موضوعات ‌مرتبط: سیاسی تحلیلی

a/513 :کد

عربستان منافع خود را در دشمنى با ايران تعريف كرده است

احسان ايوبي

  یکشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۳ — ۱۱:۱۴
تعداد بازدید : ۶۳۱   

پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران در سال 1357 و استقرار يك نظام شيعى بر منطقه، كشورهاى عربى منطقه خليج‏ فارس با نگاهى مشكوك و وهم برانگيز به ماهيت انقلاب اسلامى نگاه كردند. به طورى كه صدور انقلاب اسلامى براى حكام منطقه كه به قدرت‏هاى استعمارى و امپرياليستى دنيا وابسته بودند نه مشروعيت مردمى، بلكه يك پديده خطرناك محسوب مى‏ شد. بر همين اساس از ابتداى پيروزى انقلاب اسلامى برخى از كشورهاى عرب منطقه به دنبال ضربه وارد كردن بر پيكره انقلاب و نظام نوپاى اسلامى ايران جهت تضعيف و حتى براندازى آن بودند.
يكى از اين كشورهاى عرب منطقه، عربستان سعودى است كه طى 37 سالى كه از عمر بابركت انقلاب اسلامى ايران مى‏گذرد، همواره از دشمنى با جمهورى اسلامى ايران دست برنداشته و در چند سال اخير وارد يك جنگ سرد منطقه شده است.
بايد اين رويكرد را مورد كنكاش قرار داد كه به چه علت عربستان سعودى با وجود داشتن منافع مشترك فراوان با ايران، رويكرد دشمنى و خصومت را در منافع ملى خود تعريف كرده است.
اين دلايل را مى‏ توان اين طور جستجو كرد:

۱- تقابل وهابيت با تفكر شيعه
نظام عربستان سعودى، مانند نظام جمهورى اسلامى ايران يك نظام مبتنى بر ايدئولوژى است. تفكر وهابيت كه اساس انديشه حكومت عربستان سعودى را تشكيل داده، شيعيان را مُشرك مى‏ خواند و اين رويكرد خصمانه تا زمانى كه نظام ايران اسلامى نبود مخفى مانده بود، اما با استقرار نظام شيعى در ايران و خطر صدور انقلاب اسلامى به مناطق شعيه‏نشين عربستان سعودى، تقابل انديشه بين دو كشور بالا گرفت.

اين تقابل در طول دوران جنگ 8 ساله عراق عليه ايران، با كمك‏هاى مالى اطلاعاتى و امنيتى دولت سعودى به رژيم بعث صدام خود را نشان داد و پس از جنگ تحميلى وهابيون با احداث مدارس مذهبى، عليه شيعيان به تبليغ پرداختند كه نمونه بارز آن حضور افراطيون سلفى وهابى در دولتين پاكستان و افغانستان است كه مرزهاى طولانى و مشترك با ايران دارند و از اين طريق به استان‏هاى شرقى و جنوب شرقى ايران نفوذ پيدا كرده‏اند.
نكته مهم تر شكل گرفتن بيدارى اسلامى در منطقه، در سال 2011 ميلادى بود كه نگرانى‏هاى عربستان سعودى را در تحكيم كمربند مقاومت بيشتر كرد. لذا سعودى‏ها با بازگذاشتن دست تندروهاى مذهبى، به تشكيل گروه‏هاى تروريستى در عراق و سوريه پرداختند تا همزمان جنگ عقيدتى و نظامى عليه شيعيان در منطقه شكل گيرد.
۲- رقابت‏ها و تنش‏هاى منطقه‏ اى
سال 2003 ميلادى و حمله نيروهای نظامى آمريكا به عراق و سرنگونى رژيم بعث صدام حسين، نقطه عطفى در تاريخ منطقه خاورميانه بود. چرا كه شيعيان عراق كه اكثريت جمعيت اين كشور را تشكيل مى‏دهند توانستند قدرت را در عراق به دست بگيرند. با اين اتفاق، و تحكيم كمربند شيعى از ايران تا فلسطين، زنگ خطر براى دولت سعودى به صدا درآمد.
پيروزى حزب‏ الله لبنان بر ارتش رژيم صهيونيستى نيز قدرت محور شيعى را بيش از گذشته نشان داد و همين امر سبب گرديد تا دولت سعودى ميلياردها دلار هزينه كند تا محور شيعى را در منطقه تضعيف نمايد و اين همزمان با درگيرى استكبار جهانى با برنامه صلح ‏آميز هسته‏اى جمهورى اسلامى ايران بود كه انگيزه سعودى‏ها را براى ضربه زدن به ايران دوچندان مى‏كرد.
حمايت از دولت امارات عربى متحده در ادعاى مالكيت بر جزاير ايرانى تنب كوچك و بزرگ و ابوموسى، تشكيل و تجهيز گروهك‏هاى تروريستى در عراق از لحاظ فيزيكى و كمك‏هاى نقدى و غيرنقدى به اين گروها براى ضربه زدن به منافع جمهورى اسلامى ايران در منطقه، موضع‏گيرى‏هاى تند عليه برنامه صلح ‏آميز هسته‏اى ايران و تشكيل لابى ‏هاى مختلف در كنگره آمريكا و شوراى امنيت جهت تشديد تحريم‏ها عليه ايران، از اقداماتى بود كه سعودى‏ها در طول يك دهه گذشته عليه جمهورى اسلامى ايران انجام داده‏اند.
در جريان بيدارى اسلامى در بحرين، كه از ابتداى سال 2011 ميلادى آغاز شد، سعودى‏ ها با فرافكنى كليه اعتراض‏ها و موج خيزش‏هاى اسلامى عليه دولت آل‏ خليفه به سوى ايران و دولت شيعى اين كشور معطوف كردند تا با اعزام نيرو به كشور بحرين به كشتار شيعيان بپردازند.
همنوايى عربستان سعودى با رژيم صهيونيستى عليه جمهورى اسلامى ايران، در چند سال اخير خصوصاً پس از آغاز سناريوى براندازى دولت بشاراسد در سوريه كاملاً مشهود است. سعودى‏ها به هيچ وجه وجود يك دولت مقتدر علوى و شيعى را در سوريه و عراق برنمى‏ تابند و لذا اين رويكرد خصمانه سبب گرديد تا گروهك تروريستى داعش تشكيل و بلاى جان مسلمانان در منطقه گردد. به طورى كه سعودى‏ها هزينه دشمنى خود با جمهورى اسلامى ايران با تهديدهاى داعش عليه خودشان را ملاحظه مى‏كنند.
لذا 37 سال خصومت عربستان سعودى عليه جمهورى اسلامى ايران در آينده گريبان اين دولت را خواهد گرفت و عدم توجه به حقوق شيعيان و آزار و اذيت آنان، سبب گرديده تا دولت سعودى از اميرعبدالله نيز از مشروعيت كامل برخوردار نباشد و سرايت موج انقلاب‏هاى مردمى و اسلامى به شهرهاى عربستان سعودى و اعتراض آنان، نشان از عدم مشروعيت آل‏سعود در شبه جزيره مى‏ باشد.
در همين راستا، سلمان بن عبدالعزيز، پادشاه جديد عربستان سعودى، بايد منافع ملى خود و كشور عربستان را يك بازنگرى كند و نبايد اين منافع را در دشمنى با جمهورى اسلامى ايران تعريف نمايد، بلكه اين تقابل مى‏تواند به تعامل تبديل گردد. تعاملى كه در آن منافع مشترك زيادى وجود دارد؛
امنيت بومى منطقه‏ اى، وحدت جهان اسلام، دشمنى مشترك با رژيم صهيونيستى، همكارى‏هاى اقتصادى منطقه‏ اى، دورى از افراط‏ گرى و تعاملات فرهنگى از وجوه مشترك دولتين ايران و عربستان خواهد بود.

 

                               

  احسان ايوبي
  پژوهشگر علوم سیاسی
  آدرس ایمیل : ehsanayoobi@ymail.com
  آدرس سایت/وبلاگ:


  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :