارتباط خطر تجزيه و اشغال تمام عراق توسط اين گروهك تروريستى بيش از پيش احتمال مى‏رفت و در اين ارتباط با فتواى آيت ‏الله سيستانى، مرجع تقليد شيعيان، مردم در كنار ارتش عراق قرار گرفتند تا زمينه دفاع همه ‏جانبه در اين كشور بحران زده فراهم گردد.

درمرحله بعد با رويكرد خصمانه داعش، عليه آمريكا و غرب كه با سربريدن گروگان‏ها آغاز شد، آمريكا نيزبه دنبال راهى بود كه بتواند جلوى پيشرفت داعش در عراق را بگيرد و آنان گرفتار چاهى شدند كه خودشان را كنده بودند. در اين ميان، تنها كشورى كه مى‏ توانست جلوى اين پيشروى را بگيرد،جمهورى اسلامى ايران بود كه با حضور در جنوب عراق و سازماندهى مردم و ارتش، شرايط دفاع وجلوگيرى از پيشروى داعش را به وجود آورد.

عمليات‏ هاى آمرلى و كوبالى شرايط را به نفع ارتش و بسيج مردمى عراق برگرداند تا با حضورمستشاران ايران در عراق همانند سوريه، داعش را در انجام نقشه‏ هاى شوم خود عقيم سازد.

در حال حاضر شرايط وحدت در عراق به خوبى فراهم شده است. حتى گروه‏هاى اهل تسنن كه درابتدا همراه داعش بودند، به صف مخالفين آن پيوستند تا آنان به سمت سوريه عقب‏ نشينى كنند.

در اين راه ايران بيشترين كمك را به وحدت و يكپارچگى عراق كرد تا اين كشور از خطر تجزيه بگريزد.

عراق پس از سركوبى داعش يك نكته اساسى وجود دارد و آن مشكلات فرهنگى، سياسى و جغرافيايى كشور عراق است. كشورى كه در طول تاريخ با انواع مشكلات ژئوكالچرال و ژئوپلتيك مواجه بوده و حكومت‏هاى مختلف سعى كردند در اين كشور امنيت همه جانبه ببخشند، اما به دليل وجود اين مشكلات در انجام آن موفق نبودند.

دولت قانونى و حداكثرى شيعه در عراق، به دليل ساختار ناهمگون و اختلافات قومى – قبيله ‏اى ومذهبى در طول يك دهه گذشته موفق نشد كه امنيت فراگيرى در اين كشور ايجاد كند و به دليل كج سلقيه ‏اى و منافع نژادى، قومى و مذهبى گروه‏هاى سياسى، اين امر محقق نشد اما يورش داعش در عراق و آشكار شدن نقشه شوم اين گروهك تروريستى توانست يك همگرايى موقت امنيتى و سياسى را در عراق ايجاد كند اما پس از سركوبى داعش، بايد به فكر يك راه‏ حل اساسى و دائمى براى امنيت فراگير در عراق بود تا مجدداً جريان جديدى در اين كشور رخ ندهد.

لذا مى‏ توان به راه‏ حل‏ هاى ذيل استناد كرد:

- ايجاد روح و فرهنگ ملى در عراق، كه نياز به زمان دارد و بايد يك عزم ملى در اين كشور ايجاد گردد. در اين رابطه يورش داعش به اين كشور مى‏ تواند يك درس عبرتى براى قبائل سنى اين كشور باشد تا فريب تبليغات منفى و وسوسه ‏انگيز تروريست‏هاى داعش يا القاعده را نخورند.

- تشكيل نيروهاى امنيتى و دفاعى مردمى كه هسته مقاومت را در برابر تهديدات مى‏تواند مقاوم سازد و نبايد بدنه ارتش را از مردم عراق جدا كرد.

- پاكسازى ارتش و دولت از بعثيون و افراطيون مذهبى كه آنان مجدداً مى ‏توانند كشور را به بحران بكشند.

- تشكيل دولت وحدت ملى كه يك راهكار براى برون رفت از بحران است.

- تعامل مثبت با همسايگان از جمله عربستان سعودى و تركيه در سطح منطقه ‏اى كه مى ‏تواند دولت عراق را در ديپلماسى موفق گرداند.

                               

  رضا مهرعطا
  پژوهشگر علوم سیاسی
  آدرس ایمیل : Momtad2011@yahoo.com
  آدرس سایت/وبلاگ:


  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :