موضوعات ‌مرتبط: سیاسی اروپا

a/713 :کد

کنفرانس مونیخ امنیت چه کسی را تامین کرد ؟!

محمد قادری

  ﺳﻪشنبه ۰۵ اسفند ۱۳۹۳ — ۱۰:۰۸
تعداد بازدید : ۱۱۱   
 تحلیل ایران -کنفرانس مونیخ امنیت چه کسی را تامین کرد ؟!

کنفرانس امنیتی مونیخ پس از سه روز به پایان رسید. بحث در خصوص " بحران اوکراین"،"موضوع داعش"،" امنیت اروپای واحد" و " پرونده هسته ای ایران" جملگی مباحثی بودند که در این کنفرانس مورد توجه قرار گرفت.

کنفرانس امنیتی مونیخ پس از سه روز به پایان رسید. بحث در خصوص "بحران اوکراین"،"موضوع داعش"،"امنیت اروپای واحد" و "پرونده هسته ای ایران" جملگی مباحثی بودند که در این کنفرانس مورد توجه قرار گرفت.

«وولفگانگ ایشینگر» رئیس کنفرانس امنیتی مونیخ  و سایر دست اندرکاران آن، هدف از برگزاری چنین کنفرانسی را حل "دغدغه های امنیتی جهان" می دانند. به عبارت بهتر، بانیان برگزاری این کنفرانس در صددند این محفل امنیتی را به نشستی برای هم اندیشی در مواجهه با  بحرانهای مزمن یا محدود امنیتی جاری در نظام بین الملل تبدیل کنند. با این حال به نظر می رسد در این پازل هزار تکه، اجزا و چارچوبها با یکدیگر تناسب ندارد!

به عبارت بهتر، هم در حوزه مبانی و چارچوبها و هم در حوزه جرئیات و مصادق " امنیت بین الملل" از دید برگزار کنندگان کنفرانس امنیتی مونیخ، ناهماهنگی های عامدانه ای وجود دارد که به سادگی نمی توان از کنار آنها گذشت:

1- کنفرانس امنیتی مونیخ همواره مامن و محفلی برای تامین امنیت قدرتهای بزرگ و در نتیجه تامین امنیت رژیم صهیونیستی بوده است. دلیل علاقه وافر و کلان صهیونیستها به کنفرانس امنیتی مونیخ نیز در همین نکته نهفته است. در پازل نهایی چیده شده در کنفرانسهای سالانه امنیتی در مونیخ، دغدغه تامین امنیت آمریکا و رژیم صهیونیستی به صورتی واضح و آشکار خودنمایی می کند.

البته در کنفرانس امنیتی اخیر، بخت چندان با تل آویو یار نبود! خشم و نارضایتی دولت آمریکا در خصوص سخنرانی ماه مارس نتانیاهو در کنگره سبب شد تا آنها در جریان کنفرانس امنیتی مونیخ، دست به نوعی تصفیه حساب سیاسی با حزب لیکود اسرائیل زنند.

دیدار جوزف بایدن و جان کری  با "اسحاق هرتزوگ"رهبر حزب کار در سرزمینهای اشغالی و اصلی ترین رقیب سیاسی نتانیاهو در انتخابات سراسری پیش رو، منجر به ایجاد نوعی پیوند سیاسی مستقیم میان دموکراتهای آمریکا و احزاب مخالف نتانیاهو، آن هم در آستانه برگزاری انتخابات سراسری اسرائیل شد.

هرتزوگ نیز پس از این دیدار برای دولت اوباما سنگ تمام گذاشت و در سخنرانی خود در کنفرانس، سخنرانی ماه مارس نتانیاهو در کنگره آمریکا را محکوم کرد.  در هر صورت این منازعه سیاسی ، منجر به ابطال و یا انحراف کنفرانس مونیخ از اهداف اصلی خود ( ایجاد حاشیه امنیت برای تل آویو و واشنگتن ) نشده و نخواهد شد.

2- در شناسایی و حل و فصل بحرانهای امنیتی، باید میان "مصدر بحران"،" ابزارهای تسریع کننده یا بازدارنده بحران" و " بازیگران اصلی و فرعی بحران" نوعی ارتباط مستقیم تعریف شود. به عبارت بهتر، در تحلیل بحرانهای امنیتی،  ترسیم مختصات دقیق نقطه بحران اجتناب ناپذیر محسوب می شود.

این دقیقا همان اقدامی است که کارشناسان امنیتی حاضر در کنفرانس مونیخ ترجیح می دهند به آن ورود پیدا نکنند! در بررسی و تحلیل بحران اوکراین  و بحران داعش در خاورمیانه، به " توصیف ظاهری منازعه" آن هم با حفظ لایه بندی های کلیشه ای اکتفا می شود و سپس برای مواجهه با بحران نسخه پیچیده می شود!

نمونه بارز این ترکیب نامتجانس امنیتی را باید صرفا در کنفرانس مونیخ یافت! در حالی که هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه اسبق آمریکا نسبت به تشکیل داعش توسط کشورهای غربی اقرار نموده و نحوه عملیات نظامی آمریکا در ائتلاف داعش نیز نشان از " مدیریت تروریسم داعش" به جای " نابودی کامل " آن است، مسئولین برگزار کننده کنفرانس امنیتی مونیخ سعی دارند داعش را به عنوان خطری مستقل از آمریکا ( و متحدان غربی- عربی واشنگتن) مورد شناسایی قرار دهند.

زمانی که داده های یک تحلیل امنیتی تحریف شود، خروجی و راهکار نهایی مترتب بر آن نیز صوری و تحریف شده و در نتیجه در صحنه عمل غیر قابل اجرا خواهد بود. نکته ای که هم مقامات آمریکایی و هم مقامات امنیتی سایر کشورهای اروپایی نسبت به آن آگاه هستند!

3- جای بحرانهای واقعی و ملموس غرب، در دستور کار نشست امنیتی اخیر مونیخ کاملا خالی بود! رشد جریانهای ملی گرای افراطی و نفود فاشیستها به گروههایی مانند پگیدا و دیگر گروههای ضد مهاجرین ، نشان از طوفانی دارد که به زودی بخشی از کشورهای مستعدتر اروپایی ( به لحاظ رشد گروههای افراطی) را در می نوردد.

در سال 2011 میلادی و پس از کشتاری که یکی از هواداران جریان راست افراطی در نروژ صورت داد، رئيس سازمان امنيت داخلي دانمارك نتوانست خط قرمز اروپای واحد در خصوص عدم افشای خطر جریان راست افراطی را نادیده انگارد:

"گروههای راست افراطی بزرگترین خطر امنیتی برای اروپا محسوب می شوند. گروههاي راست افراطي در فضاي مجازي فعاليتهاي خود را با جاسوسي اينترنتي و وبگردي گسترش داده اند. در فضاي غير مجازي نيز گروههاي افراطي خريد مواد محترقه و خطرناكي جهت تهيه بمب دست ساز يا پيشرفته را در دستور كار خود قرار داده اند ."

حال سوال اصلی اینجاست که جای این گروههای افراطی که هر یک از اعضای آن می تواند حکم یک تروریست تمام عیار را در برخی کشورهای اروپایی داشته باشند در محاسبات امنیتی عینی اروپای واحد کجاست؟ در خصوص بحران اوکراین و آتشی که در سال 2013 میلادی به دست ایالات متحده آمریکا، ناتو و اتحادیه اروپا در کی یف برافروخته شد نیز بهتر است اساسا سخنی گفته نشود!

در نهایت اینکه کنفرانس امنیتی مونیخ، به جای اینکه محملی جهت " طرح دغدغه های واقعی امنیتی در جهان" باشد، بستری جهت تحریف این دغدغه های مهم و اساسی و یا دفورمه کردن آنها در فضاهای رسانه ای و تبلیغاتی است. حال می توان  به راحتی به این سوال مهم پاسخ داد که چرا برگزاری کنفرانس امنیتی مونیخ هیچ گاه تاثیری در ایجاد امنیت واقعی در دنیا نداشته و نخواهد داشت...

                               

  محمد قادری
  پژوهشگر
  آدرس ایمیل : m.ghaderi62@yahoo.com
  آدرس سایت/وبلاگ:


  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :