فوتبال و جلوگیری از مافیای قدرت

تحلیل ایران
    •••••  ﺳﻪشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۳ — ۰۰:۰۰ کد مطلب : 163/a   

فوتبال و جلوگیری از مافیای قدرت و ثروت

در ورزش و فعالیتهای فرهنگی–اجتماعی، فوتبال به دلیل استقبال بیش از حد مردم و جامعه، از محبوبیت بالایی برخورداراست. این ورزش مردمی متأسفانه چند سالی است که به دلیل تزریق بی رویه پول و قدرت از حالت مردمی خارج شده و به صورت مافیای قدرت و ثروت درآمده است و خالی شدن ورزشگاهها، حضورافرادی خاص و ثابت در پست های فنی و مدیریتی در باشگاههای بزرگ فوتبال، نبوداستعدادهای درخشان و افول شدید فوتبال پایه کشور، ازدستاوردهای مافیای فوتبال ایران بوده است.

باشگاههای بزرگ و مردمی کشور دیگر به فکر ساخت استعدادها نیستند و تلاش برای حفظ موقعیت افراد خاص و به فراموشی سپردن آینده فوتبال ازاین باشگاههای مردمی، سبب نبود پشتوانه جوانان و استعدادها شده است و آقایان صاحب ثروت و قدرت بیشتر نگران حضور خود در این باشگاه ها هستند تاآینده فوتبال کشور و متأسفانه مافیای ثروت و قدرت فوتبال کشور را به قهقرا برده است.

بی شک در ابتدای فصل 93 حضور برخی آقایان در باشگاههای بزرگ کشور،این حقیقت را نمایان ساخت که آنان به فکر آینده باشگاه ها نبودند، بلکه بیشتر به فکر جذب بازیکنان گران قیمت و حفظ نتایج کسب شده هستند. شایداگر نگاهی به کسب نتایج بد باشگاه بزرگ مردمی پایتخت افکنده شود، بتوان فهمید که وضعیت این باشگاههادر فوتبال پایه و کسب نتایج پیروزمندانه، چقدر تنزل کرده است. تنزلی که دستاورد آن مافیای ثروت و قدرت در باشگاه های مردمی بوده است.

بی شک دوران طلایی فوتبال ما در دهه های 60 و 70 بعدازپیروزی انقلاب اسلامی ایران، مرهون زحمات مربیان زحمتکش و دلسوزی مانند مرحوم دهداری بوده است که به دور از حاشیه و کانونهای قدرت، توانست استعدادیابی  را در فوتبال ما ترویج دهد و در دهه 70 نیز زحمات حسین حبیبی، محمد مایلی کهن و... در استعدادیابی و تشکیل یک ترکیب طلایی برای فوتبال جایگاه ما را در تیمهای فوتبال برتر آسیا مطرح ساخت. اماازدهه 1380 و تزریق پولهای کلان به باشگاهها و دستمزدهای میلیونی و میلیاردی به بازیکنان؛ فوتبال ما را به قهقرا کشاندو مربیان به ظاهر موفق ایرانی نیز جایگاهشان فقط در لیگ برتر بودند نه در فوتبال آسیا و سطح فوتبال ماازآسیا فراتر نرفت و حتی در بین تیمهای آسیایی نیز ما نتوانستیم در جام ملتهای آسیا مقامی بهتر از سومی را به دست آوریم.

سلطان ها و ژنرالهای فوتبال ما،در مافیای فوتبال گرفتار شدند و نتوانستند فراتر از آسیا بروند. لذا بهتر است مجلس و دولت محترم فکری اساسی برای فوتبال بنماید. فوتبالی که اخیراً در سطح پایه شکست های مفتضحانه ای از تیمهای گمنام آسیایی خورد تا زنگ خطر را برای فوتبال ما به  صدا درآورد.

بهترین راهکار مهم دور کردن فوتبال از مافیای ثروت و قدرت است و تا زمانی که این پولهای بی رویه به بازیکنان فوتبال تزریق می گردد، نباید انتظار کشف مستعدین فوتبال و حتی باشگاههای حرفه ای و باکیفیت داشت.

باید به سطح عموم جامعه رفت تا مستعدین فوتبال را پیداکرد ولی لایه مافیایی نمی گذارد که این اکتشاف هاصورت پذیرد. بی شک مافیا،فساد را به دنبال خواهد داشت و فساد مالی در فوتبال یعنی تنزل و عقب گرد و این زنگ خطری است برای آینده که فوتبال ایران به سطح دوم و حتی سوم آسیا سقوط خواهدکرد.

فروغ مربیان جوان در فوتبال ایران

بی شک شکست استقلال و پرسپولیس در جام حذفی توسط یک تیم شهرستانی با مربی خلاق و آینده داری چون یحیی گل محمدی و صعود نفت تهران به صدر جدول و نیمه نهایی جام حذفی توسط مربی دیگری یعنی منصوریان، نویداز ظهور دو مربی قرمز وآبی آینده دار در فوتبال ایران میدهد.

مربیانی که باکمترین ادعا و بضاعت و با حضور بازیکنان جوان و مستعد،دو قدرت فوتبال ایران یعنی استقلال و پرسپولیس را چه در لیگ برتر و چه در جام حذفی شکستدادند.

دوندگی،تاکتیک پذیری و پشتکار جوانان نفت تهران و ذوب آهن اصفهان در این چند هفته مثال زدنی است. چرا که برخی از آنان بازی باخته را به برد تبدیل کردند و رؤسای محترم باشگاههای بزرگ و فدراسیون فوتبال بدانند که فوتبال ما نیاز به پوست اندازی دارد و در سطح مربیان نیز باید نسل جدیدی قدرت بگیرند که مستحق آن هستند.

نتایج ضعیف تیمهای بزرگ تهرانی و فرافکنی مربیان دو تیم در کسب این نتایج،این واقعیت را نشان میدهد که نباید فوتبال را به مافیاو رانت جویی تبدیل کرد و باید اجازه داد که مربیان جوان و با استعداد فوتبال ما نیز فرصت سرمربیگری تیمهای بزرگ را پیدا نمایند.

ظهور مربیان جوانی چون رسول خطیبی،علی منصوریان و یحیی گل محمدی نوید از یک نسل جدیدی از مربیان مستعد در فوتبال ماست که میتوانند در لیگ برتر رشد کرده و ذخائر مهمی برای آینده مربیگری فوتبال ایران باشند.

در یک نسل پیش نیز مربیانی چون قلعه نوئی و دایی چنین رشدی داشتند که در حال حاضر با غروب و نزول مواجه شده اند. پس باید به فکر لایه اندازی در فوتبال کشور افتاد تا فرصت برای دیگران که مستحق این مهم هستند پیش آید.

بازیکن خوب یا مربی خوب!

در فوتبال کشور بازیکنان خوبی وجود داشتند که تاریخ بازیگری آنان درخشان است اما کمتر بازیکنانی بودند که هم بازیکن خوبی بودند و هم مربی فنی و کار بلد باشند،بی شک در طول چند دهه گذشته مربیانی چون علی پروین، پرویز مظلومی، منصور پورحیدری،امیر قلعه نویی، محمد مایلی کهن،از جمله این مربی–بازیکنانی بودند که در هر دو نقش موفق بودند و افتخارات متعددی را برای فوتبال کشور چه در سطح مربی گری و چه در سطح بازیگری به ارمغان آوردند.

اما به نقل از ناصر ابراهیمی، مربی پیشکسوت باشگاه شاهین و پرسپولیس قرار نیست که هر بازیکن خوب، مربی خوب شود و مربیگری هوش،استعداد و مدیریت خاص خود را دارد و با بازیگری فوتبال کاملاً متفاوت است. اخیراً نیز بازیکن بزرگ فوتبال ما کریم باقری اذعان داشته که علاقه ای به مربیگری ندارد چرا که دوست دارد همان افتخارات بازیگری راداشته باشد.

در طول چند سال اخیر بازیکنانی بودند که باافتخارات بازیگری خود، به جمع مربیان پیوستند و باسروصدای فراوان و پرطمطراق وارد عرصه مربیگری شدند. اما نه تنهاافتخاری کسب نکردند بلکه تیم های مربوط خود را در کسوت سرمربی گری به قهقرا کشاندند و ضعیف ترین نتایج را برای باشگاه های پرطرفدار خود رقم زدند.

نکته جالب اینکه این به ظاهر مربیان موفق! اصرار بیش از حد دارند که در کسوت مربیگری باقی بمانند در حالی که بهتر بود آنان به دنبال تجارت و داد و ستد خود در کسوت تاجر مشغول بودند تا مربیگری! لذا باید به این نکته توجه داشت که باشگاه های پرطرفدار و مردمی کشور و فدراسیون فوتبال، به این مربیان ناموفق و ضعیف میدان ندهند تا جای مستعدین فوتبال کشور را بگیرند چرا که کاملاً مشخص است که آنان به دنبال شهرت و ثروت اندوز ی از باشگاه ها می باشند نه مربیگری!

نویسندگان : آزاده حسینی، اسماعیل دانشور