موضوعات ‌مرتبط: اجتماعی فوتبال

a/527 :کد

فاتح بدون فتح فوتبال ایران؛ سخنی درنسبت ما وکارلوس کی‌روش

رضا نصیری حامد

  دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۳ — ۲۳:۲۹
تعداد بازدید : ۱۲   

چند سال قبل بود که دو مربی در سطح استانداردهای بالای جهانی در دو رشته فوتبال و والیبال تقریباً همزمان وارد کشورمان شدند تا کار خود را به عنوان سرمربی های تیم ملی ایران آغاز کنند. حکایت این دو البتهدر فدراسیون هایشان می توانست قرابت هایی داشته باشد؛ چه هر دو صاحب عناوین و کلاس مربی گری بالایی در جهان ورزش و رشته های خویش بودند.

اما با ورود به مجموعه فدراسیون ها، داستان هر کدام از ایشان شکلی دیگر داشت. در والیبال خولیو ولاسکو مربی آرژانتینی که قهرمانی های متعدد به ویژه در لیگ جهانی والیبال با ایتالیا از وی اسطوره ای بی همتا ساخته بود، تیمی را تحویل می گرفت که در یکی دو دهه اخیر به برکت درایت مسئولانش از جمله یزدانی خرم، کارهای پایه و افتخارات مربوطه را قدم به قدم کسب کرده بود و اینک مایل بود قدرت خویش را در عرصه هماوردی بزرگان این رشته در مسابقاتی همچون لیگ جهانی و حتی المپیک بیازماید.

دیگر قاره کهن آسیا و قدرت های شرق آن برای والیبال ایران فتح شده بود. ولاسکو با آنکه بر افتخارات و برگ های زرین والیبال این کشور افزود، اما با فدراسیونی طرف بود که بسیاری از زیرساخت های آن برای چنین افتخاراتی مهیا گشته بود.

اما در سوی دیگر و برای هدایت تیم ملی فوتبال ایران، مربی پرتغالی کارلوس کی روش که حضور در نیمکت مربیگری تیم ملی کشورش و نیز هدایت رئال مادرید و همچنین دستیاری الکس فرگوسن بزرگ را در پرونده کاری اش داشت. اما کی روش قدم در زمین فوتبالی نهاده بود که چندان آمادگی و مساعدت سالن والیبال را نداشت. علت هر چه که باشد، سالهاست که عقب ماندن فوتبال ایران حتی از رقبای آسیایی اش ورد زبان هرکسی از کارشناس و مردم عادی شده است. شواهدش نیز بسیاری بیش از آن است که کسی بتواند انکارش نماید.

حتی میزان تولید و بروز تک ستاره ها نیز افت محسوسی در این فوتبال داشته است؛ فوتبالی که همه از پتانسیل و استعدادهای نهفته اش حرف می زنند اما در مقام استخراج و به کارگیری و کسب نتیجه، کمی تا حدود زیادی هوا در این سالهای لااقل هزاره سوم پس بوده است. بی خود نبود که از چندین سال پیش جستجوی بلادرنگ ستارگان دورگه ایرانی که در کشورهای خارجی بازی می کردند، در دستور کار کادر تیم ملی و البته فدراسیون قرار گرفت و صد البته لااقل در کوتاه مدت و میان مدت تا کنون مثمر ثمر بوده است و کسی را هم نمی توان بایت یافتن این استعدادها سرزنش نمود اما سخن بر سر نازایی فوتبالی است که از قضا در کنار همه شیرین کاری های آن و البته مسئولانش!

هر روز پول بیشتری از بودجه عمومی و به اصطلاح خودمان بیت المال را می بلعد و به همان نسبت نیز ناکارآمدتر می شود. در هر حال کی روش و حتی مربی بزرگتری از وی نمی تواند همه این مشکلات را حل و فصل کند ولی از او انتظار این بود که ما را در ویترین قابل مشاهده فوتبال در آسیا و جام جهانی خوب هدایت نماید.

از این گذشته فارغ از افراط و تفریط ها، از او مخصوصاً در آسیا و همین مسابقات 2015 استرالیا، توقع موفقیت در حد قهرمانی و یا حداکثر بودن جزو سه تیم را می خواستیم. ظاهراً تقاضاهایمان منطقی بود و ما به انتظار فتوحات تیم ملی با کارلوس کی روشی نشستیم که اسمش مشابهت عجیبی را با کوروش کبیر تداعی می کرد و چرا آرزو بر ما جوانان و البته دلهای جوان عیب باشد که توقع برتری ایران را با کی روش به افتخارات بزرگ دوران باستانی مان در زمانه کوروش پیوند و گره بزنیم. زمان گذشت و اینک نتایج فوتبال پیش رویمان است بدون آن جایگاهی که از فرط تصور، تصدیقش نیز کرده بودیم.

معمولاً هر فرد و مجموعه محبوبی باید دارای موفقیت ها و کامیابی هایی باشد که بتواند به قدر کافی و مناسبی توجیه گر محبوبیت وی در میان طرفداران و پیروان آن مقوله باشد. در واقع میزان ارادت و علاقه به یک شخص معمولاً نسبتی معنادار با موفقیت هایی دارد که آن شخص به ارمغان آورده باشد و یا در خلق آنها نقش موثری داشته باشد. لذا فقدان چنین فتوحات و موفقیت هایی و در عین حال بودن در قلوب و اذهان اکثر طرفداران و حمایت آنها از فردی، می تواند پدیده قابل توجهی باشد که در ظاهر منافی هم بوده و متضاد هستند. امروز به استناد آمار و نظرسنجی های پراکنده مخصوصاً در فضای مجازی بسیاری از عملکرد کی روش و تیم ایران در جام جهانی حمایت می کنند که یکی از موارد قابل ملاحظه آن در برنامه نود اخیر و رضایت 88 درصدی مخاطبان از ایشان بود.

حتی اگر بر این باور باشیم که نظرات مردم و عموم ایشان چندان کارشناسی شده و فنی نیست و کارشناسان ولو در اقلیت هستند، نظرات ثاقب تری دارند، باید به واکاوی علت اقبال گسترده به تیم ملی کنونی و شخص کی روش پرداخت. شاید اگر تیم ملی قهرمان جام ملتها هم شده بود، هرچند ممکن بود تعداد بیشتری در استقبال از تیم به فرودگاه بروند ولی احتمالاً همین میزان شور و اشتیاق را شاهد می بودیم.

قبل از ورود در این ماجرا و بررسی آن از منظر روان شناسی اجتماعی، بر این نکته تأکید می ورزیم که البته نظرات کارشناسی و فنی باید در جای خود مورد توجه قرار گیرند و هدف هم اصلاً در تقابل قرار دادن اینها نیست بلکه مراد آن است که چه عواملی سبب شده است در عین شکست و ناکامی فنی و از نظر نتیجه، ولی مردم همچنان به تیم بها داده و سرمربی آن را دوست می دارند. هر نوع تصمیمی در مورد آینده همکاری کی روش و فدراسیون ایران محتمل است اما مهم آن است که از پدیده های اجتماعی درس بگیریم و جایی اگر مربوط به ماست، خودمان را اصلاح کنیم.

این را هم باید در نظر گرفت که منطق رفتار دموکراتیک لزوماً به معنای تحمیل نظر اکثریت آن هم در مسائل فنی نیست و از این رو به بهانه دموکراسی نباید تخصص ها را نادیده گرفت و از سوی دیگر توجه به تخصص ها نیز نباید به معنای بی اعتنایی به نظر و باور عمومی شود.

در چند سالی که کی روش در فوتبال ما بوده است، از نظر نتیجه شاید شاهکار نکرده ایم ولی تغییرات متعددی را شاهد بوده ایم که آن هم ایجاد تحولاتی در تیم ملی به سبک خود کی روش و البته با توجه به بضاعت و دارایی وی بوده است.

معمولاً این گونه قلمداد می شود که افراد عادی و توده هایی که غیر حرفه ای فوتبال را دنبال می کنند، ظاهربین بوده و تنها به نتیجه فوری و کوتاه مدت توجه دارند و طبیعتاً از دورنما و افق های طولانی تر و درازمدت غافل هستند اما این بار از قضا بالا رفتن محبوبیت کی روش در شرایطی رخ داده است که وی نتایج کوتاه مدت مناسبی نگرفته است و نتایج وی مشخصا در جام جهانی گذت و نیز جام ملتهای آسیا دستاورد چندانی برای کشورمان نداشته است. پس الگو و برچسبی که به عامه مردم نسبت داده می شد، در اینجا چندان کارایی ندارد و عموم مردم موافق کی روش را با این روش نمی توان تخطئه نمود چون الشان به رغم ناکامی سرمربی تیم شان باز از وی به نیکی یاد می کنند. ضمن اینکه ناانصافی است برخی ها که موضوع را تا بدینجا پیگیری و تعقیب نموده اند، این محبوبیت را به بیگانه پرستی ایرانیان و یا عده ای خاص نسبت دهند که بسیاری بی انصافی است.

به نظر می رسد مهم ترین علت و یا یکی از مهم ترین عواملی که محبوبیت کی روش را موجب شده است، بی اعتمادی فراگیر و شدید عموم اقشار مردم به مجموعه کنونی فدراسیون و دست اندرکاران فوتبال است و در عین حال با نگاهی به روندها و شرایط موجود، هیچ افق روشنی را نیز در این مسیر نمی بینند.

تعارض های کی روش از فدراسیون و انتقاداتش از بی برنامه گی های آن و در عین حال تلاش و عزم کی روش برای جنگیدن با مشکلات، نوعی همدلی بین او و مردم ایجاد کرده است که کسب نتیجه را در آن به اولویت های بعدی می راند. امروزه همگان عموماً و کم و زیاد از وضعیت کلی و ساختار نامناسب فوتبال در رده های مختلف به ویژه پایه، میزان نسبی چرخش مالی در سطح پرداخت ها و نقش دلال ها و واسطه ها در این بین، فسادها و زد و بند های موجود و شاید مهم تر از همه آنها بی تدبیری و عدم وجود نگاه درازمدت و برنامه محور آگاهی و اطلاع دارند. بدنه فوتبال از این نظر به این زودی ها اصلاح نخواهد شد.

می ماند سطح بالای فوتبال و آن جنبه ویترین فوتبال که مردم معتقدند کی روش با فاصله ای که از این بدنه معیوب فوتبال و دست اندرکاران آن گرفته است، تغییراتی ایجاد کرده است و این یعنی آنکه وی حداقل تا کنون به بسیاری از رنگ و بوهای خاص برخی مسئولان درنیامده و استقلال خود را کمابیش حفظ نموده است. کی روش مربی حرفه ای و زرنگی است البته این تعبیر به معنای مبرّا دانستن او از اشتباه و خطا نیست چرا که طبیعتاً هر انسان حرفه ای نیز می تواند دارای انواع و اقسام اشتباهات باشد سخن بر سر آن است که وی روندی نسبتاً ثابت برای خود در پیش گرفته و خواسته است فرضیاتش را بر مبنای جنگندگی در میدان فوتبال بر رقبا و حتی منتقدانش دیکته نماید. در اختلاف و نزاع های بین سرمربی تیم ملی با فدراسیون و مجموعه اتفاقات فوق، وزارت ورزش که لابد ضمن نظارت بر فدراسیون زیر مجموعه اش، استقلال آن را هم حفظ نماید خواسته ناخواسته موضعی انفعالی داشته است.

اما نکته بسیار جالب در این رخدادها آن است که عموم مردم در بیان نظرشان نسبت به کی روش مخصوصاً موافقان وی به درآمد و قرارداد وی که از نظر منتقدان بس گران و پرهزینه تلقی می شود، اشاره ای نمی کنند و روی آن حساس نیستند. گویی ایشان به این باور رسیده اند که این پول نه تنها نقطه منفی کی روش نیست بلکه اولاً وی به مثابه مربی حرفه ای که سابقه فعالیت در بالاترین رده های باشگاهی و نیز ملی را دارد، چنین حقی دارد و مهم تر اینکه از باب همان بی اعتمادی به فدراسیون و مسئولان، مردم به این ساختار معیوب اطمینانی ندارند که این قبیل پولها اگر هم به کسی مثل کی روش پرداخت نشود، خرج امر بهتری خواهد شد.

این امور شاید به صراحت بیان نشوند اما برآورد کلی برخی نظرات عامه مردم می تواند در این راستا تعبیر شود. در چنین فضایی است که مردم دوست دارند که لااقل ویترین تیم ملی بزرگسالان ما بازی های خود را آبرومندانه برگزار کند و اقتداری از نوع جنگیدن و تلاش برای توانستن را از خود بروز دهد. تعجبی ندارد کی روش را البته در کنار تیم یکدستی که به ویژه از جوانان ساخته است، گاهی متعصب تر از برخی ایرانی ها می بینیم.

اگر از عمده ترین بحث فنی منتقدان به کی روش بگذریم که تیم وی همیشه یکسان بازی می کند و شیوه بازی اش دفاعی است و یا توپ را به حریف می دهد و بیشتر جنگ فیزیکی را در دستور کار خویش قرار می دهد و حتی بنا را بر این بگذاریم که ایشان برحق هستند، باز جای این سوال هست که مگر کلیت فوتبال ما چیزی بیش از این بوده است و در نهایت سوال مهم تر این است که آیا روند همکاری با کی روش ما را به جلوتر بوده است یا نوعی عقبگرد محسوب می شود.

و سخن آخر اینکه فراتر از جنگ های مقطعی و با رنگ و بوی منافع شخصی با سرمربی و فدراسیون و ... بار دیگر فوتبال ما در نقطه استارتی نو برای مسابقات آتی قرار گرفته است. فوتبال برای اکثریت این مردم عشقی است بدون پول و مواهب مادی و از این رو آنان که عایدات مالی و پست و مقام فوتبال هدف اصلی شان از حضور در این عرصه است، بهتر است اندکی انسانی تر بیندیشند و سرچشمه بی اعتمادی های مردم را فهمیده و با شیوه ای صحیح تر این مجموعه را به پیش ببرند. کی روش همچون دستیارانش به مسافرت استراحتی رفته است که به زودی تمام می شود و آن گاه باید دید که چه می کنیم.

چنانکه اشاره شد، مسئله اصلی دفاع از ماندن وی و یا رفتنش نیست برعکی موضوع اصلی و بحث عمده بر سر آن است که چه کی روش بماند و چه برود، فوتبال کشور ما به مثابه ورزشی منحصر به فرد و جزو معدود دلخوشی های اقشار بسیاری از مردم، به شدت بر مدار روزمرگی و آزمایش و خطا عمل کردن برخی از مدیران غیر مدبر داخلی می چرخد. دیرگاهی است که این چرخیدن معیوب همه را گیج نموده و مستأصل کرده است.

                               

  رضا نصیری حامد
  پژوهشگر علوم سیاسی
  آدرس ایمیل : r.nasirihamed@ut.ac.ir
  آدرس سایت/وبلاگ:
  از همین نویسنده : سرعت مطمئنه در اطلاع رسانی


  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :