موضوعات ‌مرتبط: سیاسی سیاست داخلی

a/87912 :کد

تحليلی از انتخابات ٩٦؛رئيس جمهور بعدی کيست؟

محمد پارسا نجفی

  جمعه ۰۸ مرداد ۱۳۹۵ — ۰۶:۵۴
تعداد بازدید : ۱۳۵۶   
 تحلیل ایران -تحليلی از انتخابات ٩٦؛رئيس جمهور بعدی کيست؟

بازار انتخابات گرچه هنوز علنی نشده اما آنچنان هم سرد نیست؛ این بار جریان ها و فعالان سیاسی، زیر پوستی دست به کار شده اند و ...

بازار انتخابات گرچه هنوز علنی نشده اما آنچنان هم سرد نیست؛ این بار جریان ها و فعالان سیاسی، زیر پوستی دست به کار شده اند و ...


مردان انتخابات ریاست جمهوری،  کدامیک پیروز میدان خواهند شد؟

حدس و گمان های بسیاری در خصوص انتخابات سرنوشت ساز 96 مطرح است؛


آیا روحانی از حضور در انتخابات منصرف می شود یا در زمان باقی مانده برنامه خاصی دارد؟

احمدی نژاد قصد دارد به سیاست باز گردد؟

کثرت نامزدها باز هم باعث شکست اصولگرایان خواهد شد؟

نامزد های اصلاح طلبان تایید صلاحیت می شوند؟

آیا انتخابات 96 برنامه های جدیدی به همراه خواهد داشت؟


اینها سوالاتی است پیرامون روز سرنوشت دولت دوازدهم .


یک سال مانده به انتخابات 92  همه نامزدها حضور خود را اعلام کرده بودند اما اینبار همه در فضایی متفاوت به سر می برند. در این زمان اندک بحث های جدی و پر حرارتی میان احزاب، جناح ها و شخصیت ها در جریان است تا بهترین راهبرد را برای کسب بیشترین نتیجه برنامه ریزی کنند.

بازار انتخابات گرچه هنوز علنی نشده اما آنچنان هم سرد نیست؛ این بار جریان ها و فعالان سیاسی، زیر پوستی دست به کار شده اند و تا جایی که می توانند به افشاء فعالیت های بازیگران عرصه سیاست و اقتصاد دست زده اند. امری که خود به نوعی خدمتی است به مردم تا بهتر بتوانند نامزدها را بشناسند و  بدانند که چه کسی شایستگی انتخاب شدن برای سکانداری دولت آینده را دارد؟


افشای حقوق های نجومی و برداشت های ظالمانه از منابع عمومی، سهل انگاری در معاهدات خارجی ، مدارک  تحصیلی جعلی بسیاری از مسئولان و صد البته افشای برخورداری از تابعیت دو گانه و در آینده چند شغله های غیر قانونی، نمونه ای از این اقدامات است.


ترسیم نمایی از انتخابات 96

اولین نفری که باید به آن پرداخت کسی نیست غیر از روحانی. سوالات بسیاری پیرامون رئیس دولت یازدهم وجود دارد؛


آیا برای دور دوم ثبت نام خواهد کرد؟

اگر حسن روحانی بخواهد در انتخابات شرکت کند سوالی بزرگ در برابر خود خواهد یافت که در فکر بیشتر مردم ایران نقش بسته است؛


اینکه دولت یازدهم تاکنون چه اقدامی اساسی برای مردم انجام داده است؟

شاید همین سوال کافی باشد که روحانی بیش از این اعتبارش را خدشه دار نکرده، وارد میدان رقابتی نشود که می تواند آماج سوالات و فشارهای بسیار باشد. چرا که به واقع اقدام خاصی برای کاهش مشکلات مردم انجام نداده تا بتواند انتظار رای دوباره آنان را داشته باشد. به راستی کدامیک از وعده های خود را به سرانجام رسانده است. صد روز که هیچ، روحانی در ده دوره صد روزه هم نتوانست کار خاصی برای حل واقعی مشکلات اساسی اقتصاد ایران انجام دهد. 


حالت دیگر این است که روحانی خود را متقاعد ساخته که می تواند بازهم اعتماد مردم را کسب کند و برای انتخابات ثبت نام نماید. در این حالت نیز یک دوراهی در برابر شیخ حقوق دان قرار خواهد داشت؛ تایید یا رد صلاحیت .


دلیل رد صلاحیت احتمالی حسن روحانی، عبور وی از خطوط قرمز ترسیم  شده توسط رهبری در خصوص برجام است. شاید برای همین باشد که وی در روزهای اخیر تلاش بسیاری انجام داده تا جایگاه بهتری در دیدگاه رهبری از آن خود سازد. دور نگه داشتن برادرش از خود و نیز دیدار های اخیر با خانواده شهدای حرم که قبلا از روحانی دیده نمی شد، در همین راستا ارزیابی می شود.


اگر روحانی در انتخابات شرکت کند و رد صلاحیت هم نشود تازه چالش های بسیاری وجود دارد که در چند ماه باقی مانده از دولت باید برآنها غلبه کند. باز هم با توجه به مدیریت ضعیفی که در سه سال گذشته داشت، به جرات می توان گفت موفقیت وی بسیار کمتر از انتخابات سال 92 است.


وی در سه سال گذشته اقدام خاصی برای حل مشکلات مردم انجام نداد غیر از اینکه همه امید خود را به لغو تحریم ها در ماجرای برجام بست اما با آنکه امتیازات بسیاری (مانند کاهش ذخایر اورانیوم و تغییر قلب راکتور اراک) داد ولی نتوانست حتی بانک های خارجی را به برقراری روابط با ایران ترغیب سازد. تنها خاصیت برجام همین  ارتباطات بانکی می توانست باشد که با فشار امریکا برای ممانعت استفاده از دلار، در مبادلات با ایران، در اصل هیج فرجی برای اقتصاد ایران حاصل نشد.


در نتیجه با عنایت به بی توجهی کامل دولت یازدهم به اقتصاد مقاومتی همچنان شاهد رکود، تورم و صد البته بیکاری و کاهش قدرت خرید مردم هستیم.

 از این رو اکثر مردم حتی نمی توانند کمترین نتیجه ای از فعالیت دولت روحانی را در سفره هایشان احساس کنند که هیچ، شرایط اقتصادی و بازار کار را بسیار بدتر از آغاز به کار دولت یازدهم می دانند. همین مورد به تنهایی بالاترین ضد تبلیغ برای وی محسوب می شود.

از این رو بسیاری از تحلیلگران اعتماد دوباره مردم به حسن روحانی را دور از ذهن و کار را برای  وی بسیار سخت می دانند.


سایرسناریوهای انتخابات سال 96

اگرچه کار برای حسن روحانی بسیار سخت است اما اصلاح طلبان گزینه های دیگری هم دارند؛


ظریف کسی است که می تواند خود را به عنوان یک نامزد معرفی کند اما ممکن است رد صلاحیت شود چرا که وی نیز از خطوط قرمز رهبری در ماجرای برجام عبور کرده است و این امر را خود به خوبی  می داند.


عارف از دیگر گزینه های مطرح می باشد. کسی که توانست سرلیست اصلاح طلبان در انتخابات مجلس و نفر اول شهر تهران باشد اما با این همه باز هم نتوانست یا نخواست حتی در هیات رئیسه مجلس جایی برای خود داشته باشد. کسی که سابقه معاون اولی رئیس جمهوری را در سابقه اش دارد و از بعد علمی نیز قوی است اما روحیه مبارزه طلبی ندارد و انگار باید همیشه نفر دوم باشد. چنین شخصیتی در عالم سیاست نمی تواند فرصتی برای اصلاح طلبان باشد تا آنها همه پشت سر چنین شخصی قرار گیرند.


جهانگیری نیز از گزینه های مطرح در برابر اصولگرایان است. با این حال وی نیز با دولت روحانی دارای اصطکاک هایی بوده است و امکان حمایت اکثر جریان های این جناح از وی بسیار کم است. مضاف بر اینکه امکان جلب نظر مردم توسط وی دور از ذهن است.


گزینه مطرح و بسیار جدی برای اصلاح طلبان اما کسی نیست جز قاضی زاده هاشمی.وزیر بهداشتی که بیشترین آمار حضور در رسانه ها و شکستن رکورد عکس و مصاحبه را در همین مدت سه ساله به خود اختصاص داده است. آنچه وی از تصمیم جدی وی برای حضور در عرصه انتخابات مطرح می سازد بیش از همه فعالیت های رسانه ای و دیدارهای خارجی است. مصاحبه 4 ساعته وی با نصرالله یکی از این موارد است. در فاجعه منا شاهد بودیم که دولت سعودی از دکتر هاشمی برای ورود به عربستان و فعالیت در شناسایی اتباع ایران استقبال کرد اما به وزیر فرهنگ ایران حتی مجوز ورود به این کشور داده نشد.


آنچه هاشمی را  امیدوار می سازد که بتواند آرا مردم را جمع کند طرح نظام جامع سلامت بود که در همان روزهای اولیه اجرایی شدن، در اصل متوقف شد. خود وزیر بهداشت در نهایت اعلام کرد: این طرح بدون حمایت بیمه های تکمیلی به نتیجه ای نمی رسد. در نهایت باز هم مردم گرفتار مشکلات بسیار شدید مالی برای درمان می باشند. از این رو تقریبا اقدام موثری در این زمینه روی نداد و هنوز هم اکثر مردم باید از خدمات نصفه و نیم بند، نه پزشکان متخصص که دانشجویان پزشکی در بیمارستان های  نه به سامان دولتی بهره مند شوند. درمان که نشده هیچ، مشکلاتی نیز به چالش های آنان افزوده می شود. 


بیمه تکمیلی به محرومان تعلق نگرفت و برای آنان که فاقد تمکن مالی برای بهره مندی از بخش خصوصی هستند کاری انجام نشد، از طب مکمل نیز تنها برای بهانه ای جهت مصاحبه استفاده کرد و در بخش دارو مردم با مشکلاتی مواجه اند که بیان آنها نیاز به طوماری دارد و صد البته کسی نیست که آنها را نداند.


همه اینها در حالیست که وزارت بهداشت تنها مسئول درمان و آموزش نیست بلکه مسئولیت اصلی آن بهداشت و سلامت مردم است اما به حدی غذا و دارو در ایران وضعیت سوال برانگیزی دارد که نخست وزیر اسرائیل به سهولت و برای سخره اعلام می کند : ما غذای مردم ایران را دستکاری و آلوده می کنیم.


حال باید پرسید آیا دکتر هاشمی در سه سال گذشته اقدام قاطعی برای تغییر اوضاع انجام داده  است؟

ما که برای این سوال پاسخی نیافتیم اما شاید اشتغال ایشان به برنامه های رسانه ای اجازه مدیریت بهتر سلامت و بهداشت کشور را نمی دهد.


وزیری که ظاهرا گرایش سیاسی ندارد اما هم از طرف جبهه پایداری و هم توسط دولت روحانی مورد حمایت است، هم رئیس و سهامدار گرانترین بیمارستان چشم تهران است که بهترین خدمات را به قشر مرفه بی درد تقدیم می کند، هم مسئول خودخوانده دفاع از دولت روحانی است. واکنش شدید وی به افشا فیش های نجمومی مدیران فاسد دولت یازدهم که انتقاد دکتر لنکرانی وزیر سابق بهداشت را برانگیخت همه در راستای فعالیتهای سیاسی وی قابل تامل است. به این جمله وزیر دقت کنید؛


مردم پیش از دولت یازدهم کف زمین زایمان می‌کردند

با تفکر در مورد این جمله به سهولت می توان به عمق دیدگاه های وی پی برد.


اما اصولگرایان چه می کنند؟

بزرگترین مشکل این جناح، نداشتن وحدت است و دقیقا برعکس اگر آنان به وحدت برسند می توانند نقش آفرین باشند. حال سوال این است؛


آیا اصولگرایان به اجماع می رسند یا بازهم کثرت نامزدها به تفرق آرا به شکست مجددشان منجر می شود؟

شاید نامزدهای تکراری مانند قالیباف و لاریجانی دیگر برای این جناح مورد توجه نباشد و این شک را بر می انگیزد که به اشخاص جدیدی رویکرد کنند؛

باقر لنکرانی وزیر سابق بهداشت یکی از گزینه هایی است که اصولگرایان می توانند در موردش به اتفاق نظر برسند.


عزت الله ضرغامی یکی از این گزینه هاست. کسی که بیشترین همکاری را با نظام در یک دهه ریاستش بر رسانه ملی داشت و اتفاقا در همین دوران توانست موجب ارتقا برنامه های این ابررسانه در زمینه های مختلف شود. تا جایی که هنوز هم جایگاه بالاتری از نظر کیفیت برنامه ها، نسبت به اسلاف و اعقابش دارد. راه اندازی خبر بیست و سی، توجه به برنامه های تولیدی و میدانی، دیدار با فعالان بخش های مختلف این رسانه و البته اعطای آزادی بیشتر برای پخش و نیز کاهش سانسور های بی مورد از مواردی است که می تواند برای ضرغامی نقطه قوت باشد.


دکتر احمد توکلی می تواند یکی از گزینه ها باشد چه آنکه هر دو جناح برای وی ارزش و اعتبار علمی قائل هستند. با این حال این مغز متفکر اقتصادی آیا می تواند آنچنان که نظر جناح های مختلف را می تواند جلب کند در کسب آرا هم موفق باشد.


باهنر و مصباحی مقدم که این روزها از فرصت فراقت از مجلس بهره مند اند، گزینه هایی برای اصولگرایانند. مصباحی در انتخابات اخیر نتوانست حتی رای لازم برای ورود به خانه ملت را از مردم تهران دریافت کند. حال آنکه سال ها نماینده مردم همین شهر بوده است. باهنر هم فعالیت اجرایی آن هم در سطح ملی نداشته است.


ضلع سوم مثلث انتخابات

در برابر اصولگرایان و اصلاح طبان اما جناح دیگری وجود دارد که تنها یک نفر عضو دارد و آن کسی نیست غیر از احمدی نژاد، مرد خبر ساز و پر حاشیه ای که هشت سال اقدامات متفاوتش کشور را در مسیر های مختلفی قرار داد و اصولا کارهایی کرد که کسی حتی به آنها فکر هم نمی کرد. مسکن مهر ، یارانه نقدی ، افشاگری های ضد مسئولان سابق، زاویه گیری در برابر مجلس ، به چالش کشیدن قدرت های جهانی بدون داشتن کمترین برنامه ای و در نهایت حمایت بی معنا از فامیلش، مشايي.


با این اقدامات، توانست چهره ای را برای خود بسازد که نه مورد حمایت جناحی است  و نه حریف ساده ای مقابل سایر رقباست. با این حال احمدی نژاد هم سدی قوی را مقابل خود دارد که تاکتیک های قدیمی اش قطعا به وی کمک نخواهد کرد. وی در زمان مسئولیتش 11 روز در اعتراض به رهبری خود را خانه نشین کرد که این قهر کردن رئیس جمهور می تواند به تنهایی دلیل کافی برای رد صلاحیت اش باشد.


اما با رد صلاحیت شدن هم می تواند به راحتی شخص دیگری را به نمایندگی از خود معرفی کند چرا  که همه می دانند حتی بدون تبلیغات، احمدی نژاد حداقل 30 تا 40 درصد آرا مردم را می تواند از آن خود کند. چیزی در حدود 10 تا 12  میلیون رای را نمی توان دست کم گرفت.

حال باید پرسید احمدی نژاد که با استفاده از مفاهیم پوپولیستی مشهور است، اما هنوز نیامده خود را در برابر جملات زهراگین رقبا می بیند،چه کسی را به عنوان نماینده اش معرفی خواهد کرد؟

                               

  محمد پارسا نجفی
 
  آدرس ایمیل : parsanajafi@outlook.com
  آدرس سایت/وبلاگ:
پیامهای بازدید کنندگان
  علی اکبر
  جمعه ۱۵ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۵:۱۷
مطلب خواندنی و قلم روانی داشت. تحلیل قابل عنایت و قابل توجهی هست. به نظر الان بجز جریان احمدی نژاد و روحانی فضا در مورد افراد دیگه روشن نیست. البته بجز قاضی زاده هاشمی . ایشون به نظرم از هر دو طیف اصولگرا و اصلاح طلب میتونه رای داسته باشه. ظریف بعیده این دوره کاندید بشه . مصباحی مقدم خیلی شناخته شده برای جوانها نیست. باهنر هم فاقد جذابیت و پایگاه مردمیه. در مورد احمدی نژاد و روحانی با شما هم نظر هستم. البته در مورد بقیه هم کم و بیش هم نظر هستم.
  سعید
  دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۵ - ۰۱:۱۵
سلام، یادداشت تون در باب انتخابات آینده رو خوندم. مساله مناقشه برانگیز و جذابی رو انتخاب کرده بودید. انشاالله قسمت های بعدی همین موضوع رو هم شاهد باشیم��
  رضا
  یکشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۵ - ۰۲:۰۲
سلام و درود بر آقای نجفی! تحلیل خوبی ارائه کردی اما به دو جناح محدود شده است. در حکومت های تک حزبی که ظاهر خود را در قالب دموکراسی پنهان می کنند همیشه برگ برنده ای هم هست که آخرین لحظه رو می شود. شاید فرد مورد نظر از نزدیکان بیت رهبری و مشاوران معظم الله باشد. ناطق نوری، ولایتی، جلیلی و... مقابل اینها می توان ظریف، عارف و قالیباف را اضافه کرد. لاریجانی، رضایی، حداد عادل هم که همیشه در صحنه هستند...


  ارسال نظر جدید:
      نام :        (در صورت تمایل)

      ایمیل:      (در صورت تمایل) - (نشان داده نمی شود)

     نظر :