موضوعات ‌مرتبط: سیاسی خاورمیانه

a/564 :کد

نظام حكومتى عربستان سعودى و بازگشت به عقب

رضا مهرعطا

  شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۳ — ۰۹:۵۷
تعداد بازدید : ۶۳۲   

مى‏توان به جرأت اذعان كرد كه عربستان سعودى براساس يك بازى انگليسى در خاورميانه به مانند رژيم صهيونيستى تأسيس شد، بازى‏اى كه بريتانيا در خاورميانه شروع كرد و به تأسيس حكومت‏هاى دست نشانده و حافظ منافع غرب پرداخت.

اين حكومت در نوع خود در منطقه منحصر به فرد است و به سختى مى‏توان نمونه ديگرى براى آن يافت كه نوع موروثى بودن آن از نوع برادر به برادر باشد و نه پدر به پسر. نوع پدر به پسر آن را در برخى از كشورهاى خاورميانه مانند اردن، بحرين، كويت، قطر مى‏توان مشاهده نمود اما وصيت غيرمعقول عبدالعزيز كار را براى حكومت عربستان سعودى دشوار نموده و اين كشور هنوز به صورت بدوى اداره مى‏شود.

شاه صورت موروثى آن هم از نوع برادر به برادر كه انتخاب مى‏شود كه اين باعث شده از طرفى سن پادشاهان اين كشور زياد باشد و هيچ شورا يا انتخابات مردمى به طور مستقيم يا غيرمستقيم در انتخاب پادشاه نقشى ندارد. به دليل اين ساختار ويژه، جنگ قدرت بين شاهزادگان به مانند دولت‏هاى قبل از دوران وسفاليا (1648 ميلادى) در اروپاى قرون وسطايى وجود دارد. هرچند آنان سعى دارند اختلافات خود را به صورت آشكار بروز ندهند.

پادشاهان سعودى به دليل غيرمردمى بودن نظام سياسى ‏شان و عدم مشروعيت مردمى، جهت حفظ پايه ‏هاى حكومت خود به قدرت‏هاى غربى بالاخص آمريكا و انگليس تكيه دارند و همين نكته آنان را همواره به عاملين سياست‏هاى اجرايى غرب در منطقه تبديل كرده است و فقط در ظاهر خادم حرمين شريفين مى ‏باشند ولى به جاى حفظ منافع اسلام و خدمت به اسلام و حرمين شريفين در خدمت منافع غرب و آمريكا بوده و هستند.

طبعاً وجود چنين حكومتى با بدعت‏هاى خاص خود كه مربوط به دوران جاهليت و افكار انحرافى وهابيت است، مى‏تواند بهترين منافع را به غرب و در رأس آنها آمريكا و رژيم صهيونيستى برساند و نكته تكميلى آن اين است كه حكومت سعودى به آمريكا و غرب وابسته است كه اين خود بهترين خدمات را مى‏تواند در جهت حفظ منافع آنان ارائه دهد.

نبودن طبقه متوسط، فاصله بين اشراف‏زادگان و خاندان سعودى با طبقات پايين جامعه، نبود حقوق اقليت‏ها بالاخص شيعيان كه همواره مورد آزار و اذيت و فشار از طرف سعودى‏ها و وهابيون واقع مى‏شوند، انحصار در تقسيم پست‏هاى حكومتى كه در اختيار شاهزادگان سعودى است، فقدان آزادى انديشه، قلم و بيان، عدم رعايت حقوق زنان در جامعه، سياست ترس و سركوب عليه مخالفان رژيم سعودى بالاخص شيعيان، فساد ادارى و حكومتى بالاخص در سطح شاهزادگان و علماى بانفوذ وهابى و... از مشكلات اجتماعى و سياسى حكومت عربستان به شمار مى‏رود. اين مشكلات بيشتر حاصل ساختار حكومت اين كشور مى‏باشد كه انحصار قدرت را در دست يك طبقه يا گروه خاص قرار داده است

اين انحصار در خارج از مرزها و در سياست خارجى اين كشور مشكل ايجاد كرده و عربستان را فاقد نفوذ معنوى و اساسى ساخته است، به طورى كه سعودى‏ها فقط با دلارهاى نفتى خود بر برخى از كشورهاى منطقه نفوذ دارند و حتى فرزندان ناخلفشان يعنى القاعده و داعش تا زمانى كه نياز به دلارهاى سعودى‏ها داشته باشند، با آنان هم جهت و هم نوا هستند اما با تضاد منافع بين طرفين، داعش عربستان سعودى را تهديد كرده است و اين نشان مى‏دهد كه عربستان سعودى در صدور ايدئولوژى وهابيت و تأثيرگذارى بر ملت‏هاى مسلمان منطقه ناموفق بوده است و اين انحصار قدرت در تصميم‏گيرى توسط يك عده خاص، باعت شده اين كشور به قهقرا كشانده شود. لذا در حال حاضر شاهزاده سلمان با چالش‏هاى مذكور مواجه است، چالش‏هايى كه هرچه بيشتر اين كشور را به ورطه سقوط نزديك مى‏كند.

 

                               

  رضا مهرعطا
  پژوهشگر علوم سیاسی
  آدرس ایمیل : Momtad2011@yahoo.com
  آدرس سایت/وبلاگ:


  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :