تاثیر نگرش به تجربه جنگ، با نظر به حوادث اجتماعی و نظامی اخیر

محمد درودیان
    •••••  چهارشنبه ۰۲ بهمن ۱۳۹۸ — ۱۶:۱۶ کد مطلب : 152567/a   

حوادث سه گانه اخیر شامل: «واکنش جمعی و یکپارچه جامعه ایران به ترور شهید سلیمانی»، «اراده و جسارت تصمیم گیری ایران برای حمله موشکی به پایگاه های آمریکا در عراق»، همراه با « واکنش جامعه ایران به خطای انسانی در سقوط هواپیمای اوکراین»، این قابلیت تاریخی و راهبردی را دارد که همواره به صورت پیوسته و یا جداگانه، با رویکردها و در زمینه‌های متفاوت، بازتفسیر شده و یا مورد مناقشه قرار بگیرد.

پیش از این در پاسخ به این پرسش که؛ «تجربه جنگ با عراق، چگونه و چه زمانی تاریخی خواهد شد؟»، تصوّر می‌کردم با «تغییر نسل» و شکل گیری اولویت‌های جدید، همچنین «وقوع جنگ جدید»، تجربه جنگ با عراق تاریخی خواهد شد. از همین منظر، در نقد و بررسی رویکرد و روش تاریخ‌نگاری جنگ، بر این موضوع اصرار و تأکید داشتم که تجربه جنگ با عراق، باید پاسخ‌گوی نیازهای آینده باشد تا از این طریق میراث گذشته حفظ و تاریخ در تاریخ محصور نشود. در چارچوب مفروض یاد شده و با نظر به پرسش از چگونگی تاریخی شدن تجربه جنگ با عراق، این پرسش وجود دارد که؛ کنش‌های سه گانه اخیر، چه نسبتی با رویکردها و روش‌های بررسی تجربه جنگ با عراق داشته است؟ بعبارت دیگر؛ روش مواجهه با مسئله جنگ ایران و عراق در سه دهه گذشته، بر اساس رویکردهای سه گانه، شامل: تاریخی، سیاسی و معنوی، چگونه بر ادراک جامعه ایران از مولفه های قدرت نظامی و مواجهه با شرایط و بحران‌های امنیتی و نظامی، تاثیر گذاشته است؟

به نظر می رسد رویکرد و روش جاری در بررسی تجربه جنگ با عراق، از طریق تاریخ‌نگاری مناقشه آمیز و یا ترویج ارزش‌ها و تأثیرات فرهنگی و معنوی در جامعه، با نظر به حوادث سه گانه که مورد اشاره قرار گرفت، دو نتیجه متفاوت را به همراه داشته است: واکنش جامعه ایران به ترور شهید سلیمانی، حاصل رویکرد ارزشی- معنوی به تجربه جنگ است که با تجلیل از فرمانده میدان و عملکرد وی در حوزه امنیت همراه شد، در حالیکه واکنش جامعه ایران به سقوط هواپیمای اکراینی، به دلیل عدم اهتمام به بررسی جنگ، بعنوان یک مسئله استراتژیک و الزامات شرایط نظامی و جنگ است.