به نام رفیق به کام رقیب

محمد پارسا نجفی
    •••••  شنبه ۰۸ آبان ۱۳۹۵ — ۰۵:۱۸ کد مطلب : 104640/a   

 

نتیجه کمکی که ایران به صنایع ترکیه کرد این بود که دقیقا رقیب اول و جدی ایران در بازارهای هدف کشورمان تبدیل شد آن هم در کالاهایی کاملا مشابه .


در سال 1392 اردوغان در سفر به تهران توانست تواقفنامه ای را به امضا رساند که بر اساس آن شرکت های ترکیه بتوانند با تعرفه ای کمتر، محصولات خود را به بازار ایران صادر کنند. اکنون نزدیک به سه سال از اجرای آن می گذرد و باید دید چه فرصت ها و چالش هایی برای تولید و صنعت ایران به همراه داشته است.


ظاهر قضیه، چنین بود که این توافقنامه می تواند به توسعه روابط اقتصادی و صنعتی و همکاری مشترک کمک موثری خواهد کرد. البته اساس توافق های ترجیحی میان کشورها نیز برای نیل به سود متقابل و برداشتن موانع همکاری ها و تعامل برای هم افزایی و گاه تسخیر بازارهای ثالث است که در شرایط عادی هر یک به تنهایی نمی توانستند با مزیت اقتصادی به آن وارد شوند اما سوال های مهمی در این باره به فکر متبادر می شود ؛


کدام یک از مزیت های فوق  برای شرکت های تولید کننده ایرانی تاکنون سودآور بوده است؟


یا غیر از واردکنندگان از ترکیه چه شرکت ها یا صنایعی از این توافق تجارت ترجیحی سود بردند ؟


شاید سوال را کمی تلطیف تر کنیم وضعیت بهتر مشخص شود؟ کدام صنایع تولیدی از این توافقنامه بین دو کشور زیان جدی نبردند؟


تا آنجا که نگارنده تحقیق کرده این توافقنامه بیشتر به افزایش میزان واردات کالاهایی منجر شد که فناوری خاص یا پیچیده ای نیز در آن مشاهده نمی شود و امر سودآور تنها برای دولت ترکیه و شرکت هایی بود که به این دولت مالیات می دهند. بیشتر واردات ایران از ترکیه نه مواد اولیه و نه محصولاتی با فناوری بالا بلکه کالاهای صرفا مصرفی و ساده است. حال آنکه این کشور به وارد کردن مواد خام مانند مواد معدنی و مواد بالا دستی مانند محصولات اولیه پتروشیمی و نیز انرژی بسنده کرده است.


از صنایع پارچه و منسوجات تا تولید UPVC همه و همه اعلام می کنند که از این روند متضرر شده اند. حتی بدون این توافقنامه هم شرکت های ترکیه در رقابتی نفس گیر با شرکت های ایرانی توانسته بودند گوی سبقت را بربایند و بازارهای صادراتی ایران را به دلیل تحریم ها به چنگ آورند. اما بعد از این تجارت ترجیحی یک طرفه آنها در بازار ایران هم توانستند به دامپینگ دست بزنند و این واقعا شگفت انگیز است. این توافقنامه توانست پاداش بزرگی با تولید کنندگان ترکیه باشد که میخ آخر را به تابوت صنایع رقیب در ایران وارد کنند.


رقابتی بدون رفاقت
نتیجه کمکی که ایران به صنایع ترکیه کرد این بود که دقیقا رقیب اول و جدی ایران در بازارهای هدف کشورمان تبدیل شد آن هم در کالاهایی کاملا مشابه .برای مثال در بازار عراق ، آسیای میانه ، روسیه ، قفقاز و کشورهای حوزه خلیج فارس ترکیه توانست جایگزین ایران شود و پای تولید کنندگان ایرانی را از بازار این کشورها کوتاه کند. برای مثال بازار کاشی و سرامیک جمهوری آذربایجان و حتی کشوری در حد افغانستان در اختیار تولید کنندگان ایرانی بود. اما  شرکت های ترک با حمایت دولت آنکارا توانستند بر این بازارها مسلط شده و در کنار عملکرد ضعیف ایرانی ها ، این بازارها از دست بخش تولید و صادرات کشورمان خارج شد.همین روند در مورد کشورهای حوزه خلیج فارس هم تکرار شد.


این روند به کاهش شدید صادرات و متعاقب آن کاهش روز افزون و کاملات محسوس تولید در کشور منجر شد. البته مشکلات اقتصادی و رکود در کشور و نیز بحران تحریم ها سهم زیادی در مسایل کشور دارد اما اگر همین تجارت ترجیحی نیز به خوبی مدیریت می شد می توانست هم افزایی برای همکاری در بازارهای مشترک انجامد ولی دقیقا برعکس رخ نمود. در نهایت در چند سال اخیر هر چه بر میزان واردات ایران از ترکیه افزوده می شود از میزان تولید صنایع ایرانی نیز کاسته می شود که بخش عمده آنها صنایعی است که تولیدات مشابهی با محصولات وارداتی از آن کشور دارند.  


آیا باز هم نباید در این توافق تجارت ترجیحی یک طرفه تجدید نظر کرد یا همچنان از این توافقنامه حمایت نمود؟

 

در شرایطی که تولید کنندگان ایرانی به شدت با رکود و مشکلات ناشی از تحریم های داخلی و خارجی  دست و پنجه نرم می کنند چرا باید به واردات کالاهایی که تولید مشابه داخلی دارند از ترکیه آن هم با تعرفه ای پایین تر از سایر کشور ها ادامه داد و به دولت جنگ افروز آن کمک کرد ؟