موضوعات ‌مرتبط: محیط زیست ایران

a/728 :کد

نقش کلان ریزگردها در گرد و خاک های سیاسی

رضا نصیری حامد

  چهارشنبه ۰۶ اسفند ۱۳۹۳ — ۲۲:۴۴
تعداد بازدید : ۵۷۹   
 تحلیل ایران -نقش کلان ریزگردها در گرد و خاک های سیاسی

درباره برخی و شاید هم همه موضوعات و پدیده های انسانی نباید تنها به ریز و کوچک بودن ابعاد خود پدیده توجه نمود

 به مصداق آنکه از قدیم الایام انسانهایی که لابد سرشان به تن شان می ارزیده است، خاطرنشان نموده اند، درباره برخی و شاید هم همه موضوعات و پدیده های انسانی نباید تنها به ریز و کوچک بودن ابعاد خود پدیده توجه نمود بلکه باید به تأثیرات آن که اغلب در نگاه نخست نادیده باقی می ماند نیز توجه کرد این است که بزرگان گفته اند: 

فلفل نبین چه ریزه                      بشکن ببین چه تیزه

گذشته از این ماده غذایی که مردمان عموماً و اهالی شبه قاره هند به دریافتن تیزی آن علاقه وافری دارند  بدان اهتمام ویژه ای داشته اند، دیگر امور ریز و به ظاهر کم مقدار هم می توانند در دلالتی که بر موضوعات کلان و مهم دارند شایسته توجه و اهمیت باشند. یکی از اینها همانا ریزگردهایی است که همه ساله مردم نواحی جنوب و چندین استان را درگیر می سازد.

اکنون بعد از چندین سال الگوی مواجهه کمابیش مشخصی با این پدیده شکل گرفت است بدین شکل که وقتی به تدریج و رفته رفته ریزگردها جمع شده و انگهی زیاد شدند توجه کل مردم و مسئولان را بدین موضوع جلب می نماید و با اینکه موضوع مسبوق به سابقه نیز هست، باز از نو شروع به ریشه یابی و تحلیل چرای این قضیه می شود؛ حب البته احتیاط شرط عقل است و اگر بارها هم این مورد آزموده شده است، باز آزمایش می کنیم مبادا امسال علل و دلایل دیگری داشته باشند. طوری نمی شود که! حالا البته درست است که ریزگردها امان مردم را بریده اند، اما به هر حال کار باید کارشناسی و با دقت انجام شود.

اصلاً مگر این هم نوعی بحران نیست؟ اگه هست که ظاهراً هست، باید در نخستین گام خونسردی مان را حفظ کنیم. اقدامات مربوطه به تدریج رخ می دهند. در این بین حتی حرکتهای خودجوش جالبی هم اتفاق می افتد که بخشی از آنها لااقل در ابتدای امر برای افرادی چون حقیر از باب ادخال سرور در قلوب مومنین و مومنات تلقی شد مثلاً نمایندگان محترم استان خوزستان با ماسک در صحن مجلس شورای اسلامی حاضر شدند.

 البته لااقل راقم این سطور از چند و چون و غلظت ریزگردها در آن روزی که نمایندگان محترم ماسک زده بودند و به ویژه مشخصاً در منطقه یعنی بهارستان تهران اطلاع دقیقی ندارم ولی بعید می دانم اوضاع آنجا بدتر از خوزستان، ایلام و...بوده باشد. البته که هوشمندان خواهند گفت این حرکت سمبلیک و نمادین بوده و امثال بنده را بدین نکته توجه خواهند داد چون لابد باید نشانه شناسی از نوع دیدگاه های فردیناند دوسوسور و یا سخت تر از آن ژاک لاکان را متوجه باشیم تا بدانیم که آنها چه معنای نشانه­شناختی دارند.

 اما همه عرض و گفتار ما در اینجاست که مگر نه آنکه این سمبل و نماد باید بر چیزی دلالت کند و به تعبیری حاکی از چیزی باشد؟ اگر این گونه است که باید به سمت حصول مراد از این نماد حرکت کنیم خب اگر این گونه است و زدن ماسک تنها از باب نمایشی موقت نیست این حرکت با حذف اعتبار پیش بینی شده 60 میلیارد تومانی در بودجه سال 1394 برای مقابله با ریزگردها چه تناسبی دارد؟

جز این است که اختلافات سیاسی و گرایشات متفاوت بین طرفین یعنی نمایندگان مجلس و سازمان محیط زیست باعث و بانی چنین تصمیمی شده است؟ اگر حق با طرفداران قطع بودجه و مجلسی ها باشد، در آن صورت برای همین مشکل در سالهای آینده و همین سال بعد چه باید کرد؟ طبق مهلت قانونی که همین دولت بر سر کار خواهد بود و همین مسئولان سازمان محیط زیست نیز به خدمتگزاری مشغول خواهند بود.

از سویی ریاست سازمان را هم که مشاور رئیس جمهوری است، همچون وزرا نمی توان استیضاح نمود پس به هر حال باید راه چاره ای برای این منظور اندیشید. البته آخر سال است و هم چون این ریزگردها اندکی می خوابد و اندکی هم با زحمات مردم و در فرایند سنتی خانه تکانی زدوده و پاک می گردند شاید مصلحت در آن است که از کلیت قضیه عبور کنیم و به تعبیر کسانی که دوست ندارند از امروز برای آینده برنامه ریزی کنند بگوییم که چو فردا شود فکر فردا کنیم. فقط خدا کند فردا و سال بعد و هر زمان دیگری که باز این ریزگردها بر هوا برخاستند، مصداق حرف آن بنده خدای منفعلی نباشیم که در راهی می رفت و چون از راه دور پوست موزی دید نگران شد و دستپاچه که ای داد باز باید زمین بخوریم!

 حکایت برخی از تصمیم گیری های مقطعی و نسنجیده و مهم تر از آن سیاست زده ی ما نیز همین است که با عنوان غیر مترقبه به رتق و فتق دیرهنگام و گاهی پرهزینه تر مسائلی می پردازیم که از قضا می توانستند و می شود که مترقبه شان دانست همانند منطقه ای که بر اثر فرسایش خاک و از بین رفتن پوش گیاهی و .. مثل روز برایمان روشن است که وقتی بارانی با فلان شدت ببارد، آب جاده را بند خواهد آورد و راه بسته می شود ولی تصمیم درازمدت ما ظاهراً به جایی نمی رسد و یا اصلاً اقدامی برای آن نمی کنیم تا اینکه این اتفاق می افتد و آن گاه از محل اعتبار و کارهای و امور مربوط به سازمان و نهادهای امور غیر مترقبه وارد می شویم اما بزرگواران اینکه خیلی هم مترقبه بود درست مثل مدارس غیر انتفاعی که از بس اسکناس در آن نقش مهمی ایفا می کرد، از قضا خیلی هم انتفاعی بود و حالا هر چه هم بنیانگذاران طرح و مسئولان آن به نوع ثبت شرکت و نوع خدمات آن اشاره می نمودند، ولی ظاهر قضیه یا اولویت پول در همه مراحل ثبت نام را که نمی شد پوشاند البته چیزی که بعداً تبدیل به سنت حسنه ای شود و مورد الگوبرداری طیف کثیری قرار گیرد، دیگر نمی تواند چندان مورد نقد باشد بلکه عملاً الگوی نهادهای مشابه می شود.

 این می شود که در سال جاری تنها طبق گفته مسئولان مربوطه حدود 16یا 17 درصد دانشجویان کشورمان به تحصیل رایگان می پردازند. خوب است برای این امر غیرمترقبه! هم در قبال تصریح قانون به فراهم نمودن آموزش عالی و ... برای اقشار مردم تدبیری اندیشیده شود تا افراد کثیرالشکی تصور نکنند که بین این رویه و آن اصول تضادهایی وجود دارد.

و اما سخن آخر اینکه منافع ملی فقط در موضوع مذاکرات هسته ای و یا دیگر مذاکرات خاص سیاسی با خارجی ها مصداق و معنا ندارد. سلامتی مردمان هموطن ما نیز بخش مهمی از این منافع ملی است و اصلاً همه آن ابعاد مادی منافع ملی را می خواهیم که در نهایت امنیت انسانی در همه ابعاد آن را تأمین نمائیم اگر قرار باشد با هر توجیهی این امر وجه المصالحه جریانات و خط کشی های سیاسی قرار گیرد، تکلیف چیست؟

امور کلان و مهمی از این دست که با جان و امنیت جسمی و حتی روانی مردم سر و کار دارد، نمی تواند خط کشی های سیاسی را از بین ببرد و چنین توقعی هم نمی توان داشت اما می توان تصمیم گیری های کلان و مهم کشور را از برخی سلایق گروه و جناحی متمایز نمود. حداقل دلیل انجام این کار آن است که کشور ملک طلق هیچ جناح و گروهی و یا هیچ نهاد و ساختار و حتی قوه ای اعم از مجریه و قضائیه و مقننه نیست.

کشوری که مدعی است بحران های متعددی را پشت سر نهاده است و اکنون نیز آن توان و پتانسیل را دارد که خطرات و تهدیدات مهم را با عنایت به توان نیروی داخلی اش به فرصت تبدیل نماید، نباید در چنین جریاناتی احساس کند که حصول اجماع و همگرایی بین طرفین نزاع و مناقشه دست نایافتنی است.

اگر امروزه باور به حصول تصمیمی به نفع کشور و بر اساس مقتضیات و منافع ملی تا حدودی دشوار به نظر می رسد، در آن صورت اندکی باید در اهمیت منافع ملی برای خودمان و صداقت شعاری که در این خصوص از سوی گروه های مختلف بیان می شود، شک و تردید روا داریم.

لازم به تأکید نیست که طرفین ماجرا باید در شیوه و طریقه در پیش گرفته شان تا زمان کنونی تجدید نظرهایی روا دارند؛ از یک سو سازمان با خوابیدن التهاب روزهای پیشین که تابعی است از خوابیدن ریزگردها، باید هم ضمن اینکه سازمان را به تکاپویی بیش از پیش وادار می نماید تا این سازمان چون بسیاری از سازمان و نهادهای کشور نهادی تزئینی نباشد، برای این مسئله نیز گزینه های بدیل خودش را ارائه نماید و بسیار مهم است که برای سازمان و ریاست آن تصمیمات کارشناسی و غیرسیاست زده در اولویت قرار گیرد کما اینکه نمایندگان محترم هم باید به ضرورت تعامل با این سازمان با حفظ جایگاه خویش بپردازند و نشان دهند مسئله در عمل برایشان اهمیتی فراجناخی دارد. در هر حال نباید فراموش کنیم که چندی به بازگشت دوباره ریزگردها و البته انتخابات آتی مجلس باقی نمانده است پس بهتر است ماسک ها در هممین بهارستان هم در دسترس باشد احتمالا ًلازم می شود...

                               

  رضا نصیری حامد
  پژوهشگر علوم سیاسی
  آدرس ایمیل : r.nasirihamed@ut.ac.ir
  آدرس سایت/وبلاگ:
  از همین نویسنده : سرعت مطمئنه در اطلاع رسانی


  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :