موضوعات ‌مرتبط: اجتماعی تحلیلی

a/55 :کد

نبرد روسیه و غرب در المپیک زمستانی اوکراین

عیسی گلوردی

  ﺳﻪشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۲ — ۰۰:۰۰
تعداد بازدید : ۵۵۶   

بررسی گزینه های پیش روی روسیه در قبال تحولات اوکراین

اروپایی ها اوکراین را ادامه طبیعی اروپا می دانند و به دنبال توسعه اتحادیه اروپا تا مرزهای روسیه هستند. امریکایی ها این پیوست را در جهت منافع خود نمی دانند اما از جهت راهبردی، محدودسازی روسیه و عدم قدرت گیری مجدد و امکان احیای امپراتوری روس ها را هدف خود قرار داده اند. روس ها از دست دادن اوکراین را به منزله عقب نشینی در مقابل غرب قلمداد کرده و آثاری چون قطع نفوذ روسیه در کشورهای اروپای شرقی، تضعیف جایگاه اقلیت روس تبار و جریانات روس گرا در اوکراین، از دست دادن موقعیت روسیه در دریای سیاه، واگذاری مسیر انتقال انرژی روسیه به حریف، پیوستن اوکراین به اتحادیه اروپا و در نتیجه فاصله گرفتن اقتصاد این کشور از روسیه، و احتمال پیوستن اوکراین به ناتو و در نتیجه پیشروی این اتحادیه تا مرزهای روسیه را از عواقب آن می دانند. امری که برای روسیه بسیار گران تمام خواهد شد و شکستی راهبردی قلمداد می شود.

همانند وقایع منجر به انقلاب نارنجی این بار نیز تحولات اوکراین بسیاری از تحلیل گران را غافلگیر کرده و نوعی شتاب زدگی در ارائه تصویری قابل فهم از وقایع سبب غفلت از ریشه های عمیق تداوم و تغییر در این کشور شده است. تغییر و تحول در اوکراین بیش از داخل تابعی از رویارویی شرق و غرب است و حال که پیروزی نسبی برای جناح غرب گرا و غربی ها حاصل شده (کنشگر)، واکنش روس ها و جریانات حامی از اهمیت ویژه ای در شکل دهی به آینده اوکراین خواهد داشت. به نظر می رسد روس ها در شرایط جدید سه گزینه برخورد در پیش رو دارند:

۱. بازگرداندن یانوکویچ یا جریان روسی به ساختار قدرت در اوکراین، که در اینصورت مداخله نظامی اجتناب ناپذیر است. البته در این صورت روسیه با خطر انزوای سیاسی- بین المللی و اقتصادی قابل توجهی از طرف غرب مواجه می شود، ضمن اینکه تثبیت این وضعیت در اوکراین منجر به واکنش شدید جامعه غرب گرای اوکراین نسبت به حضور و نفوذ روسیه می شود. اقتصاد شکننده و تا حد زیادی وابسته به غرب و متکی به فروش مواد خام بویژه نفت و گاز قدرت مانور روسیه را در این موضوع با محدودیت شدیدی روبرو ساخته است.

۲. اعمال فشار به دولت انتقالی اوکراین برای پذیرش خواسته های روسیه اعم از حفظ ساختار موجود قدرت، پذیرش شروط روسیه، عدم الحاق به اتحادیه اروپا، حاکم نمودن جریانات روس گرا در راس هرم قدرت، به گونه ای که بشود گفت نه خانی رفته و نه خانی آمده است. با توجه به تحولات پیش آمده امکان تحقق چنین سناریویی منطقی به نظر نمی رسد و اصرار بر آن روسیه را با همان هزینه های پیش گفته روبرو خواهد ساخت.

۳. تعامل با دولت جدید اوکراین به گونه ای که منافع روسیه در دریای سیاه، به ویژه شبه جزیره کریمه، تامین شده و امنیت روس تباران اوکراین و حفظ نسبی جایگاه آنان را در بر داشته باشد و مهمتر از آن عدم تنش در مرزهای دو کشور و عدم حضور نظامی غرب در اوکراین حاصل آن باشد.

به نظر می رسد، مورد سوم برای روسیه با توجه به ظرفیت هایی که در اوکراین دارد چندان دشوار نباشد و هزینه های دو مورد قبلی را نخواهد داشت. تقویت حضور نظامی روسیه در کریمه را نیز باید در چارچوب فشار بر دولت جدید برای پذیرش سناریوی سوم تفسیر کرد و توجه داشت که روسیه گرچه عضو دائم شورای امنیت هست و گرچه قدرت نظامی برجسته ای دارد، اما مشکلات و آسیب پذیری های قابل توجهی نیز دارد که غرب از آنها آگاه است و اگر بخواهد به صورت عریان در اوکراین از قدرت نظامی خود استفاده کند، از این نقاط ضعف آسیب فراوان خواهد دید: 

۱.روسیه با چالش های داخلی مواجه است. موقعیت پوتین در پارلمان تضعیف شده است و جریانات غرب گرای مخالف پوتین و هواداران سنتی اش در روسیه قوی هستند.

۲.روسیه مشکلات اقتصادی زیادی دارد بویژه آنکه پس از سقوط شوروی، روسها با کشورهای غربی وارد تعامل اقتصادی گسترده ای شده اند که اقتصاد روسیه را به غرب گره زده و آن را آسیب پذیر کرده است. غربی ها معمولا در این گونه رویدادها، از ابزار اقتصادی بهره برداری مضاعف می کنند.

۳. روسیه قدرت یارگیری بین المللی ندارد. و در اینگونه موارد اتحادیه اروپا و آمریکا و هم پیمانانی چون کانادا، استرالیا، ژاپن و عمده اقتصادهای نوظهور را در مقابل خود می بیند. در نتیجه با فشارهای سیاسی، حقوقی و اقتصادی و  بین المللی مواجه خواهد شد. و این برای روسیه گران تمام می شود.

۴. روسیه در اطراف مرزهای خود یا به اصطلاح خارج نزدیک (near abroad) با چالش های ضد روسی قابل اعتنایی مواجه است. مشکلات گرجستان هنوز در جای خود باقی است. در آسیای مرکزی هم نوعی واگرایی از نفوذ و فرهنگ روسی وجود دارد. در حوزه اروپایی روسیه هم این وضعیت مدتهاست که شروع شده است . بعید است که روسیه بخواهد در خصوص اوکراین نیز به دردسرهای جدید خود بیفزاید.

۵. در این رابطه افکار عمومی نیز علیه روسیه عمل می کند. بویژه با توجه به شبکه سازی اخبار مربوط به اوکراین و هدایت رسانه ای گسترده غرب، فضا به گونه ای ساخته می شود که هزینه این اقدامات را روسیه بپردازد.

همچنین باید به این نکته توجه داشت که در دراز مدت روسیه همواره این شانس را خواهد داشت که با حفظ نیروها و ساختارهای وابسته به خود و ناکارآمدی جریانات غرب گرا در صحنه داخلی از پتانسیل نفوذ خود بهره برداری کرده و مانند دفعه قبل (شکست انقلاب نارنجی) بار دیگر به صورت تمام قد به صحنه سیاسی اوکراین برگردند.

در این میان از عجایب زمانه است که روشن شدن آتش تحولات اوکراین و آغاز رقابت سنگین روسیه و غرب با روشن شدن مشعل بازی های المپیک زمستانی در سوچی همزمان شد و آن را کاملا تحت شعاع خود قرار داد و به نظر نمی رسد که این آتش به این زودی های خاموش شود.

                               

  عیسی گلوردی
  پژوهشگر
  آدرس ایمیل :
  آدرس سایت/وبلاگ:
  از همین نویسنده : اهمیت «بازگشت رضایی»
تحلیلی                    


  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :