موضوعات ‌مرتبط: سیاسی خاورمیانه

a/549 :کد

خلاء قدرت در لبنان دلايل و آثار آن

رضا مهرعطا

  پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۳ — ۱۴:۴۸
تعداد بازدید : ۷۱۷   

دوره 6 ساله رياست جمهورى ميشل سليمان در لبنان در چهارم ارديبهشت 1393 به پايان رسيد، اما پس از سپرى شدن 8ماه، هنوز گروه‏هاى سياسى نتوانسته‏ اند بر سر انتخاب رئيس جمهور جديد به توافق دست يابند و لبنان براى سومين بار در تاريخ سياسى خود با خلاء قدرت ناشى از عدم جايگاه رياست جمهورى مواجه گرديده است.

بى ‏شك لبنان تاريخ پرفراز و نشيبى دارد، كشورى كه تحت قيمومت فرانسه پس از فروپاشى امپراتورى عثمانى قرار گرفت. شروع شكل‏ گيرى ارتش لبنان توسط فرانسويان به سال 1916 برمى ‏گردد اما استقلال لبنان از سال 1946 شكل واقعى گرفت.

لبنان داراى تنوع قوميتى و مذهبى بالايى است كه در منطقه و جهان كم‏ نظير مى‏ باشد. گروه‏هاى قوميتى شامل عرب‏هاى لبنانى، فلسطينى و اقليت كُرد و ارمنى است و 17 مذهب رسمى در لبنان وجود دارد. شايد به جرأت مى ‏توان گفت كه اين تنوع قومى و مذهبى همواره قدرت سياسى اين كشور را با مشكل مواجه كرده است.

در انتخاب رياست جمهورى اين كشور، تاريخ نشان داده كه براى تصدى اين پست توسط يكى از گروه‏هاى سياسى - مذهبى چالش‏هاى اساسى در اين كشور وجود داشته است.

نخستين بن ‏بست سياسى به سال 1988 برمى‏ گردد كه ادامه درگيرى‏هاى خونين 1975 بود كه لبنان صحنه اختلافات سياسى و فرقه ‏اى گرديد و همزمان با اتمام دوره رياست جمهورى امين جميل، دو دولت عملاً در لبنان تشكيل شد و پس از توافق طائف بود كه سوريه به عنوان كشور با نفوذ در لبنان، حافظ امنيت اين كشور گرديد. اما پس از جريان ترور رفيق حريرى در سال 2004 ميلادى و هجمه سياسى عليه سوريه تا سال 2007 ميلادى، اين كشور وارد يك بحران جديدى گرديد. با پايان رياست جمهورى اميل لحود، خلاء سياسى در اين كشور حكفرما گرديد كه با توافق دوحه قطر، تفاهم بر سر تعيين رئيس جمهور، دولت جديد و تدوين قانون اساسى به عمل آمد.

سومين خلاء، با اتمام رياست جمهورى ميشل سليمان اتفاق افتاد و سناريوى خلاء قدرت و درگيرى گروه‏هاى سياسى مجدداً آغاز گرديد.

تنوع قومى و انتخاب رئيس جمهور در لبنان

در لبنان به دليل ساختار طايفه ‏اى و قومى و حاكم بودن الگوى دمكراسى انجمنى، رئيس جمهور از ميان مسيحيان مارونى انتخاب مى‏ شود و انتخاب او برعهده مجلس است كه با آراء نصف به علاوه يك خود، رئيس جمهور كشور انتخاب مى‏ شود.

وجود جريانات سياسى ناهمگون در مجلس نيز خود يكى از معضلات انتخاب رئيس جمهور است. هر يك از جريانات به دنبال سهم ‏خواهى هستند و منافع طايفه و گروه خود را بر منافع ملى ترجيح مى‏ دهند. اين مسأله در مورد كشورهايى كه قدرت و پست‏هاى حكومتى نسبت به جمعيت، قوميت و طايفه با ميزان صندلى‏ هاى كسب شده در مجلس تقسيم مى‏ شود، همواره بحران خلاء قدرت در حكومت وجود دارد.

در لبنان نيز به دليل اختلافات شديد دو گروه 14مارس و 8 مارس كه بين حزب ‏الله لبنان و گروه سعدالحريرى منتسب به جريان عربى - غربى خاورميانه كه در رأس آن عربستان سعودى قرار دارد، انتخاب پست رياست جمهورى همواره با چالش مواجه گرديده است.

رقابت اين دو جريان همواره انتخاب رئيس جمهور را با مشكل اساسى روبرو ساخته و ديگرى جريان سلطه عربى - غربى و مقاومت كه به دنبال حفظ وحدت لبنان و مبارزه با رژيم صهيونيستى بوده است، پارلمان لبنان را صحنه درگيرى‏هاى سياسى ساخته است.

اين درگيرى‏ها از زمان جنگ داخلى 1975 آغاز شد، درگيرى‏ هاى اصلى ميان فلسطينى‏ ها و متحدين شيعه چپ گراى آنها از يكسو و مسيحيان مارونى از سوى ديگر بود. لبنان به گونه ‏اى ميان طرفين درگير تقسيم شده بود كه مسيحى‏ ها منطقه شمال بيروت را در كنترل داشتند و چريك‏هاى فلسطينى نيز در سال 1976 جنوب و شمال لبنان را اشغال كردند. اين درگيرى‏ ها سبب شد تا رژيم صهيونيستى در سال 1978 با حمله به جنوب لبنان اين منطقه را اشغال كند اما با ورود نيروهاى سازمان ملل، رژيم صهيونيستى، نوار جنوبى لبنان كه هم مرز با سرزمين‏هاى اشغالى بود را به شبه نظاميان مسيحى فالانژ دادند تا آنان به سركوبى شيعيان و مخالفان صهيونيست‏ها بپردازند. اين درگيرى‏ها همچنان ادامه يافت تا اين كه در سال 1982 رژيم صهيونيستى مجدداً جنوب لبنان را اشغال كرد.

اشغال جنوب لبنان سبب گرديد تا حزب‏ الله لبنان تشكيل گردد و در طول دو دهه توانست در جنوب اين كشور تبديل به يك قدرت سياسى و نظامى شود و اين وضعيت تا قرارداد طائف در سال 1989 ادامه پيدا كرد تا اين كه طبق توافق طائف امنيت لبنان به سوريه سپرده شد.

از طرفى سنى ‏هاى تكفيرى و سلفى نيز در طول دهه 2003 تا 2014 در لبنان به دنبال كادرسازى سياسى و نظامى بودند و از جناح سعدالحريرى (14مارس) حمايت مى ‏شدند. و همين امر لبنان را به صحنه مبارزات سياسى و نظامى بين شيعيان، تكفيرى‏ها و مسيحيان تبديل نمود و در دوره ‏هاى مختلف تشكيل كابينه دولت را با مشكل مواجه كرد.

گروه 8مارس و 14 مارس، اكثريت صندلى‏ هاى مجلس لبنان را در اختيار دارند و براساس قانون اين كشور انتخاب رئيس جمهور با آراء نصف به علاوه يك مجلس انجام مى‏شود و تا زمانى كه اين دو گروه به يك تفاهم نرسند هرگونه تلاش براى انتخاب رئيس جمهور با شكست مواجه مى‏شود.

گروه 4 و 14 مارس چندين سال است كه بر سر مسائل ايدئولوژيك (شيعه - سنى)، ترور رفيق حريرى، جنگ 23 روزه، بيدارى اسلامى و تحولات پس از آن و همچنين شيوه حكومت با يكديگر اختلافات عميقى پيدا كردند، هرچند حزب ‏الله لبنان به دنبال ايجاد وحدت ملى در لبنان بود، اما گروه سعدالحريرى (14مارس) به دنبال باج ‏خواهى سياسى و تفرقه در اين كشور مى‏باشد.

جدايى از اين نفوذ صهيونيست‏ها، برخى از كشورهاى عربى منطقه مانند قطر، عربستان سعودى نيز با تأثيرگذارى بر برخى از گروه‏هاى سياسى به دنبال هدايت حكومت لبنان به نفع خود مى ‏باشند و در پى وحدت ملى اين كشور نيستند.

بحران جنگ داخلى سوريه كه از مارس 2011 آغاز شد، بر جامعه لبنان نيز تأثير گذاشت و سبب نفوذ تكفيرى – سلفى ‏ها در اين كشور گرديد و بحران كنونى در لبنان مى‏تواند بر نفوذ داعش و برهم ريختن امنيت اين كشور كمك نمايد. نمونه اين ناامنى را مى‏ توان درترور اخير برخى از فرماندهان و مستشاران نظامى حزب‏ الله در مناطق مشترك مرزى لبنان و سوريه مشاهده كرد.

لذا بايد جامعه لبنان به وحدت برسد تا رئيس جمهور اين كشور بتواند تشكيل كابينه داده و امنيت را به اين كشور برگرداند. در غير اين صورت، لبنان بايد منتظر حوادث ناگوار باشد و اين ناهمگونى سياسى با زورآزمايى حزب‏ الله لبنان و رژيم صهيونيستى مى‏تواند اين كشور را وارد يك بحران جدى و برگشت ‏ناپذير نمايد. لذا كشورهاى منطقه‏ اى نظير ايران، عربستان سعودى، قطر، اردن، سوريه و مصر كه متأسفانه برخى از آنان گرفتار جنگ‏هاى فرقه ‏اى و داخلى هستند، بايد بكوشند تا به ايجاد وحدت ملى لبنان كمك نمايند و با مساعى جميله و مشترك، لبنان را به سوى ثبات هدايت نمايند.

                               

  رضا مهرعطا
  پژوهشگر علوم سیاسی
  آدرس ایمیل : Momtad2011@yahoo.com
  آدرس سایت/وبلاگ:


  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :