موضوعات ‌مرتبط: سیاسی سیاست خارجی

a/66819 :کد

فرجام برجام ؛ هیاهو برای هیچ

محمد پارسا نجفی

  دوشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۵ — ۲۳:۰۷
تعداد بازدید : ۷۷۳   
 تحلیل ایران -فرجام برجام ؛ هیاهو برای هیچ

بعد از نزدیک به ده سال مذاکرات بی نتیجه سرانجام با تبلیغات بسیار، برجام یا همان برنامه جامع اقدام مشترک به امضا رسید و البته ظاهرا عموم مردم را شاد کرد.



بعد از نزدیک به ده سال مذاکرات بی نتیجه سرانجام با تبلیغات بسیار، برجام یا همان برنامه جامع اقدام مشترک به امضا رسید و البته ظاهرا عموم مردم را شاد کرد، نه تنها در ایران و برای مردم رنج کشیده آن بلکه برای بیشتر فعالان اقتصادی در کشورهای غربی چه آنهایی که در گذشته با ایران قبل از تشدید تحریم ها تعاملات جدی مالی داشتند مانند بنگاه های اروپایی و چه شرکت های امریکایی مانند بویینگ که مترصد فرصت بودند تا از بازار بکر ایران ماهی بگیرند و خود را از خوان نعمتی بهرهمند سازند که چند دهه از آن به دور بودند.


پس چندان هم عجیب نیست که هم در اروپا و هم داخل امریکا برخی کانون های قدرت اقتصادی موثر بر جریان های سیاسی به دنبال فتح باب رفع تحریم ها بودند و در آن زمان آمده بودند تا مسیر خود را بگشایند.


به گزارش پایگاه خبری تحلیلی" تحلیل ایران "، شرکت هایی مانند بویینگ و هفت خواهران نفتی مغبون از اینکه سی سال از بازار پر منفعت ایران به دور بوده و آن را عملا تقدیم روسیه و اروپا و بعد چین کرده بودند به فکر چاره افتادند. کار بدان حد بالا گرفته بود که گویی وزرای خارجه کشورهای مهم جهان کاری ندارند جز اندیشیدن برای حل مشکلات ایران با خودشان.


پس مذاکرات نه تنها ادامه یافت بلکه با فشار بی امان دولت امریکا مذاکرات به نتیجه رسید و سند ها امضا شد. همه زیر نورافکن ها در برابر دوربین رسانه ها با هم برای هم دست در دست هم در کنار هم عکس یادگاری گرفتند که جهان از خطرات بزرگ جنگ و ... نجات یافت.


برجام برایند هیچ  


ایران از بند هفت منشور ملل متحد خارج شد سپس به تعهدات خود کاملا عمل کرد. از اب سنگین اراک گرفته تا فردو و خارج کردن اورانیوم های غنی شده به مقدار تعیین شده در سند برجام. دیری نپایید که مشخص شد تهران در ازای هزینه های سنگین خود چه دریافت کرده است. سیف رییس بانک مرکزی ایران  آن را (( هیچ)) اعلام کرد.


به عبارتی ایران بخش هایی از برنامه و تجهیزات و سرمایه های هسته ای اش را داد و آنچه گرفت ((هیچ)) بود.


البته غرب به ظاهر به تعهدات خود عمل کرد وتحریم هایی مانند سوئیفت را به نحوی سوال برانگیز تعلیق کرد اما ماجرا به نحو دیگری رقم خورد که کارشناسان دولت یازدهم هرگز نمی توانستند یا شاید با تغافل نمی خواستند به روش مکارانه امریکا بیاندیشیند. ایران نمی تواند از شبکه بانکی امریکا بهره مند شود و بدون آن نیز عملا ایران در تحریم باقی خواهد بود ولی استفاده از شبکه بانکی امریکا در برنامه جامع اقدام مشترک ( برجام) هرگز وجود نداشت و امریکا یا اروپا نیز تعهدی به آن نداده بودند.


ماجرای برجام
طبق برنامه راهبردی غرب، قرار نبود با رفع آنچه خودشان به آن شبح قدرت اتمی ایران می گویند کل مشکلات فی ما بین رفع شود و همه با هم در کنار هم برای هم همکاری و همزیستی کنند. اصولا خود آنها می دانستند که اصل ماجرا بر سلاح هسته ای که هرگز در ایران جایگاهی نداشته، نبوده و تنها برای فقدان بهانه به آن دست یازیده اند. پس طبیعی است برجام را به نحوی طراحی کرده باشند که هم به توافق عمل کرده باشند و هم برای حصول نتیجه سیاسی مطلوب نظرشان همچنان ایران را زیر فشارها نگه داشته باشند تا در واقعیت تغییری در وضع اقتصاد ایران روی ندهد .
نمونه این کار را دقیقا در کره شمالی و لیبی هم شاهد بودیم. امریکا در مذاکرات شش جانبه روسیه چین امریکا کره شمالی ژاپن و کره جنوبی توانست پیونگ یانگ را فریب دهد تا فعالیت های غنی سازی این کشور را کاهش داده و حتی آن کشور را مجبور کرد تا نیروگاه مهم یونگ بیون را تعطیل کند اما هرگز به تعهداتش عمل نکرد. در نتیجه کره شمالی با مشکلات اقتصادی بسیار وحشتناک تری دست به گریبان شد تا جایی که دوباره به فعالیت های هسته ای روی آورد. نه تنها از تحریم خارج نشد بلکه منابع خودش را نیز به رایگان از دست داد.


انهدام تقدیم غرب کرد. ظاهرا این کشور با استقبال اشخاص بدنامی در اروپا مانند سیلویو برلوسکونی و نیکلا سارکوزی روبه رو شد اما دقیقا در زمان خود همین اشخاص بود که امریکا با محوریت اروپا به بمباران بی امان لیبی پرداختند و لیبی را نزدیک به پنج سال فاقد دولت کرده و تقدیم تروریست های مختلف کردند.  


به راستی غرب چه می خواهد؟
اگر مشکلات امریکا با ایران بر سر فعالیت هسته ای بود اکنون که تهران به توافقی که واشنگتن علاقه مند بوده عمل کرده، باید آن چالش ها به پایان می رسید اما چنانکه دیدیم فعالیت های هسته ای کاهش یافت اما تحریم ها تعلیق نشد وتنها تغییر کرد. از این رو این برنامه ها فقط بهانه ای در میان افکار عمومی جهان برای اعمال فشار به تهران بود و آنچه که غرب به ایران داد تنها سرابی از سودای به نتیجه رسیدن برجام بود.


چالش ایران و غرب به محوریت امریکا تنها و تنها بر سر یک مساله است آن هم سلطه مجدد بر کل منطقه خاورمیانه که ایران هم مرکز آن می باشد. یکی از خواسته های امریکا نیز حذف نفوذ ایران از منطقه است. برای همین هم ایران را به دلیل ارتباط با مردم و احزاب کشورهایی مانند لبنان عراق و یمن به دخالت در کشورهای منطقه ضد امریکا متهم می کنند . از این رو واشنگتن که ادعا می کند تاروابط با تهران خوب نشود اقتصاد امریکا به روی ایران باز نمی شود هرگز رابطه خوبی نخواهد داشت تا حماس حزب الله انصار الله و گروه های عراقی و سوری را به نابودی بکشاند.


دقیقا همین کار را با لیبی دوران قذافی کردند و نفوذ ژئوپلیتیکی لیبی را در شمال افریقا و خاورمیانه نابود کردند و سرانجام کار به خودش رسید و مانند دومینو شهرهای این کشور از دست دولت مرکزی خارج و به بی نظمی و آشوب تقدیم شد.


همه این موضوعات یک شاخص اساسی دارد و آن نقش تل آویو است. اگر ایران مانند مصر یا عربستان و ترکیه روابط خوبی با این رژیم داشت شاید بیشتر مشکلات ایران و امریکا نیز برطرف می شد. پس فشار ها به قوت خود باقی است  و تنها شکل و شمایل آن تغییر کرده است.


 

تحلیل از : پارسا نجفی

 

                               

  محمد پارسا نجفی
 
  آدرس ایمیل : parsanajafi@outlook.com
  آدرس سایت/وبلاگ:


  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :