موضوعات ‌مرتبط: سیاسی تحلیلی

a/79 :کد

قبض و بسط پیمان شانگهای

رضا نصیری حامد

  ﺳﻪشنبه ۰۱ مهر ۱۳۹۳ — ۰۰:۰۰
تعداد بازدید : ۳۲۱   

۱. هو جین‌تائو(HU Jintao) ریاست جمهوری وقت چین در سالهای آغازین هزاره سوم از مفهوم توسعه صلح‌آمیز به عنوان استراتژی و سیاست کلان کشورش یاد کرد. همزمان اصطلاحات مشابهی در همان موقع از دیگر سردمداران و مسئولان چینی نیز شنیده می‌شد. تأکید بر توسعه‌ای مسالمت‌آمیز و به دور از تنش‌های امنیتی و تهدیدآمیز برای دیگر بازیگران بین‌المللی، نه تنها ارائه‌گر تصویری از سیاست و خط‌مشی‌ای بود که چین در پیش گرفته بود، بلکه علاوه بر آن اصرار بر چنین رویکردی به معنای بیرون آمدن از فشاری بود که ناشی از ارائه تصویری از چین به مثابه قدرتی بالقوه دارای تهدید امنیتی برای کشورهای دیگر بوده است. با توجه به موقعیت و شرایط چین چنین مسئله‌ای دور از انتظار نیز نبوده است چرا که کشور چین پس از وقوع انقلاب کمونیستی در این کشور، نه تنها با اردوگاه مخالف خویش یعنی سرمایه‌داری غرب مخالف بود بلکه با اصلی‌ترین کشور حامی ایدئولوژی مورد نظر چین، یعنی شوروی سابق نیز مخالفت‌هایی داشت. تا سالها و بلکه دهه‌های متمادی در جنگ سرد این باور ریشه دوانیده بود که برخورد دو بلوک گریزناپذیر است. سالها گذشت و تجارب بسیاری اندوخته شد تا این باور حاصل شود که امکان جلوگیری از نزاع و تقابل بین شرق و غرب و دو اردوگاه رقیب وجود دارد. البته تردیدی نیست که میرات مائو همانند همه رهبران بنیانگذار و انقلابی، میراثی به شدت تأثیرگذار و پایدار بوده است با این حال چین و به طور مشخص با روشن شدن منطق ناگزیر زمانه که با دریافت‌های ایدئولوژیک فاصله‌ای معنادار داشت، چین به صورتی البته کند و محافظه‌کارانه قدم در راه ایجاد تغییرات نهاد. چین به صورت قدرتی منطقه‌ای با اتکا به توانایی‌های اقتصادی خویش درصدد ایفای نقش فرامنطقه‌ای و جهانی برآمد و خیلی زودتر از آنچه که شاید در بدو امر تلقی می‌گردید، منطق بازار و مصرف را به رسمیت شناخت. به تدریج نشانه‌هایی از سازگاری چین با نظام موسوم به جهانی که پنداشته می‌شد ارزش‌های آن بیش از هر چیز  کاپیتالیستی و سرمایه‌دارانه هستند، مشاهده شد تا اینکه شوروی رقیب دیرپای هم‌اردوگاهی چین فروپاشید و به زودی اغلب مردمان و نیز کارشناسان اذعان نمودند که جهان بنابه ماهیتی که از آن قابل رصد کردن است، به سمت نظامی از نوع سلسله‌مراتبی یا چندقطبی به پیش می‌رود. هرچه بود، چندان ندایی از امکان تحقق نظام تک‌قطبی شنیده نمی‌شد.

۲. در نخستین سالهای آخرین دهه سده بیستم، ساموئل هانتینگتون با دیدگاهی که بسیار زود مشهور خاص و عام گردید، بیان داشت که همگرایی برآمده احتمالی بین تمدن‌های مهمی چون چینی، روسی و اسلامی در اتحادی بر اساس دارایی‌های هریک، می‌تواند خطری برای تمدن غرب باشد. از نظر هانتینگتون امتیاز چین در رشد شتابان و سریع این کشور است. چین با روسیه به عنوان بازمانده مهم شوروی سابق، باید بتوانند با اسلام و تمدن اسلامی نیز به توافق برسند که مشکل مهم ایشان به عنوان جهان اسلام، فقدان کشوری کانونی و محوری است که بتواند نقشی محوری در این اتحاد ایفا نماید. فروپاشی شوروی زمینه‌ساز توجه بسیاری از جمله چین به آسیای میانه و نیز نواحی پیشین قدرت‌نمایی شوروی مثل خاورمیانه گردیده و در عین حال ضرورت پیوند با روسیه به عنوان میراث دار مهم اتحاد جماهیر شوروی را نیز خاطرنشان می‌ساخت. پیمان شانگهای نماد مهم چنین تعاملی است.

۳. اواسط سپتامبر ۲۰۱۴ در آستانه برگزاری نشست پیمان شانگهای در شهر دوشنبه تاجیکستان و آمادگی برای واگذاری ریاست دوره‌ای سازمان به روسیه، سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه در یادداشتی که به میزان زیادی مورد توجه و استقبلل قرار گرفت، خبر از احتمال گسترش سازمان تا پایان سال داده و عنوان داشته بود که احتمالاً هند و پاکستان و ایران به عضویت آن درآیند. هرچند این اظهار نظر  به ویژه در مورد ایران مسبوق به سابقه است و ناظران طرح آن را چندان امر بدیع و شگفت‌آوری برنمی‌شمارند با این حال نشانه‌هایی از جدی بودن چنین گمانه‌ای نیز مطرح شد از جمله اینکه چنین تمایلی از سوی مقام بلندپایه روسی، به موازات و در کنار افزایش مبادلات گسترده تجاری بین روسیه و ایران و معاهداتی که در همین ماه سپتامبر بین دو کشور منعقد شد، عنوان شده و لذا طرح این احتمال را در زمانه خاص دارای معنای خاصی می‌سارد ولو آنکه تکراری باشد.

در ماحصل این واقعیات شاید بتوان گفت بیش از هر زمان دیگری منطقه‌گرایی در ذیل جهانی‌شدن و تلاش برای ایفای نقشی جهانی اهمیت یافته است. در شرایطی که اقتصاد چین البته با منطق متداول محافظه‌کارانه‌اش که به کندی دچار تغییر و تحول می‌شود، بیش از هر زمان دیگری در اقتصاد بین‌المللی حضور داشته و به ایفای نقش می‌پردازد، نگاهش به منطقه و گستردن حضور و نفوذش در خاورمیانه که تا پیش از این چندان نظر مستقیم و حضوری در آن نداشت، نشان‌دهنده همین فرض است. روسیه و ایران نیز در عین تقابل و بده‌بستان‌های متعدد با غرب، به اهمیت همدیگر پی برده و معاهداتی منعقد می‌سازند که خود تداعی‌گر همین منطق است. کمااینکه نگاه به شرق از سوی ایران، چین را به مثابه یکی از متحدان مهم خویش مد نظر قرار داده است. از آن گذشته در زمانه کنونی حتی بیش از گذشته میل به فهم و دریافت منطق و محتوای مدل چینی و ابعاد آن رونق گرفته و مهم شده است چون نزد بسیاری از اهالی خاورمیانه اعم از اعراب و غیره این تلقی و سوال ایجاد شده است که چه چیزی چین را با وجود آنکه از بسیاری از قواعد و هنجارهای معمول و متداول توسعه و پیشرفت ناگزیری که در غرب و معیارهای جهانی توصیه می‌شود، تخطی نموده و راه خود را در پیش گرفته است، این گونه موفق ساخته است. در این میان آنهایی که لااقل به معیارهای اقتصادی اهمیت می‌دهند و حتی گرایشات تکنوکراتی که چشم‌پوشی و لو موقت از اصول کلی توسعه سیاسی و نیز حقوق بشر چین را جایز و شدنی می‌دانند، جهش چین برای آنها قابل توجه است. این نگرش اعجاب‌گونه به رشد اقتصادی چین مانع از نقد برخی از تاکتیک‌ها و خط‌مشی‌های الگوی چین از جمله صنعت مونتاژ، کپی‌کاری و.. نیست.                                                                                                                                                                                          همین میزان رشد در چین و به موازات آن از هزاره سوم در میزان رو به رشد مبادلات اقتصادی چین با کشورهای خاورمیانه هم قابل مشاهده و ارزیابی است. چینی‌ها فراتر از نخبگان و متخصصان اقتصادی، نظر و دیدگاه عموم مردمان و کسانی که تنها به امور معمول و روزمره زندگی اقتصادی‌شان توجه دارند نیز به خود جلب نموده است؛ به ویژه در شرایط رقابت کنونی که اجناس و کالاهای متعدد ساخت چین با قیمتی مناسب و ارزان‌تر به دست مصرف‌کننده‌ها می رسد. کار چینی‌ها تا حد تولید اجناس و کالای دینی و مذهبی از چاپ قرآن گرفته تا تهیه غذای حلال برای مسلمانان منطقه گسترده شده است. در کنار اینها تلاش چین در حوزه‌های نرم‌افزاری قدرت و تلاش برای توجیه فعالیت‌ها و تلاش‌هایی که انجام داده و می‌دهد، عملاً این کشور را در نزد عموم و یا اغلب مردمان این منطقه به عنوان اگر نه تنها لااقل یکی از چند ابرقدرت حتمی آینده متصور ساخته است. ثبات این رشد و نوسان‌های اندک آن حکایت از این دارد که چنین پیش بینی‌ای بر اساس امری موهوم نبوده و داده‌های یکی دو دهه گذشته موید ان است. نفع و سود چین در خاورمیانه همچون بسیاری از حوزه‌های دیگر، نگاهی دوطرفه و متقابل است چرا که خاورمیانه نه تنها برای چین بازار مصرف خوبی است، بلکه منبع مهمی برای تأمین ذخایر انرژی‌اش نیز به شمار می آید و از این رو چین بر آن است که جنگ‌هایی که آمریکا در منطقه به راه انداخته است، به بی ثبات نمودن این بازار انجامیده است که هرگز نمی‌توان مطلوب کشوری همانند چین باشد. روی آوردن به ایجاد و تقویت پیمان و معاهده با کشورهای منطقه در همین راستاست که به محدودیت نفوذ ایالات متحده بینجامد بدون اینکه لزوماً تقابل مستقیمی با آمریکا صورت گیرد.

۴. در دوره جدید ایران با نگاهی متعادل‌تر به جهان مورد شناسایی قرار می‌گیرد. نگاه اعتدالی ایران به مناسبات و روابط موجود نه فقط ادعای خود ایران، بلکه مورد اذعان دیگر بازیگران نیز هست. از مولفه‌های این اعتدال در سیاست خارجی داشتن نگاهی متوازن به همه نقاط و عرصه‌های قدرت جهانی و نیز توجه و نگاه توأمان به شرق و غرب است. از این رو کسانی و طیف‌هایی که بخواهند تنها از گرایش به منطقه، کشور و گروهی خاص در مقابل دیگران دفاع کنند و تنها با برگی واحد در مناسبات قدرت جهانی به رقابت بپردازند نتیجه چندان خوبی نگرفته و خود تبدیل به برگ برنده دیگران خواهند شد. در صورتی که نگاهی واقع‌بینانه و در عین حال جامع به سیاست و دیپلماسی جهانی روشن می‌سازد که بر هر کدام از بخش‌های مربوطه جهان تا چه اندازه باید سرمایه‌گذاری نمود.

 

* پژوهشگر علوم سیاسی

                               

  رضا نصیری حامد
  پژوهشگر علوم سیاسی
  آدرس ایمیل : r.nasirihamed@ut.ac.ir
  آدرس سایت/وبلاگ:
  از همین نویسنده : سرعت مطمئنه در اطلاع رسانی
تحلیلی                    


  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :