موضوعات ‌مرتبط: سیاسی رهبری

a/78193 :کد

بررسی پیش گویی رهبر انقلاب از جنون جنسی اپیدمیک غرب

صدرا سالاری

  دوشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۵ — ۰۸:۵۴
تعداد بازدید : ۲۶۳۵   
 تحلیل ایران -بررسی پیش گویی رهبر انقلاب از جنون جنسی اپیدمیک غرب

چندی پیش رهبر انقلاب اسلامی در تبیین هدف های انقلاب اسلامی، بخش مهمی را مقاومت در برابر هجوم و سیل بنیان افکن فساد اخلاقی غرب دانستند.


چندی پیش رهبر انقلاب اسلامی در دیداری که با اعضای مجلس خبرگان داشتند، در فرازی از بیاناتشان و در تبیین هدف های انقلاب اسلامی، بخش مهمی را مقاومت (بخوانید جهاد کبیر) در برابر هجوم و سیل بنیان افکن فساد اخلاقی غرب دانستند، فسادی اخلاقی که مبداش غرب و گستره اش سراسر جهان است.


موردی خاص که آیت الله خامنه ای به آن اشاره کردند، مساله فساد جنسی و در ذیل آن مورد خاص همجنس بازی و روند رو به رشد آن در جامعه غربی و به تبع آن عرصه جهانی بود.


تصغیر و کوچکشماری معترضین و حد و مرزشکنی همه جانبه برای شهوات جنسی، آنچه در واقع نتایج حیرت آوری با خود به دنبال داشته که جستجویی کوتاه در آخرین کلید واژه های مربوطه آن هم در سایتهای خبری جهان، شاخه ها و پیامدهای این ولنگاری را لحظه به لحظه برملا می کند، در یک کلام جنون جنسی اپیدمیک!


آنچه بنا داریم در باب آن یک بررسی کوتاه انجام دهیم، مساله دیگری است که در ادامه گفته های ایشان و به نوعی با یک آینده پژوهی رفتاری آشکار شد. با این سوال که جریان فسادخواه و شهوتجوی غرب چه امتدادی خواهد یافت و اگر بر روند زایشی ایده ها و امیال فسادآور خود بنای اصرار داشته باشد پس از همجنس بازی و فرهنگ تحقیرآور پورن چه در آتیه دارد؟


ایشان البته قسمتی از آینده را نیز باز می گوید: اموری سخیف تر چون ازدواج با محارم! بی گمان شنیده اید که پس از راه افتادن جریان همجنسبازی در رسانه ها و آنگاه بسط آن در زندگی غربی، برخی کشورهای باختری شروع به دیندارانه و وجاهت شرعی بخشیدن به آن کردند، امری که چندسال پیش تعجب و حیرت دیلما روسیف رئیس جمهور
برزیلی را نیز در آورد، وی بیان داشت که "کاری با همجنسبازها ندارم لیکن درک نمی کنم که چرا باید آن را دینی کرد، دین که امری از جانب انسان نیست تا بتوان چیزی در آن دخالت داد و نمی توان دین را واداشت که چیزی را امر کند و چیز دیگر را نهی!" (نقل به مضمون)


حال بگذارید نگاهی به تلاش های این جوامع در راستای امیال آینده اشان بکنیم. اینکه به کجاها خواهند رسید. چندی پیش شاخه جوانان حزب خلق لیبرال سوئد، یک رای گیری انجام داد که با موافقت اکثریت اعضا طرحی را برای قانونی شدن در مجامع حقوقی ارائه داد که حیرت بسیاری را به خود واداشت: قانونی شدن ارتباط جنسی با محارم و عجیب تر از آن رابطه جنسی با مردگان، آنچه بدان نکروفیلیا می گویند. قسمت اول این مطالبه خواستار آن است که رابطه جنسی میان خواهران و برادران بالاتر از 15 سال قانونی شود و در بخش بعدی به دنبال آن است تا از افراد زنده بخواهد همانگونه که بدن خود را برای امور پزشکی، پس از مرگ در اختیار جراحان قرار می دهند، با موافقت نامه ای اجازه استفاده جنسی از آن برای پس از مرگ داده شود.


