زراد خانه اتمی فرانسه و کمک به اسرائیل، هند و پاکستان

مهرداد صادقی
    •••••  شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۳ — ۱۷:۵۱ کد مطلب : 1833/a   

وضعیت زراد خانه اتمی فرانسه و کمک های آشکار و پنهان هسته ای به  اسرائیل, هند و پاکستان

 بازدارندگی هسته ای : فرانسه حاضر نیست گارد اتمی خود را پایین بیاورد.

ـ جزئیات زرادخانه هسته ای فرانسه برای نخستین بار روز نوزدهم فوریه توسط فرانسوا اولاند رئیس جمهور این کشور بر ملا شد. اولاند در جریان بازدید از پایگاه نیروی هوایی ایستر ضمن اشاره به ابعاد تازه زرادخانه هسته ای فرانسه بر عزم پاریس جهت بالا نگه داشتن قدرت هسته ای در شرایط فعلی تاکید کرد. رئیس جمهور فرانسه در این سخنان در حالی از دراختیار داشتن سیصد کلاهک هسته ای توسط کشورش خبر داد که تا پیش از این تصور می شد فرانسه صاحب دست کم سیصد و پنجاه کلاهک هسته ای است.  فرانسه در سال 1992 دارای 450 کلاهک هسته ای بود اما طی دهه گذشته موشک های بالستیک هسته ای سطح به سطح خود را منهدم ساخت و تعدادی از بمب های هسته ای اش را که به وسیله هواپیماهای جنگنده حمل می شدند از بین برد.

تمایل به شفاف سازی در خصوص  دکترین و ماهیت زرادخانه هسته ای و نیز برملا کردن تلاش های انجام شده در راستای خلع سلاح, معمولا با راز و رمزی که کشورها به دلایل امنیت ملی حول جزئیات سلاح های هسته ای خود میپیچند در تضاد است. اما علیرغم تمایل رئیس جمهور فرانسه برای شفاف سازی در زمینه سلاح های اتمی همچنان نکات مبهمی در خصوص ابعاد واقعی زرادخانه هسته ای این کشور باقی است. ابتدا بهتر است به اطلاعاتی بپردازیم که از ماهیت و ابعاد تسلیحات هسته ای فرانسه در دسترس است :

حدود سیصد کلاهک هسته ای به ادعای اولاند در اختیار فرانسه است . این میزان تقریبا برابر با آنچیزی است که نیکلا سازکوزی پیش از این در سال 2008 از آن سخن به میان آورده بود یعنی در اختیار داشتن کمتر از سیصد کلاهک هسته ای. بنا به گزارشی که در سال 2010 توسط مجلس سنای فرانسه منتشر شد این کشور به عنوان امضاء کننده پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای موسوم به ان پی تی از زمان پایان جنگ سرد تاکنون میزان وحجم تسلیحات هسته ای خود را به نصف تقلیل داده است.

برنامه بازدارندگی هسته ای فرانسه که از سوی مقامات این کشور کاملا دفاعی معرفی شده بر دو محور مشخص بنا شده است : نخست استفاده از ظرفیت زیردریایی های هسته ای که تحت نظارت و کنترل نیروی استراتژیک عمل کننده در اقیانوس موسوم به (FOST) قرار دارد و دوم اتکا بر نیروی هواییِ راهبردی در این کشور. زیردریایی های هسته ای فرانسه که حامل کلاهک های هسته ای قاره و اقیانوس پیما هستند عمدتا در پایگاه های نیروی دریایی واقع در جزیره "لونگ" Longue (سواحل غرب فرانسه) مستقر شده اند. نیروی راهبردیِ هوایی نیز ماموریت تجهیز هواپیماهای جنگنی این کشور را به موشک هسته ای (ASMP) بر عهده دارند.

بر اساس گزارش اخیر رئیس جمهور فرانسه, این کشور دارای سه محموله موشک هسته ای شانزده تایی است ( بالستیک قاره پیما) که توسط زیر دریایی ها حمل می شوند. البته این زیر دریایی ها که وظیفه حمل و پرتاب موشک های هسته ای را برعهده دارند جدا از شش زیر دریایی تهاجمی هستند که خود از قدرت هسته ای برخوردار بوده اما موشک های اتمی با خود حمل نمی کنند. علاوه بر این پنجاه و چهار موشک حامل کلاهک هسته ای نیز در اختیار نیروی بازدارنده هوایی است که وظیفه حمل و پرتاب آنها به طور مشخص به هواپیماهای ضربتی و شکاری سپرده شده است.

گفتنی است برای سال 2015 میلادی بودجه ای معادل دو دهم درصد از تولید ناخالص داخلی یعنی سه و نیم میلیارد یورو به برنامه هسته ای نظامی فرانسه اختصاص یافته که معادل 11 درصد از کل بودجه همین سال وزارت دفاع این کشور است .

اما آن دست از اطلاعات مربوط به زرادخانه هسته ای فرانسه که به دلیل دارا بودن ماهیت استراتژیک هنوز ابعاد واقعی آن فاش نشده عبارتند از :  شمار تسلیحات و کلاهک های هسته ای که هنوز به مرحله استقرار یا استوک نرسیده / مکانی که سلاح های عملیاتی در آنجا واقع شده است و نیز راهبرد درنظر گرفته شده برای فرایند تخریب و منهدم کردن این سلاح ها.

اولاند که ریاست ستاد کل ارتش فرانسه  را نیزدراختیار دارد در گزارش اخیر خود از وضعیت زرادخانه اتمی کشورش با اشاره به این نکته که زمان و دوره بازدارندگی هسته ای هنوز سپری نشده است شرایط و اوضاع موجود در جهان را توجیجی مناسب برای کوتاه نیامدن در این زمینه تلقی کرده است. وی معتقد است گرچه فرانسه در معرض تهاجم مستقیم نظامی قرار ندارد و دشمن مشخصی را نیز در مقابل خود نمی بیند با این حال در شرایط فعلی به هیچ وجه قصد پایین آوردن گارد هسته ای خود را ندارد. او برای توجیه این استدلال خود تلویحا به برنامه هسته ای ایران, بحران اوکراین, پیدایش نیروهای اسلامگرای افراطی موسوم به داعش و نیز تهدیدهای کره شمالی اشاره می کند.

رئیس جمهور فرانسه در خصوص برنامه هسته ای ایران به صراحت از موضع گیری کشورش طی سالهای اخیر سخن گفته که به اعتقاد وی این جهت گیری همواره بر مذاکره و نیز فشار به ایران برای متقاعد کردن این کشور به دست کشیدن از برنامه نظامی هسته ای و عدم دستیابی به سلاح اتمی استوار بوده است. به گفته اولاند فرانسه با برنامه هسته ای غیر نظامی ایران موافق است و نه با سلاح هسته ای. وی در عین حال با تکرار مواضع بد بینانه غرب نسبت به ایران تاکید کرده  : " مشکل اینجاست که ایران هنوز به ما نشان نداده است که قصد دارد از دستیابی به سلاح هسته ای صرف نظر کند اما به محض اینکه این مسئله را اثبات کند تواقع منعقد خواهد شد".                     .

از سوی دیگر تاکید بر اصل شفاف سازی در خصوص مشخص شدن ماهیت و اندازه زرادخانه های هسته ای در سطح جهان در حالی از سوی اولاند مورد تاکید قرار گرفته که به اعتقاد وی چشم انداز رو به گسترش فعلی در این زمینه برای صلح جهانی بسیار خطرناک توصیف شده است. به گفته رئیس جمهور فرانسه طی بیست سال اخیر کشورهای تازه ای توانسته اند به عنوان قدرت هسته ای خود را در سطح جهان مطرح کنند و تعداد دیگری از کشورها نیز در پی دستیابی به این قدرت نظامی هستند. این سخنان در واقع به دسته بندی صورت گرفته در سازمان ملل متحد برای مشخص کردن قدرت های هسته ای جهان اشاره دارد که بر مبنای آن پنج کشور چین / آمریکا / روسیه / فرانسه  و انگلیس به عنوان قدرت های بلامنازغ هسته ای در جهان شناخته شده اند. در کنار این پنج قدرت, کشورهایی نظیر اسرائیل / هند / پاکستان و کره شمالی وجود دارند که به تازگی از ظرفیت بالای تسلیحات هسته ای برخوردار شده اند اما هنوز رسما به ماهیت و جزئیات آن اعتراف نکرده اند.

رژیم صهیونیستی در اختیار داشتن زرادخانه هسته ای خود را هرگز نه تایید کرده و نه تکذیب.  بر اساس آمار منتشر شده توسط برخی منابع آگاه, این رژیم بالغ بر چهارصد کلاهک هسته ای در اختیار دارد که قادرند توسط  محموله  های موشکی دوازده تایی به انضمام هواپیماهای جنگی و نیز سکوهای موشکی دریایی پرتاب شوند. هند و پاکستان هر دو در سال 1998 دست به یک سری انفجارهای هسته ای آزمایشی زدند تا از این طریق ظرفیت و قدرت خود را در ساخت سلاح اتمی به رخ بکشند. کره شمالی نیز طی سه نوبت در سالهای 2006 / 2009 و 2013 اعلام کرد که زراد خانه هسته ای خود را مورد آزمایش قرار داده است.

 رد پای فرانسه در تشکیل و گسترش زرادخانه ای هسته ای اسرائیل / هند و پاکستان

اسرائیل با دارا بودن نزدیک به چهارصد کلاهک هسته ای قابل حمل توسط موشک های بالستیک / ناوهای و هواپیماهای جنگی در حال حاضر یکی از بزرگترین قدرت های هسته ای در خاورمیانه به حساب می آید. بر اساس اطلاعات منتشر شده / تل آویو بین ششصد و نود تا نهصد و پنجاه کیلوگرم پلوتونیوم تولید میکند و همچنان به این روند خود ادامه میدهد. این حجم تولید امکان ساخت سالانه ده تا پانزده بمب اتمی را فراهم کرده است . این بمب ها از نظر قدرت تخریب مشابه بمب هایی است که ناکازاکی را در ژاپن ویران ساختند. 

نیروگاه دیمونا یک مرکز هسته ای است که در صحرای نگیو در سیزده کیلومتری جنوب منطقه دیمونا در فلسطین اشغالی واقع شده است.  این مرکز هسته ای از بدو تاسیس تاکنون کانون و محور اصلی توسعه برنامه هسته ای اسرائیل به حساب می آید. اسرائیل بدون آنکه به فعالیت های فوق سری این مرکز هسته ای که دارای اهداف نظامی است اعتراف کند همواره ماهیت وجودی این مرکز را تایید کرده است.

مرکز هسته ای دیمونا در سال 1958 با مشارکت فعال فرانسوی ها و در چارچوب پروتکل های موسوم به سه ور به صورتی محرمانه و خارج از نظام بازرسی آژانس بین المللی انرژی اتمی ساخته شده است. اسرائیل بدون آنکه به فعالیت های فوق سری این مرکز هسته ای که دارای اهداف نظامی است اعتراف کند همواره ماهیت وجودی این مرکز را تایید کرده است. رآکتور دیمونا در سال 1963 به منظور تولید مقادیر لازم پلوتونیوم جهت مجهز ساختن ارتش اسرائیل به بمب اتمی قبل از جنگ شش روزه راه اندازی شد.

مشارکت فرانسه در برنامه هسته ای اسرائیل

همانطور که در بالا اشاره شد فرانسه از جمله مهمترین شرکا و حامیان اسرائیل برای مجهز ساختن تل آویو به یک برنامه هسته ای پیشرفته محسوب میشود.

پس از جنگ دوم جهانی و انفجار دو بمب اتمی در هیروشیما و ناکازاکی / بن گوریون که به اهمیت زرادخانه اتمی و سلاح های هسته ای پی برده بود از سال 1949 آغاز به راه اندازی برنامه هسته ای در اسرائیل کرد. او در این مسیر توانست در سال 1956 کمکهای بسیار محرمانه ای از فرانسه دریافت کند. پاریس در ازای این کمک از اسرائیل قول گرفت که تصمیم برای ساخت بمب اتمی در فلسطین اشغالی با تایید و اجازه فرانسه همراه باشد.

در سال 1961 ژنرال دوگل تصمیم گرفت هرگونه کمک کشو رش به اسرائیل در جهت ساخت کارخانه جداسازی و استخراج پلوتونیوم را متوقف کند اما در عین حال قول داد همچنان به تعهدش برای اتمام ساخت رآکتور دمونای هشت پایبند باشد.

در واقع برای ریشه یابی برنامه هسته ای در اسرائیل به هیچ وجه نمیتوان از زمینه همکاری دیپلماتیک و نظامی بسیار نزدیک میان فرانسه و رژیم صهیونیستی پس از جنگ دوم جهانی چشم پوشی کرد. این کمک ها عمدتا در چارچوب پروتکل و یا توافق نامه های موسوم به سه ور پایه ریزی شد.

اساس این همکاری ها پیش از همه به روابط نزدیک میان سوسیالیست های فرانسه و سران احزاب کارگری در اسرائیل  باز میگردد. فرانسه که به تدریج تاثیر و نفوذ خود را در دو کشور سوریه و لبنان تضعیف شده می دید تلاش میکرد با نزدیک شدن به تل آویو همچنان پایگاهی برای خود در منطقه داشته باشد تا از این طریق در رقابت با آمریکا و انگلیس بر سر کنترل هیدروکربور و سوخت عقب نماند. به این ترتیب تل آویو به سرعت به عنوان یکی از متحدین پاریس در منطقه خاورمیانه تبدیل شد. این حلقه اتحاد که از سال 1956 با بحران سوئذ تنگ تر و مستحکم تر شده بود اسرائیل را به حمایت از متحد اروپایی خود بر ضد مصر واداشت. در مقابل / فرانسه به طور محرمانه تکنولوژی لازم برای ساخت رآکتور هسته ای در منطفه دیمونا را در اختیار اسرائیل گذاشت. به موازات ساخت سایت دیمونا که مهندسین فرانسوی در آن مشارکت قابل توجهی داشتند / محققان و دانشمندان هسته ای اسرائیل از سوی فرانسوی ها دعوت شدند تا با حضور در صحرای الجزایر آزمایش های هسته ای فرانسه را از نزدیک تجربه کنند.

در میان سردمداران مطرح اسرائیلی که در تعامل با فرانسه نقش عمده ای در تهیه و تدارک برنامه نظامی هسته ای داشتند میتوان از شیمون پرز نام برد. وی در سال 1953 به عنوان مدیر کل وزارت دفاع منصوب شد. پرز در این سمت تلاش بسیاری جهت خرید سلاح برای رژیم نوپای صهیونیستی به خرج داد. او در سال 1964 با سفر به پاریس با وزیر و مدیران کل وزارت کشور فرانسه دیدار و ملاقات کرد. وی در این ملاقات ها تفاهم نامه های همکاری با سرویس های اطلاعاتی فرانسه برای مبارزه با دشمن مشترکشان مصر که از سوی پاریس به حمایت از استقلال طلبان الجزایری متهم بودند به امضا رساند.

تلاش های پرز بسیار مثمر ثمر واقع شد به گونه ای که علاوه بر نقش غیر قابل انکار فرانسوی ها در ساخت نخستین رآکتور هسته ای در اسرائیل / پرز موفق شد قرار داد خرید هواپیمای جنگی میراژ3 را که از جمله هواپیماهای جنگی واکنش سریع است با شرکت فرانسوی داسو که در زمینه هوانوردی فعالیت میکند به امضا برساند.

در اینجا لازم است به پروتکل های سه ور نیز اشاره ای داشته باشیم :

 این تفاهم نامه ها که هفت بند را شامل میشدند, زمینه توافقی سه جانبه را میان فرانسه / اسرائیل و انگلیس فراهم میکردند. نشست نمایندگان سه طرف پروتکل بیست و یک تا بیست و چهار اکتبر 1956 به صورتی محرمانه در ویلای دورافتاده یکی از دوستان وزیر دفاع وقت فرانسه در منطقه سه ور واقع در حومه جنوب غربی پاریس برگزار شد. طبق مفاد این پروتکل که در سه برگ تهیه شده بود / مقرر شد اسرائیل ابتکار راه اندازی جنگی در صحرای سینا را به دست گیرد تا چند روز بعد از آن فرانسه و انگلیس نیز وارد کارزار شوند. در مقابل / اسرائیلی ها از فرانسه خواستند اراضی فلسطین اشغالی را از طریق هوا و دریا پوشش امنیتی دهند / به نیروی هوایی اسرائیل هواپیماهای واکنش سریع و به ارتش نیز تانک های سبک تحویل دهند و در نهایت تکنولوژی لازم جهت راه اندازی برنامه نظامی هسته ای و ساخت رآکتور دیمونا را در اختیار تل آویو قرار دهد.

اسرائیل علاوه بر فرانسه از کشور آلمان نیز تجهیزات نظامی زیادی در جهت تقویت زرادخانه هسته ای خود دریافت کرده است. هفته نامه اشپیگل سال گذشته فاش کرد که برلین سه زیر دریایی را به رژیم صهیونیستی فروخته در حالی که میدانسته این زیردریایی ها قرار است به بمب های اتمی مجهز شوند. این هفته نامه آلمانی در مقاله معروف خود نوشته بود :

آلمان که خود عضو گروه قدرت های بزرگ جهانی مذاکره کننده با تهران موسوم به پنج به اضافه یک  بر سر برنامه هسته ای ایران است ( پنج عضو دائم شورای امنیت به اضافه آلمان ) در سال 2005 شش فروند زیردریایی از نوع دلفین را با علم به اینکه تل آویو آنها را مجهز به سلاح های اتمی می کند به اسرائیل فروخته است. این زیر دریایی ها بلافاصله بعد از تحویل مجهز به موشک های کروز با کلاهک اتمی شدند.

همکاری و کمک های هسته ای فرانسه به هند و پاکستان :

به دنبال توافقنامه همکاری ششم سپتامبر 2008 میان گروه کشورهای دارای تکنولوژی هسته ای با هند / مجلس نمایندگان کنگره آمریکا نیز در همین ماه امضا توافقنامه همکاری هسته ای با این کشور را برای یک دوره چهل ساله تصویب کرد که در آن انتقال تکنولوژی ها و امکانات لازم برای تکمیل برنامه هسته ای هند از جمله رآکتورهای هسته ای پیش بینی شده بود. این توافقنامه ها عملا به 34 سال تحریم هسته ای هند پایان داد و رسما مهر تاییدی بود بر به رسمیت شناخته شدن هند به عنوان یک قدرت هسته ای.

به موجب این تصمیم فرانسه نیز وارد کارزار شد و با امضای توافقنامه همکاری با هند زمینه انعقاد قرار داد همکاری هسته ای میان آروا ( گروه صنعتی فرانسوی فعال در بخش انرژی هسته ای ) و شرکت هندی متخصص در برنامه هسته ای را فراهم کرد. این توافقنامه فرانسه را متعهد به همکاری با هند برای ساخت دو رآکتور هسته ای در این کشور کرد. بدین ترتیب به دنبال منع تحریم های هسته ای هند از سوی آمریکا این کشور فرانسه بود که بیش از دیگر کشورها در انتقال تکنولوژی و تجهیزات لازم برای توسعه برنامه هسته ای هند حتی در جهت نظامی آن نقشی غیر قابل انکار داشت.

در همین راستا فرانسه همین سیاست را در قبال رقیب سنتی هند یعنی پاکستان در پیش گرفت و با توجه به رقابت تسلیحاتی میان این دو کشور نهایت استفاده را از فروش تکنولوژی و تجهیزات هسته ای به پاکستان برد. این در حالی صورت گرفت که قانونا انتقال هر نوع تکنولوژی  هسته ای به پاکستان با توجه به این که این کشور پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای را امضا نکرده بود ممنوع بود.

نخستین گفتگوها در خصوص این همکاری هسته ای که در رسانه های فرانسوی و پاکستانی منعکس شد در جریان ملاقات پانزده مه 2009 میان نیکلا سازکوزی رئیس جمهور فرانسه و آصف علی زرداری در الیزه صورت گرفت و به نوعی علنی شد. پس از این دیدار وزیر امور خارجه پاکستان رسما اعلام کرد که پاریس پذیرفته است که فنآوری هسته ای غیر نظامی را به پاکستان منتقل کند. مقامات فرانسوی بعدا اعلام کردند گفتگوها صرفا در خصوص همکاری در جهت امنیت فعالیت های صلح آمیز هسته ای بوده است.

علیرغم ممنوعیت اعلام شده برای انتقال فن آوری هسته ای به پاکستان منابع نزدیک به الیزه پس از این دیدار تصریح کردند سارکوزی تاکید دارد آنچه برای هند صورت گرفته بایست برای پاکستان نیز اتفاق بیافتد

البته در این میان نباید از کمک های برخی دیگر از کشورهای اروپایی به پاکستان برای تکمیل فرایند غنی سازی اورانیوم و برنامه هسته ای این کشور چشم پوشی کرد. برخی منابع به طور مشخص به چند شرکت آلمانی که اورانیوم غنی شده در اختیار پاکستان قرار داده و نیز یک شرکت بلژیکی که تاسیسات تولید پلوتونیوم را به پاکستان منتقل کرده اند اشاره کرده اند.

با این وجود بسیاری از تحلیلگران همچنان معتقدند بمب های اتمی موجود در پاکستان و اسرائیل در حد بسیار زیادی مرهون کمک های هسته ای آشکار و پنهان فرانسه است . تاریخ نشان داده منافع علمی و اقتصادی پاریس گاها ایجاب میکرده است تا در برحه هایی پیمان های بین المللی را نادیده بگیرد. از جمله این پیمان ها بی شک موافقتامه های مربوط به ممنوعیت تجهیز کشورهایی همچون پاکستان است که پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای را امضا نکرده اند.

از نمونه های بارز این مدعا میتوان به توافق سال 1976 پاریس با پاکستان بر سر فروش یک کارخانه بازفراوری پلوتونیوم اشاره کرد. این توافق در زمان یاد شده نگرانی های زیادی را در واشنگتن برانگیخت.