موضوعات ‌مرتبط: سیاسی تحلیلی

a/653 :کد

تفاوت فرهنگی؛ آشفتگی مفاهیم و آن گاه خشونت

رضا نصیری حامد

  چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۳ — ۱۸:۰۱
تعداد بازدید : ۷۴۱   
 تحلیل ایران -تفاوت فرهنگی؛ آشفتگی مفاهیم و آن گاه خشونت

مفاهیم انسانی واژه ها و اصطلاحاتی خنثی نیستند که صرف نظر از بار معنایی شان به کار روند. آنها هر یک دارای درون مایه و محتوایی هستند که به زندگی انسانها معنا می بخشند.

مفاهیم انسانی واژه ها و اصطلاحاتی خنثی نیستند که صرف نظر از بار معنایی شان به کار روند. آنها هر یک دارای درون مایه و محتوایی هستند که به زندگی انسانها معنا می بخشند. انسانها به همان اندازه که به هستی فیزیکی و مادی شان اهمیت می دهند و درباره آن حساس هستند، بحق درباره عناصر معنابخش زندگی شان هم از خود حساسیت نشان می دهند.

اغراق نیست انسانیت انسان را به همین معناکاوی وی در حیات خویش بدانیم. البته وابسته به نظام های معنایی مختلفی که شکل می گیرد، انسانها نیز به مفاهیم و موضوعات مختلفی تعلق خاطر پیدا نموده و در خصوص آنها حساسیت نشان می دهند. آنچه که در این فرایند رخ می دهد، مضمونی درونی و باطنی دارد و لذا حتی گاهی با کاربرد و استفاده از اصطلاحات و مضامین مشترک و به ظاهر یکسان و مشابه، انسانها معنایی متفاوت از آن را در ذهن و روان خویش بازسازی می نمایند.

اختلاف و تفاوت میان دیدگاه های مختلف حتی در موضوعات به ظاهر یکسان و مشابه، از دیرباز در متن زندگی انسانی وجود داشته است اما در این میان امتیاز دوران مدرن بدان بوده است که برای این تفاوت های فرهنگی ارج و قرب نهاده شود و مخصوصاً با رادیکال شدن مدرنیته که عنوان دیگری برای دوران موسوم به پست مدرنیته است، همه آرزوهای بشری بدین سمت رفت که دیگر هیچ نوع اختلاف و تفاوتی مبنای تبعیض و مرزگذاری های مصنوعی و ساختگی برای انسانها نشود.

تلاش های زیادی در این زمینه صورت گرفت هم به لحاظ نظری و هم از نظر تدوین قوانین مناسب و سیاستگذاری های متعدد برای زمینه سازی های فرهنگی و اجتماعی تا این ایده والا بتواند محقق گردد. اما اینک از فراز زمان وقتی به حال و نیز گذشته دور و نزدیک می نگریم، همچنان این سوال در ذهنمان جولان می دهد که آیا ما به واقع پیشرفت کرده و به جلو آمده ایم؟ سنجش و نقد هر وضعیتی مستلزم وجود شاخص ملاک و میزانی است که وضعیت مطلوب را تا حدودی بتواند تصویر نموده و در عین حال ابزاری برای بررسی و نقد امروز به دست دهد.

این محک اگر فناوری و رفاه نسبی و برخورداری های مادی باشد، با تسامح و البته با عنایت به انواع نابرابری های موجود می توانیم از ترقی و پیشرفت سخن بگوییم اما در شاخص اخلاق و انسانیت کُمیت ما انسانهایی که خوشوقت به زیستن در هزاره سوم هستیم، همچنان می لنگد. از بارزترین شواهد این امر رواج و یا لااقل تداوم خشونت است. البته قبل از ادامه بحث یادآوری این نکته لازم است که لزوماً بر آن نیستیم که جهان و انسان های امروز بدتر از گذشته و خشن ترند چون خشونت همپای بشر در طول تاریخ بوده است اما اینک همچون هر پدیده دیگری بیشتر رصد می شود و در باره آن خبر و گزارش و تحلیل ارائه می شود اما همین هم نشان می دهد که لااقل خشونت بشری در تداوم همان روند گذشته به پیش آمده است.

خسونت ابعاد متفاوتی دارد یکی از سطوح مهم و شاید البته نادیده گرفته شده آن وجهی است که در آن انسانها نسبت به باورها و عقاید متفاوتی که پیش از این اعلام شد، احترام واقعی قائل نیستند و لذا به خود حق می دهند به بهانه هایی همانند آزادی بیان و یا اموری از این دست، به اعتقادات و باورهای دیگران توهین و بی احترامی روا دارند. درست است که انسانها توان این کار را دارند و دیگران را هم ممکن است به همین شیوه تشویق کنند که شما نیز در برابر این گونه حرکات، مشابه آنها را نجام دهید اما اولاً همه این شیوه را قبول ندارند و ثانیاً این هرج و مرج ناشی از اتخاذ چنین روندی در کجا و به چه قیمتی باید خاتمه یابد؟ از سوی دیگر چون سننح این هرج و مرج از نوعی خشونت ولو به ظاهر بدون درگیری فیزیکی است، در آن صورت سوال آن است که آیا بیم آن نمی رود که هر آینه چنین درگیری هایی به حیطه های دیگر انسانی نیز گسترش یاید و مثلاً خشونت فیزیکی و تلاش برای از بین بردن موجودیت طرف را هم به دنبال خود بیاورد؟

سال 2014 و نیز همین حدود یک و ماه و نیمی که از 2015 می گذرد، از حیث وقایع خشونت بار قابل تأمل بوده است چه در حوادثی همچون تشدید فعالیت های گروه داعش با انواع خشونت های غیر انسانی در میان مسلمانان و البته گاهی نیز علیه غیر مسلمانان و چه برخی از واکنش های کورعده ای از مسلمانان در حمله به نشریه شارلی ابدو و ترور چند تن از کارکنان آن به دلیل نشر کاریکاتورهای اهانت آمیزشان از پیامبر اسلام و نیز واقعه مشابهی که همین چندی پیش این بار در کپنهاگ دانمارک، که عموماً جزو شهرهای امن اروپا برشمرده می شود، رخ داد که در آن مسئله آزادی بیان این بار با اذعان به کفرگویی در کنار آن برجسته شده بود.

به طور مشخص کاریکاتوریست سابقه داری از سوئد هم در کافه حضور داشته است که ظاهراً جزو هدف های ترور بوده است که البته جان سالم به در برد.  اینها و موارد دیگر خشونت های ناشی از باورهای متعدد اندیشه ورزانه همگی حاکی از وضعیت نه چندان بسامانی است که بشر در این عرصه پس از سده های مختف بدان رسیده است.

چنانکه اشاره گردید، یکی از موضوعات انسانی واژه ها مفاهیم و اصطلاحاتی است که به یکسان بین افراد و در متن خرده فرهنگ های مختلف به کار می رود و هرچند برگردان و ترجمه ظاهری آنها ممکن و شدنی است، اما محتوا و درون مایه و معنای نهفته در باطن آنها قابل ترجمه نیست. برای نمونه پیامبر و جایگاه آن حتی در متن ادیان ابراهیمی همچون اسلام با مسیحیت متفاوت است و لذا شأن و جایگاه وی نیز فرق دارد همین طور کتاب مقدس ملسلمانان عموماً در باور اکثریت قریب به اتفاق ایشان اثری است با بیان مستقیم خداوندی و از این منظر با کتاب مکاشفه برای قدیسان دینی و تفاسیرشان فرقی عمده دارد.

البته نفس باور و اعتقاد به خودی خود مقدس است و باید بدان احترام نهاد با این وجود چگونگی دریافت و فهم افراد و مجموعه های انسانی و فرهنگی از مفاهیم و مضامین فرهنگی در نوع واکنش ایشان تأثیر دارد.

سالها و بلکه هم دهه هاست که جهانی شدن در همه گفتارها و نوشتارها و متون ما به کار می رود و دریافت و باور کلی ما ازآنها نیز ظاهراً روشن است اما شاید وقایع تکان دهنده ای مثل خشونت های اخیر است که نشان می دهد به واقع چقدر سرنوشت همگان به هم گره خورده است در متن اروپا و جایی که حداقل از دوران رنسانس به بعد ندای مطلق راداده است، اکنون و البته از خیلی زمان ها قبل تر ندا و عقیده کسانی را می شنویم که آزادی مطلق را برنمی تابند و برای خود موازین و مشخصه های فرهنگی مجزایی دارند.

انسان هایی که در چنین مناطقی و مشخصاً امروزه در غرب و اروپا زندگی می کنند بر بسیاری از مطلوبیت های زندگی در آنجا اذعان دارند و آنها را نه تنها تصدیق نموده اند بلکه خود نیز آن را روش و شیوه زندگی شان قرار داده اند. با این وجود باید دید ایشان چه حقارت و سختی از افراد پیرامون خود می بینند که علیه همه این مطلوبیت ها قد برافراشته و درصدد نابودی همه دستاوردهای مثبت آن برمی آیند.

بی تردید اقدامات ایشان مورد تأئید نیست اما طرف مقابل هم اندکی به مفاهیم معنابخش زیست جهان این گروه ها مخصوصاً در بین اقلیت ها بیندیشد و درک نماید که برخی از مشترکات لفظی در عین مشابهت وهمسانی، بار ارزشی خاصی داشته باشند که تعامل یکسان با آنها عین تبعیض و منشأ سوءتفاهم های متفاوت باشد. این مسئله حداقل و کف مطالبه ای است که از باورمندان به هر آئین و اعتقادی می توان داشت تا به یک زندگی مسالمت آمیز در کناریکدیگر و با وجود همه تنوع افکار و عقاید نائل شد.

                               

  رضا نصیری حامد
  پژوهشگر علوم سیاسی
  آدرس ایمیل : r.nasirihamed@ut.ac.ir
  آدرس سایت/وبلاگ:
  از همین نویسنده : سرعت مطمئنه در اطلاع رسانی


  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :