موضوعات ‌مرتبط: محیط زیست طبیعت

a/66633 :کد

0

شناسایی ردپای آنهایی که فاجعه کاسیت را رقم زدند، در تهران!

  دوشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۵ — ۰۴:۳۲
تعداد بازدید : ۳۰۴   
 تحلیل ایران -شناسایی ردپای آنهایی که فاجعه کاسیت را رقم زدند، در تهران!

اگر از بررسی صحت و سقم سخنان دوگانه منتشر شده در این خصوص بگذریم و فاجعه رقم خورده را هم فراموش کنیم، باز این سوال باقی خواهد ماند که چرا برخی ترجیح داده‌اند به جای نقد مسئولانی که متولی احیای یک گونه

اگر از بررسی صحت و سقم سخنان دوگانه منتشر شده در این خصوص بگذریم و فاجعه رقم خورده را هم فراموش کنیم، باز این سوال باقی خواهد ماند که چرا برخی ترجیح داده‌اند به جای نقد مسئولانی که متولی احیای یک گونه نادر بوده‌اند و در این خصوص وظایفی هم برعهده ایشان قرار گرفته، توهین قومیتی را در پیش گرفته‌اند؟


 به گزارش تحلیل ایران ، «گوزن بارداری که قرار بود احیاگر نسل این گونه ایرانی در طبیعت کشورمان باشد، بر اثر پرتاب سنگ رم کرد، به شدت به فنس کشی محوطه اش برخورد کرد و کشته شد!» فاجعه ای که تنها ما می‌توانیم به جای پرداختن به آن، کاری کنیم که به حاشیه رفته و فاجعه دیگری جایگزینش شود!

پس از آنکه گوزن زرد بارداری که در باغ وحش کاسیت در لرستان نگهداری می‌شد، با پرتاب سنگ توسط برخی بازدیدکنندگان رم کرد و کشته شد، به جای آنکه چرایی نگهداری این گونه در باغ وحش مورد سوال قرار گرفته و شرایط نامناسب محل نگهداری، محافظت نشدن، بی توجهی متولیان احیای نسل این گونه به اهمیت این جاندار و... مورد سوال قرار گیرد، حاشیه هایی رقم خورد که اصل خبر فراموش شد.

برخی که انگار نه خبر مرگ این گونه برایشان اهمیت داشت و نه شکست پروژه چندین ساله احیای گوزن زرد ایرانی در طبیعت کشورمان، پشت دنیای مجازی کمین کرده و پروژه جدید توهین قومیتی را در کشورمان کلید زدند. از آن پروژه هایی که هر از چندگاهی شاهد آغازش هستیم و به رنجش جمعی از هموطنانمان منجر می‌شود.

این بار نوبت قوم لر بود که سنگ انداختن به گوزن زرد ماده موجبات توهین به ایشان را فراهم آورد؛ گویی در دیگر باغ وحش های کشورمان، تمامی بازدیدکنندگان آداب بازدید از باغ وحش را رعایت می‌کنند و هیچ گونه حیوان آزاری ای رخ نمی‌دهد.

ماجرا زمانی جالب تر می‌شود که بدانیم مسئولی که خبر سنگ پراندن به گوزن باردار از قول وی در خبرگزاری ها منتشر شده بود، فردای آن روز در گفت‌وگویی این موضوع را تکذیب کرده و علت رم کردن حیوان و برخوردش با فنس ها را استرس حیوان باردار بیان کرده و گفته: «گوزن حیوان پراسترسی است؛ یعنی حساس به استرس است. گوزن حامله هم بوده، مزید بر علت استرسش بیشتر می‌شود. ایام تعطیلات هم بوده و در نتیجه ازدحام جمعیت، استرس به او وارد شده است. استرس بیش‌ازحد باعث شده حیوان رَم کند و به فنس برخورد کند و چون آنجا تپه و سراشیبی است، در اثر برخورد به فنس، برمی‌گردد و غلت می‌زند و بالاخره از بین می‌رود.»

ابراهیم توکلی، مدیرکل دامپزشکی استان لرستان با تاکید بر اینکه «هیچ‌کس ندیده کسی سنگی به سمت گوزن کشته شده پرت کرده باشد»، گفته: «جایی از قول من نوشته‌اند که گفته‌ام مثلاً این گوزن را «سنگسار» کرده‌اند. اصلاً آدم شرمش می‌شود این چیزها را می‌شنود. متاسفانه آنجا دوربین نداریم؛ اگر داشتیم، راحت حقانیتمان را ثابت می‌کردیم، ولی حالا فقط می‌توانیم قسم بخوریم بگوییم چنین چیزی نبوده است.»

و در ادامه پرده از حقیقتی برمی‌دارد که می‌تواند اثباتی بر بی مسئولیتی مسئولان محیط زیست در پروژه احیای نسل گوزن زرد در اقلیم کشورمان باشد. اینکه این گونه ارزشمند در محدوده ای نگهداری می‌شده که مسئولیت آن با دامپزشکی استان است، نه اداره کل محیط زیست استان یا حتی معاونت های سازمان حفاظت محیط زیست کشور که متولی پروژه احیای این گونه در کشورمان است.

این در حالی است که به فرض پذیرفتن پرتاب سنگ توسط بازدیدکنندگان به سمت گوزن باردار، باز با اتفاق بی سابقه و شگفت آوری مواجه نیستیم، مگر آنکه قصد تعارف با خودمان را داشته باشیم و قصد داشته باشیم که روی همه بدی های خودمان سرپوش بگذاریم وگرنه کیست که نداند بسیاری مان هنوز آداب مواجهه با حیات وحش را نیاموخته‌ایم و به همین دلیل ساده، گونه های بسیاری در کشورمان در خطر انقراض قرار دارند؟

به همین نسبت، گونه های ساکن باغ وحش ها نیز از آسیب هایی که برخی مان به ایشان وارد می‌آوریم (اگر شما این گونه نیستید، لطفا این انتقادها را به خودتان نگیرید!) مصون نیستند. حیواناتی که ساکن باغ وحش هایی هستند که در اغلب شان در کشورمان، حداقل های نگهداری حیوانات نیز رعایت نمی‌شود اما خیلی هایمان برای دیدنشان بلیت می‌خریم، حال و روز ناخوششان را می‌بینیم و حتی به قدر تذکر دادن به مسئولان این باغ وحش های غیر استاندارد هم که شده، به خودمان زحمت نمی‌دهیم.

بماند که برخی مان از بروز رفتارهای بیمارگونه با این حیوانات هم ابایی نداریم. آنقدر که از زبان مسئولان باغ وحش ارم (باغ وحشی که در پایتخت، درست بیخ گوش مسئولان واقع است) حکایت حیوان آزاری هایی را می‌شنویم که باور کردنش دشوار است؛ از بسته خرمایی که بازدید کننده ای به حیوانات داده و زیر خرماها و لا به لایشان تیغ و سوزن جاسازی کرده تا فیلی که جای خاموش کردن سیگار و تیزی تیغ روی خرطومش دیده می‌شود!

قسمت قابل توجه دیگر در سخنان مدیر کل دامپزشکی استان لرستان، تکذیب خبر سنگ انداختن به سمت این گوزن باردار است. یعنی خبری که در ابعاد وسیع در کشور منتشر شده و رسانه ملی نیز آن را منعکس نموده است. همان خبری که برخی دستمایه توهین قومیتی قرارش داده‌اند و موجبات آزرده خاطر شدن هموطنان لرمان را فراهم آورده‌اند.

این در حالی است که اگر از بررسی صحت و سقم سخنان دوگانه منتشر شده در این خصوص گذشته و فراموش کنیم که خبر پرتاب سنگ به سمت این گوزن و تکذیب آن، هر دو از زبان یک مسئول منتشر شده است، باز این سوال باقی خواهد ماند که چرا برخی ترجیح داده‌اند به جای نقد مسئولانی که متولی احیای این گونه بوده‌اند اما در نتیجه بی تفاوتی ایشان، حیوان باردار به محوطه ای نامناسب، آن هم در باغ وحش سپرده شده، توهین قومیتی را در پیش گرفته‌اند؟

توهین هایی که مبنای نسبت دادنشان به بخشی از هموطنانمان، داستانی است که در تایید و تکذیب مانده است و در صورت تایید نیز، قابل نسبت دادن نیستند؛ همان گونه که نمی‌توان قمه و قداره کشی چند تن از اراذل در شمال کشور، تجاوز و تعدی چند مجرم در مرکز کشور، رجزخوانی چند شکارچی در جنوب کشور، حیوان آزاری چند بیمار در تهران و... را دستمایه توهین به اقوام ایرانی قرار داد.
 
 
 

منبع: تابناک

 

 

 

 

                               



  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :