موضوعات ‌مرتبط: محیط زیست آب و هوا

a/671 :کد

ماجرای جنون آمیز سد سازی در کشور چیست؟

ابوالفضل بشیری

  جمعه ۰۱ اسفند ۱۳۹۳ — ۱۰:۳۱
تعداد بازدید : ۱۳۵۶   
 تحلیل ایران -ماجرای جنون آمیز سد سازی در کشور چیست؟

اجرای سدسازی در شمار شگفت‌آورترین ماجراهای حوزه‌ی مدیریت سرزمین در ایران محسوب می‌شود.

اجرای سدسازی در شمار شگفت‌آورترین ماجراهای حوزه‌ی مدیریت سرزمین در ایران محسوب می‌شود. علاوه بر بسیاری از جوامع محلی، اغلب کارشناسان، متخصصان و تمامی طرفداران محیط زیست با آنچه که به عنوان سدسازی در طول دو دهه‌ی اخیر در ایران رخداده، آشکارا مخالفت کرده و می‌کنند. به نحوی که بسیاری از اساتید دانشگاه از سدسازی به عنوان یکی ازمهم ترین عوامل بیابان زایی در ایران یاد کرده اند!

اما چه اتفاقی در سال های اخیر در کشورمان افتاده است که اغلب سدهای کشور کارکردهای مثبت خود را از دست داده و به معضل و بلایی برای مردم منطقه، منابع طبیعی و محیط زیست کشور تبدیل گشته اند؟ چه اتفاقی در حوزه مدیریت سرزمین می افتد که یکی از مسئولین سابق کشور صراحتا می گوید: " اغلب سدهای کنونی ما، عملا به تشتک‌های تبخیر تبدیل شده‌اند و فقط آب و پول کشور را به هدر می‌دهند؛ چرا که نه تمهیدات مدیریتی لازم در اراضی بالادست را دیده‌اند و نه شبکه‌های پایین‌دست راه‌اندازی شده است! "

با توجه به اینکه موج سدسازی در دنیا به دلیل آگاهی روزافزون دولت ها و ملتها نسبت به عواقب جبران ناپذیر آنها در محیط زیست و تنش های اجتماعی که در بالادست و پایین دست خود می آفرینند؛ به شدت رو به افول گذاشته، به طوری که تنها در طول ۱۳ سال گذشته بیش از 430 سد در آمریکا تخریب شده است؛ پس ماجرای جنون آمیز سدسازی در ایران چیست؟ چرا به قول دکتر کهرم زمانی که دنیا پرونده سدسازی را می بندد ما قهرمان سدسازی می شویم؟

چرا سد گتوند در استان خوزستان به عنوان یکی از پرهزینه ترین سدهای کشور در کنار سازندهای نمکی گچساران بنا می شود تا تنها دستاوردش حل شدن تپه های نمکی در آب مخزن سد و شور کردن کارون و زمین های کشاورزی اطراف باشد به طوری که شوری آن چندین برابر شوری آب خلیج فارس برآورد شود و عملا نه تنها مصرف شرب نداشته باشد، بلکه آفتی باشد برای مردم منطقه و عاملی باشد برای تسریع بیابان زایی و منبعی باشد برای هدررفت بیت المال! چرا باید سدی بنا شود که امروز از آن به عنوان " موزه عبرت محیط زیست " یاد شود؟

چرا در منطقه ای از کشور سدی بنا می شود که هیچ آبی و هیچ رودخانه ای اصلا برای ذخیره سازی در پشت آن وجود ندارد تا ساکنین منطقه از آن سد به عنوان "سد خشک"  یاد کنند؟! چرا وقتی سدها در بهترین حالت فقط چیزی بین ۱۰ الی ۱۵ درصد از برق کشورمان را تولید می کنند، به سمت تولید انرژی برق آبی می رویم؟

چرا با وجود تبخیر بالای سالانه در ایران که میزان آن 3 برابر میانگین جهانی است و متوسط تبخیر در کشور، نزدیک به ۲ متر در سال است باز هم به ذخیره آب توسط مخازن سدها دل بسته ایم؟ چرا بسیاری از سدهایی که به نام کشاورزی ساخته شدند، مانند سد حنای اصفهان و سد سیوند فارس، اصلاً در پرونده شان هیچ نشانی از اراضی نیازمند به آب مشاهده نمی شود؟

چرا سد زرینه رود (حوضه آبخیز دریاچه ارومیه)، اراضی پائین دست رودخانه در میاندوآب را که پیش از آن نیز آبی بودند، زهدار کرد؟ چرا صدای اساتید حوزه آب، محیط زیست و  زمین‌شناسی در عرصه سدسازی شنیده نمی شود؟ چرا و چرا و دهها چرای دیگر و دهها مثال دیگر از این دست که بسیار است...

از سوی دیگر وزیر نیرو می گوید: ظرفیت مخازن سدهای کشور 45 میلیارد متر مکعب است که اکنون 19،8 میلیارد متر مکعب آب پشت سدهای کشور وجود دارد. یعنی 56 درصد از ظرفیت سدهای کشور خالی و بدون آب است. با این وجود وی تصریح می کند که 140 سد در استان های مختلف در دست ساخت است!

به راستی باید پرسید وقتی نتوانسته ایم سدهای فعلی را از آب پر کنیم با سدهای جدید چه خواهیم کرد؟ آیا میزان بارش در کشور در سال های اخیر زیاد شده یا میزان تبخیر به یک باره کم شده است که دل از احداث سدهای جدید نمی توانیم بکنیم! آیا صدای رییس سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور شنیده نمی شود که  می گوید: هزینه تولید آب در آبخیزداری یک پنجم هزینه سدهاست!

لازم است بیان شود که نگارنده مخالف سدسازی نیست؛ بلکه با توجه به شرایط ویژه کشور، مخالف هدررفت منابع ملی، اتلاف وقت، اجرای پروژه های بدون مطالعه، بدون برنامه ریزی و نگاه دراز مدت است! نگارنده علاقمند به کشف جایگاه " آمایش سرزمین " در کشور عزیزمان ایران است! علاقمند به کشف جایگاه  " آبخیزداری " و " آبخوانداری" در مدیریت منابع آب کشور است! و اینکه آیا سدسازی های کنونی با اصول توسعه پایدار و مصلحت کشور همخوانی دارد؟ به راستی ماجرای جنون آمیزسدسازی های اخیر چیست؟

در پایان یاد این داستان افتادم که می گویند روزی چند نفر در بیابانی در حال حفر چاه بودند که فرد خردمندی به آ‌نها می­گوید در اینجا شما به آب نمی رسید. آنها در پاسخ می گویند: مهم نیست اینجا آب دارد یا ندارد، مهم این است که برای ما نان دارد!

                               

  ابوالفضل بشیری
  کارشناس ارشد مهندسی محیط زیست
  آدرس ایمیل : ab_bashiri@ymail.com
  آدرس سایت/وبلاگ:
پیامهای بازدید کنندگان
  ميلاد ٦
  شنبه ۰۲ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۱:۱۰
خيلي جايه تأسف داره .... و تا كي ...
  سعید
  جمعه ۰۱ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۵:۳۲
واقعا تاسف باره ...


  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :