یاد باد آن روزگاران یاد باد

تحلیل ایران
    •••••  چهارشنبه ۰۶ شهریور ۱۳۹۸ — ۰۰:۱۲ کد مطلب : 149524/a   

از ابتدای کوچه که شروع به حرکت می کردی هرچه به انتها نزدیک تر میشدی انس ات با خانه ها،درخت ها، جوی آب خنک پیاده رو و دیوارهای آجری اش بیشتر می شد بچه ها مشغول بازی بودند و سراغ خانه ای را که می گرفتی فورا نشانی می دادند.
گاهی یکی دوعابر نا آشنا به رسم ادب سلامی می گفتند و جویای احوال می شدند، یعنی دوست عزیز ما اهل محل را خوب می شناسیم تو غریبه ای کمکی اگر هست درخدمتیم اگر نه .....

حالا اما هرچه قدم برمی دارم هیچ کس نیست نه عابری که نشانی از منزل دوست بدهد، نه کودک خردسالی که صدای شادی اش خواب میان روز همسایه ها را آشفته کند گرچه تا دلت بخواهد خواب همه آشفته است! نه خواب، بیداری هم سامان گذشته را ندارد!
دیگر به ندرت همسایه ای از حال همسایه با خبر باشد. آن وقت ها، نه خیلی دور همین چند سال پیش خودمان حال و هوای دل مردم جور دیگری بود؛ دغدغه ی سفره و نان و لباس بود اما راه گشایش هم باز بود.کاسب محل حساب سالش را نزد حاج آقای مسجد انجام می داد و اهل محل هم نمازگزار همان مسجد بودند‌‌.
یکی دیگر از همسایه ها بخشی از خانه اش را وقف ائمه(ع) کرده بود تا کسی بی سرپناه نماند. دیگری نذر داشت برای بچه های فلان محله و مدرسه کیف و کفش و لباس و کتاب می فرستاد....... اما حالا.......

فاصله ها هر روز بیشتر می شود، دور و دور و دورتر یکی به سختی لقمه نانی برای شام خانواده اش مهیا کرده و دیگری سفره می چیند به طول دل نگرانی پدری برای خرج تحصیل فرزندش، کاسب محل می گوید هشتش گرو نه اش شده و آنقدر بدهی دارد که حسابی نمانده. راست و دروغش با خودش اما سوال اینجاست چرا صف های نماز اینقدر خلوت شده اند ... گویا اوضاع اقتصاد و معیشت جز نان شب دارد ایمان مردم را هم در خود می بلعد《 فقر از هر دری که وارد شود ایمان از در دیگر خواهد گریخت۱》
دین به جای خود انسانیت کجا رفته است !!؟؟ هیچ کس در شهر حال دیگری را نمی پرسد رسم ادب کجاست!؟ یاد باد آن روزگاران یاد باد

۱- حضرت علی (ع)