سیسیلیا جانسون رئیس شاخه جوانان این حزب، در ادامه صحبت هایش در مصاحبه با روزنامه آفتونبلادت سوئد، البته نکته ای محل تامل هم گفت اینکه ما نباید قانون را از اخلاق بگیریم، ریشه قانون، حق و حقوقی است که بنظر او باید از تصمیمات هر شخص و هر گروه حتی کوچک گرفته شود نیازی به اتخاذ آن از عرف اکثریت هم نیست تا چه برسد به اخلاق فضیلتی و یا دین.


نشریه ایندیپندنت البته اشاره می کند که در سال 2014 نیز، شورای اخلاقی آلمان، تقاضای برای رفع جرم انگاری رابطه جنسی میان محارم ارائه داد. تا به تعبیری از فرزندآوری آنها نیز حمایت شود. اکثریت این شورا نیز باز بر مساله جدال اخلاق و حقوق اشاره کردند و اعلام کردند که نباید تابوهای اجتماعی عامل قانونگذاری شود.


رفتار حزبی البته تنها اقدام برای عادی سازی یک امر شنیع جنسی نیست، نیکلاس رفین نیز در فیلم جدید خود که در جشنواره کن صدای اعتراضی منتقدین را در آورد نیز به نکروفیلیا پرداخت. امری که البته در یازده می امسال و در رومانی در قبرستانی اثرش را نشان داد، تجاوز جنسی به مرده یک زن 92 ساله، آن هم دو روز پس از دفن.


نکته عجیب در رفتار "بیماران جنسی صاحب رسانه" تلاش برای فطری نشان دادن این نوع خواسته های جنون آمیز است، کاری که در مورد همجنسبازی شد و بی بی سی فارسی نیز البته در برنامه پرگار به مهمانی میدان داد تا بگوید روانپزشکی کشف کرده که نوع سلولهای مغزی همجنس بازان از دوران جنینی متفاوت از دگرجنس خواهان است.


مقالاتی انگلیسی نیز جوامع همجنس باز در برخی مجلات چاپ نموده اند که البته با نقدهای جدی عصب شناسان در نشریات علمی شان مواجه شده است، لیکن مشکل اینجاست که اینها رسانه ای برای ترویج حقایقشان ندارند جز همان نشریات آن هم با تیراژ محدود مختص به مجامع دانشگاهی. در مورد همین نکروفیلیا نیز کار به همین جا خواهد کشید.


در فوق اشاره شده که آن حزب سوئدی گفته است رضایت جنسی محارم بالای پانزده سال، حال فکر می کنید کسانی نیستند که بخواهند کودک آزاری جنسی، را قانونی کنند، آنگونه که عده ای بدنبال ازدواج با حیوانات اند . کافی است جستجویی کوتاه درباب پدوفیلیا انجام دهید، هر روز اخباری جدید و فرای آن تشکیل گعده هایی برای قانونی سازی آن. بهانه خوبی هم یافته اند با این سخن که اگر همجنس بازان سلول همجنس بازی در فطرتشان دارند ما چرا نگویی که خدایمان سلول  بچه بازی در مغز و فطرتمان قرار داده، آن اگر قانونی باشد این نیز، و در پی آن سیل مقالات علمی در دفاع از پدوفیلیا و فواید آن در رشد ذهنی کودک.


به زوفیلیا و رابطه جنسی با حیوانات اشاره شد، در 28 نوامبر سال پیش اینترنشنال بیزینس تایمز اشاره کرد که در سوئیس بیش از ده هزار نفر به زوفیلیا گرایش یافته اند، آن هم به سبب بالا رفتن شمار اسب ها. امری که به سوی قانونی شدن حرکت می کند. پس از آن نیز مفسری دین پژوه برای دینی سازی آن یافت خواهد شد، هر چند همین الان نیز نوشته هایی یافت می شود.


کوتاه سخن اینکه مسائل وقیحانه تر هم یافت می شود که نیازی به پرداختن ندارد، لیکن باید دانست که این گونه امور سیری دارند، بدین گونه که کافی است یک بیمار رفتاری شنیع را تخیل و یا کشف کند، آنگاه و به سرعت، ذهن های بیمار دیگر برای یاری و شمار افزایی آن گرد هم می آیند، بیماری صاحب رسانه آن را نشر می دهد، بیمار صاحب دانشگاهی برای آن شاخه ای پژوهشی تعریف می کند، سرمایه داری مریض بودجه پژوهشی آن را می دهد و فیلسوف و مورخی نیز به بسط و تاریخ گذاری آن اقدام می کنند، زیست شناسی نیز سلول آن را کشف کرده و الهیات دانی مجنون آنچه را زیست شناس ادعای بودنش را در خلفت کند فطری می خواند و آنگاه همه را به خدا منسوب می دارند، تا خداباوران نیز به خدای ذهن ساخته باورمند گردند.


براستی اگر در آینده سلولی در ذهن مردمان اسرائیل یافت شود، که آدم کشی شان نه از سر سیاست و اشغال که از سر فطرت و طینت است، آنگاه چه باید کرد؟ قانونی اش نمود و یا بیمار را درمان کرد؟ با این پذیرش که اگر درمان نشود : "آخر الدواء الكي". و شاید اکنون بفهمیم که چرا آنکه درمان نشود، خدا برایش جهنم را قرار داده است.

                               

  صدرا سالاری
 
  آدرس ایمیل :
  آدرس سایت/وبلاگ:
پیامهای بازدید کنندگان
  ناشناس
  یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۷:۲۸
!!!!
  ناشناس
  چهارشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۵ - ۱۴:۵۹
البته بهتر بود میگفتی تهش سیاسی شد
  ناشناس
  چهارشنبه ۰۲ تیر ۱۳۹۵ - ۱۹:۱۹
همه چیز آخرش به اسرائیل ختم میشه پایان هوشمندانه یا تداخل سیاست
  محیایی
  دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۶:۵۰
الان توی آمریکا که هر از گاهی گروه های طرفدار هر صنف دارن راهپیمایی می کنند با اینکه آمریکایی ها هنوز ادعای دین داری بیشتری نسبت به اروپایی ها دارن!!
  ناشناس
  شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۳:۲۶
خدا به دادمون برسه
  tati
  چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۸:۳۴
بالاخره اینم یه سبک زندگیه دیگه
  ناشناس
  ﺳﻪشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۵ - ۲۳:۵۹
بعد اونوخت این چجور شورای اخلاقی که آلمان داره:(
  ستاری
  ﺳﻪشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۷:۳۶
مطلب رو کامل خوندم و بنظرم اگه به یک نمودار آماری نیز اشاره میشد از روند رو به رشد بد نبود، مثلا غرب که یک زمان پوشیدن بیکینی رو ممنوع میکرده حالا به چه وضعیتی افتاده، اینکه جدالی ما بین حقوق و اخلاق هم هست رو باید موشکافانه تر بررسی کرد
  ناشناس
  ﺳﻪشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۱:۳۷
واقعا ناراحت کننده است خصوصا حرف دیلما رسف قابل تامل است
  روباتمن
  ﺳﻪشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۵ - ۰۹:۵۰
در کنار این میشه نگاهی هم به روبوتیک داشت، الان پیشبینی میشه که در اینده نه چندان دوری برخی کشورهای پیشرفته به سمت تصویب قوانین ازدواج انسان با روباتها بروند و اصلا طرف میاد و زن مورد علاقش رو سفارش میده براش میسازن، یا مرد
  ناشناس
  ﺳﻪشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۵ - ۰۶:۵۶
جالب و نگران کننده بود. واقعا به کجا داریم میریم؟؟؟ ما ابنا بشر


  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :