موضوعات ‌مرتبط: اجتماعی فرهنگ و هنر

a/84494 :کد

0

شور و شعور و شعر یک فرهنگ غنی

  ﺳﻪشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۵ — ۱۱:۳۰
تعداد بازدید : ۱۵۰   
 تحلیل ایران -شور و شعور و شعر یک فرهنگ غنی

در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که به نوعی بازگشت دوباره به ریشه‌هاست. در بسیاری از مناطق جهان طی چند سال آینده مردم دوباره بازگشت خواهند داشت به آرامش، به طبیعت؛ آنچه اکنون شروع شده است.

در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که به نوعی بازگشت دوباره به ریشه‌هاست. در بسیاری از مناطق جهان طی چند سال آینده مردم دوباره بازگشت خواهند داشت به آرامش، به طبیعت؛ آنچه اکنون شروع شده است. 


به گزارش تحلیل ایران ، حوزه فرهنگ در زندگی عشایری یک حوزه پویا و همیشه حاضر و در عین حال حساسی است که می‌تواند از برگ برنده‌های فرهنگی جامعه امروز ایران باشد، از این رو با ابراهیم سلیمی کوچی، عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان که عشایر زاده اهل فارس (از عشایر خمسه این استان است) است و علاوه بر سابقه آموزگاری در میان عشایر، همیشه دغدغه مسائل فرهنگی و پرداختن به معضلات اجتماعی عشایر را در سر دارد، گفتگو کردیم. 

سلیمی کوچی از اسفند ماه 1394 شروع به عکاسی مستند از عشایری از سپیدان در فارس و مناطق پادنا و وردشت در استان اصفهان کرد تا مواد اولیه برای ساخت یک مستند را فراهم آورد.

وی با اشاره به وضعیت کنونی فرهنگ عشایر در ایران اظهار کرد: به دلیل عشایرزاده بودن، درس خواندن در مدارس عشایری و آموزگار عشایر بودن و همینطور ارتباط داشتن با فعالان فرهنگی و اجتماعی عشایر ایران همیشه دغدغه‌مند موضوعات مربوط به عشایر بوده‌ام.

وی ادامه داد: برای تعریف فرهنگ و نسبت آن با زندگی عشایری می‌توان گفت که زندگی عشایری در تمام مؤلفه‌هایش عمیقاً یک زندگی فرهنگی است، آداب و رسوم عرف و عادات و نوع جهان بینی در عشایر همیشه یک نگاه آغشته به فرهنگ است. یعنی می‌توان چنین گفت که تمام سلول‌های یک زندگی عشایری، فرهنگی است.

عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه اصفهان تصریح کرد: "پیر بوردیو" استعاره ای دارد که دیگر اندیشمندان خارجی هم به آن اشاره کرده‌اند، اینکه ما دو نوع زندگی در جهان می‌توانیم داشته باشیم؛ دو نوع نگاه کلی نسبت به ابزارهایی که در زندگی ما می‌آیند یا اشیایی که در زندگی ما می‌توانند وجود داشته باشند وجود دارد.

سلیمی کوچی ادامه داد: نوع نگاه اول این است که یک سری ابزار در زندگی ما و بیشتر در زندگی شهری هستند که این ابزار نوعی " انجام دادن در جهانند" یعنی فرض کنید صندلی، میز و ... کاری انجام می‌دهند و ممکن است جنس آن فلزی یا چوبی باشد ولی نهایتاً یک ابزار است و نگاه ما به این شئ نگاه ابزاری است و از این ابزار استفاده می‌کنیم و هیچ‌گاه این ابزار برای ما هدف نیست و هیچ گاه هم این ابزار برای ما نگاهی به جهان القاء نمی‌کند.

وی افزود: اما در بین همین ابزارهای زندگی یک نوع ابزارها و اشیائی هستند که نوعی " بودن " در جهان هستند، فرض کنید من اگر کیفی دارم و این کیف از پشم گوسفندان خودم درست شده است، خودم آن را رنگ کرده و با بافتی که خود بلدم آن را تولید کرده‌ام و بعد این کیف را روی شانه می‌اندازم و با آن گردش می‌کنم این کیف نشان دهنده نوعی "بودن"، "هستن" در جهان و مولد نوعی جهان بینی هم است و نگاه من را به جهان نشان می‌دهد.

رنگ‌ها با ما حرف می‌زنند 

این پژوهشگر مطالعات فرهنگی اظهار کرد: اگرنگاهی به قالی‌های عشایری بیندازیم، نقش و نگارهایی که روی قالی می‌بینیم، قصه‌هایی برای گفتن دارند رنگ‌ها با ما حرف می‌زنند. بافتی که برآمده از طبیعتی است که عشایر عمیقاً با آن طبیعت ارتباط دارد. انتخاب رنگ‌ها، بافت‌ها، انتخاب جنس همه و همه نوعی بودن در جهان را ثابت می‌کند. این بافنده عشایربا این قالی به جهان نگاه کرده است و غصه‌هایش، شادی‌هایش به طور کلی بسیاری از احساساتش را در تارپود آنچه که ساخته منعکس کرده است.

سلیمی ادامه داد: با دیدن لباس‌های عشایری به خصوص لباس‌های زنان وقتی به جشن‌هایی عشایری دعوت می‌شویم گویی که به فستیوال رنگ‌ها دعوت شده‌ایم. حتی اگر به اشیای خیلی ابزاری عشایر هم توجه کنیم مثل توبره( توبره یک کیف کوچک است که خرده ریزه‌ها و اشیای جزئی‌شان را در آن می‌گذارند و به پایه خانه عشایری آویزان است) می‌بینیم که روی همان توبره هم یک نقش درآورده‌اند و آن نقش یک نقش بیگانه و وارداتی نیست و نقشی است که از زندگی خودشان نشأت گرفته است.

مشاور و کارشناس فرهنگی رسانه ملی و مؤسسات فرهنگی خاطر نشان کرد: نگاه مردم عشایر نگاهی است که کاملاً عجین و هماهنگ با جهان است. در خانه عشایری از مواد اولیه استفاده شده که همه از طبیعت است و تمام ابزارهایشان به صورت کاربردی و کاملاً زیبا و همخوان با طبیعت است و شما در یک چادر عشایری هیچ احساس دوگانگی ندارید یعنی پلاستیک وجود ندارد هر چیزی که در آن خانه است چه از نظر جنس چه از نظر هدفی که از ایجاد آن دنبال می‌شود همه و همه در چارچوب طبیعت و محیط معنا پیدا می‌کنند و از این لحاظ خیلی جالب است. هرچند که امروزه متاسفانه مقداری خلط و ترکیب در این بحث داریم.

تقدس اجاق خانه پدری

 سلیمی در بحث عرف و عادات جامعه عشایری ادامه داد: جامعه عشایر جامعه ای است که برای هر نوع مراوده و هر نوع رابطه‌ای آداب خاصی دارد به طور مثال ازدواج عشایر روی آداب خاصی بنا شده است از خواستگاری تا شیربها گرفتن، تعیین مهریه، تعیین روز عروسی و یا مراسمی که در خود عروسی اتفاق می‌افتد مثل رقص‌های نسبتاً ورزشی مردان که با ترکه بازی اتفاق می‌افتد یا بین زنان پایکوبی کردن دور اجاق، اجاقی که درون آن آتش است و به معنای تقدس اجاق خانه پدری است و امثال این موارد که بسیار معنادار هستند.

وی افزود: هر عروسی شبی که می‌خواهد به خانه بخت برود سر خم می‌کند و اجاق خانه پدر را می‌بوسد اجاقی که در چادر عشایری بسیار محترم و مقدس است چرا که در کنار آن اجاق گفتگو صورت می‌گیرد، افراد در کنار هم می‌نشینند به احترام تقدسی که نان در خانواده عشایری دارد به احترام تقدسی که پدر و مادر دارند و همه این‌ها یک مجموعه آداب و عرف و عاداتی را تشکیل می‌دهد که در خانواده عشایری موجب می‌شوند عمیقاً فرهنگ وجود داشته باشد.

این استاد دانشگاه عنوان کرد: مراسم ازدواج مردم عشایر کپی برداری از زندگی شهری و یا فرهنگ غربی نیست. لباس‌ها، لباس‌های جشن است. غذایی که پخته می‌شود و حتی چارچوب تحویل غذا به مهمانان به صورت سنتی برگزار می‌شود و همه چیز رنگ و بوی بومی و آن زیست بومی را دارد که این عشایر در آن زندگی می‌کنند.

سلیمی ادامه داد: من در این کاری که اخیراً از زمستان 94 شروع کردم با توجه به تجربه‌ای که در دوران کودکی از کوچ داشتم رفتم و در طوایف دیگر یعنی طایفه ایل بزرگ قشقایی و در طوایفی از عشایر لر بار دیگر کوچ را زندگی کردم، اما این بار با دوربین و با حساسیت کسی که می‌خواهد ضبط و تصاویر را ثبت کند و متوجه شدم که آن زندگی همچنان پر از نشانه‌های معنادار است، متوجه شدم که چقدر آن زندگی به معنای واقعی به زندگی انسانی نزدیک است و چقدر آن زندگی ارزش زیستن دارد.

از بین رفتن عشایر ضربه به هیمنه فرهنگی ایران

وی افزود: من در استان فارس با طایفه‌ای از طایفه عشایر حومه شهرستان نورآباد ممسنی همراه شدم ، که اسم این طایفه تیره موسی عربی بود نزدیک به منطقه فهلیان در منطقه نورآباد ممسنی و دو شب را با این عشایر در کومه‌های سنگی‌شان به سر بردم آن محل مسیر قشلاق این طایفه بود و ییلاق آن‌ها در منطقه سپیدان در منطقه گلومهر است.

مشاور رسانه ملی اظهار کرد: سعی کردم کودکانی که این طوایف داشتند و شوق آن‌ها به آموختن و همه آن ارزش‌هایی که ما می‌دانیم در زندگی عشایری است و در زندگی آن‌ها تبلور یافته بود را  تا حدودی ثبت کنم. این جامعه، جامعه‌ای کاملاً فروتن، کم توقع و به شدت مولد است. جامعه ای که هر خانوارش در یک کومه سنگی در یک سنگ چینی در ابعاد دو متر در دو متر یا حتی سنگ چینی در ابعاد یک در دو متر، چند نفری زندگی می‌کنند و همین خانواده از آب و علفی که در طبیعت وجود دارد و البته متاسفانه به خاطر خشکسالی تهدید شده است، بیش از 300، 400 گوسفند پرورش می‌دهند.

 
سلیمی با اشاره به مشکلات عشایر عنوان کرد: امروزه بزرگ‌ترین مشکل آن‌ها خشکسالی و نبود مراتع است. عشایرها دردمندی‌های بسیاری دارند مسیر کوچک و مراتع تخریب شده است. بحث‌های آب دهی و مسیر عبور گوسفندان به دلیل کم آبی با همسایگان دیگرشان دچار تنش‌ها و مشکلات زیادی شده است.

وی افزود: اما با همه این مسائل آنان فرهنگشان مثل مهمان نوازی، حجب و حیا، شرافت خانوادگی، اعتقادات عمیق دینی و اخلاقی را حفظ کرده‌اند. جالب این است که این مردمان کم توقع حتی توقعی از دولت مردان ندارند و فقط بحث‌هایشان به معیشتی کاملاً عادی محدود می‌شود که می توان با برنامه ریزی در سطح کلان برای آن‌ها برنامه داشت.

این استاد دانشگاه اذعان کرد: از بین رفتن این آخرین نسل‌های عشایر کوچ‌رو، بزرگ‌ترین ضربه‌ای که می‌زند ضربه به هیمنه فرهنگی ایران است. ما می دانیم که ایران کشوری است که در ژرف ساخت‌های فرهنگی خود کاملاً عشیره ای و روستایی است و نمی‌توانیم در ایران شخصی را نام ببریم که به نوعی حداقل با یکی از روستا زاده‌ها یا عشایر زاده‌ها در یکی از نسل‌های پیشین ارتباط نداشته باشد.

ابراهیم سلیمی ادامه داد: مقوله عشایر می‌تواند در مقوله فرهنگ و هنر بازتولید خوبی پیدا کند. چون ما در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که دوره پسامدرن به نوعی بازگشت دوباره به ریشه‌ها است. در بسیاری از مناطق جهان طی چند سال آینده مردم دوباره بازگشت خواهند داشت به آرامش و به طبیعت؛ چیزی که همین الان هم شروع شده است. می‌بینیم که در همین استان اصفهان مهاجرت به منطقه‌های خوش آب و هوای اطراف شروع شده است و این نشان می‌دهد که تمایلی به بازگشت به زندگی آن هم در طبیعت، وجود دارد.

به جشنواره‌ها و فستیوال‌ها احتیاج داریم 

عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان عنوان کرد: حالا که ما در این مقوله نسلی آماده و بسیار خوب که متاسفانه از آخرین بازمانده‌های نسل‌های عشایری است، داریم چه فکرهایی می‌توانیم بکنیم؟ امروزه ما برای نشان دادن فرهنگ عشایری به جشنواره‌ها و فستیوال‌ها احتیاج داریم ، اما بالاتر از همه این‌ها احتیاج داریم که دردمند فرهنگی داشته باشیم. بالاتر از همه این‌ها احتیاج داریم که افراد عشایر زاده‌ای داشته باشیم که برگردند، مشکلات عشایری را رصد کنند و مسائل معیشتی‌شان را تا حدودی حل کنند.

وی ادامه داد: برای مثال از مشکلات و مسائلی که همان طایفه موسی عربی که گفته شد دارند نیاز به چند تانکر آب در هفته بود که همین هم به سختی تهیه می‌شد. باید این موارد را تهیه کرد که عشایر بماند، آن فرهنگ غنی موضوعیت پیدا کند ادامه پیدا کند و بشود از این فرهنگ پاسداری کرد.

سلیمی همه مسئولان و مدیرانی که در رده‌های مختلف مرتبط با زندگی عشایری هستند مثل سازمان منابع طبیعی، محیط زیست، اداره امور عشایر در شهرها و استان‌های مختلف اداره کل امور عشایر در مرکزرا مورد خطاب قرارداد و اظهار کرد: همه را دعوت می‌کنم به التفات بیشتری از زندگی عشایر ایران. واقعاً حیف است تمام این شور و شعور، شعری که در چنین جامعه‌ای است بخاطر معضلات معیشتی از بین برود و معضلات اجتماعی بیشتری را هم به جود بیاورد، بیکاری بیشتر فرزندان عشایر چون تخصص کارهای شهری را ندارند در شهرها گاها به جرم ختم می‌شود.

این فعال فرهنگی ادامه داد: نسلی مولد که از طبیعت و در واقع از هیچ تولید می‌کنند، در بحث خرید گوشت آن‌ها معضلات بسیاری است که برایشان از نظر اقتصادی به صرفه نیست گوسفند تولید کنند و این به خاطر واسطه‌هایی است که با مصرف کننده وجود دارد. این افراد بعضاً مجبور به ترک زندگی عشایری و مهاجرت به شهرها هستند. در شهرها معضل تورم، بیکاری و حتی سبک زندگی شهری که هیچ وقت با آن زیرساخت‌ها جور در نمی‌آید باعث می‌شود که این آدم‌ها به معنی واقعی کلمه آدم‌های دربدر یا سرگردانی شوند.

 وی افزود: واقعاً می‌شود جلوی چنین معضلی را گرفت جلوی مهاجرت ناخواسته عشایر را به شهرها گرفت و از این منبع فرهنگی خوب و فربه برای بسط ارزش‌هایی که همه ما به آن ارزش‌ها معتقدیم استفاده کرد و با التفات بیشتر به آخرین نسل‌های باز مانده از عشایر ما می‌توانیم چراغ این جمعیت فعال، فرهنگی و دوست داشتنی ایران اسلامی را روشن نگاه داریم و این کار بزرگی است.

اکوتوریسم یکی از منابع درآمد  عشایر

این استاد دانشگاه با اشاره به فاصله ای که بین نسل‌های جدید عشایری و نسل‌های قدیمی که با طبیعت ارتباط وسیعی دارند، خاطرنشان کرد: از جمله دلایل این امر به نظر من این است که ما به زندگی عشایری به اندازه کافی بها نداده‌ایم. فرض کنید در حال حاضر اکوتوریسم یکی از منابع درآمد بسیاری از کشورهایی است که عشایر دارند. فرض کنید توریسمی جذب می‌شود که حاضر است مقادیر زیادی پول هزینه کند و دو سه شب واقعاً در مسیر کوچ در یک خانواده عشایری قرار بگیرد. ما برنامه خاص و عملیاتی به طور کلی در این زمینه نداشتیم.

سلیمی ادامه داد: اگر در نسل‌های امروز هم طوری به عشایر بها بدهیم که به اندازه کافی برای همه کار باشد، و احساس ارزشمند بودن به آن‌ها القا شود و همه پیش خود احساس ارزشمندی کنند. طبیعتاً عشایر نمی‌آید آب و هوای پاک و زندگی در شرایط طبیعی خود را با دود و آلودگی و سرو صدا و مشکلات شهری تاخت بزند. ما در جامعه عشایر مضیقه ها و محرومیت‌ها یا به نوعی تبیعض های بسیاری داریم و این باعث می‌شود که این‌ها سرریز شوند به سمت مناطقی که فکر می‌کنند در آن‌ها تبعیض کمترو رفاه بیشتری است.

سلیمی کوچی اظهار کرد: به هر حال تا ما از زندگی عشایری خوب تجلیل نکنیم این اتفاق نمی‌افتد و فرزندان عشایر تا احساس ارزشمند بودن در چارچوب زندگی خود نکنند به سمت شهرها سرازیر می‌شوند.

 

 منبع : ایسنا 

                               



  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :