موضوعات ‌مرتبط: سیاسی تحلیلی

a/790 :کد

رخنه در کلیشه مرسوم رابطه آمریکا و اسرائیل

رضا نصیری حامد

  ﺳﻪشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۳ — ۲۲:۵۰
تعداد بازدید : ۷۵۷   
 تحلیل ایران -رخنه در کلیشه مرسوم رابطه آمریکا و اسرائیل

مفاهیم انسانی ابزاری هستند برای تبیین موضوعات و مسائل عالم واقع که البته گاهی به تمامی قدرت وصف امور بیرونی را ندارند

مفاهیم انسانی ابزاری هستند برای تبیین موضوعات و مسائل عالم واقع که البته گاهی به تمامی قدرت وصف امور بیرونی را ندارند و گاهی نیز گذر زمان و سیر تحولات مانع از قدرت تبیین کنندگی مفاهیمی خاص می گردد. گاهی این دگردیسی در تحولات و امور بیرونی چنان سریع و پرشتاب است که در قدرت تبیین و توضیح مفاهیم نیز اشکالاتی وارد می کند.

برای مثال از گذشته­ ای نه چندان دور از اصطلاح " آلت دست " به ویژه برای تبیین میزان وابستگی یک دولت یا گروه و حتی فردی مانند یک زمامدار به گروه و دسته ای دیگر استفاده می گردید. یکی از پرکاربردترین موارد این استفاده در مورد رابطه و مناسباتی بوده است که بین اسرائیل و ایالات متحده وجود داشته است.

نظر به لابی و تأثیرگذاری قابل توجه یهودیان صهیونیست در آمریکا همواره این گونه قلمداد می شد که گویی تمامی سیاست و قدرت آمریکا در خدمت منافع تام و بلاشرط اسرائیل قرار دارد و اصلاً منافع ملی ایالات متحده به خودی خود و مستقل از اسرائیل قابلیت تعریف شدن ندارد. البته همسویی قابل توجه این دو کشور در موضوعات متعدد منطقه ای و جهانی و نیز پیوند ناگزیر منافع آنها چیزی نیست که مورد انکار کسی باشد، اما افراط در این مورد و نسبت دادن هر چیزی بدین گزاره آشنا و البته تا حدود زیاد ایدئولوژیک با آنکه با استفاده از اصل ساده سازی، مدعی تبیین خیلی از موضوعات و مسائل می گردید، اما با این حال عملاً و به طور ناخواسته به دلیل ساده سازی و تکرار الگویی یکسان برای همه مبادلات و تعاملات فیمابین بی آنکه متوجه باشد و بالطبع بدون اینکه خود خواسته باشد، در دام دیگری می افتد که مهم تر است و آن هم اینکه از تبیین واقعی همه چیز باز می ماند. در این زمینه به طور خاص توجه به چند اصل لازم است:

- یکی از عوامل این ناکامی در تبیین همه چیز بدان سبب است که این گونه تبیین از مسئله در واقع از فهم و یا تلاش برای دانستن پیچیدگی های روابط و مناسبات به ویژه در دنیای کنونی طفره می رود و قادر به شناختن و تبیین آنها نیست. علاوه بر اینکه بعد ایدئولوژیک در چنین تعابیری بسیار نمایان و بارز است، کاربرد آنها در زمانه و زمینه ای خاص با شواهد و قرائنی قابلیت توصیف داشته است اما نمی توان پذیرفت که زمان هیچ تغییری در آنها نداده باشد و آنها بی تغییر باقی مانده باشند. روابط اسرائیل با آمریکا نیز متأثر از عوامل و شرایط دنیای کنونی بوده و لذا بستگی زیادی با اوضاع و احوال جهان دارد؛ اوضاع و احوالی که بر نوع تعریف منافع ملی این کشورها هم اثرگذار است.

- انعطاف فرد درون ساختار: در این مورد عملکرد باراک اوباما به طور مشخص نمایانگر میزان تأثیری است که فرد با وجود محاط بودن در ساختارهای تصمیم گیری و انواع نهادهای دست اندرکار در این فرایند می تواند الفا نماید. در این زمینه هرچند اقدامات و تصمیم گیری های اوباما در چارچوب منافع ملی ایالات متحده تعریف می شود، با این حال شیوه در پیش گرفته شده از سوی اوباما برای اتخاذ دیپلماسی مستقیم با کشورهایی که با ایشان مشکل دارد و نیز تلاش وی برای مهار تندروی های داخل آمریکا و مخصوصاً در مجلس نمایندگان و سنا و از همه مهم تر التزام به مرزبندی بین منافع آمریکا و تفاوت آن با اسرائیل همه سبب شده است که وی را برای سیاست خارجی ایران و طلب کردن منویات و مطالبات خویش در عرصه بین المللی یک فرصت به شمار آوریم.

البته در فرصت آنچه از همه مهمتر است، استفاده بهینه و مناسب است نه برخورد احساسی برآمده از حب و بعض های احساسی و مقطعی. اصرار و تأکید اوباما بر حفظ و پیگیری منافع ایالات متحده آمریکا تا بدان اندازه قطعی و استوار بوده است که از سوی نشریات اسرائیلی پیامی بدین مضمون علیه وی منتشر شود که اوباما باید از سرنوشت جان اف. کندی عبرت بگیرد! این شکل از تهدید مستقیم علیه ریاست جمهوری آمریکا نشان از میزان نارضایتی اسرائیل به ویژه تندورهای آنها از توافق در مسئله هسته ای با ایران است. البته هر وقت بحث به اینجا می رسد اسرائیلی ها با لحنی دلسوزانه چنین ابراز می کنند که توافق با ایران از آن جهت بد و ناصحیح است که امنیت اسرائیل را به خطر می اندازد در حالی که موضع ایران تا کنون در قبال همه حتی اسرائیل دفاع بوده است و هیچ گاه ابتدا به ساکن قصد حمله به هیچ منطقه ای را نداشته است.

- مسئله هسته ای ایران در صورتی که به ترتیب ماههای اخیر به پیش رود و توافقات جزئی در سطح کلان نیز محقق شود، می تواند نه فقط در زمینه ورود و تداوم فعالیت در باشگاه هسته ای ها مبدع برخی رویه های نوین  و جدید باشد، در خصوص نوع رابطه ایالات متحده و هم پیمانانش مخصوصاً اسرائیل هم گشاینده فصلی نوین و حساس تواند بود. از این نظر تعبیر بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل که خود را مهیای سخنرانی در کنگره آمریکا می نماید، که از این سفر و نطق خویش با عنوان امری تاریخی یاد کرده است، می تواند معنادار گردد. البته هدف اصلی وی تلاش برای ایجاد خلل و مانع بر سر راه توافق هسته ای است، اما با این حال در صورت اجماع 1+5 با ایران می تواند از دیگر سو نیز تاریخی باشد یعنی متحد بودن، روابط استراتژیک داشتن و در عین حال داشتن و رعایت اختلاف نظرهاست.

ترجیح نتانیاهو در روی کار آمدن نماینده جمهوری خواهان به عنوان رئیس جمهور آمریکا در انتخابات پیشین محقق نشد اما احتمالاً اوباما و طرفداران گفتمان وی در داخل و خارج آمریکا به روی کار آمدن گروهی میانه رو تر درآینده نزدیک در اسرائیل امیدوارند. بی تردید آن نیز فرصتی و غنیمتی برای ایران و گروه ها و کشورهای صلح طلب منطقه و جهان خواهد بود ولی تا پیش از آن باید متوجه فرصت آفرینی های اوباما، البته در ذیل تعقیب و تأمین منافع ایالات متحده آمریکا، باشیم.

بدون شک با وجود حساسیت های زیادی که در روابط بین ایران و آمریکا هست، باید هنوز هم زمان بگذرد تا بتوان به اهمت این گونه اقدامات پی برد ولی توجه به دو موضوع می تواند اهمیت اقدامات اوباما را نشان دهد یکی مقایسه وضعیت وی با عرصه سیاست کشور خودمان. برای این منظور کافی است تصور کنیم که اگر مطالباتی همانند تقاضاهای وی بر سیستم نمایندگان و پارلمان ما عرضه می شد، واکنش ها و سیستم تا چه اندازه توان مقاومت و تساهل داشتند و ثانیاً مورد دیگر جایگاه و منزلت ریاست جمهوری آمریکا به عنوان قدرتی قابل توجه و جایگاهی بی بدیل است که وی بسیاری از آن را در خدمت بهره گیری از امکانات دیپلماسی نهاده است.

 

                               

  رضا نصیری حامد
  پژوهشگر علوم سیاسی
  آدرس ایمیل : r.nasirihamed@ut.ac.ir
  آدرس سایت/وبلاگ:
  از همین نویسنده : سرعت مطمئنه در اطلاع رسانی


  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :